تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۲۰۲۸۸۷
بررسی دلایل ضرورت تشکیل اتحادیه آسیا و تأثیرات آن بر منطقه، در گفت‌وگوی «جوان» با دکتر نوذر شفیعی
مهتاب مقدم مقدمه: دکتر محمود احمدی‌نژاد،‌ رئیس‌جمهور کشورمان طی ماه‌های گذشته مسئله تشکیل اتحادیه آسیا را به منظور همگرایی بین کشورهای منطقه و استفاده از توانمندی‌های مشترک و همچنین برای تأمین نیازهای اقتصادی، سیاسی، امنیتی، فرهنگی و سایر حوزه‌ها مطرح کرد که این مسئله با استقبال کشورهای منطقه نیز مواجه شد. به همین منظور گفت‌وگویی را با دکتر نوذر شفیعی، استاد روابط بین‌الملل و کارشناس مسائل آسیای میانه انجام داده‌ایم که در آن به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداخته شده است. متن مصاحبه بدین شرح است.

* به نظر شما ظرفیت تشکیل اتحادیه آسیا برای کشورهای آسیایی فراهم شده است؟
** با توجه به اینکه دنیای امروز، دنیای جهانی شدن است و کشورها دیر یا زود وارد این فرآیند خواهند شد،‌ برای اینکه با ورود به جهانی شدن آسیب کمتری به کشورها وارد شود، کشورها سعی می‌کنند، در ابتدا ورود به جهانی شدن را از طریق سازمان‌های منطقه،‌ همگرایی‌های منطقه‌ای و به طور کلی منطقه‌گرایی‌ها تجربه کنند، بنابراین بهانه‌های مختلفی وجود دارد که کشورها در کنار هم جمع شوند. در ارتباط با آسیا،‌ آسیایی بودن به عنوان یک هویت، کشورها را در کنار هم جمع کرده است. در ذیل این آسیایی بودن، کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس، کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، کشورهای عضو اکو، کشورهای عضو سارک، کشورهای عضو آس‌آن و بخشی از کشورهای عضو اپک (همکاری اقتصادی آسیا) جمع شده‌اند.
بنابراین آسیایی بودن یک هویت است که کشورهای منطقه و مجموعه‌ای از منطقه‌گرایی‌ها را درون خود جا داده است، یعنی در واقع آسیایی بودن و گردهمایی آسیایی‌ها جلوه یا نمونه‌ای از گردهمایی اروپایی‌هاست، بنابراین این یک تحول و تحرک جدید در عرصه دیپلماسی این کشورها و حرکت آنها به سمت منطقه‌گرایی است.
* این اتحادیه چه تأثیری در توانمندسازی کشورهای منطقه می‌تواند داشته باشد؟
** در مجموع یک اتحادیه تحت تأثیر شرایط مختلف می‌تواند موفق باشد یا شکست بخورد. اولین ویژگی یک اتحادیه موفق این است که به لحاظ ساختارهای سیاسی دارای تشابه باشند، دومین ویژگی اینکه به لحاظ فرهنگی و اجتماعی نوعی همگنی و قرابت فرهنگی و اجتماعی بین‌شان وجود داشته باشد. سوم اینکه تشکیل این اتحادیه بتواند به نوعی مکمل اقتصادی بین کشورهای عضو باشد. در کنار این ویژگی‌ها اراده و خواست رهبران نیز حائز اهمیت است.
به نظر من حوزه آسیا،‌ حوزه‌ای است که صرفنظر از بحث تشابه نظام‌های سیاسی که بسیاری از آنها به لحاظ نظام‌های سیاسی و ساختارهای سیاسی متشابه هستند و در درجه مشخصی از رشد سیاسی قرار دارند،‌ در حوزه اقتصادی نیز هم تکمیلی اقتصادی وجود دارد، یعنی کشورها می‌توانند نیازهای همدیگر را برآورده سازند و در حوزه فرهنگی و اجتماعی، همه اینها به یک قاره بزرگ به نام آسیا به‌رغم تنوع و گوناگونی‌هایی که در حوزه‌های خرده فرهنگ‌های آنها وجود دارد،‌ تعلق دارند.
