سیدمحسن کاظمینیبروجردی
بیست و پنجم دسامبر مصادف است با سالگرد طلوع احد از پیامبران اولوالعزم که صاحب کتاب و شریعت مستقل آسمانی و الهی بود و او کسی است که نام نامیش در آفاق و انفس و نزد جن و انس و در بر و بحر شهره به عیسیبن مریم علی نبینا و آله و علیهالسلام است، اگر محرر این مقال ماه دسامبر فرانسوی را در بدایهالتحریر اتخاذ کرده به لحاظ مطرحیت عرفی و اقبال اجتماع مسیحی است نسبت به این روز خاص والا در کلام روایات اسلامی که صاحب کتاب تهذیبالاحکام نقل میکند از حضرت امام محمدباقر علیهالسلام که: ولادت عیسی علیهالسلام در روز عاشورا بوده است و در کتاب من لایحضرهالفقیه در حدیث صحیح از حضرت امام رضا علیهالسلام منقول است که: ولادت عیسی (ع) در شب بیست و پنجم از ماه ذیقعده واقع شد.
یکی از اصولی که آحاد مسلمین در سراسر جهان به آن معتقد میباشند این است که ذات اقدس حضرت سبحان جل و علا ارسالکننده انبیاء عظام صلواتالله علیهم اجمعین است و یک مسلمان طبق آموزههای دینی ضمن آنکه تابع و رهرو راه خاتمالانبیاء رسول اسلام(ص) میباشد باید نسبت به همه انبیاء آنها که قبل از پیامبر اسلام منتخب حضرت ربالارباب بودند و جوامع بشری را به توحید و یکتاپرستی دعوت میکردند احترام قائل باشد که یکی از ایشان حضرت عیسی علیهالسلام است و در این روز بعنوان یک فرد موحد به تکریم مقامات آسمانی این پیامبر خدا میرویم که در یک عصر و دوره خاص از زمان، زمام امور مردمی را بعهده خویش گرفته و آنها را در جهت ایصال الطالب الی المطلوب که وصل به کمال و صلاح و خیر دنیوی و اخروی است دعوت به توجهات شایسته و بایسته عرفانی مینمود.
خداوند میفرماید: اذ قالت الملائکه یا مریم انالله یبشرک بکلمه منه اسمه المسیح عیسی بن مریم وجیها فیالدنیا و الاخره و من المقربین، آیاتی که در مقام بیان آن هستیم از سوره آلعمران آیات 45 تا 51 میباشد و در بیان ولادت آن حضرت است، خدا میفرماید: یادآور وقتی را که ملائکه گفتند: (و از ابن عباس منقول است که جبرئیل گفت) ای مریم به درستی که خدا بشارت میدهد تو را به کلمهای از جانب خود که نام او مسیح است یعنی عیسی پسر مریم که وجیه و صاحب جاه و قدر و منزلت است در دنیا و آخرت و او از نزدیکان درگاه الهی است و عیسی علیهالسلام را برای آن کلمه خدا میگویند که به لفظ (کن) بدون پدر آفریده شد یا برای آن که پیامبران گذشته او را بشارت دادند یا برای آنکه حق تعالی به کلام او مردم را هدایت فرمود و او را مسیح گفتند برای آنکه مسح کرده شده بود از جانب خدا به میمنت و برکت پاکی از گناهان یا برای آنکه او را بعد از ولادت به روغن زیت مسح کردند یا آنکه جبرئیل علیهالسلام بال خود را بر آن حضرت مالید بعد از ولادت که تعویذ او گردد از شر شیطان (تعویذ یعنی پناه دادن) یا برای آنکه دست بر سر یتیمان میکشید یا برای آنکه نابینایان با مسح آن حضرت بینا میشدند و با مسح آن حضرت بیماران شفا مییافتند (گفتهاند در لغت عبری مشیحا بود و در لغت عرب مسیح گفتند)
