تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۲۰۲۸۹۶
گفت‌وگو با سعید مستغاثی کارگردان مجموعه «راز آرماگدون چهار: پروژه اشباح»
آرش فهیم مقدمه: سری چهارم برنامه «راز آرماگدون» با عنوان «پروژه اشباح» از شبکه خبر سیما در حال پخش است. موضوع کلی این برنامه بازخوانی اهداف و طرح های صهیونیسم برای تخسیر جهان است، اما در هر قست آن اسنادی درباره حوزه هایی که تحت هجوم صهیونیست ها قرار گرفتته اند افشا و یا بازروایی می شود. چهارمین برنامه راز آرماگدون بیشتر بر زمینه های فرهنگی و رسانه ای، همچون کتاب، دانشگاه، سینما، اینترنت، بازی های رایانه ای و ... متمرکز است. به همین مناسبت با سعید مستغاثی، کارگردان این مجموعه مستند به گفت وگو پرداختیم. موضوع برنامه راز آرماگدون در این گفت وگو بهانه ای شد برای بحث درباره جنگ نرم، زمینه ها و روش های مقابله با آن.

* مجموعه «راز آرماگدون» به بررسی نقشه ها و طرح های صهیونیستی می پردازد. سری چهارم این مجموعه تکمیل کننده چه مباحثی است و چه موضوعاتی را در برمی گیرد؟
** بسم الله الرحمن الرحیم. آنچه در کل این مجموعه در نظر داشتیم این بوده که صهیونیسم یک پدیده انتزاعی و محدود به قضیه اسرائیل نیست. اسناد و شواهد معتبر داخلی و خارجی گویای آن است که صهیونیسم یک پدیده تاریخی است که قرن ها قبل از اعلام موجودیت رسمی فعال بوده است. به نظر برخی مورخین و کارشناسان ریشه این پدیده به زمان حضرت موسی(ع) برمی گردد در آن زمان گروهی از اشراف و اشرار یهود راه خود را از آن پیامبر جدا کردند. آن ها تحت عنوان سامری ها دارای نگرشی نژادپرستانه، شرک آلود و الحادی بودند و از همان ابتدا قصد تسخیر دنیا را داشتند. این جریان بدون اینکه اسم خود را به عنوان صهیونیست اعلام کند در طی قرون جلو آمد و در برخی از مقاطع تاریخ بسیار تاثیرگذار بود.آن چیزی که بررسی های تاریخی نشان می دهد، انحرافات دین مسیحیت، از جمله قضایایی چون تثلیث، انگیزاسیون، جنگ های صلیبی و ... ادامه حرکت همین اشرار و اشراف یهود بوده است. ایجاد جنگ های متعدد و فجایع گوناگون در کل دنیا از دیگر تاثیرات این فرقه شیطانی بر تاریخ بشریت است. در سری های اول، دوم و سوم مجموعه «راز آرماگدون» این جریان از ابعاد و جنبه های گوناگون بررسی شد. در ادامه کنکاش ها و کندوکاوهایی که در بررسی عملکرد صهیونیسم داشتیم به مقوله علوم انسانی و دانشگاه رسیدیم. این موضوع در سری دوم راز آرماگدون هم پرداخته شده بود و این مجموعه در واقع ادامه آن است. یعنی این سری با این مسئله آغاز شد که تفکرات صهیونیستی چگونه در دنیا پخش شد و از جمله به کشور ما راه یافت. تفکراتی که اساس آن دین زدایی است.
یکی از محوری ترین پایه های صهیونیسم این است که خدا و دین به هر نحو ممکن از زندگی بشر دور شود. این تفکرات در دوران رنسانس تحت عناوین روشنگری، خردگرایی، نواندیشی و علم گرایی، به صورت سکولاریسم (با کنار زدن دین) و اومانیسم (با جایگزینی انسان به جای خدا) وارد زندگی بشر شدند. و این ها به عنوان اندیشه های برتر که باعث سعادت بشر می شوند جا افتادند. در سری های قبلی «راز آرماگدون» به گسترش این نگرش ها به عنوان اندیشه پرداخته شد و در این سری به نحوه نشر این اندیشه ها در دنیا و ایران پرداخته ایم.