خواست و اراده رهبران هم مسئله مهمی است کما اینکه اجلاسی که تحت رهبری ایران برگزار شد، بیانگر خواست و اراده آسیا و رهبران آسیا بوده است، بنابراین مجموعه اینها، چشم‌انداز مثبتی از این همگرایی را ترسیم می‌کند.
* به نظر شما در حال حاضر این ظرفیت‌ها برای دستیابی به این هدف فراهم است؟
** توجه داشته باشید که اهداف متفاوت است و ما براساس موضوعات مختلف می‌توانیم هدف‌ها را تبیین کنیم. به هر حال دنیای امروز، دنیای هویت‌هاست بنابراین آسیا به لحاظ هویتی، ظرفیت این کار را دارد، مهد تمدن‌های کهن است و تمدن ایران، هند،‌ چین و ژاپن جزو قدیمی‌ترین و درخشان‌ترین تمدن‌هاست، بنابراین به لحاظ تاریخی دوره‌هایی وجود داشته که قدرت‌های آسیایی جزو قدرت‌های برتر در عرصه نظام بین‌الملل دوره خودشان بوده‌اند. امروزه هم از آسیا به عنوان قطب اقتصاد بین‌الملل،‌ قطب سیاست بین‌الملل و قطب امنیت بین‌الملل نام می‌برند که به دلیل حضور کشورهایی مثل چین، هندوستان و ایران در این قاره است. اینها تعابیری است که خود غربی‌ها به کار می‌برند و نشان‌دهنده آن است که به هر حال آسیا به دلیل وسعت جمعیت و رشد اقتصادی که دارد، دارای چنین ظرفیتی است.
رشد اقتصادی آسیا، خیره‌کننده است و متوسط رشد اقتصادی در این قاره هشت درصد است و به هر حال هم بازار خوبی است و هم تولیدکننده خوبی به شمار می‌رود، بنابراین به نظر می‌رسد که مجموعه خوبی از امکانات وجود دارد که می‌تواند آسیا را به سمت همگرایی و بهره‌برداری از ظرفیت‌ها به سمت عرصه نظام بین‌الملل رهنمون کند که این نیازمند یک مدیریت قوی از سوی رهبران کشورهای بزرگ در آسیاست.
* آیا فکر می‌کنید در صورت تشکیل اتحادیه آسیا، این اتحادیه در راستای اتحادیه اروپا فعالیت خود را آغاز می‌کند یا رویه‌ای متفاوت را در دستور کار خود قرار می‌دهد؟
** به هر حال هر قاره، کشور یا منطقه دارای دو نوع نیاز است، یکی نیازهای اختصاصی خاص خودشان است و دیگری نیازهایی که اقتضای نظام بین‌الملل است. به نظر من قاعده بازی که آسیا براساس آن عمل خواهد کرد، قاعده‌ای است که اروپا و امریکای لاتین عمل می‌کنند و احیاناً در امریکای شمالی در حوزه نفت‌ها عمل می‌کند، به نظر می‌رسد که اینها از قواعد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خاص و در عین حال مشابه عمل خواهند کرد، یعنی سعی می‌کنند واقعاً براساس نیازهای موجود اول در درون منطقه و سپس در تعامل با محیط‌ بین‌الملل عمل کنند.
گاهی اوقات در شرایط نوین جهانی برخی از تهدیدات وجود دارد که هویت کشورها و مناطق را تحت تأثیر قرار می‌دهد که این تهدیدات عمدتاً از جانب غرب مسیحی است، بنابراین آسیا می‌تواند به عنوان یک هویت شرقی و آسیایی، حافظ ارزش‌ها و عناصر و مؤلفه‌های فرهنگی خودش باشد و در نهایت جهان را به این سمت هدایت کند که گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها و نزدیک کردن ارزش‌ها به یکدیگر می‌تواند عامل تعامل و ارتباط در سطح بین‌الملل باشد و آسیا با تشکیل این اتحادیه فضای مناسبی برای تنفس در دنیایی که فرهنگ غرب مسیحی به سمت حاکم کردن ارزش‌های خودش می‌رود در فضای همگرایی بتواند در مقابل این روندها مقاومت و هویت خود را حفظ کند.
