* اگر نامه هاشمی نبود! آقای احمدینژاد قطعاً فردای روز نمازجمعه مقام معظم رهبری بی هیچ سوال و پرسشی همچون سرباز ولایت فقیه تمام خطای اتهام زنی رسانهای خود را در جریان مناظرات جبران می کرد
* اگر نامه هاشمی نبود! قطعاً سخنرانی آقای رئیسجمهور در میدان ولیعصر به جای آنکه بر طبل تفرقه و کینه های اجتماعی بکوبد یکباره تبدیل به موعظهای پدرانه و آرامبخش برای جامعه میشد
* اگر نامه هاشمی نبود! قطعاً آقای احمدی نژاد رویه دیگری را در قبال دستور صریح مقام معظم رهبری درمورد آقای اسفندیار رحیم مشائی پیش میگرفت
* اگر نامه هاشمی نبود! قطعاً آقای احمدینژاد از طرح موضوع انحرافی «مکتب ایران» که به هیچ عنوان در تبلیغات انتخاباتی خود به آن اشاره نکرده بود خودداری میکرد
* اگر نامه هاشمی نبود! قطعاً از دولت دهم هیچگونه سخنان متعرض به ساحت مرجعیت خارج نمیشد
1. اگر نامه هاشمی نبود! آقای احمدینژاد قطعاً فردای روز نمازجمعه مقام معظم رهبری بی هیچ سوال و پرسشی همچون سرباز ولایت فقیه تمام خطای اتهام زنی رسانهای خود را در جریان مناظرات جبران می کرد چرا که رهبری صراحتا فرمودند به جهت آنکه میدانستم رئیس جمهور ترتیب اثر میدهند تذکر دادم؟!
۱) / سوال دانشجویان / اگر نامه هاشمی نبود! آیا استکبار جهانی و رژیمهای جنایتکار اسرائیل و آمریکا که طی سه دهه اخیر انواع توطئهها را برای مانعآفرینی در مسیر تحقق اهداف کلان نظام اسلامی ایران طراحی و اجرا کرده و بارها به عدم نتیجه گیری در رویارویی با این نظام، اذعان داشتهاند، "جرأت " میکردند اینچنین "امیدوارانه " وارد عرصه براندازی نظام اسلامی شوند؟ قطعا این امیدواری دشمنان از آنجا ناشی میشد که میدیدند یکی از شخصیتهای موثرانقلاب اسلامی که سالهای متمادی از یاران و همراهان امام راحل و رهبر معظم انقلاب بوده، این بار (بنا به دلایلی از قبیل نارضایتی از عملکرد رئیسجمهور و...) آمادگی دارد که با دشمنان نظام و جریان فتنه همسو و همزبان شود؟
۲/ اگر نامه هاشمی نبود! قطعاً سخنرانی آقای رئیسجمهور در میدان ولیعصر به جای آنکه بر طبل تفرقه و کینه های اجتماعی بکوبد یکباره تبدیل به موعظهای پدرانه و آرامبخش برای وحدت جامعه میشد؟!
