تاریخ انتشار : ۰۶ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۲۰۳۶۵۹
گزارش خبری ـ تحلیلی «جوان» از پروژه بحران‌سازان در اپوزیسیون خارج از کشور

گروه سیاسی: بحران اتهام جاسوسی برخی از اعضای بلندپایه حزب مشارکت برای سیستم‌های جاسوسی پیشرفته آمریکا و انگلستان، پایه‌های تشکیلات سیاسی این حزب پدرخوانده دوم خردادی را چنان به لرزه درآورد که هیچ‌گاه خود فکر نمی‌کردند از سوی چنین چالشی به سقوط نزدیک شوند. مؤسسین و کادر اصلی حزب مشارکت که همگی با ترفندهای اطلاعاتی ـ امنیتی آشنا هستند، از سوراخی گزیده شده‌اند که خود روزگاری در آن تولد یافته، رشد کرده و بالنده شده‌اند. تکنیک‌های پیشرفته حفاظت اطلاعات برای مبارزه با نفوذ عوامل بیگانه به سیستم اطلاعاتی کشور از جمله دروس ثابت معاونین اسبق وزارت اطلاعات که امروز در کسوت حزب مشارکت خودنمایی می‌کنند، محسوب می‌شد، اما درگیری در حوزه قدرت، آنان را چنان ضعیف و نحیف گردانید که برخی از آنان به طور آشکار به «منبع» خبری و اطلاعاتی عوامل جاسوسی "C.I.A" و "M.I.5" مبدل شدند. وقتی مؤسسه پژوهشی و افکارسنجی «آینده» به رهبری «عباس عبدی» (کارمند اجتماعی اسبق وزارت اطلاعات) از سوی قوه قضاییه پلمپ شد، اسناد و مدارک محرمانه‌ای به دست آمد که شاید مأموران قضایی ـ امنیتی هرگز گمان نمی‌بردند که به چنین اسنادی دست یابند. رسوایی این اتهام جاسوسی زمانی برای کادر رهبری حزب مشارکت آشکار شد که قاضی مرتضوی در جلسه‌ای محرمانه در کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی که به ریاست احمد پورنجاتی برگزار شده بود با افشای اسنادی غیرقابل انکار و دقیق به چگونگی فعالیت مؤسسه مزبور برای دستگاه‌های اطلاعاتی کشورهای بیگانه و ترسیم تور اطلاعاتی ـ جاسوسی سازمان‌های جاسوسی برای این مؤسسه پرداخت.
عمق همکاری و گرفتاری عبدی در تور اطلاعاتی بیگانگان به قدری دامنه‌دار بود که معاون اقتصادی اسبق وزارت اطلاعات با ارجاع کلیه مستندات و مدارک این پرونده به سعید حجاریان از او خواست که با ارتباط‌گیری و مذاکرات پشت پرده پای وزارت اطلاعات را در این جریان گشوده و سیر تحقیقاتی پرونده را از قوه قضاییه به وزارت اطلاعات منتقل سازد و سعید هر چه کرد نتوانست پرونده را از دست قوه قضاییه بیرون بکشد.
پس از ناکامی، به دستور سران بلندپایه و افراطی جناح اکثریت جلسه‌ای محرمانه و فوق‌العاده به منظور بحث و بررسی در خصوص پرونده مذکور و چگونگی اتخاذ مواضع هر یک از اعضا در آینده‌ای نه چندان دور برگزار شد. هر چند از محتوای آن جلسه اطلاعات چندانی در دست نیست، اما ماحصل آن جلسه شبانه منجر به خوردن کلید آشوب جدیدی در کشور به نام «زمان صفر» شد. زمان صفر به پروژه‌ای اتلاق می‌شود که می‌باید همه احزاب برادر و دوست حتی گروهی از اپوزیسیون خارج از کشور و طیفی از ملی ـ مذهبی‌ها در آن حضوری فعال داشته باشند تا ضمن هماهنگی کامل هر یک از ارکان این شورش، با کمترین هزینه، بیش‌ترین بهره‌برداری جهت لاپوشانی این رسوایی و ضربه زدن به حریف به دست آید. راهکارهایی که برای تحقق پروژه شورش در زمان صفر پیشنهاد شد و به تصویب اعضای جلسه رسید و بعد به فراخور جایگاه و توان هر یک به آنان ابلاغ شد، به این شرح است:
1 ـ ائتلاف با همه
مهم‌ترین دستوری که از سوی ستاد بحران‌ساز جناح افراطی اکثریت به کلیه اعضا ابلاغ شد، «اتحاد» حول دشمن مشترکی به نام «جناح اقلیت» یا «راست‌افراطی» بود. وقتی این توصیه به همه گروه‌ها و جریان‌های سیاسی معتدل و رادیکال همسو ابلاغ شد، اولین بازخور این اعلام عمومی از سوی طیف ملی ـ مذهبی‌ها در مراسم افطاری دانشجویان دانشگاه امیرکبیر (محفل سیاسی ملی ـ مذهبی‌ها) لبیک گفته شد.
