با آغاز ماه مبارک رمضان سال 1357، مقطع حساس دیگری از تاریخ انقلاب اسلامی آغاز شد. مناسبتهای شب قدر، شهادت حضرت علی(ع) و عید فطر در این سال رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته بود. پس از عید فطر سال 1357 که 13 شهریور در تپههای قیطریه اقامه شد، اولین تظاهرات میلیونی مردم تهران شکل گرفت. روی کارآمدن دولت آشتی ملی شریف امامی و تغییرات ظاهری برای آرام کردن مردم و نزدیکی به روحانیان و مراجعی که رویه ملایمتری داشتند برای حکومت این امیدواری را به وجود آورده بود که اوضاع قابل کنترل خواهد بود؛ ولی تشدید فعالیت امام و بروز واقعه روز 17 شهریور در میدان ژاله، این امیدواریها را از میان برد.
امام خمینی هم در تمامی قضایا با صدور پیام و ایراد سخنرانی، رهبری و هدایت جریان نهضت را که در حال تبدیل شدن به انقلاب بود در دست داشت ایشان در کمتر از یک ماه (شهریور) پیامهای زیر را صادر کرد:
1 ـ پیام به مناسبت فاجعه سینما رکس آبادان (31 مرداد)
2 ـ پیام به مناسبت روی کارآمدن دولت شریف امامی (16 شهریور)
3 ـ پیام تبریک عید فطر (15 شهریور)
4 و 5 ـ دو پیام به مناسبت کشتار مردم تهران در میدان ژاله تهران در 17 شهریور (18 شهریور و 21 شهریور)
6 ـ اعلام عزای عمومی (23 شهریور)
7 ـ مصاحبه با خبرنگاران رادیو و تلویزیون فرانسه (23 شهریور)
8 ـ پیام به مناسبت وقوع زلزله طبس (27 شهریور)1
دولت شریف امامی برای مقابله با این هدایت و رهبری2 سیاست متضاد را در پیش گرفت:
1 ـ نزدیکی به شخصیتهای روحانی میانهرو
2 ـ فشار بر دولت عراق و بحران ایجاد محدودیت در فعالیتهای امام خمینی
برای انجام مورد اخیر وزیر خارجه ایران به عراق اعزام شد که نتیجه مذاکرات او با مقامات عراقی به محاصره منزل امام از اول مهر ماه سال 1357 منجر شد.
انتشار خبر محاصره منزل امام خمینی در ایران انعکاس سریع و وسیعی داشت در همین ارتباط حاج احمد خمینی طی تماس تلفنی با آیتالله محمد صدوقی اظهار کرد خانه امام خمینی بشدت تحت محاصره است و حتی تهدید به قتل هم شده و جان امام در خطر است. 2
انتشار اخبار محاصره منزل امام، علما و مراجع را به تکاپو واداشت. در همین ارتباط تلگرافهای متعددی از سوی شخصیتها به سفارت بغداد در تهران در اعتراض به تضییقات به وجود آمده، مخابره شد.
دیدار رئیس سازمان امنیت عراق با امام
مقامات عراقی نخست یکی از اطرافیان امام را برای بیان روشن نظرات خود درباره فعالیتهای امام احضار کردند. پیام عراقیها این بود که امام از کارهای سیاسی که باعث تیرگی روابط عراق و ایران میشود خودداری و در صورت ادامه فعالیت، خاک عراق را ترک کند. 3 چند روز بعد رئیس سازمان امنیت عراق ـ سعدون شاکر ـ به خدمت امام رسید. خود ایشان میفرماید:
رئیس اطلاعاتشان پیش من آمد و راجع به این که شما ملت ایران را تبلیغ نکنید شما فعالیت نکنید، ما تعهداتی داریم نسبت به دولت ایران. من گفتم که خب شما تعهداتی نسبت به دولت ایران دارید، اما من نسبت به آن تعهد ندارم و ما هم تعهداتی، نسبت به اسلام و نسبت به ملت خودمان داریم. ما به کار خودمان ادامه میدهیم. شما هر کاری که میخواهید بکنید. گفت آخر شما هی اعلامیه میدهید، یک روز یک نوار میفرستید و چه میکنید. شما کمش کنید. گفتم نه. من اعلامیه میدهم، نوار هم پر میکنم و میفرستم، منبر هم اگر رفتم صحبت میکنم. اینها چیزی است که من نمیتوانم کنارشان بگذارم. او هم رفت و بعد تشدید کردند به طوری که من دیدم اینها دیگر تحمل مطلب را ندارند و پیشتر او این را گفته بود که فلانی حالا هیچ، اما شماها (رفقای ما) را چه خواهیم کرد. من دیدم که ممکن است یک وقتی اینها به رفقای ما تعرضی بکنند و ما هم مقصدی (مکانی) پیشمان مطرح نیست. ما میخواهیم کارمان را انجام بدهیم. 4