* عمده منافع تشکیل این اتحادیه به ویژه در حوزه اقتصادی چیست؟
** در حوزه اقتصادی دو مؤلفه عرضه و تقاضا بسیار مهم است و اینکه اشاره کردم که کشورهای آسیایی مکمل یکدیگر به لحاظ اقتصادی هستند، دقیقاً به دلیل تناسب عرضه و تقاضایی است که در این قاره وجود دارد. مثلاً این قاره به ویژه با دو حوزه نفتی خزر و خلیج‌فارس، مهم‌ترین منابع تأمین انرژی را در جهان دارد، در عین حال این قاره با تأکید بر هند، چین، آسیای جنوب شرقی و شرق آسیا پرمصرف‌کننده‌ترین انرژی در جهان است. در سال 2020 چین به یکی از پنج قدرت بزرگ جهان تبدیل خواهد شد. در سال 2050 هندوستان به یکی از پنج قدرت اقتصادی جهان تبدیل می‌شود، بنابراین از نظر عرضه در حوزه انرژی، عرضه‌کنندگان و تقاضاکنندگانی وجود دارند، در حوزه صنعت هم همینطور است. ژاپن، کره‌جنوبی و هندوستان جزو کشورهایی هستند که در عرصه صنعت گام بلندی برداشته‌اند و در آینده به قطب‌های صنعتی مهمی تبدیل خواهند شد و در عین حال این کشورها مصرف‌کنندگان مهمی برای این صنعت نیز خواهند بود، بنابراین در حوزه اقتصاد، به دلیل اینکه جمعیت در آینده یک متغیر بسیار مهم است، در حالی که در کشورهای غربی، روند رشد جمعیت متوقف شده یا حتی در برخی کشورها روند معکوس به خود گرفته، در آسیا روند رشد جمعیت بالاست و در آینده کشورهایی توانمند خواهند بود که نیروی کار بیشتری برای تولید داشته باشند، بنابراین آسیا از این منظر قدرتمند است و در حوزه اقتصاد هم تکمیلی‌های فراوانی بین کشورهای مختلف این قاره وجود دارد.
* آیا این شامل همکاری‌های هسته‌ای کشورهای آسیا نیز می‌شود؟
** معمولاً همکاری‌ها در همه زمینه‌ها مطابق قوانین موجود در عرصه بین‌الملل وجود دارد، یعنی وقتی که تأسیسات هسته‌ای را به عنوان تأسیسات صلح‌آمیز و به‌عنوان تأسیساتی که در حوزه تولید انرژی آن را قلمداد کنیم، این همکاری محدودیتی ندارد و می‌تواند این همکاری‌ها بین کشورها اتفاق بیفتد.
* با توجه به اینکه برخی از مشکلات در اتحادیه اروپا همچنان سر جای خود باقی است و از ظرفیت کامل آن استفاده نشده است، اتحادیه آسیا چه سیاست‌هایی را باید در این زمینه اتخاذ کند؟
** به نظر من یکی از مشخصات اتحادیه اروپا آن است که بین واحدها جنگی حادث نمی‌شود، این مهم‌ترین حسن و مزیت است، ثانیاً نزدیک به 70 درصد تجارت اتحادیه اروپا در درون خود این کشورهاست، ثالثاً آنها به پول واحد دسترسی پیدا کردند و به سمت سیاست‌های خارجی و داشتن ارتش واحد حرکت می‌کنند و گام‌های بسیار مهمی در حوزه اتحادیه اروپا برداشته شده، ولی هنوز ناسیونالیسم در برخی موارد بر هویت منطقه‌ای غلبه دارد، بنابراین به نظر می‌رسد که اگر آسیا بتواند مسیری را که اروپا رفت، طی کند و به آن درجه‌ای از وحدت و اتحاد و همگرایی برسد که اروپا رسیده است، بخش وسیعی از جهان یکسان و یکنواخت شده است. حتماً آسیا در طی کردن این مسیر با فراز و نشیب‌ها و موانع بسیاری مواجه است. کمااینکه اروپا تا به این حد که رسید، فراز و نشیب‌های بسیاری را طی کرد ولی آنچه مهم است آن است که اراده برای همگرایی وجود داشته باشد و رهبران خردمندی حضور داشته باشند که بتوانند در بسیاری از موارد از منافع ملی به نفع منافع فراملی در سطح آسیا عبور کنند.