یکی از وابستگان ملی ـ مذهبی در ترسیم این فضا چنین می‌گوید: در سالیان گذشته برنامه‌های افطاری انجمن اسلامی پلی‌تکنیک باعث گردهمایی و تبادل نظر نیروهای مختلف سیاسی داخل و خارج از حاکمیت بوده است، اما امسال با هر سال فرق می‌کرد. شرایط ملتهب پس از اعلام حکم اعدام آغاجری و بازداشت عباس عبدی و بهروز گرانپایه و حسین قاضیان و فشار بسیار بر مجلس و حزب مشارکت شرایط را به گونه‌ای دیگر رقم زد.
در همین جلسه بود که تقی رحمانی بدون اشاره به جلسه «زمان صفر» در جمع فعالان سیاسی، پیشنهاد تشکیل جبهه مشترک و غیرایدئولوژیک بین گروه‌های سیاسی را مطر ساخت که با شور و شعف زایدالوصفی با استقبال افراطیون حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی روبه‌رو شد.
رحمانی با اشاره به خطر راست داخلی و خطر آمریکا در جهت نابودی دموکراسی در ایران، این دو را دشمن مشترک اصلاح‌طلبان نامید و خواستار وحدت غیرایدئولوژیک جریان‌های سیاسی شد. پس از آن افطار تاریخی بود که آقای آ، با ابراهیم یزدی در حالی که به طور زیرکانه می‌خندیدند، شروع به صحبت‌هایی کردند که هنوز کسی نمی‌داند محتوای آن صحبت‌ها چه بوده است.
این فعال سیاسی ملی ـ مذهبی در قسمت دیگری از سخنان خود چنین می‌گوید: نزدیکی این گروه‌ها را به فال نیک می‌گیریم! اما هنوز به نظر می‌رسد راهی دشوار در پیش است...
او با اشاره به دستگیری و رسوایی بزرگ برخی از اعضای افراطی جبهه اصلاح‌طلبان به اتهام جاسوسی برای بیگانگان تصریح می‌کند: فعلاً این جبهه مشترک قرار است حول محور دفاع از حقوق زندانیات ـ البته زندانیانی که مشی براندازی نداشته‌اند ـ تشکیل شود. هر چند نفس تشکیل جبهه مشترکی میمون و خجسته است، اما محور تشکیل آن بسیار حداقلی است.
این ملی ـ مذهبی که به نظر می‌رسد از محتوای جلسه زمان صفر آگاه بوده است در اظهارنظری تعجب‌برانگیز دست به افشای ناگفته‌هایی می‌زند که همگی دارای مهر طبقه‌بندی از سوی اعضای امنیتی اطلاعاتی جناح افراطی اکثریت بوده است. او افشا می‌کند که «امروزه دانشجویان و نیروهای پیرو به دنبال جمهوری ناب و برنامه‌های نافرمانی مدنی هستند و انتظار دارند که نیروهای با سابقه نیز به آن‌ها بپیوندند. ابراهیم یزدی بارها در جلسات مختلف گفته‌اند، نسلی که دارد می‌آید نسلی است که هیچ چیز را قبول ندارد و حتی ما را هم قبول ندارد!»
