تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۲۰۱۹۳۲
هادى محمدىفر مقدمه با تحولى که دررنسانس پیش آمد، نگرشى جدیدى در هستى بشرى به وجود آورد . با افول قدرتهاى شرقى و اسلامى قدرتهاى غربى در جهان به یکه تازى پرداختند و با غارت کشورهاى جهان سومى و تبدیل آن به مستعمرات خود به قدرت مقدمات سیطره خود را فراهم نمودند. بعدها نیز در سال 1917 ظهور کمونیسم نتوانست از یکه تازى غرب بکاهد. لیبرالیسم غرب در بعد سیاسى بعد از جنگ جهانى دوم سازمان ملل را تشکیل داد، در بعد اقتصادى و مالى صندوق بین‌الملل و بانک جهانى را ایجاد نمود ودر بعد تجارى موافقت‌نامه عمومى تعرفه و تجارت) GATT (که بعدها به سازمان تجارت جهانى تغییر نام داد تشکیل داد، در بعد نظامى هم سازمان پیمان آتلانتیک شمالى ، ناتو را تشکیل داد. اساس تشکیل این نهادها تداوم سلطه از طریق همکارى بود. با بستن قراردادهاى نظامى با کشورهاى دیگر زمینه حضور نظامى خود را فراهم مى‌آوردند. با انجام رایزنى‌هاى فشرده در سازمان ملل نفوذ سیاسى خود بر دیگر کشورها را اعمال نمودنند. با برقرارى تجارت نابرابر زمینه داخل شدن کشورهاى تک محصولى را در سیستم تجارى بین‌الملل فراهم نمودنند. اعطاى وام از سوى بانک جهانى و صندوق بین‌المللى پول نیز نتوانست کشورهاى جهان سوم را با بحرانهاى اقتصادى نجات دهد. در این راستا یک بعد دیگر سلطه از قلم افتاده بود وآن سلطه فرهنگى بود. با پیشرفت ارتباطات و علوم الکترونیکى تلاشهاى جدیدى در راستاى جذ ب و استحاله فرهنگ ملتهاى دیگر در دل فرهنگ غربى در حال شکل‌گیرى است. که جامعه شناسان از آن به عنوان آسیملاسیون فرهنگى یاد میکنند. یکى نمودن فرهنگ ملل دیگر جهان با غرب در راستاى استیلاى فرهنگى غرب بر شرق و مکمل نمودن سلطه غرب انجام مى‌گیرد. لیبرالیسم غرب با تبدیل نمودن پروسه جهانى‌شدن فرهنگ به یک پروژه سعى دارد از این پروسه به نفع خود بهره‌بردارى نماید. لیبرالیسم غرب با جهانى نمودن زبان اینترنت یعنى انگیسى ، توسعه روز افزون رسانه‌هاى گروهى و برنامه‌هاى متنوع تلویزیونى از طریق ماهواره ها، گسترش چشمگیر استفاده از کامپیوترهاى شخصى ، رواج برنامه‌هاى نرم افزارى و نیز امکان دریافت فیلم ، موسیقى ،کتاب و نشریات توسط شبکه‌هاى جهان اطلاعات به ترویج و اشاعه فرهنگ خود در سطح وسیعى ادامه مى‌دهد. حوادث یازدهم سپتامبر در سا ل 2001 و حمله به برجهاى دوقلو نشان داد که ضریب آسیب‌پذیرى ابرقدرتها در سطح بالایى وجود دارد. بعد از این واقعه بود که آمریکا و همپیمانان غربیش با جدیت تمام مولفه‌هاى فرهنگى را در اتخاذ تصمیمات سیاسى خود مدنطر قرار دادند. و به جاى تمرکز به حوزهاى سخت افزارى اولویت اولیه خود را به حوضه‌هاى نرم افزارى اختصاص دادنند. مقام معظم رهبرى در جمع دانشگاهیان استان سمنان در خصوص اجتناب ناپذیر بودن تحولات در جوامع بشرى ،کنترل تحولات جهانى به دست صهیونیسم و سرمایه‌دارى جهانى را خطرى جدى خوانده و بیان داشتند : باندهاى بین‌المللى زر وزور که براى تسلط بر منافع ملتها ، سازمانهاى نظامى ناتو را تشکیل داده بودند، اکنون براى نابودى هویت ملى جوامع بشرى و تحقق بیشتر اهدافشان در پى تشکیل ناتوى فرهنگى هستند، تا با استفاده با امکانات زنجیره‌اى متنوع و بسیار گسترده رسانه‌اى ،سررشته تحولات سیاسى ، اجتماعى ،اقتصادى و فرهنگى را به دست بگیرند که باید هشیارانه این مسئله را زیر نظر داشت سخنان رهبر فرزانه ایران اسلامى گویاى حقایقى است که در مکتب واقعگرایى فرهنگى در روابط بین‌الملل هم اشاره زیادى به آن شده است . با توجه به اینکه ناتوى فرهنگى حمله به باورها، اعتقادات ملى و مذهبى و ساختار فرهنگى جوامع اسلامى را نشانه گرفته اکنون بررسى تاریخچه تشکیل ناتو سپس به بررسى زمینه‌هاى ناتوى فرهنگى مى‌پردازیم.