پس از این ملاقات دوباره یکی از اطرافیان امام به بغداد احضار شد و تصمیم آخر مقامات عراقی مبنی بر اخراج امام از این کشور به او گفته شد و در مراجعت، گذرنامههای امام و همراهانش را هم با خود آورد، یکی از شاهدان عینی درباره تشدید محاصره منزل امام در نجف میگوید:
«... دیدیم در بسته است و پلیس و نیروهای بعثی عراق با سلاحهای آشکار خودشان برخلاف معمول در بیرونی و اندرونی منزل امام را بستهاند و ایستادهاند و به هیچکس اجازه ورود نمیدهند برخورد ماموران عراقی بسیار خشن و تند بود ... به هیچوجه اجازه عبور و مرور مردم را از جلوی خانه امام نمیدادند و سعی میکردند کسانی را که در آن میخواستند رفت و آمد کنند از یک کوچه موازی کنار کوچه امام هدایت کنند که حتی کسی از جلوی خانه امام رد نشود ... 5»
مخالفت کویت
با فراهم شدن زمینه لازم برای خروج امام و همراهانش از عراق، امام خمینی تصمیم گرفت از راه کویت به سوریه برود، زیرا ویزای کویت تهیه شده بود. 6 حاج احمدآقا مابقی جریان را چنین روایت میکند:
... با اجازه امام، تصمیم معظمله مبنی بر سفر به کویت، به دوستان نزدیکشان درنجف گفته شد ـ به هفت هشت نفر از خصوصیترین افراد ـ بلافاصله 2 دعوتنامه برای من و امام به وسیله یکی از دوستانمان در کویت تهیه شد. (نام فامیل ما مصطفوی است؛ بنابراین دولت کویت تشخیص نداده بود) 3 ماشین سواری تهیه شد و فردای آن روز پس از نماز صبح حرکت کردیم. در یکی از ماشینها من و امام و در 2 تای دیگر دوستان ...
صبحانه در یک قهوهخانه صرف شد؛ نان و پنیر و چای. نماز ظهر در مرز عراق به امامت امام خوانده شد. از مرکز شخصی آمد که خلاصه صحبت یک ساعتهاش این بود که ورود [به کویت] ممنوع ...7
مهاجرت به فرانسه
پس از چند ساعت معطلی، امام و همراهانش در مرز، با مشایعت ماموران عراقی عازم بصره و از آنجا بغداد شدند. امام خمینی به پیشنهاد حاج احمد کشور فرانسه را برای عزیمت انتخاب کرد. امام خمینی در پاسخ یکی از خبرنگاران در تاریخ 7/10/1357که دلیل اقامت ایشان در پاریس را جویا شده بود، گفتند:
اول قصد داشتم از راه کویت به سوریه بروم. کویت با این که ویزا داشتم را هم نداد و گفت احساس خطر میکند، حتی اجازه عبور تا فرودگاه را برای خود خطرناک خواند. به همین دلیل آمدم در کشوری که این چنین نباشد و اگر بتوانم در کشوری اسلامی به فعالیتهای الهی خود ادامه دهم خواهم رفت. آمدن به اینجا علت خاصی ندارد. 8
با عزیمت امام خمینی از عراق و استقرار در فرانسه (روز جمعه 14 مهرماه 1357) دور جدیدی از مبارزات علیه حکومت پهلوی آغاز شد. انتشار خبر ورود ایشان به پاریس، موجی از شادی در ایران پدید آمد و به نگرانی و اضطراب مردم ایران و علاقهمندان نهضت اسلامی در سراسر جهان که پس خروج ایشان از عراق در 13 مهر 1357 از سرنوشت وی بیاطلاع بودند، پایان داد. 9
هراس رژیم