* خطر این جریان برای دین اسلام و کشور ما چیست؟
** جریان صهیونیسم از ابتدا هدف گیری و سیبل حملاتش دین اسلام بوده است. البته این جریان به همه ادیان توحیدی آسیب زده، اما چون هدف صهیونیسم تسخیر جهان بوده و از آنجا که دین اسلام نیز با اعتقاد به ظهور حضرت حجت(عج) و تشکیل حکومت جهانی اسلام همین هدف را داشته است، آن ها رقیب اصلی خود را اسلام می دانسته اند. آن ها همچنین یکی از اهدافشان ایران بوده است. از اوائل دوره قاجار، با شکل گیری محافل فراماسونری، اعزام محصلان به خارج از کشور (که در سری سوم شرح داده شد) اضمحلال علمی و تضعیف حوزه های علمیه زمینه برای راه یابی این اندیشه ها به ایران فراهم شد.
* آیا این جریان پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به حیات و فعالیت خود در کشورمان ادامه داد؟
** گرچه روند ورود و گسترش این تفکرات در دوره قاجار، به خصوص زمان مشروطه و همچنین کل دوران پهلوی بود، اما بعد از انقلاب با فرم دیگری به فعالیت خود ادامه داد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به رغم انقلاب فرهنگی، این تفکرات همچنان سرفصل دروس دانشگاهی باقی ماند و آثار فیلسوفان صهیونیست که خیل عظیمی را در برمی گیرد ترجمه شد، تا اینکه به تشکیل حلقه های دانشگاهی رسیدیم. از درون همین حلقه ها نیز نشریات و مطبوعات زنجیره ای به وجود آمدند که این تفکرات را درون جامعه نضج می دادند. تفکرات صهیونی، بعد از انقلاب تحت عناوین مختلفی از جمله تجدد، تمدن، حقوق بشر، دموکراسی، فمینیسم و خودنمایی کرد. در حقیقت، این مجموعه دریچه نفوذ اندیشه های صهیونی و زمینه های نشر آن در جامعه ایران را نشان می دهد. قصد ما ریشه یابی و واکاوی فتنه سال 88 بود و خواستیم بررسی کنیم که چه شد به آنجا رسیدیم. درست است که این فتنه طرح و برنامه کانون های امپریالیستی خارج از کشور بوده، اما به هر صورت پایگاه خودش را با یک جریان فکری و در طول30 سال ایجاد کرد. همچنان که امثال عبدالکریم سروش اذعان دادند که این جریان 20 سال پیش کلید زده شد.
و واقعا این یک جریان دنباله دار فکری بود که متاسفانه با تساهل و تسامح و خیانت های برخی مدیران فرهنگی، که امروز از کشور گریخته اند گسترش یافت. امثال مهاجرانی و افرادی که خود را اصلاح طلب نامگذاری کرده بودند و روزگاری پست های فرهنگی کشور در دست آن ها بود و امروز پیش اربابان خودشان در غرب پناه برده اند با تساهل و تسامح و خیانت های خود باعث پخش این اندیشه ها در جامعه و رخ دادن فتنه 88 شدند. ما نیز بنابر فرمایش مقام معظم رهبری قصد داشته و داریم تا زمینه ها، پس زمینه ها و ریشه های این فتنه را برای مخاطب باز کنیم. به همین دلیل از علوم انسانی، علم مدرن و حلقه های دانشگاهی شروع کردیم و بعد از آن ورود اندیشه های صهیونی در مطبوعات را بررسی کرده ایم. علاوه بر این ها حوزه های دیگری چون اینترنت، تلویزیون، سینما، بازی های رایانه ای و فرقه های عرفانی نوظهور نیز به عنوان منافذ ترویج این اندیشه ها بررسی شده اند.