تاریخچه:
متعاقب تحولات سیستم بین الملل پس از جنگ جهانى دوم کشورهاى غرب اروپا مسئله چگونگى سازماندهى براى اعمال مشترک را مورد بررسى قرار دادند. امضاء کنندکان پیمان بروکسل (بریتانیا،فرانسه ، هلند ،لوکزامبورگ و بلژیک) در 4 آوریل 1949 به همراه آمریکا و کانادا ، ایتالیا ،نروژ ، دانمارک ،سوئد و پرتقال معاهده پیمان آتلانتیک شمالى را امضاء نمودند.ودر سال 1952 ترکیه و یونان به این پیمان پیوستند. در سال 1966 دولت فرانسه در اعتراض به برترى آمریکا و اقدامات خودسرانه این کشور و عدم مشاوره با دیگر اعضاء در مسائل بین المللى مثل بحران موشکى کوبا و دخالت در ویتنام به بهانه ناتوانى ناتو در مواقع بحرانى و اتکاى فرانسه به قدرت هسته اى خود توسط دوگل با این پیمان اخراج شد.
این پیمان براى مقابله با نفوذ شوروى و مقابله با این کشور پى ریزى شده بود. در گزارش سال 1967 ناتو تحت عنوان “ اهداف آتى “ دو وظیفه اصلى پیش بینى شده بود .
الف) جلوگیرى از بحران و دفاع در برابر تجاوز
ب) تشویق روابط حسنه و پایدار میان شرق و غرب
با از بین رفتن بلوک شرق ناتو علت وجودى خود را از دست داد.و استراتژى نوین ناتو پس از جنگ سرد فراتر از ماده 5 منشور سازمان وسعت پیدا نمود.توافق برسر مسئله چند ملیتى نیروها و شرکت بیشتر کشورها در عملیاتها به صورت استراتژى جدیدى درآمد.آنچه پس از جنگ سرد در ناتو کاملا قابل رویت است حرکت فعالانه این سازمان به سوى حوزه جغرافیایى فرا منطقه اى است ، بارزترین صورت چنین حرکتى همکارى ناتو با سازمان ملل است.در ژوئیه 1992 ناتو در کمک به اجراى قطعنامه هاى شوراى امنیت در حل بحران یوگسلاوى سابق شرکت جسته بود ودر حمایت از تحریم اقتصادى تمامى جمهوریهاى یوگسلاوى ایفاى نقش نمود.
همکارى و هماهنگى ناتو با سازمان ملل که یک ارگان سیاسى است زمینه سلطه لیبرالیسم غرب بر جهان را تا حدى آسان نمود ، غرض از چنین همکاریهایى را “ ایجاد مشارکت بین دو نهاد بین المللى “ مى‌دانند.
زمینه هاى تشکیل ناتوى فرهنگى :
مهمترین زمینه هایى که منجر به تشکیل ناتوى فرهنگى شد ، دو عامل کلیدى بود که نقشى اساسى ایفا نمود.