چراغ سبز همکاری ملی ـ مذهبی‌ها زمانی شروع به چشمک زدن می‌کند که یک هفته پیش از آن سعید حجاریان در کنفرانس مطبوعاتی در حمایت از متهمان جاسوسی، اصلاح‌طلبان را تهدید کرده بود که جریانی از جناح اقلیت به دنبال انحلال حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است تا با این کار فرآیند خروج از حاکمیت در جبهه دوم خرداد را تسریع بخشد و این تهدید سعید پس از چندی منجر به ائتلاف مشترک و نزدیک حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شده بود، حال با این چراغ سبز ملی ـ مذهبی ها ائتلاف همه‌گیر در حال شکل‌گیری بود. اپوزیسیون خارج از کشور و برخی از رسانه‌های آن سوی مرز تنها جریانی بودند که هنوز پیوند رسمی خود را با این ائتلاف اعلام نکرده بودند. درست چند روز پس از این که جریان ملی ـ مذهبی‌ها به این ائتلاف پیوست، اپوزیسیون خارج کشور نیز با شعار «رفراندوم» به این جمع اضافه شد. هیأت سیاسی ـ اجرایی سازمان‌های چریک‌های فدایی خلق اکثریت با صدور بیانیه‌ای با این مضمون که «ما مدافع رفراندوم هستیم، ما فرراندوم برای تغییر قانون اساسی را به عنوان راهکاری برای برون رفت از بحران سیاسی و حرکت به سوی دموکراسی پیشنهاد و آن را تبلیغ می‌کنیم، ما از برگزاری رفراندوم سمبلیک در سطح دانشگاه‌ها حمایت می‌کنیم. روزها و ماه‌های بسیار حساس در پیش رویند، دانشگاه‌ها همچنان در تحرکند، دفتر تحکیم وحدت درصدد برگزاری رفراندومی در سطح دانشگاه‌هاست، رفراندومی که موضوع آن مشروعیت نهادهای انتخابی نیز هست.» به جمع ائتلافیون «زمان صفر» پیوست.
از سوی دیگر، سلطنت‌طلب‌های خارج‌نشین هم با استقبال از چنین ائتلافی به رهبری «باقر پرهام»، عضو دفتر فرح پهلوی در سخنانی در بنیاد «خویی» در شهر آتلانتای آمریکا از کمونیست‌ها، سلطنت‌طلب‌ها و مجاهدین خلق خواست تا با دخالت در امور داخلی ایران، طرح رفراندوم را در اولویت فعالیت‌های سیاسی خود قرار دهند. پرهام تأکید کرد: رفراندوم بر سر نظارت استصوابی دینی است. وی تأکید می‌کند که در این مبارزه برای تعیین سرنوشت، نه نیروهای اصلاح‌طلب دینی را می‌توان نادیده گرفت و نه نیروهای پادشاهی مشروطه را که بخشی از حاکمیت سلطنتی گذشته را تداعی می‌کنند.
بنابراین اولین قدم برای ساماندهی «شورش در زمان صفر» از سوی جناح اکثریت با موفقیت کامل صورت می‌پذیرد. استراتژی جناح اکثریت برای گردهم آوردن نیروهای چهارگانه سیاسی داخل و خارج ایران به این شکل صورت پذیرفت:
1 ـ با اعلام شایعه انحلال حزب مشارکت و سازمان مجاهدین، این دو به ائتلاف و وحدت با یکدیگر تن دادند.
2 ـ با اعلام شایعه اعدام گروهی از ملی ـ مذهبی‌ها از سوی قوه قضاییه و همچنین چراغ سبز مشارکت برای ارایه لیستی مشترک در انتخابات شوراها با این نیروها، حمایت و یارگیری از این طیف فعال سیاسی به دست آمد.