* آیا بین این حوزه ها پیوندی وجود دارد؟
** نشر کتاب پیش زمینه فعالیت آن هاست. نشر کتاب اولین حلقه ای است که تفکرات صهیونی به وسیله آن وارد جوامع می شود. ما در این مجموعه رد پای آن را در طرح و برنامه های سازمان های جاسوسی مثل سیا بررسی کرده ایم. براساس اسناد، نشان می دهیم که آن ها به کتاب به عنوان یک سلاح استراتژیک نگاه می کردند که محافل دانشگاهی و نخبگان جوامع را هدف قرار داده است. اما هدف آن ها به نخبگان و دانشگاهیان محدود نمی شود، بلکه برای تحت تاثیر قرار دادن عامه مردم به سراغ رسانه های دیگر هم رفتند. رسانه هایی چون شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای، سینما، بازی های رایانه ای، اینترنت و شبکه های اجتماعی از جمله فیس بوک و تویتر که به صورت سلسله وار از سوی جریان صهیونیستی استفاده شده است. به این ترتیب که اول به سراغ کتاب رفتند و نخبگان را مخاطب قرار دادند، سپس مطبوعات، بعد از آن سینما و پس ازآن شبکه های ماهواره ای که امروز هزاران شبکه با مدیریت صهیونیست ها بر ضد ایران، اسلام و تشیع در حال فعالیت است. در نهایت نیز برای تاثیرگذاری بر کودکان و نوجوانان در حال استفاده از گیم ها و بازی های کامپیوتری هستند. در این برنامه با اسناد و مدارکی که برخی از آن ها برای اولین بار بازخوانی می شوند به رمزگشایی حرکات صهیونیست ها در استفاده از رسانه ها پرداخته ایم.
با ریشه یابی و نمایش این اسناد به پرسش هایی از این قبیل که چرا صهیونیست ها این تعداد شبکه ماهواره ای راه اندازی می کنند؟ دلیل ایجاد شبکه های اجتماعی چیست؟ چرا این قدر بازی رایانه ای درست می کنند؟ هدفشان از به کار بردن سینما چیست و به چه دلیل این قدر بر سینمای آخر الزمانی تاکید دارند؟ پاسخ می دهیم. اما فرقه های نوظهور ماجرای دیگری را در برمی گیرد. این فرقه ها تکامل یافته مراکز ماسونی قبل از انقلاب هستند و دلیل پرداختن به این موضوع این است که آن ها می خواهند برای دور کردن نسل ا مرور از ادیان توحیدی و با توجه به گرایش شدیدی که در این نسل به معنویت وجود دارد، معنویت های کاذب را در مقابلشان قرار دهند و با علم کردن فرقه ها در همه دنیا و رسوخ دادن آن ها به درون مملکت ما این هدف را دنبال می کنند. در بخش هایی از این برنامه، فرقه سازی و زمینه های تاریخی آن در ایران از بابیت و بهائیت و صوفی گری تا فرقه های مختلفی که امروز در جامعه وجود دارند و اتصال آن ها با مراکز صهیونی و تغدیه شان از آن ها همه با تاکید بر اسناد، افشا می شود.
* یکی از کلید واژه هایی که در مورد این برنامه به کار می رود جنگ نرم است. برخی از افراد مدعی هستند که جنگ نرم وجود خارجی ندارد و ساخته ذهن ماست. چطور می توان این مسئله را توجیه کرد؟
** جنگ نرم اصلا حرف ما نیست. خود آمریکایی ها این مفهوم را به کار برده و تئوریزه اش کرده اند.
جنگ نرم یک مفهوم علمی است مصداقش هم کتاب «قدرت نرم» جوزف ناین است که حتی سینما را بخشی از قدرت نرم آمریکا برمی شمارد و می گوید این قدرت را برای تاثیرگذاری بر اذهان دیگران و بسط ارزش هایمان استفاده می کنیم. به قول پروفسور ریک آلت من استاد دانشگاه پرینستون، سینمای آمریکا بیش از صد سال است که روی جهان تاثیر می گذارد، روی نحوه زندگی، افکار، اخلاق، خوراک و پوشاک و حتی روی شعرهای عاشقانه تاثیر می گذارد. یعنی در جنگ نرم با اسلحه و زور و کودتا جایی گرفته نمی شود، بلکه با قدرت بیان و زبان و یک سری ابزار دیگر این کار انجام می شود که روی ذهن ها تاثیر گذاشته و اذهان در اختیار گرفته شود.
به نظرم آن دسته افرادی که مدعی اند جنگ نرم وجود خارجی ندارد را نباید زیاد جدی گرفت.
* جنگ نرم علیه ایران چه حجم و وسعتی دارد؟
** شاید جالب باشد که بدانید، براساس برآورد برخی سازمان ها و مراکز تحقیقاتی خارج از کشور، حجم جنگ نرم آمریکا علیه ایران در طول یکسال گذشته از حجم جنگ نرم بر ضد شوروی سابق در تمام طول جنگ سرد بیشتر است.