نظم نوین جهانى
انقلاب ارتباطات و پیشرفت تکنولوژى
1-نظم نوین جهانی:
فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى و نظام دو قطبى موجب شد تا نظام کاپیتالیسم غرب به رهبرى آمریکا خوى استیلا جوى خود را بر جهان گسترش دهد ، بوش پدر در سخنرانى خود در جلسه مشترک کنگره آمریکا در اوت1992 مى‌گوید “ من مى گویم که یک قرن آ مریکایى را پیش رو داریم ، و نظم نوین جهانى منوط و وابسته به رهبرى ، قدرت و ارزشهاى آمریکاست”
فرانسیس فوکویاما نیز درباره پایان تارخ معتقد است که با پیروزى لیبرال دموکراسى بر کمونیسم تعارض ایدئولوژیک به عنوان جوهر وجود تاریخ از میان برداشته شدو تاریخ به پایان رسیده است او مى‌نویسد:
“محتملا آنچه ما شاهد ان هستیم نه فقط پایان جنگ سرد بلکه پایان تاریخ است،نقطه پایان تحول ایدئواوژیکى بشریت و جهانى شدن دموکراسى غربى به عنوان شکل غایى حکومت”
او در جایى دیگر مى گویید: “اندیشه لیبرال مى رود تا درپهنه کره زمین از نظر روانى به طور واقعى تحقق یابد،در میدان ایدئولوژى ونبرد اندیشه ها لیبرالیسم پیروز گردیده و هیچ رقیب و هماوردى در برابر خود ندارد”
تفوق کاپیتالیسم غرب در برابر کمونیسم به نظر عده اى از نا ظران بین المللى بیشتر به دلایل فرهنگى بود تا اقتصادى و سیا سى ، تبلیغات بلوک غرب در اروپاى شرقى و اتحاد جماهیر شوروى مردم ملتهاى بلوک شرق را از کمونیسم دلسرد نمود. هفتاد سال تسلط بلشویک ها بر شوروى وچهل سال سلطه بر اروپاى شرقى و خفقان ناشى از این سلطه مفاهیمى مانند دموکراسى و آزادى ، حقوق بشر و تعد د احزاب را با بلوک شرق بیگانه ساخته بود.غرب با استفاده از این تجربه سعى دارد تفوق و کارایى فرهنگ را بار دیگر زنده کند.
نظم نوین جهانى که بوش پدر از آن یاد مى‌کرد در تعارض آشکار با سیاست اعمالى مبتنى بر منافع ملى آمریکا قرار داشت. نظم نوین جهانى پلورالیسم فرهنگى را مى ریزد و ولى با تحولاتى که در سالهاى پایانى قرن بیستم اتفاق افتاد،ثابت شد که آمریکا در صدداست سلطه خود بر جهان را بهبود بخشد. در اروپا نیز مخالفتها با مهاجرین خارجى مقیم اروپا بویژه در سوئد و آلمان و نیز منع حجاب در مدارس اروپایى نشان داد که غرب پلورالیسم فرهنگى را نمى پذیرد.گرایش به اسلام در بین سیاهان که سالها از آپارتائید نژادى زنج مى بردند خوشایند غرب نبود،اوج چالش با نظم نوین جهانى بوش با وقوع حادثه یازدهم سپتامبر به اوج خود رسید.در اینجا بود که اروپائیان و آمریکائیان انگشت اتهام را متوجه اسلام نمودند .ونئو محافظه کاران کاخ سفید بلافاصله به ضدیت با اسلام برخاستند.
2-انقلاب ارتباطات و پیشرفت تکنولوژی:
نقش تکنولوژى به عنوان یکى از عوامل و سازوکارهاى مادى رشد وتحول جوامع همواره مورد توجه اندیشمندان بوده است ،مارکس با طرح این عبارت که آسیاب بادى ،جامعه اى را با ارباب فئودال به ما ارائه مى کند و ماشین بخار ، جامعه اى با سرمایه دار صنعتى ، و با این تعبیر که چرخ دستى ریسندگى جامعه را به سوى حاکمیت فئودالها سوق مى دهد و ماشین ریسندگى بر خلاف آن جامعه را به زیر سلطه سرمایه دارى مى کشاند ، تاثیر تکنولوژى را در تغییر و تحول جوامع در حال گذرشان گوشزد مى کند.