بنابراین به نظر می‌رسد چشم‌اندازی که در این حوزه وجود دارد یک چشم‌انداز مثبتی است و باید رهبران کشورها و حتی مردم، گروه‌های ذی‌نفوذ و نخبگان در کشورهای آسیایی توجیه شوند که همگرایی و همکاری به مراتب سودمندتر از تکروی کشورهاست.
* مشارکت در اتحادیه آسیا را با توجه به موقعیت کشورها و وضعیت قاره آسیا،‌ چگونه می‌بینید؟
** در حال حاضر ما در قاره آسیا مشارکت‌های خوبی را شاهد هستیم که وجود دارد و الان شش کشور حوزه خلیج‌فارس، دو کشور در حوزه اکو، هشت کشور در حوزه سارک، 10 کشور در حوزه آسیا، نزدیک به 23 کشور در حوزه اپک با هم همکاری می‌کنند که بخشی از آن آسیایی است. نزدیک هفت کشور در سازمان همکاری شانگهای فعالیت می‌کنند، بنابراین عملاً همکاری در سطح زیرمجموعه‌های خردتر اتفاق می‌افتد. حال این مجموعه‌ها می‌خواهند به سمت همگرایی در سطح وسیع‌تر حرکت کنند.
تقریباً همه کشورهای آسیایی دارای تجربه سودمندی از همگرایی هستند، اما باید گفت که هر همگرایی تهدیدها و فرصت‌های خاص خودش را دارد و کشورهایی بر این اساس می‌توانند عده‌ای زودتر و عده‌ای دیرتر، یک رژیم خاص برای همگرایی در سطح آسیا را تنظیم و فراهم سازند و مکانیزم‌های آن تهیه شود تا کشورها با آرامش و آسودگی خاطر بیشتری به این همگرایی بپیوندند. آنچه مهم است علائمی است که مخابره می‌شود، دال بر اینکه کشورهای آسیایی تمایل داشته باشند که بلوک آسیایی را تشکیل دهند.
* آیا فکر می‌کنید تشکیل این اتحادیه می‌تواند در عرصه بین‌المللی به عنوان یک قطب قدرت برای قاره آسیا مطرح باشد؟
** به نظر من صددرصد چنین است، یعنی آسیا به لحاظ جمعیت پرجمعیت‌ترین قاره جهان، به لحاظ وسعت پروسعت‌ترین قاره جهان، به لحاظ انرژی که یک کالای استراتژیک محسوب می‌شود، بیشترین ذخایر انرژی در جهان را داراست، به لحاظ تولید ناخالص داخلی، یکی از بیشترین و بالاترین تولیدهای ناخالص داخلی را در سطح جهان دارد و یکی از کشورهایش عضو شورای امنیت سازمان ملل است، دو تا از کشورهای آن چین و ژاپن مدعی عضویت دائم در شورای امنیت هستند، حداقل چهار قدرت اتمی (هندوستان، پاکستان، کره‌شمالی و چین) به طور بالفعل در این قاره هستند و بسیاری از کشورها هم هستند که توانایی برخورداری از سلاح‌های هسته‌ای را در این فرصت اندک دارند، بنابراین حتماً وقتی گفته‌ می‌شود که قرن 19 قرن اروپا، قرن 20 قرن امریکا و قرن 21 قرن آسیاست، بنابراین اینکه مرکز ثقل سیاست،‌ اقتصاد و امنیت بین‌الملل است معنی و مفهوم آن این است که آسیا دارای یکسری پتانسیل‌هایی در حوزه سیاسی- امنیتی، اقتصادی- تکنولوژیک و فرهنگی- ارتباطاتی نیز می‌باشد که این جایگاه را به جایگاه مهم در عرصه بین‌الملل تبدیل ‌می‌کند و همین جایگاه به آن کمک می‌کند که در فعل و انفعالات و مدیریت امور جهان نقش برجسته‌ای داشته باشد.