از سال 1948 با آغاز جنگ سرد، سازمان های سیا و او اس اس یک سری ابزار را برای تبلیغ بر ضد شوروی و بلوک شرق به کار گرفتند. مثلاً رادیو آزادی راه اندازی شد که روزانه چند ساعت برنامه پخش می کرد و یا بین 10 تا 15نشریه فعالیت می کردند و تعدادی کتاب علیه شوروی منتشر شد. اگر این حجم از فعالیت تبلیغاتی و رسانه ای بر ضد شوروی را با آنچه علیه ایران به کار گرفته شده مقایسه کنیم، حتی می توان این وسعت را بسیار بیشتر از آن چیزی که سازمان های مذکور می گویند تخمین زد. آنچه در یکسال اخیر اتفاق افتاده فعالیت بیش از هزار شبکه تلویزیونی و رادیویی فارسی زبان و غیرفارسی زبان بر ضد جمهوری اسلامی بوده است. علاوه بر این ها صدها نشریه، هزاران سایت و وبلاگ و ده ها شبکه اجتماعی در حال کار علیه ایران هستند که به طور همزمان تبلیغات عظیمی را انجام می دهند. زیرا هدف آمریکا تحقق پروژه سرنگونی جمهوری اسلامی بود که به عملیات آژاکس دو معروف شد. این حجم از تبلیغات ضد ایران نشان می دهد که آن ها چه برنامه ای در سر داشته اند و عمق دشمنی شان تا کجا بوده است.
* برای تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطب و تلنگر زدن به اذهان بینندگان چه تمهیداتی را به کار برده اید؟
** سعی کردیم پشت پرده فعالیت ها را براساس اسناد نشان دهیم. مثلاً امروز یک شبکه اجتماعی به نام «فیس بوک» در فضای مجازی کار می کند که ظاهراً خیلی پدیده خوبی است و آدم ها را به هم متصل می کند. ما در این برنامه پشت پرده این پدیده را براساس اسناد خود دست اندرکاران فیس بوک افشا می کنیم و اسناد تکان دهنده ای را نشان می دهیم که هدف از فعالیت چنین شبکه هایی چیست. در این مورد با آمارهای تکان دهنده ای رو به رو می شویم. قاچاق سالانه 800 هزار زن و دختر به آمریکا به وسیله همین شبکه های اجتماعی تنها یک نمونه است. این روش را در مورد سایر موضوعات و حوزه های مطرح شده در برنامه نیز به کار برده ایم. مثلاً به تجزیه و تحلیل راه اندازی شبکه های تلویزیونی براساس صحبت های خود صهیونیست ها می پردازیم. به عنوان نمونه نتانیاهو، نخست وزیر فعلی رژیم صهیونیستی در سال 2002 گفته بود که باید به ایران با تلویزیون حمله کنیم و تشریح می کند که با چه برنامه ها و چه فیلم هایی این هجوم صورت گیرد. نتیجه آن حرف ها را ا مروز با راه اندازی شبکه هایی همچون فارسی وان مشاهده می کنیم. من به عینه دیده ام که بسیاری از مردم و جوانان وقتی متوجه حقایق پشت پرده چنین مسائلی می شوند، به خود می آیند و می فهمند که تا چه حد بازی خورده اند. به نظرم هر انسانی با هر تفکر، ایدئولوژی، مذهب و آئینی وقتی از این اتفاقات آگاه می شود باید به خودش بیاید. یعنی به این توجه کند که در پشت این همه زرق و برق و شعارهای انسان دوستانه و دموکراسی و... چه فجایعی در حال رخ دادن است.
* آیا رسانه های ما در این زمینه به اندازه کافی اطلاع رسانی می کنند؟
** متأسفانه نه! و همین قضیه است که ما متوجه می شویم که چرا مقام معظم رهبری بر بصیرت تأیید می کنند و اینکه این حرف ها را به طور شفاف بگوئیم. یکی از اهداف ما در این برنامه این بوده که شفاف صحبت کنیم و از کلی گویی و حرف های انتزاعی مکرر و تئوری بافی بپرهیزم و دقیقاً بگوئیم که چه جریانات و افرادی پشت صحنه این قضایا هستند.