3 ـ بعد از آن تبلیغ برای اعلام «رفراندوم» و برگزاری همه‌پرسی برای تعیین تکلیف نظام اسلامی به عنوان حربه‌ای دیگر برای جلب حمایت اپوزیسیون خارج کشور مورد نظر قرار گرفت که همه این تکنیک‌های سیاسی و جنگ روانی به خوبی به وقوع پیوست و امروز ائتلافی چهارگانه از سوی این جریان‌های سیاسی برای کلید خوردن پروژه شورش در «زمان صفر» شکل گرفته است.
البته فراموش نباید کرد که علیرضا علوی‌تبار (مدیر سابق التقاط اداره کل اطلاعات شیراز) در آخرین تئوری سیاسی خود به طور شفاف به این ائتلاف اشاره کرده است. او در گفت‌و‌گویی با عنوان «ائتلاف تازه» با ماهنامه «آفتاب»، ارگان نزدیک به ملی ـ مذهبی‌ها عنوان می‌کند: پیش‌بینی من این است که به زودی زلزله سیاسی در منطقه ما رخ خواهد داد. این زلزله آن قدر قوی است که تمامی کشورهای منطقه را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. فکر می‌کنم ایران تنها کشوری است که می‌تواند از این زلزله به سلامت خارج شود و حاکمیت ملی و تمامیت ارضی خود را حفظ کند... سه نیروی شناخته شده در عرصه سیاسی ایران فعال هستند که در مجموع در یک طرف درگیری‌های سیاسی قرار می‌گیرند. این نیروهای اصلاح‌طلب و مردم‌سالاری خواه عبارتند از: جبهه دوم خرداد، نیروهای ملی ـ مذهبی و نیروهای جمهوری‌خواه... در درون این سه جریان بخش‌هایی وجود دارد که ائتلاف آن‌ها می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در ترسیم چهره آینده کشور داشته باشد.
2 ـ تخریب خاتمی
جناح افراطی اکثریت گمان می‌کرد در قضیه دستگیری اعضای بلندپایه خود از سوی قوه قضاییه، رییس جمهور خاتمی در اقدامی اعتراض‌آمیز و تند علیه آن چه که آن را اتهام جاسوسی می‌خواند، دست به رفتارهایی که آنان چند صباحی است که در کوس آن می‌دمند زند، یعنی استعفا یا خروج از حاکمیت، اما پس از گذشت چند روز از این دستگیری‌ها، این جناح به خوبی فهمید که دیگر نمی‌توان به امید سیدمحمد خاتمی بود و باید برای فرار از بحران پیش آمده علیه خود خاتمی هم موضعی سفت و سخت گرفت، بنابراین یکی دیگر از مصوبات جلسه «شورش در زمان صفر» تخریب چهره خاتمی برای جلب حمایت گروهی از مردم معترض، دانشجویان رادیکال و اپوزیسیون خارج از کشور علیه حاکمیت و کلیت نظام مورد بحث و بررسی و تصویب اعضا قرار گرفت. خط تخریبی این جریان زمانی آغاز شد که زمزمه‌هایی مبنی بر عدم شرکت خاتمی در روز 16 آذر به گوش رسید. هر چند بهانه حکم آغاجری از قبل برای ترویج خط توهین و تخریب او در دانشگاه‌ها ایجاد شده بود، اما با این قضیه خط تخریبی شورش در زمان صفر وارد فاز جدیدی از فعالیت خود شد. «رویداد» روزنت خبری حزب مشارکت در اولین گام ضمن انتقاد از مشی معتدل خاتمی در اقدامی تحریک‌آمیز علیه خاتمی خبر داد که در صورت استعفای خاتمی، علی لاریجانی، رییس صدا و سیما کفالت ریاست جمهوری را برعهده خواهد گرفت. این خط تحریکی و تخریبی با حمایت بی‌دریغ روزنت خبری «پیک نت»، وابسته به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و طیفی از منشعبین حزب توده با وسعت دو چندانی چنین انعکاس یافت که در صورت استعفای خاتمی، محفلی 9 نفره شامل افرادی همچون حسین شریعتمداری، محمد رضا باهنر، علی اکبر پرورش، علی‌ آقا محمدی، محمد حجازی، ذوالقدر و... به رهبری علی لاریجانی آماده هستند که به محض استعفای خاتمی زمام امور را به دست گرفته و با اعلام وضعیت فوق‌العاده اصلاح‌طلبان را از دم تیغ بگذرانند. ریشه‌های این خط تخریبی وقتی بیش‌تر نمایان می‌شود که سعید حجاریان در میزگرد «خاتمی، کنشگر عصر گذار» با جسارت تمام خاتمی را سیاستمداری ناموفق معرفی می‌کند که فرصت‌سوزی بیش نبوده است. هر چند خاتمی نسبت به این سخن موضعی تند و قاطع گرفت، اما خط تخریبی همچنان به کار خود ادامه داد تا این که فریبرز رییس دانا، از عناصر ملی ـ مذهبی و از ائتلافیون «شورش در زمان صفر» در گفت‌و‌گویی با رادیو آمریکا براساس نقش از پیش تعیین شده خویش اعلام می‌دارد که «خاتمی هفت سال فرصت‌سوزی کرد و دیگر هیچ فایده‌ای ندارد که او لایحه تبیین اختیارات رییس جمهور را ارایه دهد.»