* اتحادیه آسیا برای یکسان‌سازی واحد پول چه اقداماتی می‌تواند انجام دهد؟
** به نظر من رسیدن به پول واحد در درون یک اتحادیه شاید یکی از مشکل‌ترین امور در درون یک منطقه‌گرایی باشد، علت آن هم این است که در یک منطقه، کشورهای مختلفی قرار دارند که این کشورها باید سطح اقتصادی و مالی‌شان را به حدی برسانند که ترویج یک پول واحد را امکان‌پذیر سازد. در آسیا دو پول وجود دارد که می‌تواند به عنوان پول واحد در حوزه آسیا مطرح شود که یکی ین ژاپن و دیگری یوآن چین است. به نظر می‌رسد اگر کشورهای آسیایی بخواهند حول پول واحدی گرد آیند باید این دو پول، پول چین یا ژاپن به عنوان مبنا قرار گیرد. در غیر این صورت باید واحد پول جدیدی تعریف کنند مانند یورو که پولی است که متعلق به کل حوزه یورو در اتحادیه اروپاست.
این کار دشوار اما ممکن است و در عین حال نیازمند آن است که همگرایی اقتصادی که اتفاق می‌افتد درجه‌ای از رشد و بلوغ را طی کرده باشد.
* این یکسان‌سازی چه تأثیری می‌تواند داشته باشد؟
** با توجه به اینکه اتحادیه مراحلی از جمله مرحله ظهور، مرحله بالندگی و مرحله بلوغ دارد، به طور کلی پول واحد، حداقل در مرحله بالندگی یا بلوغ می‌تواند شکل‌ گیرد و آسیا در حال ظهور است و سال‌ها طول می‌کشد تا این فرآیند شکل گیرد و بعد وارد پول واحد شود. یکی از مهم‌ترین پیامدهای پول واحد آن است که باعث تضعیف یا باعث شکل‌گیری یک رقیب جدی برای دلار و یورو خواهد بود و در واقع قدرت مانور کشورهای جهان سوم و قدرت مانور کشورهای آسیایی را در عرصه بین‌الملل ارتقا خواهد داد.
همچنین وجود یک پول واحد، همکاری اقتصادی و تجاری میان کشورهای عضو را تسهیل خواهد کرد چون به هر حال با پول واحدی مبادله می‌شود و حتماً این پول واحد، متناسب با شرایط مالی و اقتصادی کشورهای عضو شکل گرفته است. در مجموع یک فرصت و امکان برای کشورهای آسیا و کشورهای جهان سوم است.
