تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۲۰۴۳۹۷

حجت الاسلام دکتر نبویان
اومانیسم

در بحث از اومانیسم، نخست، به بیان معنای لغوی این واژه و سپس، با ذکر معانی اصطلاحی آن، به بیان ویژگی های اصطلاحی مقصود در این مقال، می‌پردازیم.
معنای لغوی
مقصود از معنای لغوی، معانی ای است که در کتب فرهنگ لغت آمده است. بعضی از آن معانی عبارتند از:
1. طبیعت و ماهیت انسانی، انسانیت
2. مطالعه و پژوهش پیرامون علوم انسانی.
3. (با H بزرگ:) نهضت فرهنگی فرکی است که در خلال دوران تجدید حیات فرهنگی (رنسانس )، به دنبال ایجادرغبت و تمایل جدید، نسبت به آثار برجسته ی یونانی و رومی پدید آمده است.
4. شیوه ای خاص و یا حالتی از اندیشه یا عمل است که به طور مشخص بر تمایلات و آرمان های انسانی متمرکزگردیده است.
5. نظامی از اعتقادات یا معیارها که مربوط به احتیاجات انسان ها است، بدون این که ارتباطی با ایده های دینی داشته باشد.
6. اعتقاد به این امر که مردم بدون داشتن دین، میتوانند به سعادت و رضایت خاطر خویش نایل شوند.
معنای اصطلاحی:
در طول تاریخ، واژه ی اومانیسم در معنای اصطلاحی خود، به سه معنا، یا اصطلاح، به کار رفته است.(1) که درمیان آن سه اصطلاح، به اصطلاح اومانیسم در عصر روشنگری و مدرن می پردازیم.
در یک نگاه اجمالی، اومانیسم مدرن عبارت است از:
یک سیستم هماهنگ و مشخص فکری که ادعاهای مستقل هستی شناسانه، معرفت شناسانه، انسان شناسانه،اخلاقی، سیاسی و آموزشی را مطرح می سازد.
بنابر این، اومانیسم مدرن، یک رویکرد و نظام فکری و فلسفی است که دیدگاه های خاصی، در زمینه های مختلف راارایه می نماید، بدین جهت برای تبیین این نظام اندیشه ای و فکری، ضروری است که اومانیسم را حداقل (و به صورت اجمالی) از حیث های زیر مورد توجه قرار دهیم:
الف) دیدگاه انسان‌شناسانه
مهمترین امری که در اومانیسم اصالت دارد، انسان است، به طوری که تمام اندیشه های نظری و عملی دراومانیسم، بر محور انسان دور میزند، و در نظام هستی، نیز هیچ موجود کامل تر و شریف تری از انسان یافت نمی شود،به همین جهت همه ی موجودات باید به نحوی از انحا، در خدمت انسان باشند ولی انسان، خادم هیچ موجودی نیست، به عبارت دیگر، انسان خود آغازگر است و خود هدف. (2)
در این رویکرد، سخن هیچ کس ـ جز دستاورد خود انسان ـ حجیتی ندارد و به جای این که بر اساس تفکر سنتی،انسان خود را در زمینه معرفتی و امور ارزشی، مطابق و سازگار با معرفت ها و ارزش های ارایه شده از ناحیه ی منابع دینی و سنتی نماید، خود، محور هر چیز دیگر شده است، و همه ی منابع دیگر، می بایست درستی و صحت خود را ازطریق انطباق با انسان، دستاوردها، تجربیات و عقل ورزی اش، تأمین نمایند.
به سخن دیگر، در دیدگاه اومانیستی، انسان محور دایره ی هستی است و بقیه ی موجودات در کمانهای این دایره،موجود هستند و به نحوی باید خود را با انسان هماهنگ نمایند، وحتی اگر خدا و دین فرض گردد، این دو نیز درنقطه ای از کمان این دایره واقع هستند و باید خود را منطبق با خواسته های انسان نمایند، و به همین جهت است که خدا و دین ـ و سایر موجودات ـ موظف هستند تا خود را با خواسته ها و تمایلات انسانی وفق دهند، نه اینکه انسان مجبور باشد تا از خواسته های خویش صرف نظر نماید و خویشتن را با آموزه های دینی منطبق سازد، به تعبیر دیگر،دین برای انسان است و باید رنگ و بوی انسانی پیدا کند نه اینکه انسانی، دینی باشد.
بر اساس چنین دیدگاهی، انسان، جز خویشتن را مالک جهان نمیشناسد و چون خود را مالک فرض می کند ـ نه میهمان این جهان ـ خودحقمیدهدکههرگونهتصرفی، در عالم بنماید بدون این که خود را مکلف به پاسخگویی به کسی بداند.
وچون به دنبال آن است که جهان را مطابق میل و خواست خویش تنظیم نماید در پی کسب علومی است که او رادر این جهت، یاری رساند، از این روست که او، بیش از سایر علوم دیگر، به دنبال علوم تجربی می رود و ملاحظه می نماییم که علوم تجربی در جهان نوین با سرعت زیادی رشد فوق العاده ای نموده است.
علوم تجربی، که در دیدگاه قبل از دوران مدرن، به دنبال کشف نظم پیشین الهی موجود در عالم بوده است، درعصر مدرن و بر اساس دیدگاه اومانیستی ـ که وجود هر گونه نظم پیشین الهی را منکر است ـ هدف این علوم تغییرنموده و غایت عمده و اصلی آن، قدرتمند نمودن انسان، برای تسلط هر چه بیشتر بر جهان طبیعت است. (3)
بر اساس چنین رویکردی به انسان، به هیچ وجه، هدف و معنای انسان از جایگاه او در یک برنامه ی از پیش تعیین شده در جهان، به دست نمی آید بلکه تعریف انسان و هدف او از درون او پیدا می شود و به اصطلاح «پیتر»: انسان باید«خود ـ تعریف» (Self defining subject) شود.
ب) دیدگاه معرفت‌شناسانه:
غلیظ ترین و ثابت ترین ویژگی عقل اومانیست، اصرار آن بر این است که هر ادعایی، قابل رد و ابطال است و هیچ کس به سبب قدرتی که دارد، دارای موقعیت ممتازی در تعیین حقیقت نیست، عقل شکاک انسانگرای دوران روشنگری و مدرن، این امر را مسلم می داند که هر ادعای معرفتی، به طور عام، قابل آزمون است و هیچ شخص یامؤسسه ای نمیتواند ادعایعدم خطاپذیری نماید.
همچنین برای معرفت به هر ادعایی، باید بتوان به صورت باز و معتبر، مبانی و علل آن ادعا را مورد بررسی و تحقیق قرار داد، از این رو، اگر ادعایی، مبتنی بر امور غیبی و مستند به آنها باشد، هیچ گونه اعتباری ندارد.