2) / سوال دانشجویان / اگر نامه هاشمی نبود! آیا افرادی چون موسوی ، کروبی و خاتمی و .... جرأت پیدا میکردند با انتشار بیانیههایی همسو با جریان نفاق و ضدانقلاب اصل نظام و ارکان اساسی آن را هدف قرار داده، براندازی و ساختارشکنی را وجهه همت خود قرار دهند؟
۳/ اگر نامه هاشمی نبود! قطعاً آقای احمدی نژاد رویه دیگری را در قبال دستور صریح مقام معظم رهبری درمورد آقای اسفندیار رحیم مشائی پیش میگرفت و نقش ایشان را به جد در دولت دهم کمرنگ و یا حتی حذف میکرد؟
۳) / سوال دانشجویان / اگر نامه هاشمی نبود! آیا دشمنان قسمخوره نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و کسانی که مردم آنها را سران فتنه مینامند جرأت میکردند با انواع و اقسام اتهامافکنیها و تهمتهای بیشرمانه به "هتک حیثیت "، این نظام که ثمره خون صدها هزار شهید و میراث گرانبهای امام راحل است بپردازند؟
۴/ اگر نامه هاشمی نبود! قطعاً آقای احمدینژاد از طرح موضوع انحرافی «مکتب ایران» که به هیچ عنوان در تبلیغات انتخاباتی خود به آن اشاره نکرده بود خودداری میکرد و این موضوع را اگر بدان هم اعتقاد داشت به دلیل عدم طرح در شعارهای انتخاباتی سال ۱۳۸۸ همچون ۴ سال گذشته فقط در دل نگاه میداشت و برای رفع شائبه آن در افکار عمومی با صداقت کامل آن را در شعارهای انتخاباتی جریان خود در چهار سال بعد مطرح می کرد تا مردم با آگاهی و وقوف کامل به ماهیت آن رای خود را به نام ایشان بنویسند چرا که امروز خیلی از متشرعین رای داده بدیشان ممکن است احساس غبن کنند که نشنیده به مکتب ایران رای داده اند؟
۴) / سوال دانشجویان / اگر نامه هاشمی نبود! خصوصاً آن عبارت از نامه ایشان که ادعا میکرد: " بی شک بخشی از مردم و احزاب این وضع را بیش از این برنمیتابند و آتشفشانهایی که از درون سینههای سوزان تغذیه میشوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونههای آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها ، خیابانها و دانشگاهها مشاهده میکنیم " و اینگونه با صراحت از اغتشاشات حمایت نشده بود، آیا اغتشاشگران جرأت مییافتند که اینچنین با " اردوکشی خیابانی "ناامنی ایجاد کرده، به اموال عمومی صدمه زده و ۸ ماه فرصتهایکشور را که برای سازندگی و پیشرفت میبایست استفاده میشد از بین ببرند؟
۵/ اگر نامه هاشمی نبود! به یقین آقای احمدینژاد و جریان حامی رسانهایاش انذارهای مکرر رهبری معظم انقلاب را در عدم تهمت زنی و خلاف گویی حتی به قصد اصلاح را به گوش جان میگرفتند و حتی اگر تهمت میشنیدند به حرمت ولایت فقیه سکوت میکردند چرا که اگر بر کسی که ولایتمدار نیست رعایت انذار رهبری الزامی نباشد قطعاً بر ولایتمداران اشاره مقام معظم رهبری باید حجت و معیار قطعی اعمال و کلام باشد ؟
۵) / سوال دانشجویان / اگر نامه هاشمی نبود! آیا دشمنان و فتنهگران جرأت میکردند که اینچنین بیسابقه به " اصل ولایت فقیه " که میراث جاودان اندیشه سیاسی خمینی کبیر و جوهره قانون اساسی است، هجمه کرده و شخص رهبر معظم انقلاب اسلامی که همانند جد بزگوار خود مظلوم واقعشدهاند ، را مورد هجمه قرار دهند؟
۶/ اگر نامه هاشمی نبود! به یقین آقای رئیس جمهور بعنوان ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی به طرفهالعینی دستور صریح مقام معظم رهبری را در مورد اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی عیناً اجرا میکرد و هرگز به گونهای رفتار نمیکرد که با قریب ۲ ماه امتناع از حضور در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی شائبه عدم تمایل به اجرای دستور مقام معظم رهبری را القاء کند؟
