دکتر احمدحسین شریفی
فیلم و سینما
با توجه به اینکه درصد بسیار بالایی از اطلاعات روزمرة افراد از طریق بینایی به دست میآید نقش رسانههای تصویری در فرهنگ جامعه به خوبی روشن میشود. افزون بر این، فقدان فرهنگ مطالعه مخصوصاً در کشور ما نقش و اثرگذاری رسانههای صوتی و تصویری را چند برابر کرده است. یکی از مهمترین ابزارهایی که در دهههای اخیر توانسته است نقش منحصر به فردی در انتقال فرهنگ داشته باشد، سینما بوده است. دنیای غرب که مخترع این صنعت است استفادههای فراوانی از این ابزار برده است. غرب به زیبایی توانسته است باورها و ارزشهای خود را به زبان تصویر و در قالب فیلم تبلیغ و ترویج نماید. سینمای هالیوود و به طور کلی سینمای غرب تصویری آرمانی از دنیای غرب به نمایش میگذارد و در مقابل، تصویری وحشتناک و غیر قابل پذیرش از زندگی در کشورهای مخالف اندیشة غرب نشان میدهد. قدرت اطلاعاتی و امنیتی و نظم اجتماعی بالایی برای خود به نمایش میگذارند و به این وسیله سیطرة فرهنگی و امنیتی و سیاسی خود را بر سایر فرهنگها القا میکنند. هالیوود، سالانه نزدیک به 600 حلقه فیلم سینمایی تولید میکند که افزون بر درآمد هنگفت، نزدیک به 15 میلیارد دلار سود خالص، 78 درصد سینماها و تلویزیونهای دنیا را نیز تغذیه میکند.
به هر حال، یکی از مهمترین ابزارهای جنگ نرم، ابزار فیلم و سینما است. حتی اگر فرض کنیم که دنیای غرب هیچ فیلمی علیه اسلام و ارزشهای اسلامی تولید نکند، و صرفاً به تولید فیلمهایی متناسب با ارزشها و آرمانهای لیبرالیستی خود بپردازد، باز هم به یک معنا تهدیدی علیه جمهوری اسلامی و ارزشهای اسلامی است. همانطور که توضیح دادیم میان ارزشهای حاکم بر جهان غرب و ارزشهای اسلامی هیچ سنخیتی نیست؛ و با توجه به محتوای ایدئولوژیکی سینمای غرب، تکثیر و ترویج فیلمهای غربی در کشورهای اسلامی پیامدی جز رواج اندیشهها و ارزشهای غربی نخواهد داشت. این در حالی است که میدانیم سالیان متمادی است که غرب از این عرصه به صورت هنرمندانه علیه اسلام و ایران استفاده میکند. فیلمهای متعددی به منظور سیاهنمایی اوضاع ایران و ناکارآمدی حکومت دینی تهیه کرده است. بهعنوان نمونه، فیلمهایی مثل «بدون دخترم هرگز»، «اسکندر»، «300»، «پرسپولیس» و «سنگسار ثریا»، نمونههای کوچکی از فیلمهای ضد اسلامی و ضد ایرانی هستند که توسط مراکز فیلمسازی غرب تولید شدهاند. در فیلم «بدون دخترم هرگز»، فرهنگ و آداب و رسوم و ایمان و ارزشهای مردم ما به سخره گرفته میشود.
غربیانی که خود بدترین خشونتها را علیه زنان انجام میدهند، به دنبال القای خشونت ایرانیهای مسلمان علیهزنان هستند آمریکاییهایی که گسیختگی نظام خانواده در آنها یکی از معضلات جدیشان به شمار میآید و بیاحترامی فرزندان به والدین و بیاعتنایی والدین به فرزندان از شاخصههای منحط فرهنگی جامعة آنها به شمار میآید، در این فیلم یک زن آمریکایی را به نام «بِتی» بهعنوان نماد مهر و محبت نسبت به فرزند معرفی میکنند که از هیچ ایثار و فداکاریای برای فرزندش خودداری نمیکند! به گونهای که بدون دخترش نمیتواند زندگی کند! فیلم ساز مشهور الیور استون، در سال 2004 فیلم «اسکندر» را ساخت. در این فیلم اسکندر، بهعنوان نماد غرب، همچون یک قدیس و منجی بشریت معرفی میشود و ایرانیان مردمانی هرزه و لاابالی. در سال 2006 فیلم «300» ساخته شد. چهرة ایرانیان را در این فیلم به صورت چهرة موجوداتی وحشی به تصویر کشیدند. فرهنگ و آداب و رسوم آنان نیز فرهنگی غیر انسانی معرفی گردید. هدف اصلی فیلم انیمیشنی «پرسپولیس»، ساختة سال 2007 در کشور فرانسه، مخدوش کردن چهرة انقلاب اسلامی است. دختری ایرانی بعد از انقلاب از کشور فرار میکند و به آمریکا بهعنوان کشوری امن و حامی حقوق بشر پناه میبرد. در این فیلم سعی شده است مردم ایران مردمی افسرده، دلشکسته و چند شخصیتی معرفی شوند و عامل اصلی این بدیها نیز انقلاب اسلامی معرفی شود. و بالاخره فیلم «سنگسار ثریا» که علیه احکام و ارزشهای اسلامی و ایرانی و علیه روحانیت و نیروهای ارزشی و حزباللهی ساخته شده است.