سیستم تکنولوژیک که در آن غرق شده ایم در دهه1970 فراهم شد، میکروا لکترونیک در 1971 اختراع شد ودر سا ل 1977 میکرو کامپیوترها به بازار شدند.اولین انقلاب صنعتى بریتانیایى بود و اولین انقلاب تکنولوژى اطلاعاتى هم آمریکایى با صبغه کالیفرنیایى بود.
توسعه روز افزون وسایل ارتباط جمعى ارتباط جمعى ماهواره ، اینترنت رایانه زمینه هاى گذر از جامعه فوردیستى به پسا فوردیستى را فراهم نمود در این راه غرب با بهره گیرى از وسائل متنوع ارتباطى و توان بالاى خود در اختراع این وسائل به صورت صادرکننده این نوع تکنولوژى در آمد، بعلاوه با بهره گیرى از تکنولوژى مدرن خود زمینه هاى گسترش فرهنگ لیبرال دموکراسى غرب را فراهم نمود.با توجه به اینکه رابطه نزدیکى بین قدرت وتوانایى اقتصادى و فناورى ارتباطات وجود دارد ، اقتصاد آمریکا نقش اصلى در بالابردن توان تکنولوژیکى و ارتباطاتى این کشور داشت.
مسافت هاى جهان و مرزهاى ملى اکنون به کمک امواج و وسایل موج خوان بسیار کوتاهتر وگسسته تر شده وبه تعبیر مک لوهان ما در آیندهاى بسیار نزدیک در”دهکده اى جهانی” زندگى خواهیم کرد. اما با توجه به نیات رهبران رهبران کاخ سفید به ویژه نئو محافظه کاران در سوق دادن جهان به سوى یکجانبه گرایى باید گفت این دهکده جهانى محلى براى منازعه “ قوى و ضعیف “ خواهد بود.
توان بالاى ارتباطات و اطلاعات به غرب این امکان را داد تا در جنگ تبلیغاتى و روانى بر ضد کشورهاى دیگر، از تفوق بیشترى برخوردار باشد.لیبرالیسم غرب وبه خصوص آمریکا با تسلط بر تکنولوژى مدرن و وسایل ارتباطاتی، خود را به عنوان “اربابان نظم نوین جهانى “ قلمداد مى کنند.
دلایل تشکیل ناتوى فرهنگی:
بعد از بررسى زمینه هاى شکل گیرى ناتوى فرهنگى اکنون مى خواهیم به بررسى دلایل این شکل گیرى بپردازیم، با جمله عواملى که در باعث شکل گیرى ناتوى فرهنگى شد مى توان به قرار زیر بر شمرد:
1حوادث یازدهم سپتامبر
2 - باتلاق عراق
3 - مسئله فلسطین و پیروزى حماس
4- پیروزى حزب ا... در جنگ سى و سى روزه
5 - تفوق و کارایى قدرت نرم بر قدرت سخت
حوادث یازدهم سپتامبر: با وقوع حواث یازدهم سپتامبر روابط بین الملل وارد مرحله تازه اى شد،15 نفر از هواپیما ربایان اتباع عربستان سعودى بودند. تا قبل از آن لیبرالیسم غرب با حمایت از سازمان القاعده و جریان ارتجاعى دولت نامشروع طالبان در افغانستان سعى در سوق دادن جریانهاى رادیکال در منطقه خاورمیانه در راستاى اهداف خود بود.اما با وقوع یازدهم سپتامبر آمریکا به این نتیجه رسید که اگرچه مى تواند رهبران رده بالاى القاعده را در راستاى اهداف ملى آمریکا و غرب هدایت کند ،اما لایه هاى زیرین این سازمان خطرى براى منافع ملى آمریکا در منطقه محسوب مى‌شود .