۶) / سوال دانشجویان / اگر نامه هاشمی نبود!؟ آیا جریان فتنهگر جرأت میکرد با روزقدس این یادگار جاوید حضرت امام خمینی (ره) این چنین رفتار کرده و به اسم "خط امام " دقیقا عکس اندیشههای آن فقید و فرزانه عمل کند و با اصرار بر تغییر مواضع اصولی جمهوری اسلامی ایران به طرح شعاراسرائیل پسند "نه غزه نه لبنان " بپردازد؟
۷/ اگر نامه هاشمی نبود! قطعاً آقای رئیس جمهور هرگز جمله تنشآفرین و ابهامزای «مجلس در راس امور نیست» را بر زبان نمیآورد و اگر هم در دل به آن معتقد بودند حداقل همچون ۴ سال گذشته فاش نمیگفت چرا که سرباز ولایت هرگز جلوتر از رهبری حرکت نمی کند و اگر این حرف با دیدگاه رهبر معظم انقلاب در هماهنگی نبود – که نیست – گفتن آن و اعمال آن در نحوه تقابل رئیس جمهور با مجلس بر اساس چه حجتی بود ؟
۷) / سوال دانشجویان / اگر نامه هاشمی نبود! آیا جریان فتنه جرأت اهانت به مقدسات دینی و ارزشها و باورهای ملت فهیم ایران اسلامی را مییافت؟ به گونهای که در ظهرعاشورا به عزاداران حسینی حمله ور شده و در روز ۱۶ آذر نیز تصویر حضرت امام (ره) را مورد اهانت قرار دهد؟
۸/ اگر نامه هاشمی نبود! نه تنها آقای احمدینژاد به خصوص در خارج از کشور به گونهای سخن نمیگفت که هزینه های سیاسی حوادث بعد از انتخابات تلویحاً به سوی رهبری روانه شود و بگوید در ایران کسی به خاطر من زندانی نیست؟ بلکه با مسئولیت به مراتب بیشتر و با شجاعت سینه سپر می کرد و برای آنکه تیری به سمت رهبری نرود می گفت شاید بخشی از اینها ناشی از سخنرانی من بعد از انتخابات در میدان ولی عصر بود که بر اثر آن به روحیه بخشی از جامعه _ ناخودآگاه _ لطمه وارد شد ! ( آقای هاشمی در آذر ماه گذشته به شدت از این موضوع انتقاد کرد و گفت اگر زندانی شدن افراد نسبتی با دولت ندارد و سپاه هم بگوید ما فقط مجری هستیم پس هزینه مسائلی نظیر کهریزک که هیچ ارتباطی با رهبری نداشت بر عهده چه کسی است ؟)
۸) / سوال دانشجویان / اگر نامه هاشمی نبود! فتنهگران ۸ ماه جرأت فتنهانگیزی پیدا نمیکردند و در این صورت اینچنین "حفره اطلاعاتی " در کشور ایجاد نمیشد تا پس از آن عوامل موساد و سیا بتوانند نخبگان و اندیشمندان هستهای ایران را نشانه رفته و آنها را مظلومانه به شهادت برسانند. (و آیا به این سبب نباید فتنهگران و حامیان آنها را در ترور دانشمندان کشور یکی از مقصران اصلی دانست؟)
9. اگر نامه هاشمی نبود! قطعاً از دولت دهم هیچگونه سخنان متعرض به ساحت مرجعیت خارج نمیشد و هیچ نیازی به تذکرات و واکنشهای مکرر مراجع عالیقدری همچون حضرات آیات آیتالله وحید خراسانی، آیتالله مکارم شیرازی،آیتالله صافی، آیتالله امینی، آیتالله شبیری زنجانی و بسیاری از بزرگان دیگر نبود چرا که به اشاره مراجع عظام هر صدای منحرفی در دولت دهم به دستان توانای رئیس جمهور مکتبی در نطفه خفه میشد؟
۹) / سوال دانشجویان / اگر نامه هاشمی نبود! در شرایطی که ایران اسلامی مقتدرانه در عرصه بینالمللی و سیاست خارجی و به ویژه در موضوع هستهای در بهترین و پرافتخارترین شرایط خود قرار داشت، دشمنان خارجی نظام میتوانستند بازی باخته را متوقف کنند؟(البته فقط توقف) و قطعنامههایی مثل تحریم را مصوب و عملیاتی کنند؟
۱۰/ اگر نامه هاشمینبود! قطعاً رویه آقای رئیسجمهور در مورد قوه قضائیه به شکلی دیگر در میآمد، یعنی نه تنها متعرض برخی احکام قضایی صادره نمیشد بلکه دست در دست قوه قضاء و حتی پیشقدم به اصلاح هر نوع خطاهای احتمالی موجود در دولت پاک میپرداخت؟ و هرگز سعی در انکار آن با تخریب پیشدستانه احکام قضایی نمی کرد؟
۱۰) / سوال دانشجویان / اگر نامه هاشمی نبود! اقتصاد ایران اسلامی که بر اساس سیاستهای عدالتمحور به سمت شکوفایی میرفت، پس از بروز فتنه ۸۸ گرفتار فرصتسوزی میشد؟ و طرح بزرگ و کلانی چون هدفمندی یارانهها که جزو آرزوهای دولتهای قبلی بوده، با تأخیر مواجه میشد؟ و فضا به گونهای میشد که رهبر معظم انقلاب برای جبران آن فرصتسوزیها بر همت و تلاش مضاعف تأکید کنند؟