* در صورت تشکیل اتحادیه آسیا، آیا این اتحادیه می‌تواند در مقابله با تحریم‌هایی که امریکا یا برخی کشورهای اروپایی علیه کشورهای آسیایی از جمله ایران اعمال می‌کنند، مؤثر باشد؟
** گاهی اوقات یک منطقه‌گرایی در ارتباط با سایر کشورها می‌تواند سه الگوی رفتاری را داشته باشد، یک الگو این است که به عنوان یک دژ منطقه‌ای در مقابل دیگران عمل کند در این صورت، آسیا یک دژ منطقه‌ای است که کشورهای آسیا را در درون خود جای داده و در مقابل اروپا و امریکا قرار می‌گیرد و به‌عنوان یک هویت مشترک از منافع اعضا دفاع می‌کند. به الگوی دوم اصطلاحاً الگوی دوسویه‌نگر گفته می‌شود. در الگوی دوسویه‌نگر، کشورهای عضو یک منطقه روابط عادی با سایر کشورهای خارج از منطقه خواهد داشت، یعنی آسیا به عنوان یک هویت دارای یک تعامل مثبت و سازنده با دیگران خواهد بود. الگوی سوم هم این است که این منطقه‌گرایی به عنوان بخش مکمل برای همگرایی در سطح بین‌الملل عمل می‌کند، یعنی به همان میزان که اروپا به یک اتحادیه تبدیل شده آسیا هم به یک اتحادیه تبدیل خواهد شد و امریکا هم به یک اتحادیه که در نهایت این اتحادیه‌ها به عنوان واحدهای اصلی در عرصه جهانی و بین‌المللی عمل خواهند کرد.
به نظر من اگر قرار باشد آسیا از اعضا حمایت کند این امر ابتدا بستگی به این دارد که اعضا، اتحادیه یا همگرایی را با چه هدفی ایجاد کردند و ثانیاً اینکه اصول، هنجارها و قواعد اتحادیه چگونه خواهد بود. ممکن است در اصول اتحادیه همکاری میان اعضا، علیه فشارهایی که سایرین به اعضا وارد می‌کنند، تعبیه شده باشد، بنابراین فی‌نفسه همگرایی آسیایی می‌تواند به عنوان یک دژ منطقه‌ای برای اعضا عمل کند و این بستگی به آن دارد که اصول، قواعد و هنجارهای اتحادیه چگونه باشد.
* یعنی به نظر شما مشکلات تحریم کشورها از طریق تشکیل اتحادیه آسیا قابل حل است؟
** اگر تحریم یک جنبه بین‌المللی داشته باشد و کشورهای جهان خودشان را متعهد به اجرای آن تحریم بدانند، در این صورت شاید تفاوتی میان عضویت ایران در اتحادیه همگرایی آسیا یا خروج و عدم عضویت آن تأثیر چندانی روی تحریم‌ها نداشته باشد. به عبارت دیگر، کشورها درست است که با ورود به یک اتحادیه در واقع توانایی‌شان را تجمیع می‌کنند و هدفشان این است که با تجمیع توانایی‌ها، توسعه و رشد اقتصادی و همگرایی سیاسی و همکاری‌های امنیتی بیشتری اتفاق افتد ولی باید توجه داشت که آسیا بخشی از جهان است و سازمان ملل به عنوان نهادی که پاسدار صلح و امنیت بین‌المللی است آسیا به خواست سازمان ملل تن داده است و با توجه به اینکه یکی از شرایط تشکیل اتحادیه‌ها و یکی از نشانه‌های مثبت شکل‌گیری اتحادیه این است که اتحادیه‌ها یا همگرایی‌ها به سازمان ملل در حفظ صلح و امنیت بین‌الملل کمک کنند، بنابراین اگر ایران بتواند نقش مدیریت و نقش هدایتگرایانه خوبی در شکل‌گیری اتحادیه آسیایی ایفا کند و توجه اتحادیه آسیایی را به ناعادلانه بودن نظم و بین‌الملل، اعم از نظم سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بین‌المللی قانع کند، در آن صورت در حقیقت کشورهای آسیایی با ایران همراه خواهند شد و تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران به عنوان یک اقدام مغرضانه و با استانداردهای دوگانه قلمداد خواهد شد. در غیر این صورت کشورها ناچار هستند با سازمان ملل در تحریم علیه ایران همراهی کنند، البته کشورهای آسیایی این نکته را باید متوجه باشند که تحریم علیه ایران وجهه حقوقی و فنی ندارد بلکه این تحریم‌ها براساس ملاحظات سیاسی وضع شده است.