بنابراین نقطه آغاز احیاى تجربه فروپاشى شوروى سابق از اینجا شروع شد با این تفاوت که مبارزه فرهنگى و جنگ تبلیغاتى غرب در اواخر دهه 1980 با هدف فروپاشى و سقوط کمونیسم اما جنگ تبلیغا تى و روانى غرب در سالهاى آغازین هزاره سوم میلادى با هدف “ تضعیف اسلام” صورت گرفت .به بهانه جنگ با تروریسم افکار عمومى جهانیان را براى مقابله با دوستان دیرین خود در افغانستان بسیج مى نمایند، چرا که تاریخ مصرف اینان نیز به مانند دیگر دیگر رژیمهاى اقتدارگرا و ارتجاعى به پایان رسیده بود. با سقوط طالبان، افغانستان به اشغال نیروهاى آمریکا در مى آید ولى نه خطر تروریسم در افغانستان از بین مى رود ،نه امنیت برقرار مى شود .
خطر تروریسم و القاعده تنها به افغانستان ختم نشد ، گام بعدى جنگ با تروریسم متوجه عراق شد ، صدام گزینه مطلوبى براى توجیه اقدامات آمریکائیان بود، زیرا وى در دوران زمامدارى خود کارنامه درخشانى نداشت و با حمله به همسایگان و نیز کشتار شهروندان خود مشروعیت داخلى و بین المللى خود را زیر سوال برده بود، بنابراین نه به درد آمریکا مى خورد و نه به درد مردم عراق اما ابزار خوبى براى توجیه اقدامات آمریکا بود.
با اشغال عراق آمریکا سعى نمود مقدمات اجراى طرح خاور میانه بزرگ را را فراهم نمایند.این طرح که با هدف ترویج دموکراسى ، پیشبرد حقوق بشر ، آزادى هاى فردى و اصلاح ساختارهاى سیا سى ، اجتماعى و فرهنگى در خاورمیانه پى ریزى شده بود ، نتیجه معکوسى داشت .زیرا در انتخابات دموکراتیکى که در فلسطین و عراق بر گزار شد، احزاب مخالف آمریکا - شیعیان در عراق و حماس در فلسطین - به پیروزیهاى چشمگیرى دست یافتند.و عملا ملتهاى این دو منطقه از خاورمیانه به دموکراسى آمریکایى نه گفتند.
با شکست طرح خاورمیانه بزرگ مرحله جدیدى از فعالیت هاى غرب در خاورمیانه صورت گرفت که بیشتر جنبه نرم افزارى داشت تا سخت افزارى ، حادثه یازدهم سپتامبر و حمله به شهرهاى آمریکا نشان داد که هیچ قدرتى از امنیت کامل برخوردار نیست و همه دولتها حتى قدرتهاى بزرگ آسیب پذیرند ، این آسیب پذیرى را میتوان به عنوان یکى از دلایل اصلى تشکیل ناتوى فرهنگى از سوى غرب ارزیابى نمود.
باتلاق عراق :
پیروزى آمریکا بر عراق امرى حتمى بود و آمریکا در سه هفته توانست بغداد را فتح نماید، و با انحلال ارتش این کشور عملا کشور عراق را تحت کنترل خود درآورد . اقدام آمریکا در انحلال ارتش عراق یکى از بزرگترین اشتباهات نئو محافظه کاران کاخ سفید را به اثبات رساند ، زیرا نیروهاى حقوق بگیر ارتش عراق با از دست دادن موقعیت اقتصادى خود به صورت گروهاى مبارز چریکى درآمدند و با حمایت کشورهاى عرب منطقه ضربات سهمناکى را بر نیروهاى آمریکایى و ارتش جدیدالتاسیس عراق وارد آورند. به علاوه با سقوط زود هنگام افغانستان نیروها ى القاعده و هواداران اسامه بن لادن به عراق موجب شد که مرکز عراق تبدیل شود به باتلاقى که گریز از آن دشوار باشد هیچ کس فکر نمى کرد که آمار تلفات آمریکا به سه هزار نفر برسد.اکنون نیز با تدوین استراتژى نوین بوش در سال 2007 و افزایش بیست ویک هزار نیروى نظامى در عراق که از نتایج گزارش بیکر هامیلتون مى باشد ، به نظر مى رسد، بار دیگر شاهد عدم کارایى قدرت سخت در چند ماه آینده باشیم.در عین حال باید به این نکته هم اشاره نمود که همزمان با افزایش قدرت سخت آمریکا ئیان از کارایى قدرت نرم هم غافل نماندند، و با ایجاد جنگ فرقه اى در عراق و تحریک مسلمانان بر ضد یکدیگر سعى دارند راه گریز با این باتلاق را بیابند. اعدام صدام ، حمایت از بعثى هاى سابق و تلاش براى جلب رضایت رهبران کرد عراقى بویژه مسعود بارزانى براى اعزام چریکهاى کرد به بغداد در این راستا قابل ارزیابى است.