در خطی دیگر از این تهدید، آقای م، یکی دیگر از نیروهای اطلاعاتی سابق با بازخوانی پرونده قتل‌های زنجیره‌ای دست به یک سری افشاگری‌ها در خصوص این پرونده زد که به طور مستقیم مربوط به شخص خاتمی می‌شد. این اقدام زمانی از سوی یکی دیگر از اعضای اطلاعاتی حزب مشارکت صورت می‌پذیرفت که جریان اپوزیسیون خارج از کشور هم فعالیت تخریبی خود علیه خاتمی را آغاز کرده بود.
صادق صبا، مفسر رادیو «بی‌.‌بی‌.‌سی» رادیو وابسته به وزارت امور خارجه انگلیس و مرتبط با MI5 اعلام کرد: خاتمی دیگر مثل گذشته قهرمان دانشجویان محسوب نمی‌شود... اگر خاتمی در 16 آذر شرکت می‌کرد، دیگر حرفی برای آنان نداشت که بزند. حسین باقرزاده، یکی از عناصر مجاهدین خلق در اقدامی مشابه علیه خاتمی چنین می‌نویسد: اکنون تعجب‌آور نیست که خاتمی حتی نتواند به شیوه سالیان گذشته در جمع 16 آذر دانشجویان شرکت کند. او می‌داند که حتی در بین دانشجویان تحکیم وحدت نیز محبوبیت خود را از دست داده است.
تیم رسانه‌ای افراطیون مشارکت هم در روزنت «امروز» علیه خاتمی چنین نوشت که: خاتمی باید تکلیف «رییس جمهوری» و «رییس جمهور» ماندن را برای خود و مردم و مخالفانش روشن کند. واقعیت آن نیست که نزدیکان می‌گویند، آن است که مردم در کوچه و بازار به دهان می‌گویند. جریان دیگری از اپوزیسیون خارج از کشور از خاتمی به عنوان یک «مهره سوخته» یاد کرده و از او می‌خواهد که هر چه سریع‌تر به حرف‌های بی‌عمل خود پایان دهد.
از همه جالب‌تر این که یکی از خبرگزاری‌ها که این روزها به طور غیرمحسوس در اختیار گروهی خاص در آمده است، در اقدامی تأمل برانگیز نتیجه یک نظرسنجی را بر روی تلکس خبری خود می‌فرستد که نشان می‌دهد محبوبیت خاتمی نزد مردم بسیار کاهش یافته است و این خوراک تبلیغاتی خوبی برای برخی از مطبوعات حاضر در این شورش می‌شود، تا جایی که یکی از همین مطبوعات در تیتر اول روز بعد، از کاهش محبوبیت خاتمی حداکثر استفاده را کرده و به انجام وظیفه رسانه‌ای خویش می‌پردازد!