اگر کشورهای آسیایی در تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران همراهی کنند در واقع حقوق خود این کشورها در عرصه هسته‌ای و در بسیاری از حوزه‌های دیگر نیز تضییع خواهد شد چون ایران از یک اصل دفاع می‌کند و آن اصل، دفاع از مقررات ان‌پی‌تی است. ان‌پی‌تی به کشورها حق داده دارای انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز باشند و کشورهای دارا را موظف کرده که در عرصه انرژی صلح‌آمیز با کشورهای فاقد تکنولوژی هسته‌ای همکاری کنند. اگر کشورهای آسیایی درباره تحریم ایران که بر مبنای هیچ‌یک از موازین حقوقی اعمال شده همکاری نکنند، دیر یا زود بسیاری از این کشورها با همان مشکل و چالشی مواجه خواهند شد که جمهوری اسلامی ایران مواجه شده است.
* با این وضعیت در صورت تشکیل اتحادیه آسیا، واردات از کشورهای اروپایی به آسیا کاهش پیدا می‌کند؟
** یک همگرایی چنین است که اول در حوزه اقتصادی و بعد از آن در حوزه سیاسی و سپس در حوزه امنیتی شکل می‌گیرد. اتحادیه‌ها یا همگرایی ترجیح می‌دهند که مبادلات اقتصادی عمدتاً در درون اتحادیه یا در درون منطقه‌گرایی اتفاق بیفتد. اساساً حجم مبادلاتی که در درون اتحادیه اتفاق می‌افتد نشانگر موفقیت یا ناکامی یک اتحادیه است. قبلاً هم اشاره کردم که آسیا با توجه به اینکه اقتصاد آنها مکمل یکدیگر است، می‌تواند بسیاری از صادرات و واردات در درون اتحادیه اتفاق بیفتد، بنابراین تحت این شرایط فضای جدید و یک رژیم اقتصادی جدید ایجاد خواهد شد که قدرت مانور ایران را در درون اتحادیه افزایش خواهد داد و در عین حال فشارهایی که از ناحیه بیرون ممکن است بر جمهوری اسلامی ایران وارد شود، کاهش پیدا خواهد کرد.
* آیا این همگرایی و اتحادیه بر امنیت منطقه نیز تأثیرگذار خواهد بود؟
** در آسیا سه گونه نگرانی امنیتی وجود دارد، یک نگرانی امنیتی در درون کشورهاست، یعنی بسیاری از کشورهای آسیایی در درون دچار مشکلات امنیتی هستند یا با تجزیه‌طلبی یا با فرقه‌گرایی مواجه هستند یا دارای درگیری‌های سیاسی‌اند. بخش دیگر نگرانی‌های امنیتی معطوف به روابط بین دولت‌هاست؛ چراکه بسیاری از دولت‌های آسیایی با یکدیگر به ویژه به دلیل اختلافات مرزی و ارضی مشکل دارند. نگرانی سوم نیز مربوط به مشکلات و مسائلی امنیتی است که از بیرون بر این کشورها تأثیر می‌گذارد. قاعدتاً و طبق یک فرمول، مسائل سیاسی- امنیتی که به آن مسائل حاد گفته می‌شود، از طریق همکاری‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و فنی کاهش پیدا می‌کند، یعنی اگر کشورهای آسیایی احساس کنند که در حوزه‌های فنی و غیرسیاسی دارای همگرایی و همکاری‌های موفقیت‌آمیز هستند، این موفقیت قابل تسری به سایر حوزه‌ها هم هست.
بنابراین موفقیت در همکاری‌های غیرسیاسی به عامل مهمی برای تشویق و تحریک کشورها و همکاری در حوزه‌های سیاسی و متأثر از آن به تشویق و تحریک کشورها برای همکاری در حوزه‌های امنیتی منجر خواهد شد. بنابراین بدون تردید شکل‌گیری همگرایی آسیایی هم در کاهش تهدیدها و چالش‌های امنیتی در درون کشورها و هم در میان کشورها و هم چالش‌هایی که از ناحیه بیرون از منطقه‌گرایی متوجه این منطقه است، تأثیر مستقیم و مؤثر خواهد داشت.