باتلاق عراق و مرگ بیش از سه هزار سرباز آمریکایى نشان داد که قدرت نظامى یگانه عامل تفوق و برترى نیست و خوداگاهى ملى و مذهبى ملتها به ویژه کشور هاى اسلامى موانع محکمى در مواجهه با استفاده از این قدرت است. بنابراین بیشترین توجه را معطوف به حوزه هاى نرم افزارى و تهاجم فرهنگى نمودند.و با تشکیل ناتوى فرهنگى سعى دارند، با موفقیت پروژه “ عراق وابسته به غرب” را احیاء نمایند.
2-مساله فلسطین و پیروزى حماس:
مسئله فلسطین براى افکار عمومى اعراب و مسلمانان مسئله اى حساس است. تا زمانى که مسئله فلسطین “لاینحل “ باقى بماند خشونت ها نیز باقى خواهد ماند. تولد اسرائیل در دل جهان اسلام به صورت یک غده سرطانى ثبات و امنیت در خاورمیانه را به خطر انداخت.حمایت غرب از اسرئیل و مجهز نمودن این دولت نامشروع به پیشرفته ترین تسلیحات روز نه تنها مبارزات ضد اسرا ئیلى فلسطینیان را کاهش نداد بلکه حتى موجودیت این رژیم را با مشکل مواجه نمود. انتفاضه اول و دوم فلسطینى ها ضربات شدیدى بر اقتصاد رژیم صهیونیستى وارد آورد .و در داخل فلسطین نیز امید مردم به جنبش فتح به حداقل رسید. برگزارى انتخابات آزاد در فلسطین و پیروزى حماس پاسخى بود به خشونت طلبى و رادیکالیسم رژیم صهیونیستى و نیز دیدگاه نئومحافظه کاران کاخ سفید حامیان سیاستهاى دولت شارون راجع به مسئله فلسطین در بعد خارجى و در بعد داخلى نیز انتخابات آزاد نشان داد سازش و مدارا با دولت اسرائیل راه به جایى نخواهد برد به عبارت ساده تر در بعد خارجى “ نه “ به دموکراسى آمریکایى و در بعد داخلى “ نه “ به سیاستهاى سازشکارانه جنبش فتح و محمود عباس.
تحریم اقتصادى حماس و تلاش براى ترور اسماعیل هنیه، نخست نخست وزیر جدید فلسطین مى تواند ادامه سیاست هاى خصمانه اسرئیل در ترور شیخ احمد یاسین و دکتر رنتیسى باشد، تا از این طریق حماس را تضعیف نماید.با توجه به عدم کارایى این گزینه ها به نظرمى‌رسد که اسرائیل و غرب گزینه هاى جدیدى را جایگزین نمایند ، که مى‌توان آن را “ سیاست نرم “ نامید. تضعیف حماس از طریق “ ایجاد تفرقه” میان حماس و فتح و تبلیغات منفى بر ضد حماس در معرفى این جنبش مردمى به عنوان یک جنبش تروریستى ، گویاى اعمال سیاست نرم است که مى‌تواند نشان دهنده نوع دیگرى از مبارزه باشد، که بیشتر ذهنها را نشانه مى گیرد تا جسم آدم ها . پیروزى حماس نشان داد که زوز گویى و خشونت بیدارى ملى و اسلامى مسلماتان را به دنبال دارد و عزم مسلمانان را براى مبارزه برعلیه ظلم و بى عدالتى راسختر مى سازد. آیا تشکیل ناتوى فرهنگى این اراده را سست خواهد نمود؟
4-پیروزى حزب الله در جنگ سى و سه روز:
پیروزى حزب الله براى اولین بار در نبرد اعراب و اسرائیل ابتکار عمل را از دست رژیم صهیونیستى خارج نمود و معادلات امنیتى را بر هم زد . این جنگ از دولحاظ قابل بود:
الف)ایمان به مقاومت وظلم ستیزى را در بین مسلمان بویژه شیعیان زنده نمود.