3 ـ رفراندوم
یکی دیگر از مصوبات جلسه شورش در زمان «صفر» مربوط می‌شود به بحث پیگیری و تبلیغ رفراندوم و همه‌پرسی تا از این طریق پیوند اپوزیسسیون خارج کشور با گروه‌های داخلی مستحکم‌تر شده و از سوی دیگر حمله‌ای سازمان یافته علیه نهادهای تحت نظر رهبری ساماندهی شود. این طرح که به طور رسمی مورد تایید حزب پدر خوانده و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است با هماهنگی و اجرای نمادین آن در دانشگاه‌های سراسر کشور توسط طیف ملی مذهبی دفتر تحکیم وحدت کلید خورده است. هماهنگی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب مشارکت، سلطنت‌طلب‌ها، چریک‌های فدایی خلق «اکثیت» و حزب توده در بحث رفراندوم زمانی آشکار می‌شود که رضا پهلوی در سخنرانی خود در دانشگاه هاروارد درست همان چیزی را می‌گوید که رجبعلی مزروعی عضو برجسته حزب مشارکت، در نطق پیش از دستور خود در مجلس شورای اسلامی بدان اشاره کرده است. رضا پهلوی عنوان می‌کند که برای احترام به مذهب در ایران امروز باید آن را از حکومت جدا کرد. رژیم هیچ‌گاه داوطلبانه تغییر قانون اساسی را نخواهد پذیرفت، تنها راهکار پیش رفتن به سوی دموکراسی تغییر رژیم است. در همین حال محسن سازگارا از عوامل مرتبط با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در این خصوص می‌گوید: استراتژی مقاومت مدنی برای پیشبرد مطالبات استفاده از حقوق مدنی مثل اعتصاب، برگزاری تجمع و تریبون آزاد است... اگر نتیجه رفراندوم نمادین دانشجویان در دانشگاه‌ها در باب مشروعیت و مقبولیت مسوولین نظام منفی باشد، حکومت نمی‌تواند و نباید جلوی خواست اکثریت ملت بایستد و یک ملت نیز نمی‌تواند فدای یک نفر یا یک گروه خاص شود و بالاخره روزنت «پیک‌نت» به نقل از علیرضا علوی‌تبار می‌آورد: فعالان جنبش دانشجویی طرح برگزاری یک رفراندوم را در دستور کار خود قرار دادند و مراحل اجرایی آن آغاز شده است. سوالات این رفراندوم تعیین شده و این نظرسنجی ابتدا در دانشگاه‌های تهران و سپس در شهرستان‌ها با هدف تغییر قانون اساسی و رابطه با آمریکا برگزار می‌شود. مجموعه عوامل و تحرکات فوق در حالی صورت پذیرفته است که مزروعی عضو حزب مشارکت در هفته گذشته درست یک روز مانده به قرائت نطق جنجالی خود علیه رهبر انقلاب در جلسه‌ای شبانه که در خانه یکی دیگر از عناصر اطلاعاتی حزب مشارکت برگزار شده بود از سوی یکی از ........ ماموریت می‌یابد تا از تریبون رسمی مجلس شروع شورش در زمان «صفر» را به طور رسمی به اطلاع سایر همپیمانان خود برساند و در این میان احمد بورفانی به عنوان پشتیبان و حامی وی در جلسه صبح روز بعد مجلس به وظیفه خود عمل نماید، هر چند اظهارات بعدی مزروعی موجب شد تا دوستان وی او را «لاف‌زنی» بیش ندانند، اما مزروعی ساکت ننشست. در جلسه بعدی حزب ضمن انتقاد از کسانی که «پشت او را خالی کرده‌اند» خواستار حمایت بیش از پیش دوستان از خود در قبال جناح اقلیت شد و با حالتی عصبی به حاضرین در جلسه چنین گفت: در جلسه با رهبری، آیت‌الله خامنه‌ای از من گله‌مند بود و من را تحویل نگرفت، چرا که من همین کارها را به سفارش شما می‌کنم که رهبر در مورد من جور دیگری فکر می‌کند.
توپ «رفراندوم» علیه برخی از نهادهای انقلابی و حکومتی و برای جلب حمایت اپوزیسیون که در زمین داخلی سیاست ایران از سوی افراطیون جناح اکثریت انداخته شده است، یک هفته پیش از این از سوی نماینده اخراج شده، مجلس شورای اسلامی یعنی قاسم شعله سعدی به جریان غیر رسمی خود رنگ و بوی دیگری داد.
