تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۲۰۳۲۴۱

سعدالله زارعی
محافل سیاسی و رسانه ای غرب این روزها در تلاش است تا رابطه ای میان «گسترش نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی» و «هدفمند کردن یارانه ها در ایران» بیابد، چرا که آنان گمان می کنند نتیجه هر اقدام ایران، نزدیک شدن به «قدرت اول در خاورمیانه» است خواه این اقدام داخلی باشد، یا خارجی و خواه اقتصادی باشد یا سیاسی و یا...
پیش از همه، رژیم صهیونیستی از این موضوع سخن گفته است. این رژیم چند روزی به گمان این که با اعلام رسمی آغاز اجرای طرح یارانه ها ایران دستخوش یک «انقلاب داخلی»! می شود، بطور گسترده وارد ماجرا شد ولی یکی دو روز پس از دروغ پراکنی ناچار به عقب گرد شد. این بار این رژیم سعی کرد کشورهای دیگر و بخصوص غرب را علیه ایران تحریک کند و از این رو دستگاه تبلیغاتی تل آویو روی این تحلیل متمرکز شد: «هدفمند سازی یارانه ها در ایران به جمهوری اسلامی امکان می دهد تا با دست بازتر، نفوذ سیاسی خود را در جهان توسعه بدهد». سایت وزارت خارجه این رژیم پس از آن دست به داستان سرایی زد و در حالی که هنوز چند روز از آغاز هدفمندسازی یارانه ها نگذشته است مدعی شد: «ایران با صرفه جویی و قطع یارانه ها، میلیاردها دلار به کشورهای خارجی از جمله لبنان، فلسطین، افغانستان و ونزوئلا کمک کرده است.»
غرب به همراه رژیم صهیونیستی نگرانی آشکار خود را از اجرای موفقیت آمیز طرح هدفمندسازی یارانه ها بروز داده است این در حالی است که نقطه اصلی تحریم های مکمل که در اوایل تیرماه گذشته در کنگره به تصویب رسید و یا تحریم های مکمل اروپا در اوایل مردادماه گذشته در پارلمان اتحادیه تصویب شد، «سوخت» بود. اروپایی ها در تحریم مکمل خود هرگونه سرمایه گذاری در حوزه نفت و گاز ایران را تحریم کردند و آمریکایی ها روی عدم فروش بنزین به ایران متمرکز شدند. غرب اینک خود را بازنده این «جنگ تن به تن» به حساب می آورد چرا که از یک طرف یارانه ها بدون مسئله هدفمند می شوند و ایران برای اولین بار کنترل بازار مصرف و تولید و عرضه حامل های انرژی خود را در دست می گیرد از طرف دیگر کنترل مصرف در ایران، تحریم ها را خنثی می کند و در نهایت ایران می تواند شرایط اقتصادی بهتری را تجربه کند و این یعنی ایرانی مهاجم با نیرویی که حالا چند برابر شده است.
از آن طرف ماجرا، الان تحلیل رسانه های صهیونیستی این است که در منطقه و در سطح بین المللی هیچ کس کنار طرف بازنده نمی ایستد و همه سعی دارند آینده خود را در پیوند با کسی که قدرتمندتر است رقم بزنند. از این رو «جروزالم پست» در روز چهارم دی ماه نوشت: «اروپا و اعراب ترجیح می دهند که به جای حمله به ایران با این کشور وارد معامله شوند، «اسرائیل تسلیم شده» برای هیچکدام از این کشورها فایده ای ندارد و آنها تنها وقتی اسرائیل را می خواهند که پیروز میدان باشد. اکنون ضعف اسرائیل سبب شده که حتی اردن از این مرز بگذرد.»
آنچه در تحلیل رسانه ها و محافل سیاسی غرب و رژیم های وابسته به آنان در خاورمیانه آمده، بخشی از واقعیت است که البته با هدف خاصی مطرح می شود. در خصوص این موضوع توجه به نکات زیر اهمیت دارد:
1- آنچه دشمنان بین المللی و مخالفان منطقه ای ایران را نگران می کند، توسعه قدرت جمهوری اسلامی در سه سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی است. آنان گمان می کردند هدفمندسازی یارانه ها در ایران یک قمار خطرناک برای ایران در شرایط تحریم های بین المللی است. خیلی بی راه هم تحلیل نمی کردند چرا که دست زدن به قیمت ها در هر کشور اروپایی دولت هایی را ساقط کرده است. غرب گمان می کرد حداقل نتیجه هدفمند شدن یارانه ها در ایران سقوط دولت محمود احمدی نژاد است حال نه تنها این اتفاق نیفتاده بلکه هیچ نشانه ای از اعتراض مردم به این طرح هم به چشم نمی خورد.