پویانمایی
هنر پویانمایی و کارتون در میان کودکان و نوجوانان طرفداران فراوانی دارد. از طریق کارتونها مفاهیم و ارزشهای بسیاری را به بچهها میتوان منتقل کرد. نظر به ماندگاری تعلیم و تربیت در دوران کودکی میتوان گفت از طریق پویانمایی و سرگرمیهای دوران کودکی میتوان آیندة جامعه را جهت داد. تربیتهای زمان کودکی در حقیقت تا حدود زیادی شخصیت آیندة فرد را شکل میدهد. این نوع تربیت آنقدر مهم است که برخی از روانشناسان رفتارگرا، همچون واتسون، مدعی بودند انتخابها و تصمیمهای افراد در بزرگسالی همگی معلول نوع تربیت آنان در خردسالی است. واتسون میگفت: «تعدادی کودک سالم و صحیح به من بدهید تا در عالم مخصوص خودم آنان را پرورش دهم و قول میدهم هر کدام را به طور اتفاقی انتخاب کرده و او را به گونهای تعلیم دهم که همان متخصصی شود که من میخواهم- پزشک، وکیل، هنرمند، مدیر بازرگانی، و حتی فردی گدا و دزد- صرف نظر از استعدادها، امیال، گرایشها، تواناییها، علایق و نژاد اجدادش.» البته این ادعایی بلندپروازنه و افراطی است. اما هرگز نمیتوان از نقش تربیت در دوران کودکی و نوجوانی غافل بود. در آموزههای دینی ما نیز تأکید زیادی بر تربیت دینی در دوران کودکی و نوجوانی شده است. اما این حقیقتی است که غرب به خوبی آن را شناخته و از آن استفادههای لازم را میبرد. طراحی بازیهای جدید برای کودکان، عروسکها و اسباببازیهایی که همگی به گونهای در اشاعة فرهنگ غربی نقش دارند، از جمله فعالیتهای فرهنگی غرب در این زمینه است.
اینکه میبینیم بلافاصله بعد از پخش یک کارتون جذاب، تصویر چهرههای اصلی آن بر روی لباسها، دفترها، کیفهای مدرسه، و امثال آن نقش میبندد، نشان از جذابیت و الگودهی این نوع فعالیتها است. یکی از مشهورترین شرکتهای سرگرمی و انیمیشن در آمریکا شرکت والت دیسنی (the Walt Disney Company) است که در سال 1923 توسط دو برادر به نامهای والت و روی او. دیسنی تأسیس شد. اما طولی نکشید که به یکی از بزرگترین بخشهای هالیوود تبدیل شد. شرکت والت دیسنی در سال 2006، 34 میلیارد و 300 میلیون دلار درآمد داشته است. جالب است بدانیم که پنتاگون از دهة پنجاه به بعد ارتباط نزدیکی با شرکت دیسنی دارد. همة انیمیشنها و کارتونهایی که توسط شرکت دیسنی و شرکتهای مشابه ساخته میشود، مروج فرهنگ، جهانبینی و ارزشهای لیبرالیستی است، و البته این امری غیر طبیعی نیست، آنان کار خود را میکنند و مثل هر کشور دیگری سعی میکنند در قالب این سرگرمیها، ارزشهای خود را در ذهن و جان کودکان و نوجوانان سراسر دنیا نهادینه کنند.