شعله سعدی که متهم به دریافت میلیون‌ها دلار پول از مقامات آمریکایی برای ایراد سخن علیه جمهوری اسلامی است، طی نامه سرگشاده‌ای علیه رهبری، ایشان را تهدید به بروز جریانی نمود که از سوی افراطیون جناح اکثریت به «رفراندوم» موسوم شده است. با قرار گرفتن این نامه بر روی سایت‌های اینترنتی پس از چند روز قاسم شعله سعدی مخفیانه از کشور خارج و ادامه مبارزه علیه نظام را در آمریکا دنبال نموده است. او از ترس این که مبادا پرونده‌ای همانند نظرسنجی (به جرم جاسوسی) برایش درست شود، در یکی از روزهای هفته گذشته به رسعت ایران را به مقصد آمریکا ترک کرد تا حاشیه امنیت خوبی برای خود پیدا بکند. وقتی مزروعی، شعله سعدی و برخی از دانشجویان طیف ملی ـ مذهبی و گروهی از اپوزیسیون خارج از کشور به اندازه کافی در مورد «رفراندوم» جنجال و تبلیغات به راه انداختند، این بار نوبت حزب مشارکت بود که با اعلام برگزاری کنگره فوق‌العده در روز جمعه، به بحث و بررسی در خصوص اصل پنجاه و نهم قانون اساسی که مربوط به سازوکار همه‌پرسی و رفراندوم در کشور است، بپردازد تا تیر آخر از این پروسه را از کمان رها سازد. در همین زمینه سایت «پیک‌نت» افشا می‌کند که شعار و تلاش برای تشکیل جبهه جمهوریت اکنون می‌رود تا محور یک جبهه در میان اپوزیسیون‌های جمهوری اسلامی قرار گیرد. اخیرا در شهر کلن آلمان در همین زمینه پاره‌ای گفت‌و‌گوها و رایزنی برای تشکیل جبهه دفاع از جمهوریت با شرکت همه احزاب و سازمان‌های طرفدار حفظ نظام جمهوری در ایران تشکیل شده است. انجمن گفت‌و‌گو برای دموکراسی در ایران که مقر آن در آلمان است، اکنون کانون فعالیت برای تشکیل چنین جبهه‌ای شده و جلساتی نیز در این زمینه برگزار کرده است که در برخی از جلسات معدودی از مطلعین سیاسی داخل کشور نیز شرکت کرده‌اند.
هفته گذشته هم امیر طاهری (یکی از ضد انقلابیون) تاکید کرده است که در ایران می‌باید رفراندومی تحت نظارت سازمان ملل برگزار شود و نقش آمریکا را هم در این زمینه پیش‌بینی کرد. او گفته است که جمهوریتی که ما بنا داریم آن را تشکیل دهیم بر مبنای مانیفست اکبر گنجی (عضو مشارکت) خواهد بود.