و یکلم الناس فیالمهد و کهلا و من الصالحین خداوند در ادامه آیه میفرماید: و سخن خواهد گفت با مردم در گهواره و در سن کهولت (که نزدیک به سن پیری است) و از جمله پیغمبران شایسته خواهد بود، قالت رب انی یکون لی ولد ولم یمسسنی بشر، مریم به خدا گفت: پروردگارا چگونه خواهد بود مرا فرزندی در حالی که هنوز بشری بر من دست نگذاشته است، قال کذلک الله یخلق ما یشاء اذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون، ملک گفت: چنین است خدا میآفریند هر چه را میخواهد جون مقدر کرد امری را پس همین است که میگوید او را که: باش، پس آن میباشد و موجود میشود، و یعلمه الکتاب و الحکمه و التوریه و الانجیل و تعلیم خواهد نمود او را کتاب (یعنی کتابت چیزی یا همه کتابهای آسمانی) و حکمت و دانایی خصوصا تورت و انجیل، و رسولا ال بنیاسرائیل انی قد جئتکم بایه من ربکم و حال آنکه او رسول خواهد بود به سوی بنیاسرائیل و خواهد گفت به ایشان: به درستی که آمدهام به سوی شما با آیتی و معجزهای چند از جانب پروردگار شما، انی اخلق لکم منالطین کهیئهالطیر فانفخ فیه فیکون طیرا باذنالله، و این آیت آن است که میرسازم از برای شما از گل مانند هیات و شکل مرغ پس زنده میشود و مرغی حقیقی میگردد به امر خدا، و ابریء الاکمه و الابرص و احیی الموتی باذنالله و شفا میدهم کور مادرزاد و مبروص را و زنده میگردانم مرده را به امر خدا و انبئکم بما تاکلون و ما تدخرون فی بیوتکم ان فی ذلک لا یه لکم ان کنتم مومنین، و خبر میدهم شما را به آنچه میخورید و آنچه ذخیره میکنید در خانههای خود، به درستی که در اینها علامت و حجت بر حقانیت من هست اگر شما هستید ایمان آورندگان، و مصدقا لما بین یدی من التوراه و لا حل لکم بعض الذی حرم علیکم و جئتکم بایه من ربکم فاتقواالله و اطیعون، انالله ربی و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم، و حال آنکه تصدیقکنندهام آنچه را که پیش از من نازل شده است که آن تورات است و مبعوث شدهام به جهت آنکه حلال گردانم برای شما بعضی از چیزهایی را که در شریعت حضرت موسی(ع) حرام شده بود و به سوی شما آوردهام معجزهها از جانب خدای شما پس بپرهیزید از عذاب خدا و اطاعت کنید از من به درستی که خدا پرودگار من و پروردگار شما است پس عبادت کنید او را که این راهی است مستقیم.
خداوند در مقام آسمانی حضرت عیسی(ع) در جای دیگر میفرماید: ان مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون، به درستی که مثال عیسی نزد خدا در خلق شدن بدون پدر مانند مثل حضرت آدم(ع) است که خدا او را خلق کرد از خاک پس او را گفت: باش پس او بوجود آمد و حیات یافت، و باز فرموده است در سوره مریم ی 16: و اذکر فیالکتاب مریم اذا انتبذت من اهلها مکانا شرقیا و یاد کن در قرآن مریم را در وقتی که تنها شد و خلوت گزید از اهلش در مکانی در سمت مشرق و علیبنابراهیم به سند تفسیر قمی روایت کرده است که: رفت به سوی درخت خرمای خشکی و به سند مجمعالبیان و تفسیر بیضاوی وارد شده که: در بیتالمقدس یا در خانه خود در جانب شرقی عزلتی گزید برای عبادت یا برای شستن بدن خود، در آیه بعد از سوره مریم میفرماید: فاتخذت من دونهم حجابا، پس حجابی یا پردهای آویخت میان خود و اهل خود که او را نبینند، علیبنابراهیم در تفسیر قمی دارد که گفته است: در محراب خود خلوت کرد، فارسلنا الیها روحنا فتمثل لها بشرا سویا، پس فرستادیم به سوی او روح خود را (یعنی جبرئیل را که از روحانیان است) پس متمثل شد برای او به صورت بشری و آدمی مستویالخلقه.
