تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۲۰۱۸۹۹

على نیک‌خواه
بیش از سه قرن از درگذشت علامه محمد باقر مجلسى مى‌گذرد ولى نام و نقش او در جامعه دینى همچنان زنده و پویاست. جهت گیریهاى علامه مجلسى در عرصه اجتماعى و سیاست یکى از جنبه‌هاى بارز این دانشمند عظیم است. مجلسى از معدود فقها و محد ثانى است که به خاطر برخى از ابتکارهاى علمى اش مانند تدوین بزرگترین و جامع‌ترین و متنوع‌ترین دایره المعارف حدیثى شیعه یعنى بحارالانوار و بعضى از رفتارهاى سیاسی- اجتماعى وفرهنگى موثر و گسترده‌اش نظیر حضور در دستگاه حکومتى ونفوذ در حاکمان صفوى و ستیز با صوفیه و فلسفه و حکمت یونانى بیگانه از دین اسلام توجه علماى دینى و روشنکفران مسلمان وحتى بسیارى از خاورشناسان را به خود جلب نموده است. اندیشه و رفتار سیاسى علامه مجلسى از موضوعات بحث‌انگیز در میان محققان و نویسندگان است. برخى او را به دلیل تلاش فراوان و طافت فرسایش در ترویج مذهب تشیع و دفاع از عقاید امامیه عالمى متعصب به شمار آورده و دیدگاه‌هاى علمى و عملکرد سیاسى او را نظیر صوفى ستیزى و فلسفه گریزى و هم کارى با سلاطین مورد انتقاد قرار داده‌انددر برابر این گروه از منتقدان شمار زیادى از دانشمندان شیعى علامه مجلسى را با القاب و اوصاف اغراق‌آمیز ستوده و رفتارهاى سیاسی- اجتماعى او را مثبت و منطبق با شرایط و متقضیات زمان ارزیابى کرده‌اند.(1)
ولادت- تحصیلات: علامه محمدباقر مجلسى در سال 1307 هـ-ق در اصفهان به دنیا آمد یعنى یک سال قبل از مرگ شاه عباس صفوی. وى از همان اوان کودکى تحت تاثیر پدر دانشمند محمد تقى مجلسى و در سایه توجه خاص آن بزرگوار باهوش سرشار و استعداد خداداى و پشتکار مخصوص به خود به تحصیل علوم متداوله عصر در حوزه علمى و پررونق اصفهان پرداخت. علامه در دوران جوانى خود از محضر اندیشمندان وعالمانى عالى‌قدر همچون ملاعبدا... شوشتری، شیخ عبدا... جابرآملی، شیخ على جبل عاملى وسایر بزرگان دین به ویژه فقیه و حکیم و لحدث نامى ملامحسن فیض کاشانى بهره‌هاى کافى برد(2) شهرت علمى مجلسى در حوزه علمیه اصفهان وانتشار آن در سایر شهرهاى ایران و بلاد شیعه نشین عربى سبب شد تا بسیارى از طلاب علوم دینى به ویژه طالبان علم حدیث راهى اصفهان شده و در محضر درس این محدث بزرگ حاضر شوند به گونه‌اى که مجمع علمى وى از شلوغ‌ترین و پر رونق‌ترین مجامع علمى آن دوران بوده است. بنابر نقل سید نعمت‌الله جزایرى و میرزا عبدالله صفهانى تعداد شاگردان علامه مجلسى بالغ بر هزار نفر بود. اسامى برخى از شاگردان علامه عبارت‌اند از:
1- سید نعمت‌الله جزایرى صاحب انوار نعمانیه متوفى 1112 ه-ق
2- سید محمد حسین خاتون‌آبادی، مولف حدائق المقربین متوفى 1116 ه-ق
3- میرزا عبدالله اصفهانى صاحب ریاض العلماء متوفى 1130 ه-ق
4- تیغ حر عاملی، صاحب وسائل الشیعه متوفى 1104 ه- (3)
2- تالیفات علامه:‌در بین علماى امامیه دو تن به کثرت تالیفات و تصنیف شهرت دارند نخست علامه حلى که کتابها و رسایل‌هاى زیادى نوشته است و دیگر علامه مجلسى که تعداد آثارش بیش از دویست جلد کتاب و رساله است. آثار علامه مجلسى به زبان‌هاى عربى و فارسى است که مى‌توان به تالیفاتى نظیر حیاه‌القلوب، شرح کتاب روضه کافی، عین الحیاه، بحار الانوار(که مشهورترین و مهمترین اثر علامه مجلسى است و مشتمل بر 110 جلد است)، کتاب توحید وعدل و ...(4)
لازم به توضیح است که مستند آراء واندیشه‌هاى سیاسى علامه مجلسى در چهار اثر معروف او یعنى بحارالانوار، مرآت العقول، عین الحیات وعین الیقین یافت مى‌شود که این چهار اثر معرف دیدگاههاى فقهی، اصولی، کلامى و سیاسى وى مى‌باشد.
3- اندیشه سیاسی: عصرى که علامه در آن مى‌زیست عصر تهاجم مکاتب و مرامهاى گوناگون به مکتب تازه به رسمیت یافته تشیع در ایران بود علامه کوشش نمود در بعد سیاسى واجتماعى مذهب تشیع را تبلیغ وترویج نماید.
حکومت و انواع آن: مهم‌ترین اصل و دلیلى که در باب ضرورت حکومت به آن استناد مى‌شود اصل فطرى وغریزى جامعه پذیرى و مدنى بالطبع بودن انسان است(5) از دیدگاه مجلسی، حیات اجتماعى مردم و دوام و بقاى نوع بشر وابسته به رعایت این اصل است(6) مجلسى در اثبات ضرورت حکومت که شانى از شوون نبوت وامامت است با استناد به احادیث امام صادق(ع) علت نیاز انسان به نبى وامام را بر اساس حکمت و مصلحت خداوند، هدایت مردم مى‌داند: “هر آنچه مصلحت ایشان در آنست و باعث نفع ایشان است راهنمایى کنند به چیزى که باعث بقاى نوع ایشان در آنست و ترک آن موجب فناى ایشان است.”(7)
وى براساس حدیث مذکور ضرورت حکومت و وجود حاکم عادل را براساس مدنى بالطبع بودن انسان نتیجه گرفته و مى‌نویسد: “بدان که حضرت در این حدیث اشاره به دلیل دیگر نیز فرموده که چون انسان مدنى بالطبع است و هر فردى به دیگرى در امور معاش و معاد خود محتاج‌اند پس ایشان را حاکمى را باید باشد که منازعات آنها را حل و فصل نماید به نحوى که حیفى و میلی(ظلمی) در حکم او نباشد.(8)