صالح اسکندری
پدیدارشناختى انتخابات 24 اذر مسبوق به فهم کنشهاى درونى و بیرونى جریانات سیاسى کشور است. اصولا جامعهشناسى سیاسى در پى استفاده از الگوهاى تحلیلى جامعهشناختى در بحث مناسبات قدرت درون جامعه است. صرفنظر از اینکه روشهاى کنونى براى درک رفتارهاى احزاب و گروههاى فعال در کشور صحیح است یا اشتباه، باید به این نکته اشاره کرد که توصیفات تحلیل کنشهاى جریانات سیاسى کشور پیش از انتخابات کمک شایانى به این پدیدارشناختى خواهد کرد.
این روزها لیست جامعتین وضعیتى مرجع یافته است. گروههاى همسو و حتى گروههاى غیرهمسو با جامعه روحانیت مبارز تهران و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با دخیلکردن و مشارکتدادن نامزدهاى جامعتین، لیستهاى خود را بستهاند. هیچ لیستى نیست که با لیست جامعتین همپوشانى نداشته باشد. در لیست گروههاى همسو مثل «خبرگان و کارآمدی»، «نخبگان حوزه و دانشگاه» ولیست گروههاى غیرهمسو مثل«اعتماد ملی» نیز وضع به همین منوال است. علت اصلى مرجعیت لیست جامعتین را بایستى در عقبه علمی، سیاسى و تشکیلاتى این دسته از علماى طراز اول کشور جستجو کرد. به هر حال هم «جامعه روحانیت مبارز» و هم «جامعه مدرسین» علىرغم سابقه طولانى فعالیت سیاسى قبل و پس از انقلاب، توانستهاند با پرورش نیروهایى عالم و باتقوا در عرصههاى مختلف سیاسى کشور نقش شایان توجهى را بازى کنند و به نوعى اقبال عمومى را با خود همراه نمایند.
از سویى اجماع و توافق گروههاى همسو و غیرهمسو بر لیست جامعتین حاکى از آن است که این لیست قادر است انعکاسدهنده نظرات و منویات این گروهها در مجلس خبرگان باشد. در حاق حقیق، این توافق ضمنى گروههاى سیاسى کشور مبین جامعیت لیست جامعتین است که توانسته جریانات سیاسى مختلف را تا درجه مطلوبى اقناع نماید. جامعیت لیست جامعتین، نشان مىدهد که مىتوان با ائتلاف مناسب، مولفین منافع که همان جریانات سیاسى کشور هستند را بر یک نقطه مشترک متقاعد کرد. این موضوع، منافى رقابت احزاب نیست بلکه پدیده نوینى است که مطالعات وثیقى را مىطلبد.
اما درباره انتخابات شوراها، آنچه بیش از همه توجهات عمومى را جلب مىکند چیدمان نامزدها در لیستهاى مختلف است. دوم خردادىها با نگاه به تجارب گذشته لیست خود را بستهاند. چهرههاى سیاسى در لیست دوم خردادىها بسیار کمفروغ هستند و این وجهه اجتماعى افراد است که مد نظر طراحان لیست بوده است. در واقع بارها به این نکته اشاره شده بود که در سطوح تحلیل پدیدهها باید دقت کرد و انحراف در فهم نوع پدیده باعث ناهمگونگى در کنشهاى تبعى مىشود. شوراها در جمهورى اسلامى با توجه به وظایفى که قانون اساسى براى این نهاد معین کرده است بیشتر یک پدیده اجتماعى است تا سیاسی.
دوم خردادىها در دور اول شوراها با خطا در تحلیل این پدیده، سیاست بازى و سیاستزدگى را پیشه کردند و نتیجه این اشتباه در تحلیل را نیز با شکست در دور دوم انتخابات شوراى شهر لمس نمودند. دوم خردادىها با درسى که از این شکست گرفتهاند امروز وجهه اجتماعى لیست خود را پرفروغ کردهاند و از چهرههاى تند سیاسى در لیستشان خبرى نیست.
اما اصولگرایان نیز که هر روز به ائتلاف نزدیکتر مىشوند موضوع چالشبرانگیزى را در کار تشکیلاتى خود تجربه مىکنند و آن میزان توان و نفوذ بزرگان اصولگراست. بزرگان اصولگرایى که گاهى متانت بیش از حد آنها تاملبرانگیز است. به هر حال تشکیلات و سازمان جزو لاینفک نیروهاى اجتماعى در همه جاى دنیاست. احزاب که از تجلیات نیروهاى اجتماعى هستند قاعدتا مىبایست ساماندهى بیشترى داشته باشند.
و نکته واپسین، مردم هستند که با کثرت در حضورشان پاى صندوقهاى راى در 24 آذر مىتوانند به این رقابت جدى سیاسى پاسخ دهند و منتخبین خود را به مجلس خبرگان و شوراهاى شهر و روستا بفرستند. این کثرت حضور نتیجهاى ندارد جز وحدت در امور که به سامانى کشور در همین وحدت معنا مىشود.
والسلام