۱۱/ اگر نامه هاشمی نبود! قطعاً آقای احمدینژاد مصوبات «مجمع تشخیص مصلحت نظام» را اینگونه با کلام غیر حقوقی در معرض بیاعتباری قرار نمی داد و نه تنها مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام را به همداستانی در تغییر قانون اساسی متهم نمی کرد بلکه خود نیز به عنوان رئیس جمهور با شرکت مستمر در جلسات آن بر اعتبار آن میافزود و به عنوان عضو برجسته مجمع تشخیص مصلحت نظام با تقید کامل مصوبات مجمع را به جای زمین گذاشتن ، حتی با اولویت اجرا می کرد؟
۱۱) / سوال دانشجویان / اگر نامه هاشمی نبود! آیا صفوف از هم گسیخته معاندان، ضدانقلاب، اعم از سلطنتطلبها، بهاییها، منافقین و ... مجدداً ابراز وجود و امیدواری کرده و جنگ احزابی را علیه نظام اسلامی به راه میانداختند؟
۱۲/ اگر نامه هاشمی نبود! قطعاً آقای رئیس جمهور همانطور که هزینههای سیاسی اعمال و ادبیات خود را به سوی رهبر معظم انقلاب _ که در واقع چنین نبود _ روانه می نمود به همان میزان نیز مسئولیت و تبعات تمام موفقیتهای نظام را نیز چه در داخل و چه در خارج از کشور در وهله اول به مدیریت و هدایتهای مقام معظم رهبری _ که در اصل هم چنین است _ نسبت میداد؟
۱۲) / سوال دانشجویان / اگر نامه هاشمی نبود! آیا سران جبهه کفر امثال رئیسجمهور آمریکا اوباما، کلینتون،نتانیاهو و ... جرأت میکردند لباس دیپلماتیک را از تن خارج کرده و اینگونه آشکارا درباره براندازی جمهوری اسلامی سخن بگویند و از فتنهگران با صراحت حمایت کنند؟
پاسخ به این سوالات هر چه باشد با اندکی تفاوت این نکته را به ذهن متبادر میکند که اگر آقای رئیس جمهور چهره سیاسی متفاوتی نسبت به چهار سال گذشته و حتی ایام تبلیغاتی انتخابات ۸۸ بعد از انتخابات از خود به نمایش گذاشت آیا نامه هاشمی مسبب آن شد یا به نوعی هشدار و پیش بینی آن بود؟ چرا که محور اصلی نامه هاشمی شکوائیه شخصی نبود بلکه شکایت از جریانی بود که بذر القاء ۳۰ سال نا کارآمدی مدیریت روحانیت را در در پوشش مناظرات انتخاباتی کاشت تا بعدها خرمنی درو کند که در آن سهمی برای مدیریت روحانیت نباشد چرا که آنها نیک می دانستند که اگر در القاء منویات خود توفیق پیدا می کردند به طور غیر مستقیم بعدها می توانند مدعی شوند که فرق دوره حضور ما با بقیه تاریخ انقلاب هیچ چیز نیست جز مدیریت ؛ برنامه ریزی ، شجاعت ؛ درایت و مکاشفه خود ما چرا که مدیریت روحانیت اگر توانا بود قبل از حضور ما موفق می شد چون در مخرج مشترک مدیریتهای نظام بعد از انقلاب تنها نقطه غیر مشترک « حضور ما » است و بس !
نکته پایانی هم آنکه بدون مشابهت سازی تاریخی فقط به صرف بررسی روابط ۳ سویه امام راحل ، رهبری معظم انقلاب و آیت الله هاشمی یادآور می شویم اگر از نامه سال ۱۳۵۹ هاشمی به امام دوری و جدایی شاگرد و استاد حاصل شد حتما می توان از نامه سال ۱۳۸۸ هاشمی به رهبری هم آرزوی جدایی این دو یار دیرین امام را طلب کرد ! عمق این رابطه ۳ سویه فراتر از احتمالات سیاسی است و دو دستی را که امام راحل در دست هم نهاده را بازکردن از توان کسی بر نخواهد آمد.
راه هموارست و زیرش دام ها / قحطی معناست میان نام ها
سوالات دانشجویان از سوی تشکلهای دانشجویی ذیل صادر شده است:
* انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف
*انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه یزد
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بابل
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه
* انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان
* انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه اراک