ب)رژیم صهیونیستى نیز براى نخستین بار به ناکامى توان نظامى و لجستیکى خود براى سرکوب جریانهاى اسلامى پى برد. برکنارى رئیس ستاد مشترک رژیم صهیونیستى در 17 ژانویه امسال گویاى همین موضوع است.
بنابراین با قوع جنگ سى وسه روزه و شکست خفت بار اسرائیل ، این رژیم با کمک متحدان غربى خود به قدرت جریانهاى اسلامى پى برده و فعالیتهاى جدیدى را بر ضد این جریانها به راه خواهد انداخت ، تلاش براى ایجاد تفرقه بین گروهاى سیاسى لبنان ،حمایت ازدولت غربگراى فواد سینوره ، برهم زدن روابط نزیک سوریه ولبنان و معرفى حزب الله لبنان به عنوان یک جریان تروریستى نشان دهنده نوع دیگرى از مبارزه بین لبنان و رژیم صهیونیستى است که در راستاى تشکیل ناتوى فرهنگى قابل ارزیابى است.
5-کارایى فزاینده قدرت نرم نسبت به قدرت سخت:
براى نخستین بار جوزف ناى مفهوم “ قدرت نرم” را براى تجزیه و تحلیل سیاست خارجى آمریکا به کار برد.بعد از آن این واژه در حوزه هاى دیگرى از جمله درباره نهادهاى بین المللى و الگوهاى متقاعد سازى کشورها توسط شوراى امنیت استفاده شد. قدرت نرم در دو حوزه داخلى و خارجى قابل ارزیابى است . در عرصه داخلى به دو صورت نمایان مى‌شود:
الف ) بلندپروازى هاى معقول فلسفى
ب)توسعه یافتگى سیاسى ، اجتماعى ،اقتصادى و به ویژه توسعه فرهنگى .
در عرصه خارجى نیز قدرت نرم به سه صورت نمایان مى شود:
الف) ساختار سیاسى نظام بین الملل
ب)نهادهاى حقوقى بین الملل
ج)اتحادیه هاى بین المللى
در قدرت نرم، قدرت فرهنگى نقش ویژه اى دارد .هلندر و ژولین “ تسلیم فرهنگى “ را بدترین نوع ابزار قدرت میدانند.شاپیرو هم معتقد است که اینترنت در ذات خود موجب دموکراتیزه شدن روند سیاسى ،تعمق آزادى بیان ،رفع سانسور و افزایش نقش نهادهاى غیره دولتى و کاهش نقش نهادهاى دولتى خواهد.
غرب با استفاده از مدرنترین تکنولوژى هاى روز ،دانشمندان و متخصصان علوم ارتباطات و فناورى ،اختصاص بودجه هاى کلان به انجام طرح هاى پژوهشى و اعطاى بورس تحصیلى و فراهم نمودن تسهیلات رفاهى به نخبگان کشورهاى جهان سوم به نقش و کارایى قدرت نرم پى برده ودرصدد است از این ابزار قدرت به نحو موثرى براى ایجاد یک هژمونى فرهنگى بهره بردارى لازم را ببرد. کارایى این ابزار قدرت بویژه در مواقع بحرانى با توجه به هزینه کم و ناچیز ان و افزایش بازدهى به کارگیرى آن از یک سو، و هزینه کلان و بازدهى محدود قدرت سخت از سوى دیگر، موجب شده است که استفاده از این قدرت به طور وسیعى آلترناتیوى باشد براى قدرت سخت بویژه نوع نظامى آن. این عامل یکى از عمده ترین دلایل تشکیل ناتوى فرهنگى است .