همزمان با این رویداد، دستگاه اطلاعاتی و امنیتی شاه در هراس بود که نکند از یکی از مرزها امام خمینی وارد ایران شود. در یک گزارش سری موجود در پرونده امام خمینی در این مقطع، ساواک به بررسی وضعیت کشورهایی که ممکن است امام در آن کشورها اقامت کند پرداخته و گزارش بررسی خود را به نظر محمدرضا پهلوی رسانده است. در یکی از فقرات این گزارش وضعیت ایران مورد بررسی قرار گرفته است: با توجه به این که در یک سال اخیر، تبلیغات زیادی به نفع وی [امام] در ایران صورت گرفته و برای او، این اعتماد حاصل شده که داخل ایران، طرفداران زیادی دارد. احتمال دارد که ناگهان تصمیم بگیرد همراه با اطرافیان خود به ایران بیاید. او در این خصوص بر این باور تکیه دارد که وجود طرفداران زیاد او در ایران پشتوانهای برای فعالیت آزادانه او برای تعقیب هدفهایش در کشور خواهد بود. در هر صورت ورود امام به ایران و فعالیت آزادانه وی حتی یک روز هم به مصلحت حکومت پهلوی نبود به همین دلیل تدابیر بازدارندهای اتخاذ شد. نخست به مرزهای ورودی کشور دستور آمادهباش داده شد که در صورت ورود امام او را توقیف و سپس وی را از مرز ورودی به وسیله هواپیما یا هلکوپتر به یک پادگان نظامی مطمئن در تهران منتقل کنند تا تحت مراقبت شدید قرار گیرد. برای مقابله با حرکت مردم، نیروی نظامی و انتظامی در وضعیت آمادهباش قرار داشته باشند تا در صورت لزوم مردم را سرکوب کنند. ضمن اخطار به مراجع تقلید، دستگیری کلیه طرفداران شناخته شده امام در سراسر کشور تصمیم دیگر رژیم بود. 12 در صورتی که امام کشوری غیر از ایران را برای اقامت انتخاب میکرد، اقدامات دیگری میبایست اتخاذ میشد.
1 ـ آمادهباش نیروهای نظامی برای سرکوب مردم
2 ـ تدارکات لازم برای کنترل و کسب اطلاعات مخالفان حکومت
3 ـ اقدامات لازم از طریق وزارت خارجه برای جلوگیری از فعالیت مخالف حکومت ایران از سوی امام خمینی در کشوری که اقامت کرده است. 13 در همین ارتباط در15/7/1375 دستوری به شرح زیر برای مرزهای ورودی صادر شد:
«به فرموده مقرر است کارمند مسئول در آن سازمان قبل از نشستن پروازهای خارجی در فرودگاه حاضر و پس از فرود هواپیما بلافاصله به داخل هواپیما مراجعه و به طور غیرمحسوس مسافرین را چک نموده و چنانچه خمینی در هواپیما بود، کلیه مسافرین را از هواپیما پیاده و نامبرده در هواپیما نگهداری شده و سپس با یک فروند هواپیمای هلیکوپتر نظامی به مرکز اعزام و چگونگی را در اسرع وقت تلگرافی اعلام نمایند.» 14
در پی استقرار امام خمینی در فرانسه برخی شخصیتها با ارسال تلگرام به رئیسجمهوری عراق نسبت به اخراج امام از این کشور اعتراض کردند و علما و مراجع تقلید، فضلا و مدرسان حوزه علمیه قم علمای شهرستانها، اساتید دانشگاهها و ... با ارسال تلگرام به رئیسجمهوری فرانسه رعایت آداب میهماننوازی نسبت به امام را خواستار شدند. متن تلگرام آیتالله العظمی مرعشی نجفی چنین است:
حضرت والری ژیستکار دستن رئیسجمهوری فرانسه
بعد از تحیات وافره میهمان محترمی به آن جناب و ملت فرانسه وارد شده و آن حضرت آیتالله خمینی دامت برکاته که از نظر جامعه روحانیت شیعه و ملت مسلمان جهان خاصه عالم تشیع از احترام خاصی برخورداند. لذا روحانیت رجای واثق دارد که حضرت عالی و ملت نجیب فرانسه میهماننوازی را به حد اعلا به مرتبه کمال برسانید؛ موجب شادی ملت مسلمان ایران و جامعه روحانیت است. 15
مراجع عظام تقلید، علما و فضلای حوزههای علمیه در قم و شهرستانها هم با ارسال تلگرام به امام خمینی ضمن آرزوی سلامتی برای وی خواستار بازگشت ایشان به ایران شدند. 16 بدون تردید سفر امام خمینی به پاریس و اقامت یکصد و هجده روزه ایشان در روستای نوفل لوشاتو از مهمترین رویدادهای تاریخ انقلاب اسلامی به حساب میآید. این سفر به تعبیر رهبر فقید انقلاب از جمله مسائلی بود که هیچ اراده ما در آن دخالت نداشت، هر چه بود و تاحالا هر چه هست و از اول هر چه بود، با اراده خدا بود. 17