* آقای مستغاثی! امروز برنامه های مختلفی با موضوع جنگ نرم و با هدف افزایش بصیرت مردم از صدا و سیما پخش می شود. نظر شما درباره این برنامه ها چیست و جای چه چیزی را در آن ها خالی می بینید؟
** وقتی راجع به جنگ نرم صحبت می کنیم، بدون پرداختن به ریشه ها و زمینه ها، تلاشمان ابتر می ماند. باید جنگ نرم را به طور ریشه ای، ماهوی و با پس زمینه های تاریخی اش نگاه کنیم. در اینجا لازم است توضیح بدهم که جنگ نرم فقط از طرف دشمن نیست. به نظرم دین اسلام و پیامبر بزرگوار آن از مهمترین اجراکنندگان جنگ نرم علیه دشمنانشان بوده اند. از زمانی که نبی اکرم(ص) دعوتشان را در مکه آشکار کردند جنگ نرم شروع شد و تا الان ادامه داشته است. الان مهمترین جنگ نرم علیه کفر توسط مهدویت در حال انجام است. بهترین قدرت نرم اسلام، حماسه عاشوراست. هیچ گاه این جمله فیلم «محمد(ص) رسول الله» به کارگردانی مصطفی عقاد را فراموش نمی کنم که وقتی سپاه پیامبر در حال فتح مکه است، از زبان ابوسفیان می شنویم که «او از قلب ها» وارد می شود.
در واقع سپاه کفر و شرک از آن زمان فقط در حال دفاع است. امروز هم این اسلام است که در حال تهاجم نرم است. کافی است به آمارها توجه کنیم تا ببینیم اسلام چه پیشرفت عظیمی در دنیا داشته است. خود رسانه های غربی اعتراف دارند که تا 20 سال دیگر اسلام اروپا را می گیرد. فیلم های موهنی مثل «فتنه» هم به همین دلیل ساخته شدند تا مانع این پیشرفت شوند. چند وقت پیش بود که گفتند سرخپوست های مکزیک در حال گرویدن به اسلام هستند. خوشبختانه این اتفاقات دست ما نیست. اگر دست ما بود که فاتحه خوانده بود! همیشه عرض کرده ام که کشتی اسلام به راه خودش می رود و فرمانده ای دارد و اراده الهی این است که این کشتی به ساحل نجات برسد. فرمانده این کشتی حضرت حجت(عج) است. در این میان اگر خدا عنایت کند، ما باید یک جوری سوار این کشتی شویم. البته منظور این نیست که ما تکلیفی بر عهده نداریم. تکلیف ما این است که خودمان را به همان کشتی برسانیم. ولی باید مطمئن باشیم که این کار ما نیست که این کشتی را پیش می برد. همچنان که امام خمینی(ره) فرمود ما نبودیم که خرمشهر را آزاد کردیم، خرمشهر را خدا آزاد کرد. اما برای این که جنگ نرم دشمن را بشناسیم باید ریشه های آن را شناسایی کنیم. اساس جنگ نرم در پدیده صهیونیسم است و حدو د10 قرن سابقه دارد. بدون در نظر گرفتنن این عقبه و پس زمینه ما نمی توانیم جنگ نرم را توضیح دهیم. نمی توان برای تبیین جنگ رسانه ای به تلاش های پشت پرده که از سوی کانون های صهیونیستی در حال انجام است و اندیشه هایی که ریشه در کانون های ماسونی- صهیونیستی عصر روشنگری دارد نپرداخت.