اصحاب تاریخ نوشتهاند: هر وقت که حضرت مریم علیهاالسلام حائض میشد از مسجد بیرون میرفت و نزد خاله خود همسر حضرت زکریا(ع) میماند تا پاک شود و باز به مسجد بر میگشت روزی در خانه زکریا در مکانی که آفتاب تابیده بود پردهای آویخته بود و غسل میکرد ناگاه جبرئیل(ع) به صورت جوان ساده مستویالخلقه نزد او پیدا شد، قالت انی اعوذ بالرحمن منک ان کنت تقیا، حضرت مریم(ع) گفت: به درستی که من پناه میبرم به خداوند رحمان از شر تو پس دور شو از من اگر متقی و پرهیزکاری، قال انما انا رسول ربک لاهب لک غلاما زکیا، گفت: نیستم من مگر رسول پروردگار تو که مرا فرستاده است تا سبب شوم که خدا هدیه کند تو را پسری پاکیزه از گناهان و اخلاع ذمیمه (یا رشدکننده در علم و کمال) قالت انی یکون لی غلام و لم یمسسنی بشر و لم اک بغیا، مریم گفت: از کجا میباشد از برای من پسری و حال آنکه هیچ بشری مرا نزدیک نشده و هرگز گناهکار نبودهام، قال کذلک قال ربک هو علی هین و لنجعله آیه للناس و رحمه منا و کان امرا مقضیا، جبرئیل گفت: چنین گفته است پروردگار تو که: این بر من آسان است و از برای این انجام میدهم که علامتی و حجتی باشد برای مردم بر کمال قدرت من و رحمتی باشد از جانب ما و خلق شدن این فرزند به این نحو امری مقدر شده و حکم شده و خلاف این نخواهد شد و علیبنابراهیم به سند تفسیر قمی روایت میکند که: جبرئیل علیهالسلام در گریبان مریم علیهاالسلام نفسی دمید، پس در آن شب حامله شد به حضرت عیسی(ع) و در بامداد وضع حمل او شد و مدت حمل او نه ساعت بود، حق تعالی به عدد ماه حمل زنان دیگر از برای او ساعت مقرر فرمود و از حضرت باقر(ع) به سند مجمعالبیان چنین منقول است که: جبرئیل(ع) به امر خدای حکیم در گریبان لباس حضرت مریم دمید، پس حضرت عیسی در رحم باذن الله در همان ساعت کامل شد همانطور که فرزندان در رحمهای نه ماه کامل میشوند، مریم(ع) چونان از محل غسل خود خارج شد مانند زن حامله سنگینی بود که نزدیک شده باشد وضع حمل او، چون خالهاش او را دید متعجب شد، حضرت مریم از شرمندگی حال خود از خاله و زکریا(ع) کناره گرفت، همانطور که حق تعالی میفرماید: فحملته فانتبذت به مکانا قصیا، پس حامله شد به عیسی(ع)، پس تنها شد و عزلت از مردم را اختیار نمود و با حمل خود به مکانی بسیار دور رفت، در اصول کافی و تفسیر صافی از حضرت امام جعفرصادق(ع) چنین آورده که: مدت حمل آن حضرت نه ساعت بود و به سند کافی و عللالشرایع در دو حدیث معتبر دیگر از امام صادق(ع) روایت شده که آن حضرت فرمودند: فرزندی که شش ماهه متولد شود زنده نمیماند مگر عیسی و امام حسین(ع) که هر یک شش ماهه متولد شد، محتمل است در حدیث، حضرت یحیی(ع) مورد نظر باشد و راویان به عیسی(ع) اشتباه کرده باشند، یا آنگه بگوییم ابتدای ماده ولادت عیسی(ع) شش ماه جلوتر به قدرت الهی و به امر (کن) در رحم منعقد شده باشد و از لحظه دمیدن که روح در آن دمیده شد و حمل ظاهر گردید تا زمان وضع حمل نه ساعت بوده باشد و احتمال دارد که یکی بر وجه تقیه وارد شده باشد، به هر حال در مدت زمان حمل، بین اصحاب تاریخ اختلاف است.