این در حالی است که غربی ها که این ماجرا را تجربه کرده اند به خوبی می دانند که اجرای این طرح موقعیت داخلی نظام سیاسی را تثبیت می کند و شرایط را برای حرکت پرشتاب تر به جلو هموارتر می نماید. بر این اساس آنان از موفقیت بی نظیر نظام در این پروسه حساس شدیداً نگران شده اند و می گویند تا حالا جمهوری اسلامی در هماوردی با غرب این نگرانی را داشت که مخالفانش با نفوذ در بدنه جامعه چالش هایی را علیه آن ایجاد کنند از این رو در مواجهه صریح با غرب تا حدودی احتیاط می کرد و لذا از حالا باید در انتظار یک ایران صریح اللهجه تر بود.
2- پیوند زدن طرح هدفمندسازی یارانه ها با نفوذ منطقه ای ایران بیانگر آن است که ایران خود را از یک مخمصه داخلی رها شده می بیند و با دستی بازتر سیاست های منطقه ای خود را تعقیب می نماید. این تصویر در حالی جلوی چشمان غرب به حرکت درمی آید که طی یک سال گذشته ایران پیشرفت های مهمی در چندین محور منطقه ای- شامل عراق، لبنان و افغانستان- داشته است. این دست باز، ایران را به دوردست ها منتقل می گرداند از این رو لیبرمن وزیر خارجه رژیم صهیونیستی می گوید: «شمال و جنوب آفریقا اینک جولانگاه فعالیت های چندجانبه ایران است. تهران با دایر کردن 24 سفارتخانه در آفریقا در حال تبدیل شدن به محور اصلی به جای آمریکا و فرانسه است.» لیبرمن می گوید «ایران از طریق جنبش عدم تعهد با اکثریت کشورهای آفریقایی رابطه دارد و اسلام، ایران را به بیش از نیمی از آفریقا پیوند داده است بنابراین با منفعل شدن آمریکا و فرانسه در آفریقا- به دلیل از بین رفتن نفوذ آنان در مردم- ایران جای آنان را می گیرد و می تواند یک همگرایی ضد اسرائیلی و ضد غربی را شکل بدهد.» البته طرح هدفمندسازی یارانه ها ارتباطی به سیاست منطقه ای ایران ندارد ولی به طور غیرمستقیم این پیغام را به همراه دارد که الگوی ایرانی می تواند هر کشوری را به موفقیت برساند و این تصویری است که در شرایط غلبه بحران اقتصادی بر غرب هواخواهان زیادی دارد.
3- هدفمندسازی یارانه ها در سطح ملی پیوند محکمتر و منطقی تر حاکمیت و توده های مردم را در پی دارد چرا که این طرح سطحی از عدالت اجتماعی را نوید می دهد با این عدالت ظرفیت ایران در عرصه فعالیت های «اقتصاد منطقه ای» گسترش می یابد و از این رو فعالیت تجار، صنعتگران، کشاورزان و... ایران در سطح منطقه گسترش می یابد. همین حالا ایران در اکثر کشورهای آفریقایی و آسیایی دست اندرکار ده ها پروژه بزرگ است و به رقیب جدی غرب در این کشورها تبدیل شده است. با این وصف باید به رژیم صهیونیستی و غرب حق داد که نگران باشند.
4- طرح هدفمندسازی یارانه ها برای دولتی که اجراکننده آن است یک فرصت مهم به حساب می آید. روزنامه های اروپایی مکرر به این نکته اشاره کرده اند که جرات دولت احمدی نژاد در اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها برخلاف تصور غرب موقعیت این دولت- و نظام- را در داخل ایران تحکیم می بخشد چرا که مردم می دانند که این دولت توانایی انجام کارهای بزرگ را دارد و از این رو به آن اعتماد می کنند این اعتماد دوباره و مضاعف ریشه های اصولگرایی اسلامی را در ایران مستحکم می کند و طبعا می تواند در خاورمیانه- و بخصوص در حوزه عربی- که به گونه ای درگیر مشکلات ناشی از توزیع ناعادلانه ثروت برآمده از نفت هستند، مورد توجه و الگوبرداری قرار گیرد. این طبیعی است که کشورهای عضو اوپک وقتی به تجربه پرماجرا و بحرانی غرب در قطع سوبسیدها نگاه می کنند و بعد نگاهی هم به تجربه آرام و همدلانه ایران در این خصوص می افکنند به سوی مدل ایرانی می آیند و این آغاز ماجرا برای غرب است.