بازیهای رایانهای
از زمان یونان باستان، اندیشمندان و فیلسوفان مختلف به این حقیقتِ مهم تصریح کردهاند که یکی از مهمترین شیوههای تعلیم و تربیت، بازیهای کودکان و سرگرمیهای آنان است. افلاطون عقیده داشت که برای ساختن یک مدینة فاضله و اتوپیا، اولیای امور و حاکمان باید از همان اوان کودکی بر بازیهای کودکان نظارت داشته باشند. زیرا به وسیلة بازیها میتوان به صورتی غیر محسوس اولاً، ویژگیهای شخصیتی و اخلاقی آنان را شناسایی و برای آینده در مورد آنان تصمیمگیری کرد و نیروها و استعدادهای آنان را شناسایی نمود و ثانیاً، در صورت نیاز میتوان رفتارهای آنان را نیز از همین راه تغییر داد. نوع بازی میتواند در تغییر نگرش اخلاقی و رفتار افراد تأثیر چشمگیری داشته باشد. به وسیلة بازیها میتوان آنان را نسبت به تخفیف و تحقیر سنتها تحریک کرد. افلاطون میگوید: مردمان به تغییرهایی که در بازیها داده میشود به دیدة بیاعتنایی مینگرند و معتقدند که این گونه امور جزئی نمیتوانند منشأ زیان باشند. بدین جهت در صدد چاره جویی برنمیآیند و جوانان را آزاد میگذارند غافل از اینکه جوانان که در بازیها بدعت و دگرگونی میآورند مردانی خواهند شد غیر از مردان پیشین؛ در جستجوی زندگی دیگری خواهند بود و سازمانها و قوانینی دیگر خواهند خواست.
غرب در جنگ نرم خود علیه کشورهای دیگر، به ویژه علیه اسلام و تشیع از تکنولوژی بازیهای رایانهای استفادههای فراوانی میکند. از این طریق میکوشد تا ذهن و فکر کودکان و نوجوانان را همراه و سازگار با اندیشههای خود نماید. ذائقة ارزشی و فرهنگی آنان را همسو با اهداف استعماری خود تغییر دهد. و در این عرصه بسیار هم موفق بوده است. در بسیاری از بازیهای رایانهای وارداتی سبک زندگی غیر اسلامی و غیر ایرانی تبلیغ میشود و از آنجا که این نوع بازیها میتوانند مستقیماً با کودکان و نوجوانان ارتباط برقرار کنند، نقش تربیتی بسیار زیادی دارند. افزون بر این، به تولید بازیهایی اقدام کردهاند که مستقیماً ارزشها و باورهای اسلامی و شیعی را مورد حمله قرار میدهند. بهعنوان مثال، بازی رایانهای «جهنم خلیج فارس» که به بازی «یا مهدی» معروف است، در جهت شرطی کردن کودکان و نوجوانان در مقابل شعار الله اکبر و نام مهدی و به منظور ایجاد تنفر از این دو حقیقت بزرگ اسلامی و شیعی طراحی شده است. در این بازی به کودکان و کاربران تعلیم داده میشود که بیتوجهی بازیگر به شعار ا... اکبر و غفلت از مبارزه با مدافعان این شعار و همچنین غفلت از گویندگان شعار «یا مهدی» مساوی با کشته شدن و یا از دست دادن امتیاز و یا اخراج از بازی است! تلاش سازندگان و طراحان این بازی ایجاد نفرت در دل کودکان و نوجوانان نسبت به اسلام و معارف اسلامی و شیعی بوده است. ورود بیرویه و بدون کنترل بازیهای رایانهای غربی و شرقی به کشور اسلامی ما و قیمت بسیار ناچیز آنها توانسته است تا حدود زیادی فعالیتهای فرهنگی و تربیتی رسانهها و مراکز تربیتی داخلی را بیتأثیر یا کم تأثیر نماید.
در مواجهه با این مسأله، افزون بر کنترل بازیهای وارداتی، که متأسفانه در حال حاضر در حد صفر است، لازم است سرمایهگذاری مناسبی در جهت تولید و تکثیر بازیهای متناسب با ارزشها و آداب و رسوم اسلامی و ایرانی خود داشته باشیم. جوانان و دانشجویان متعهد علاقمند به فعالیت در این عرصه را مورد حمایتهای مادی و معنوی قرار دهند. مسؤولان فرهنگی ما لازم است بدانند که هر هزینهای در این زمینه انجام دهیم، چندین برابر سود خواهیم برد. آیندة جامعة خود را طراحی کردهایم و امنیت اخلاقی و روانی و رفتاری کودکان و نوجوانان خود را تضمین کردهایم.