قرآن کریم مراحل بعدی تکوین و تولد حضرت عیسی(ع) را چنین بیان میکند در سوره مریم آیه 23: پس درد زایمان او را به سمت درخت خرمایی کشانید و چون حضرت عیسی متولد شد گفت: یا لیتنی مت، ای کاش مرده بودم قبل از آنکه این حال را شاهد باشم و نام من از خاطر مردم رفته بود و آرزوی مرگ را بدان جهت مینمود که مبادا گمان بد درباره او ببرند، در آیه 24 همین سوره میخوانیم: فنادیها من تحتها، عیسی ندا کرد مریم را از تحت او که اندوهناک مباش که خدای تو قرار داده است از تحت تو نهری (یا به تعبیر دیگر: عنصر شریف و بزرگی) که آن عیسی است و در آیه 25 میفرماید: و بکش به سوی خود ساق درخت خرمای خشک را تا فرو ریزد بر تو رطبی رسیده و تازه را، خداوند مهربان آن را طعام مریم قرار داد پس از وضع حمل، آن درخت خشک شده بود و میوه نداشت زیرا که اگر میوه میداشت احتیاج نبود که مریم را امر کند که درخت را حرکت دهد، فصل زمستان بود و در هیچ درختی رطب نبود پس خدا برای ظهور اعجاز در همان ساعت بر درخت برگ رویانید و رطب رسانید و در آیه 26 همین سوره میفرماید: ای مریم بخور از رطب و بیاشام از آب (خدا برایش نهری ایجاد کرد) و دیدهات روشن باد و شاد باش، اگر دیدی از بشر احدی را پس بگو که: من نذر کردهام برای خدای مهربان که امروز را روزه بدارم پس امروز با آدمی سخنی نمیگویم، مرحوم علامه مجلسی میفرماید: اصح آن است که این سخنان را حضرت عیسی فرمود، چنانچه علیبنابراهیم روایت کرده که: وقتی حضرت عیسی(ع) متولد شد مادرش مریم محزون گردید و آرزوی مرگ کرد. حضرت عیسی از پایین پای او به سخن آمد و گفت: محزون نباش که خدا از زیر پای تو نهری جاری ساخته و درخت خرمای خشک را حرکت ده تا رطب برایت ریخته شود و آن درختی بود که سالها خشک شده بود، چون مریم دست خود را به سوی درخت دراز کرد به قدرت الهی برآورد و رطب در او بهم رسید و از برای مریم رطب تازه ریخت و مریم(ع) با دیدن این معجزات شاد شد، در آیه 27 مریم چنین دارد، پس مریم عیسی را برداشته آورد نزد قوم خود، گفتند: ای مریم! چیز غریبی است که شوهر نکرده صاحب فرزند شدهای یا عمل بدی انجام دادهای و به مردم گفتند (آیه 28) ای خواهر هارون! پدر تو مرد بدی نبود و مادرت هم زناکار نبود، در تفسیر قمی از علیبنابراهیم چنین روایت کرده که: چون حضرت مریم را در محراب او ندیدند به طلب او بیرون آمدند و زکریا نیز بیرون آمد به جستوجوی مریم، پس دیدند که مریم میآید و عیسی را در جلو سینه خود گرفته، پس زنان بنیاسرائیل جمع شدند و او را تشنیع و تخفیف میکردند و آب دهان بر روی شریفش میانداختند و آن حضرت مطلقا با آنها سخنی نگفت تا داخل محراب خود شد پس زکریا(ع) و بنیاسرائیل نزد او آمدند و گفتند ای مریم! کار بدی کردی این چه بلا و چه عار است که از برای بنیاسرائیل ظاهر کردی؟ و او را خواهر هارون خواندند بر سبیل تشنیع زیرا که هارون مرد فاسق و زناکاری بود که به بدی مشهور بود و آن حضرت را به او تشبیه کردند (البته پارهای هم بودهاند که هارون را مرد بسیار خوبی در میان بنیاسرائیل قلمداد کردهاند و بعضی هم گفتهاند که هارون برادر مادری او بوده).
