* آیا انتخابات ریاست جمهوری ریزش هم داشت؟ اگر وجود ریزش را بپذیریم عوامل مؤثر در شکلگیری ریزش را بفرمایید؟
** در همان زمان هم ما در کنار رویشها، ریزشهای فراوان داشتیم. قبل از آن در زمان امام و حتی در صدر اسلام ریزشهای فراوان داشتیم. رویشهای جریان نفاق، انبوهی از جوانانمان را گرفت و دچار ریزش کرد، جریان حزب خلق مسلمان و آیتالله شریعتمداری بسیاری را در سطوح مختلف و حتی در حوزههای علمیه دچار ریزش کرد و هم داستان آقای منتظری و ماجرای مهدی هاشمی، حتی مواردی داشتیم که ربط مستقیم با هیچ کدام از این فتنهها نداشته اما به دلایل خاص شخصی شاهد ریزشهای سختی بودیم، مثل شیخ علی تهرانی که از شاگردان مخلص و عاشق و شیفته امام بود، به امام فوق تصور همه عشق میورزید، اما فراز و نشیبها او را به آنجا کشید که به خارج از ایران فرار کرد و در رادیوی عراق رکیکترین فحاشیها را به امام و انقلاب مرتکب شد. انبوه آدمهایی که با پیروزی انقلاب از ایران فرار کردند و دشمنی با امام و انقلاب را پیشه کردند، تا آنجا که 200هزار مقاله و کتاب ضد امام و انقلاب نوشتند.
آن موقع هنوز شبکههای اینترنتی و تلویزیونی نبود که این مقالات و کتب علیه امام و انقلاب و اسلام نوشته شده بود، عده زیادی هم در همان زمان به صورت مشخص سراغ داریم که با امام و انقلاب سازش نداشتند، ولی سکوت کردند. یعنی در ظاهر حرکتی از خود نشان نمیدادند و منتظر فرصت بودند و یک افرادی بودند که در درون به نهضت امام باور نداشتند ولی کتمان کردند و ظاهراً به نوعی همراهی کردند مثل ابوسفیان در عصر پیامبر(ص)، درونش آکنده از کینه و دشمنی با امام و انقلاب اسلامی بود. عده دیگری هم با امام و انقلاب بودند، اما به دلیل نقاط ضعفی که داشتند، در مسیر انقلاب و نظام دچار انحرافات و لغزشهایی شدند و نظام و انقلاب آنها را طرد کرد. در آن زمان کسانی از روحانیون حتی محکوم به اعدام شدند، درحالی که قبل از این با انقلاب بودند، بسیاری از آنها خلع لباس شدند، بسیاری آرام برکنار شدند و جرائم آنها از دید جامعه بسیار بود، این بخش هم با این که آرام برکنار شدند برای این که بیشتر رسوا نشوند سکوت کردند. اما هردو گروه چه آنها که با انقلاب نبودند و ابوسفیانوار در ظاهر با امام همراهی میکردند و چه آنان که ابتدا با امام و انقلاب بودند اما لغزیدند و برکنار شدند و کینه داشتند و کنار کشیدند و در کمین نشسته بودند تا انتقامشان را از امام و انقلاب بگیرند.
آنها فکر میکردند میتوانند در شرایط بعد از امام، اظهار وجود و جولان کنند. ما کسانی را داریم که در دوران امام محکوم و دادگاه ویژهای شدند، اما چون آن زمان بازتاب نداشت، الان خود را به عنوان مرجع معرفی میکنند یا دیگران میخواهند از آنان آیتاللهسازی کنند. یا کسانی دارای مسائل اخلاقی خلافشرع بودند و الان مدعی جایگاههای رفیعی هستند. در هرحال مجموعه این مسائل که از گذشته بود، بعد از رحلت امام و در کنار فتنههای مختلف در اشکال گوناگون و در لایههای مختلف ظهور و بروز پیدا کرد. بعضیها خیال میکنند ریزشها در زمان بعد از امام بیشتر شده، اما ریزشهایی که در زمان امام به حق اتفاق افتاده بود، در این زمان بروز کرد که البته در کنارش عدهای هم دچار ریزش شدند با فریبی که از همین چهرهها خوردند که در فتنه بعد از انتخابات شاهد بودیم که انبوه جمعیت علاقهمند به اشخاص با گذشت زمان و کشف حقیقت برای مردم چشمشان باز شد و حقیقت را یافتند و از دام ریزشها که شیطان پهن کرده بود رهایی یافتند. آنان که ماندند یا افراد طرفدار انقلابند و لیکن متأسفانه برایشان مسئله جناح یا گرایش به یک خط و حزب در ذهنشان به صورت یک بت شکل گرفته است. امام با جمعی از جوانان نجف که به دنبال حزب بودند، مخالفت کردند که تنها باید با مردم و در اختیار مردم باشید، چون آنگاه که درگیر حزب میشوید، حتی اگر حزب اشتباه هم کند، از آن حمایت میکنید.