این سفر، معادلات سیاسی را در سطح ملی و بینالمللی به نفع مبارزات ملت ایران علیه استبداد سلطنتی و تسلط خارجی تغییر داد و در شرایطی که فشار سیاسی، تمامی نیروهای مبارز درون کشور را سرکوب ساخته بود، انتقال مرکز انقلاب به پاریس، محمدرضا پهلوی و حامیانش را در موقعیت آسیبپذیری قرار داد و جنبش را به سطح بسیار بالایی ارتقا داد. 18 امام خمینی در فرانسه، بمراتب آزادی عملی بیشتر از نجف داشت، تا سخنرانی کند و نوار کاست پیامهای خود را به ایران بفرستد، از انقلابیون پذیرایی کند و اعلامیه منتشر سازد:
از این گذشته هیات پیرمردی 76 ساله که گویی از جهان دیگر به حومه پاریس آمده [و در منزل آقای عسگری در روستای نوفل لوشاتو مستقر شد، 19] به درخت سیبی تکیه میدهد و هر پیامش در ایران حرکتی به دنبال دارد، انبوه خبرنگاران را به حومه پاریس کشانده بود. 20
2 هجرت با برکت
امام خمینی در جریان تبعید خود از ایران 2 هجرت داشته است؛ هجرت نخست در 13 مهر 1344 از ترکیه به عراق و هجرت دوم در 13 مهر سال 1357 از عراق به فرانسه.
دوران اقامت اجباری ایشان در عراق یک دستاورد مهم برای انقلاب اسلامی داشت.
این دستاورد مهم طرح بحث ولایت فقیه یا حکومت اسلامی بود که ایشان در اولین سخنرانی خود پس از استقرار در نجف اشرف سرآغاز این بحث را چنین بیان کردند: اسلام برنامه زندگی دارد. اسلام برنامه حکومتی دارد. 21 آغاز درس ولایت فقیه از سوی امام دور جدیدی از مراحل نهضت اسلامی بود که پس از نفی حکومت موجود ـ سلطنتی پهلوی ـ در جریان قیام 15 خرداد سال 1342 و کاپیتولاسیون به منظور ارائه حکومت جایگزین نظام موجود بود.
ایشان در این دوره به طراحی نظامی پرداختند که میبایست جایگزین نظام شاهنشاهی شود. در مقطع بعدی ـ اقامت در فرانسه ـ وجه توجه ایشان تشکیل حکومت اسلامی بود، که تنها با از میان رفتن سلطنت محمدرضا پهلوی امکان تحقق داشت. برای آن که هیچ راه بازگشتی برای حکومت باقی نماند، قانون مشروطیت را از مشروعیت انداخت. 22
فرارسیدن ماه محرم به مبارزات مردم ایران به رهبری امام خمینی شور و هیجان بیشتری داد تظاهرات روزهای تاسوعا و عاشورا ـ 19 و 20 آذر 1357 ـ و اربعین ـ 29 دیماه 1357 ـ بهترین نشانههای عدم مشروعیت حکومت بود. تغییر سریع دولتها، تشکیل دولت نظامی به ریاست ارتشبد غلامرضا ازهاری، خروج محمدرضا پهلوی از ایران در 26 دیماه، امکان تصور ادامه سلطنت پهلوی ر از بین میبرد. اوج استیصال شاه در سخنرانی پیش از خروجش از کشور با جمله «من صدای انقلاب شما را شنیدم» مشاهده شد.
اعلامیه خلع محمدرضا پهلوی از سلطنت از سوی استادان و فضلای حوزه علمیه قم و سایر شهرستانها در این مقطع انتشار یافت. همزمان امام خمینی هم راهکارهای علمی تشکیل حکومت اسلامی را فراروی مردم مسلمان ایران قرار میداد. در پیام 13 صفر (22 دیماه) رئوس برنامههایی که میبایست مرحله به مرحله تا تشکیل حکومت اسلامی اجرا شود، اعلام شد اندکی بعد، آیتالله مرتضی مطهری که برای دیدن امام به پاریس رفته بود، مامور تشکیل شورای انقلاب شد 23 و سرانجام در 12 بهمن ماه 1357 امام خمینی با وجود مخالفت آمریکا و کابینه بختیار، در اقدامی شجاعانه پا به خاک میهن گذاردند.