امام محمدباقر(ع) میفرماید که: هفتاد زن در بنیاسرائیل بودند که به مریم افترا بستند و گفتند لقد جئت شیئا فریا، پس حق تعالی به قدرت کامله خودش، عیسی را به سخن درآورد و به زنان خطاب فرمود: وای بر شما! افترا میبندید بر مادر من و منم بنده خدا که مرا پیغمبر گردانیده است و کتاب به من داده است.
در آیه 29 میفرماید: چون این سخنان را به مریم(ع) گفتند آن حضرت جوابی به ایشان نداد بلکه اشاره نمود به عیسی که با او سخن بگویید و از او جواب بشنوید، ایشان گفتند: چگونه سخن بگوییم با کسی که در گهواره است و طفل شیرخوار است؟ حضرت عیسی(ع) به امر الهی به سخن آمد در نخستین روز تولد خود و گفت: انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا (آیه 30) من بنده خدا هستم و به من کتاب داده (یعنی انجیل را برای من خواهد فرستاد) و مرا پیغمبر گردانیده است و در آیه 31 فرمود: و مرا با برکت گردانیده است هر جا که باشم، امام صادق در اینجا میفرماید یعنی: مرا صاحب نفع گردانیده است که از جهت علم و کمال و شفای بیماران و زنده نمودن مردگان صوری ومعنوی، هر جا که باشم نفع من به خلق میرسد، در ادامه آیه دارد: و وصیت کرده مرا به نماز و زکات مادام که زنده باشم و در آیه 32 میفرماید: و مرا نسبت به مادرم نیکوکار گردانیده است و نگردانیده است مرا تجبرکننده و شقی و بدبخت به خاطر عقوق مادر و سلام و سلامتی خدا بر من است در روزی که متولد شدم و روزی که میمیرم و روزی که در قیامت زنده مبعوث میشوم.
به سند معتبر در اصول کافی است که یکی از علمای نصاری آمد به خدمت امام موسیکاظم(ع) و حضرت از او پرسید: آیا میدانی نهری که حضرت عیسی در کنار او متولد شد کدام نهر است؟ گفت: نمیدانم، حضرت فرمود: نهر فرات است و به همین سند اخیرالذکر از آن حضرت منقول است که با یکی دیگر از علما، نصاری در ضمن حجتها که بر او اقامت مینمود فرمود: نام مادر مریم (مرتا) یا (مرثا) بود که معنی او در عربی وهیبه است، روزی که جبرئیل بر حضرت مریم نازل شد و در آن روز حامله شد به حضرت عیسی(ع) روز جمعه بود وقت زوال (ظهر) و همیشه جمعه عید بوده است و روزی که عیسی علیهالسلام متولد شد روز سهشنبه بود و چهار ساعتونیم از روز سپری شده بود و نهری که حضرت عیسی در کنار او متولد شد نهر فرات بود و در آن روز زبان او ممنوع شد از سخن گفتن با مردم و پادشاه آن زمان که نامش قیدوس بود چون بر آن حال مطلع شد با فرزندان و اتباع خود به قصد آزار آن حضرت بیرون آمد و آلعمران را خبر کرد و ایشان را از خانه بیرون آورد که مریم(ع) را با آن حال مشاهده کنند، تا آنکه گذشت میان ایشان و حضرت مریم آنچه خدا در قرآن یاد فرموده و ما هم بقدر بضاعت آن را در اینجا مذکور داشتیم.
از آنجا که هر رسولی برای امت خود پیامهائی انسانساز از اخلاق عالم دارد و مردم را به وسیله گفتارهای نیک خود به سعادت دارین میخواند و راه و رسم زندگی برتر را به آحاد و اعشار و الاف جامعه خود عملا و لسانا میآموزد، حضرت عیسی(ع) هم حامل یک سلسله پیامهای آسمانی برای اهل عالم بود و در اینجا به عنوان حسن ختام یکی از فرازهای نورانی آن حضرت را که در زمینه دوستیابی و ملاکهای آن میباشد و حضرت صادق(ع) آن را ناقل و در اصول کافی مندرج است بیان میداریم.