عدهای از این افراد حاضر در صحنه یا از اول با امام نبودند، یا آن که بعدها راهشان جدا شد. آنهایی که در صحنه بعد از انتخابات باقی ماندند، کسانی بودند که از اول با نظام نبودند و حتی در انتخابات 22 خرداد به موسوی و کروبی رأی نداده بودند. اینها از اول انقلابی نبودند، کسانی مثل بهاییها، آنان که در رمضان روزه خوردند، شعارهای ضددینی و ضداسلامی دادند که اصلاً در مقابل اسلام بودند. اینها حتی در کنار آقای موسوی نبودند، زیرا موسوی در چارچوب نظام و انقلاب آمده بود و آنهایی که در این انتخابات بودند مجبور بودند که در نظام باشند. آنچه که در انتخابات شاهد بودیم ظهور کینههای زمان انقلاب بود. لذا با گذشت زمان شعارشان که ضدیت با اسلام بود، آشکارتر شد. این که القا میشود ریزشهای گستردهای داشتیم، درست نیست. بلکه ریزشها از گذشته بروز پیدا کرده یا افرادی دچار این ریزش شدند که دچار حزبپرستی و منفعت پرستی شدند.
* برخی از خواص با مشاهده این صحنهها، از کارآمدی نظام و یا عدالت رهبری ناامید و دلسرد شدند و نتوانستند میان نظام و مسئولان نظام تفکیک قائل شوند و انتقادات رهبری به عملکرد آنان را نادیده انگاشتند، شما فضای مهآلود پس از انتخابات را که موجب ریزش تعدادی از خواص شد، چگونه میبینید؟
** سیری که از آغاز انقلاب شروع شد، به اینجا انجامید. در ارتباط با بعضی اشخاص و طیفی از افراد لازم است، ریشهاش را در پیشینه تاریخی جستوجو کنیم. در واقع در امتحان اگر کسی در کنکور یا امتحان کارشناسی ارشد یا کارشناسی رد میشود، این رد و یا قبول شدن، مربوط به پیشینه سالهای قبل است. دورهای که آماده شد برای امتحان، چه میشود که عدهای دچار ریزش میشوند؟ دلایل زیادی را میشود ارائه داد، برای بروز چنین اتفاق تلخی. ریشه اصلی 174-175 سوره اعراف که داستان رسیدن بلعم باعورا به آیتالله است. بعضی از آیاتالله جعلیاند، آیتالله در قرآن داریم، از آنهایی که میگوید ما آیات خود را به او دادیم که در تفاسیر آمده بلعم به اسم اعظم رسیده بود و خیلی از مقامات دیگری را که داشت. قرآن میگوید این آدم از مقامش کنده شد. آیات 174 و 175 سوره اعراف که میگوید، آیات خود را به این آدم دادیم، شیطان او را تعقیب و او را گمراه کرد. درحالی که میتوانست بالاتر برود، دچار دنیاخواهی و دنیاطلبی شد و به زمین چسبید.
پیروی از هوای نفسش کرد و مثال این آدم مثال سگ است که بسیار آشکار قرآن صحبت کرده که مثل سگ رهایش بکنی وقوق میکند و بگیریدش وقوق میکند و این داستان را برای مردم بگو تا بیندیشند تا بدانند ممکن است داستان تکرار شود. همه، هرکسی میتواند جای آن «الذی» در آیه قرار بگیرد، اما فرجام کسی که دچار هوای نفس شود این است. بعضی روز قیامت حسرت فراوان میکشند که کاش همراه با رسول خدا راهی را در زندگی میگشودند، ای کاش با فلان کس دوست نمیشدند، چون مرا از ذکر قرآن و یاد خدا جدا کرد، این آیات مربوط میشود به کسانی که در خط دین بودند، چون ممکن است روزی دامن ما را هم بگیرد. گرایش به دنیا ریشه همه خطاهاست. حب به دنیا فتنه برای انسان است. اما بستگی دارد که انسان در این فتنه پیروز باشد یا نه. مانند امامحسین(ع) که در تقابل حب دنیا پیروز شد، باید از دلبستگی به هر چیزی که مانع از تکلیف الهی شود جلوگیری کرد، دوست داشتن ها نباید مانع دوست داشتن خدا شود (آیه 24 سوره توبه آیات 127 ، 28 سوره فرقان)
