تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۲۰۲۴۱۵
صالح اسکندری اشاره: در قسمت اول این نوشتار ضمن طرح ضرورت های تئوریک و پراتیک باز تعریف "مبانی عقلانیت سیاسی در مردمسالاری دینی" نظر به این فرمایش امام صادق (علیه السلام) که "اِنَّما عَلَیْنا اَنْ نُلقِی اِلیْکُمُ الأُصُولَ وَ عَلَیْکُمْ اَنْ تُفَرِّعُوا" سرنخ بازیابی و تصریح مناشی عقلانی سازی سیاست در حکومت اسلامی را حدیث شریفی از ثامن الحجج( علیه السلام) معروف به "ویژگی های دهگانه عاقل" عنوان نمودیم. در این بخش دو ویژگی در این حدیث شریف را مورد امعان نظر قرار می دهیم.

‏‏1ـ از او امید خیر باشد‏
عقلانیت سیاسی شامل هر عمل و باور و گرایشی است که زمینه را برای بهبود کیفیت مادی و معنوی حیات سیاسی شهروندان و نخبگان ارگانیک و غیر ارگانیک فراهم می کند و بر یک استدلال مشروع و به حق مبتنی است.
چنانچه فعل فعالان سیاسی، کنش کنشگران اصلی و مواضع جریانات و گروه های سیاسی با منافع مردم همسو و همگام باشد یکی از مولفه های عقلانیت سیاسی نخبگان را شامل می شود.
در فرهنگ سیاسی - اسلامی ایران همواره این سوال در افکار عمومی وجود داشته است که اساسا احزاب و گروه ها چه خیری برای مردم دارند؟ و چه دردی را از مشکلات مردم درمان می کنند؟
یکی از توصیه های تشکیلاتی شهید دکتر بهشتی به جریانات و گروه های سیاسی در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی این بود که " تشکیلات‏‎]‎‏ باید‏‎[‎‏ به درد مردم بخورد، نه این‌که یک باری باشد بر دوش این جامعه"‏.
دردمندی جریانات سیاسی و سودمندی آنها برای مردم به عنوان یکی از فاکتورهای عقلانیت سیاسی موجب مانایی آنها در صحنه قدرت و اعتماد فزاینده شهروندان بدان ها می گردد. در قرآن کریم آمده است:"فاما الزبد فیذهب جفاءً و امّا ما ینفع الناس فیمکث فی الارض" [... آن‌چه برای انسان‌ها سودمند است می‌ماند. (رعد: 17)]‏
اگر مردم امیدی به خیر یک جریان و یا رجل سیاسی نداشته باشند هیچگاه به وی مراجعه نخواهند کرد. یکی از توصیه های همیشگی مقام معظم رهبری در مقاطع انتخاباتی مختلف خطاب به مردم این بوده است که" فردی را انتخاب کنید که درد مردم را بفهمد." فهم در د مردم و مسائل اصلی کشور مقدمه پیشرفت و کارآمدی در اداره مملکت است. در این پارادایم کارآمدی بر منهج عقلانیت سیاسی نخبگانی می چرخد که خیر آنها به شهروندان می رسد.‏
‏2ـ از بدی او در امان باشند‏
ذره بین افکار عمومی در قبال نخبگان سیاسی مصداق " من یعمل مثقال ذره شرا یره" است. اخیر یکی از رسانه های آمریکایی در خبری نوشت:" اوباما بیش از سایر روسای جمهور آمریکا دی اکسید کربن تولید می کند!" فارغ از طنز تلخ و تبسمی که در قفای این گزاره خبری وجود دارد اما نشان می دهد حافظه افکار عمومی در دنیای معاصر در قبال شر نخبگان هیچ وقت صفر نخواهد شد و کوچکترین بدی ها در نظر مردم عیان و بزرگ است. نوعا اعتقاد بر این است شاخص بندی حکمرانی خوب در تعاریف ویژه سازمان ملل متحد بر این مبنا استوار است که از غلظت بدی های حاکمیت در قبال مردم کاسته شود و "شر حکومت" از منظر حکومت به عنوان یگ "شر ضروری" به حداقل برسد. البته از منظر اسلام عزیز پرهیز از بدی به شهروندان به عنوان یکی از ویژگی های عقلانیت سیاسی معنایی ورا و فرای این تعریف دارد. چرا که حکومت اسلامی و نخبگان جامعه مسلمان رسالت افزایش کیفیت حیات معنوی و مادی مردم را به دوش دارند.
فتنه سال گذشته شر برخی از نخبگان سیاسی بود که به مردم رسید و کشور را در معرض آسیب ها و چشم طمع دشمنان قرار داد. آیا مردم مجددا به مسببان این شر و بدی رجوع خواهند کرد؟ آیا پیش خود نمی گویند این دار و دسته چقدر بی عقل بودند که اینگونه حیثیت نظام و مردم را به بازی گرفتند؟ آیا اردوکشی خیابانی و بلوا و دور زدن تمام طرق قانونی موجود آن هم در یک نظام کاملا مردمی با معیارهای عقلانیت سیاسی سازگار است؟قرآن کریم می فرماید : سرانجام کسانی که کردار بد مرتکب شدند، به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به مسخره گرفتند.(روم :10) بدی به مردم چشم ها را می پوشاند و گوشها را کر می کند و مانع از درک حقایق و آیات الهی می شود. چه بسیارند سیاست ورزانی که نشانه های الهی را می بینند اما بر نمی تابند.از امیر مؤمنان علیه السلام روایت شده است: شر الناس من یبتغی الغوائل للناس.( میزان الحکمه با ترجمه فارسی، ح 9206) بدترین مردم کسی است که بدخواه مردم باشد. در بعضی از روایات اشاره شده است: بدترین مردم کسی است که مردم از ترس او از وی کناره گیری کنند.( میزان الحکمه، ح 9193)‏
بر این اساس پرهیز از بدی به مردم و در امان بودن شهروندان از شر نخبگان سیاسی یکی دیگر از ملاکهای عقلانیت سیاسی است که می توان با انسداد منافذ بدوی، مانع از رسوخ روحیات بد و فتنه انگیز گشت. در روایتی از امام صادق علیه السلام می خوانیم:الغضب مفتاح کل شر. (میزان الحکمه، ح 9236) خشم، کلید همه بدی ها است. لجاجت وبحث و جدل زیاد، دروغ، بخل، ستم و نادانی، هم نشینی با فرو مایگان و ... دیگر منافذی است که در روایات مبدا بدی عنوان شده است.اقتضای عقلانیت سیاسی در مردمسالاری دینی پرهیز از خشم، لجاجت، دروغ و سایر خصایل نکوهیده ای است افسار نفس را از روح ملکوتی انسان می رباید و لگام به پلیدی ها و پلشتی ها می سپارد.       ادامه دارد...‏