امام صادق(ع) میفرماید به حضرت عیسی(ع) عرضه داشتند: من نجالس یا روحالله، ای فرستاده خدا به بگویید که معیار و ملاک در انتخاب جلیس و رفیق چیست و با چه کسانی مجاز به انس هستیم تا دنیا و عقبی صدمه نبیند، قال من یذکر کم الله رویته، عیسی فرمود با سه گروه مجاز به مجالست میباشید، طائفه اول کسانی که چون آنها رویت کنید یاد و نام خدا در دلتان متذکر شود و سراج منیر عبودیت در وجودتان پر فروغ گردد بذکرالله که البته یافتن چنین افرادی، سهل نبوده و نمیباشد زیرا خداوند اولیای خودش را در میان خلایق پنهان ساخته پس برای یافتن ولی در میان مردم هزار چهره، تلاش وسیع میطلبد، و یزید فی علمکم منطقه دوم، کسانی که چون با آنها مصاحب شدید و بین شما کلمات مبادله گردید، به دانش شما افزوده گردد و شما یعنی مخاطبین طائفه دوم از او بهرههای علمی و اعتقادی ببرید و این طائفه بتواند نیازهای فرهنگی شما را تامین کند و کاستیهای فکری را جبران سازد، طائفهای که بتواند با سلاح دانش مفید و مثبت، دانش مضر و منفی انسانیت را از کنگره مغز اخراج سازد و خلاءهایی که در توان فکری ما جهل به وجود آورده، علم همگام با عمل آن را اشباع کند تا به وسیله این علم، کلیت توجهات آدمی به مرکز الوهیت حضرت غافرالذنب و قابلالتوب منعطف گردد و انسان آنچنان شود که فرمود: یا بنی آدم خلقت الاشیاء لا جلک (در اصول کافی است) ای فرزند آدم، اشیا و هر چه گرداگرد آن است را برای تو خلق کردم و خلقتک لا جلی و تو را برای خودم خلق کردم، کدام انسان بدین مرتبه و مقام صعود میکند آن کسی که علم مفید مثبت را درون خود جای داده نه علم جدلی و مکابرهای و مفاخرهای که فرمود:
العلم للعمل لا للمجادله و چون به این نشئه رسید حضرت دوست، امر به سجده آدم میدهد ابلیس را... و یرغبکم فیالاخره عمله
سوم کسانیکه: کردارشان شما را ترغیب کند به سمت آخرت و نفس عمل او این درس را بیاموزدت که هدف از خلقت انسان آن است که به وسیله مورد امتحان واقع شدن و سنجش میزان و درجه استقامتهای او در مقابل دشمن دورن بتواند نزد حضرت احدیت پس از قبولی در این امتحان در یک جایگاه رفیع و بلند روحانی استقرار یابد و برای خود رتبهای ملکوتی فراهم آورد پس تمام تلاشهای یک فرد باید بر این مبنا باشد که جهان حقیقی و جاویدان را احیا کند که آن آخرت است...
امید است از رهگذر این ولادت روحانی و آسمانی، قلوب ما منقلب به عالم روح و معنا شود و از برکت این تحول و توجه، حیات سعید و ممات سعید روزیمان گردد.
در خاتمه ثانیه روز 25 دسامبر، روز ولادت این رسول روح و رحمت حضرت عیسیبنمریم(ع) را به همه معتقدان صدیق و حقیقی آن حضرت شاد باش گفته و به برکت وجود این پیامبر از ذات اقدس حضرت فالقالاصباح مسئلت داریم به همه ما توفیق درک فضائل و زیباییها و طرد رذائل و زشتیها را عنایت فرماید، و صلیاللهعلیسیدنامحمدوآلهالطاهرین.