4 ـ شورش
شورش‌های خیابانی یکی از مهم‌ترین ابزار افشا برای پیشبرد اهداف سیاسی برای هر حزب و گروه و دسته‌ای می‌تواند محسوب شود. تجربه شش سال حاکمیت افراطیون جناح اکثریت به خوبی نشان می‌دهد که یکی از راهکارهای ثابت سیاسی این جناح برای رسیدن به اهداف خویش، دامن زدن به التهابات و خشونت‌های سخت فیزیکی است تا از این طریق ضربات مهلکی بر حریف وارد آورد، به همین خاطر شورش در زمان «صفر» از سوی افراطیون جناح اکثریت به این نام شهرت یافته است. اصلی‌ترین و در عین حال حساس‌ترین این بخش از پروژه چند مرحله‌ای در نهایت در همین قسمت خلاصه، جمع‌بندی و نتیجه‌گیری خواهد شد. پس بنابراین این قسمت از پروژه در اختیار آقای «ت» یک از افراد اطلاعاتی، امنیتی و عضو سابق وزارت اطلاعات و یک عضو برجسته سازمان مجاهدین قرار گرفته است. از عوامل اجرایی این شورش می‌توان به آقای «ت» و «ر» و طیفی از دانشجویان ملی ـ مذهبی نام برد که زمینه‌های بروز این شورش را در دانشگاه‌ها برعهده دارند. آقای «ع» هم به عنوان مشاور در این زمینه به کمیته کمک‌های شایانی می‌کند. سرحلقه‌های تبلیغاتی این جریان را به خوبی می‌توان در برخی از رسانه‌های داخلی و خارجی مشاهده کرد که برای اولین بار تحت عنوان وضعیت «فوق‌العاده» از سوی محمدرضا خاتمی و سعید حجاریان مطرح شده است. در این خصوص خبرگزاری رویتر (وابسته به بنیادهای صهیونیستی) در گزارشی از وضعیت سیاسی ایران، هفته‌های آینده تعاملات سیاسی را همراه با تنش و آشوب پیش‌بینی می‌کند و می‌گوید: احتمالا تنش سیاسی در ایران طی هفته‌های آتی افزایش خواهد یافت........ هم در ترسیم نتایج این اقدام در جلسه‌ای اعلام می‌دارد که در صورت موفقیت در شورش همه‌گیر در زمان «صفر» و فروپاشی سازمان‌های جناح اقلیت، طرحی را پیش رو خواهیم داشت. همین اظهارات جنگجویانه روانی بود که «حزب پاک» (منتسب به تاج‌زاده) را تشویق کرد که به عنوان یگانه رهبر شورشگری در میان دانشجویان به مقدمات شورش همه‌گیر در کشور بپردازد. دبیر این حزب بیژن اسماعیل‌زاده از نزدیکان مصطفی تاج‌زاده می‌باشد که در گفت‌و‌گویی با رادیو آمریکا در خصوص شورش‌های خیابانی می‌گوید: در طول ساعاتی که ما و دوستانمان جلوی دانشگاه بودیم، خبرهایی وجود داشت مبنی بر این که سمپات‌ها سعی دارند تا حتما تجمعی در اکثر دانشگاه‌های کشور در همین خصوص برپا کنند.
وی تاکید می‌کند که اخبار را هر لحظه به ما می‌دهند که وضعیت از چه قرار است.
علی کشتگر هم که رابطه نزدیکی با طیف افراطیون جناح اکثریت دارد، در پوشش خبری و تحلیلی لازم در این خصوص می‌نویسد: یک اعتراض عظیم ملی که بتواند مردم را در تهران و شهرهای بزرگ کشور به حرکت آورد و جامعه را به سوی نافرمانی مدنی بکشاند، به سرعت از حمایت جهانی بهره‌مند می‌شود.. از همین رو است که اقتدارگرایان از گسترش اعتراضات دانشجویی و تبدیل آن به اعتراضات عمومی به شدت وحشت دارند... جنبش اعتراضی فراگیر حول شعار رفراندوم بر سر مبرم‌ترین خواسته‌های آزادی‌خواهانه سرانجام در ایران شکل خواهد گرفت و اکثر فعالان سیاسی اپوزیسیون نیز نشان داده‌اند که این گرایش عمومی را درک می‌کنند.
او در حمایت از سخنان محمد رضا خاتمی می‌نویسد: جمهوری اسلامی پیش از آن که با فشارهای ملی بر سر رفراندوم مواجه شود، ممکن است وضع «فوق‌العاده» اعلام کند و حتی گروهی از اصلاح‌طلبان را نیز پیش از آن که خود از حکومت خارج شوند از حاکمیت اخراج کند.
آنچه که به عنوان شورش در زمان «صفر» از سوی جناح افراطی اکثریت با ائتلاف چهارگانه مورد بحث و بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته، نتیجه حرکات و اظهارات مستند سیاسی همه گروه‌های موجود در ائتلاف بود که طی دو هفته گذشته صورت گرفته است.
اطلاعات و تحلیل‌های فراوانی در این خصوص وجود دارد که در آینده‌ای نه چندان دور به آن‌ها خواهیم پرداخت.