چگونه می توان به دانشمندان علوم انسانی گفت که این علوم، در واقع یک علم نیست، بلکه یک اندیشه جهت دار است که از کانون های صهیونی و قرون 16 و 17 آمده است ؟ چگونه باید به آن ها گفت که فلسفه، اقتصاد، جامعه شناسی، انسان شناسی، سیاست و... علم صرف نیست بلکه به آن ها القا کرده اند؟ باید گفت که از کجا آمده اند و براساس چه نقشه، هدف و برنامه ای شکل گرفته اند و از کدام لژهای فراماسونری و مراکز صهیونی آمدند و الان چگونه می آیند. وقتی شما این ها را توضیح ندهید و تشریح نکنید که آنها چگونه قصد برکندن دین ما را داشتند و از کجا آمدند و پشت پرده و مقاصدشان- که همان تسخیر جهان و نژادپرستی است- چیست، قبول نمی کنند. به همین دلیل هم ما نام این برنامه را راز آرماگدون نهادیم. زیرا اساس و اصل تمام این فعالیت ها رسیدن به نقطه آرماگدون است و برای این که جهان را به تسخیر خود درآورند. برای توضیح جنگ نرم نباید دنبال یک تئوری و مفهوم مجرد گشت، چون هیچ نتیجه ای ندارد. متاسفانه در برخی از برنامه های صدا و سیما می بینیم که کارشناسان خیلی با این موضوع ساده برخورد می کنند. اصلا داستان این که چرا آمریکا در عراق است و این گونه عمل می کند برمی گردد به اندیشه های صهیونیستی و آرماگدونی؛ ادبیاتشان، ادبیاتی آرماگدونی است. در همین مجموعه، راز آرماگدون یک فیلم را از ریگان در دوره جنگ سرد پخش خواهیم کرد که می گوید مبارزه برای آزادی را صلیبی کنیم. این یک ادبیات آمارگدونی است و مگر می توان این ها را از هم جدا کرد. مثلا پرداختن به جنگ بوسنی بدون در نظر گرفتن همین پس زمینه ها به نتیجه ای نمی رسد. این جریان مثل یک پازل است که اگر قطعات آن را جدای از یکدیگر ببینیم نمی توانیم به تصویر درستی دست پیدا کنیم.
ما هم در این برنامه از ابتدا این فکر را نداشتیم. اما در طول کار، هر چیزی را که پی گیری کردیم سر نخش به همان کانون ها رسید. در مورد تجارت بوده به همان ها رسیدیم، در زمینه تجارت مواد مخدر به آن ها رسیدیم، درباره استعمار به آن ها برخوردیم، در مورد جنگ های جهانی به آن ها رسیدیم و ... این چیزی نیست که ما بگوئیم، بلکه اسناد این را می گوید که ریشه همه این مسائل، همان کانون ها هستند.مثلا درباره حضور غربی ها در قاره آمریکا و کشتار سرخپوستان دارای این تفکر بودند که به سرزمین موعود آمده اند و ساکنان بومی آنجا کنعانیان هستند و به همین دلیل باید قتل عام شوند. هنوز هم در آوازها و دعاهایشان این موضوع هویداست. مثلا در آخرین فیلم رابرت آلتمن، در آوازی خوانده می شود که ما را در اورشیلیم جدید دفن کنید. یعنی به آمریکا می گفتند اورشیلیم نو و سرزمین موعود و برایش ماموریت قائل شدند و هستند و معتقدند آمریکا باید زمینه های ظهور مسیح موردنظر آنها را که همان برپایی کشور جعلی اسرائیل و جنگ آرماگدون است را فراهم کند. این موضوع هم در فیلم های آخرالزمانی آمریکا دیده می شود و هم در سخنان سیاستمدارانشان، اگر در تحلیل جنگ نرم، این ریشه ها نادیده گرفته شود و سند ارایه نشود، موجب سطحی و لوث شدن این موضوع است.
* آیا راز آرماگدون باز هم ادامه پیدا خواهد کرد؟
** ما تا همین جا را پیش بینی کرده بودیم. اما واقعیت این است که درباره این موضوعات، بحث بسیار مفصل است. مثلا ما برای موضوع فرقه ها، 12، 13 قسمت را در نظر گرفته بودیم، اما فقط در دو سه قسمت به آن ها پرداخته ایم. و یا درباره سایت ها فقط یک قسمت اختصاص داده ایم. اما اگر خدا توفقیق بدهد، این مباحث را در مجموعه هایی جدید با نام های «اشغال» و « اینک آخرالزمان» ادامه خواهیم داد.
* در پایان اگر نکته ای باقی مانده بفرمائید؟
** جا دارد از همه افرادی که در تهیه این مجموعه به ما یاری رساندند تشکر کنم. به خصوص جناب آقای حسن شایانفر که اگر نبود زحمات و راهنمایی های ایشان این برنامه ساخته نمی شد. همین طور از پیام فضلی نژاد که تحقیقات و پژوهش های چندین و چند ساله خود را در اختیار ما قرار داد و از زحمات و همراهی های دکتر ربانی رئیس دفتر مطالعات تاریخ معاصر، قاسم تبریزی، سیدکاظم موسوی، دکتر شفیعی سروستانی و.... نیز ممنون هستیم.