تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۷:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۲۰۲۴۰۶

دکتر محمدجواد لاریجانی
1ـ ادبیات غالب در ائتلاف دوم خرداد به تفکر «جنبشی» مربوط می‌شود. این پدیده در جامعه‌شناسی سیاسی موضوع تأملات فراوانی است و از جمله خصوصیات بارز آن قائل شدن به نوعی «رسالت» است که الزاماً از جایگاه قانونی ناشی نمی‌شود بلکه باید پست‌های قانونی را با خود همراه نماید. اصطلاح «جنبش اصلاح‌طلبی» دقیقاً از این سرچشمه جوشیده است و لذا ملاحظه می‌شود که فعالان ائتلاف دوم خرداد دغدغه عمومی خود را غالباً با کلماتی از قبیل «زمین‌گیر شدن جنبش»، «به بن‌بست رسیدن جنبش» و یا «محتوم بودن توفیق نهایی جنبش» و امثال این عبارات بیان می‌کنند. در حالی که ادبیات معمولی دنیای سیاست، در کنار دعواهای متداول، به دنبال شاخص‌های کلان تولید سرانه، رکود، رونق، درآمد سرانه، نرخ بیکاری و امثال آنها و یا شاخص‌های جزئی مانند خدمات اجتماعی، بیمه، مدرسه و غیره می‌باشد. این مفاهیم حکایت از فکر «حسابگرانه» دارد؛ لذا تفکر ائتلاف دوم خرداد جنبشی است و حسابگرانه نیست.
2ـ ائتلاف سیاسی دوم خرداد در سال 1376، ظهور چشمگیری در انتخابات ریاست جمهوری پیدا کرد و پس از آن در انتخابات مجلس و دور دوم ریاست جمهوری هم با تحرک قابل تحسینی عمل نمود. طبیعی است که برای ادامه این توفیقات طرح «جنبش اصلاح‌طلبی» محمل قابل توجهی به نظر می‌آید. تا اینجا مشکلی وجود ندارد و هر دو فکر حسابگر و جنبشی آن را هضم می‌کنند. اما وقتی صحبت از «رسالت» ذاتی برای یک تشکل سیاسی می‌شود. که مصرا معنای انتخابات را باید اذعان عمومی به این رسالت تعریف نمود. دیگر نمی‌توان صحبت از فکر حسابگر نمود. اینجا حوزه تفکر جنبشی است. تفکری که اولاً، بسیار دل‌نگران و عصبی است؛ ثانیاً، همواره معتقد است که مخالفان در کمین نشسته و مانع کار آنان هستند و از همه مهم‌تر: اگر «جنبش» ادعا شده موفق نشود، دیگر کار مملکت و ملت زار می‌شود!
3ـ به نظر من «تفکر جنبشی» ائتلاف سیاسی دوم خرداد را منفعل و زمین‌گیر کرده است و تحمیل آن بر دولت باعث شده که اولاً دست رئیس جمهور در گزینش عوامل اجرایی محدود شود و ثانیاً، تنش‌های غیر ضروری به دولت تحمیل گردد و از همه مهم‌تر این که: ایران امروز نیاز به تفکر «حسابگر» دارد که برای پیشرفت مملکت و نوسازی ساختارهای مدنی موجود و سیستم زنگ‌زده دولتی و حکومتی ایران برنامه‌ای واقع‌گرایانه و البته برازنده داشته باشد.
4ـ اگر ائتلاف دوم خرداد دست از تفکر جنبشی بردارد و بر معیار حسابگرانه عمل نماید، دستاوردهای مهمی را خواهد داشت:
اول، این که به جای دلشوره و عصبانیت و دلهره از توطئه‌های رنگارنگ رقبای خود، از تفضل الهی در توفیقات سیاسی حاصل شده شاکر بوده و سعی کند با امکانات قانونی که پیدا کرده است قدمی در جهت اصلاح اوضاع مملکت بردارد.
دوم، به جای این که خود را تنها گزینه ملت ببیند، سعی نماید خود را حلقه‌ای از حلقه‌های به هم بافته تاریخی ملی قلمداد کند که فقط عملکرد و نقش ایفا شده خود را می‌پوشاند. ملت و کشور و نظام اسلامی در بستر تاریخ خود انشاء‌الله با بالندگی جریان خواهند داشت.
سوم، به جای تعریف رسالت‌های ذاتی و عمدتاً غیرواقعی و بدون زمینه که برای تحقق آنها خرق لباس‌های قانونی مختلف ضروری می‌باشد، سعی خواهد نمود که وظایف خود را در چارچوب قانونی دیده و از این امکانات در جهت اقدامی بزرگ و ماندگار قدم بردارد.
چهارم، ائتلاف دوم خرداد، عصبانیت در ادبیات فعلی خود را به خاطر تفکر جنبشی پیدا کرده است؛ در حالی که تفکر حسابگرانه می‌تواند بهجت و نشاط را به این تشکل سیاسی بازگرداند و مردم هم شاهد رقابتی پویا در صحنه سیاسی خواهند بود و از مشاهده صحنه لذت خواهند برد.