* یک عامل دیگر هم عامل همنشینی با لیبرالها است. منتظری که امام دربارهاش فرموده بودند «حاصل عمر من بود» بهرغم این که امام هم توصیه کرده بود که بیتشان را از ارتباط با آنها نجات دهند، از دست رفت. هرچه که آنها مثبت تلقی میکنند برای ما ضرر است چون منافع ما هم متفاوت است اما چطور است که در فتنه اخیر منافع برخی با امریکا و غرب یکسان میشود؟
** قرآن در آیات 25،24 و 26 سوره محمد(ص) میگوید که چرا بعضی دچار ارتداد میشوند، کسانی که در خط دین بودند، شیطان را تفسیر و توجیه کردند و سراب را واقعیت جلوه دادند. چرا بعضی در دام شیطان میافتند و بعضی نمیافتند، بسته به دل دارد که اگر شفاف باشد، شیطان چنگ که میزند، نمیتواند. شیطان دلی را که گیر دارد منحرف میکند. در آیه بعد گرهها را بیان میکند که این افراد همنشینی میکنند با کسانی که با خدا و احکام خدا سر ناسازگاری دارند و مرزبندی ندارند با خداییها و غیرخداییها. این افراد لایه به لایه جلوتر میروند تا جایی که میگویند قرآن به درد 1400 سال پیش میخورد، یا احکام قرآن خلاف حقوق بشر است. خانم زهرا رهنورد هم میآید و از چنین فردی حمایت میکند. مرزبندی را مشخص نمیکند تا جایی که از تروریستها و سلطنتطلبهای متعفن هم دفاع میکنند، اگر مرز در نقطهای مشخص نشود در ادامه در مسائل اعتقادی هم همینگونه خواهند بود. مثلاً در مورد حضرت امام، برادر بزرگ ایشان آقای پسندیده، مصدق را قبول داشت و عکس مصدق را در اتاقش داشت؛ امام هم با او رابطه داشت اما تأثیر نپذیرفت، چون قبلاً مرزبندی پیدا کرده بود. عدم مرزبندیهای اعتقادی موجب انحراف است، بحث تسامح و تساهل مهاجرانی همین مسئله است.
* نقش رهبری را در مقابله با این فتنه که ریزشهای نسل قبل انقلاب بویژه مطرودین امام هم در آن نقش برجسته داشتند، چگونه میبینید؟ حضرت آقا چه صبر و تحملی در قبال این فتنهها به خرج دادند؟
** هم امام و هم مقام معظم رهبری در همه این عرصهها با الگوگیری از متن اسلام عمل میکنند و سرچشمه تفکرشان از سرچشمه اسلام ناب است و کاملاً باهم انطباق دارد. اما امام کلامشان را برای حفظ همه افراد به کار بردند، با توجه به الگوی خود حضرت علی(ع) در جنگ جمل برخورد کردند، همانطور که ماهها حضرت علی(ع) برای جلوگیری از جنگ تلاش کردند، تلاش مقام معظم رهبری سختتر و پیچیدهتر بود که فتنه صورت نگیرد. انواع جلسات با سران نظام داشتند، در جریان فتنه خطبهها و صحبتهای ایشان زیباترین و منطقیترین کلام بود و سخنانشان برای مردم که چیزی فروگذار نکردند، برای تبیین مسائل تا جلسات خصوصی که همه حرفها را شنیدند و راهکار ارائه دادند حتی اگر بنبست بود سعی در رفع کردند و فقط یک جا فراقانونی عمل کردند و آن هم پنج روز فرصت برای بررسی شکایات آن هم برای رفع این بنبست بود و تنها کار فراقانونی ایشان بود، اما متأسفانه باید گفت که نرود میخ آهنین در سنگ. اصل قضیه تلاش دشمن برای پیشبرد یک فتنه برای نظام و انقلاب بود و حالا یک حادثه جمعی بر ضد انقلاب اتفاق بیفتد.
متأسفانه خودیها کاری کردند که توپ در زمین انقلاب بیفتد و نباید کاری کرد که اصل قضیه تحتالشعاع قرار بگیرد. باید حواسمان باشد، ندا آقاسلطان سناریویی بود برای بدنام کردن نظام. چه دلیل باید باشد که در لایههای پنهان نفوذ کند و فاجعه پیش بیاورد و معادله را معکوس کند و اصل ماجرا را تحتالشعاع قرار بدهد؟ غرب هم خود از این دست جرائم انجام میدهد، لذا نیروی انتظامی ما باید آموزش ببیند برای سازماندهی مطلوب و هماهنگی در چارچوب قانون. به هر حال این نواقص موجود است و احیاناً میتواند توطئه دشمن باشد، هرچند که عدم تدبیر از عوامل این قضایا بود. آقا هم به عنوان رهبر به موقع عکسالعمل شدیدی راجع به کهریزک نشان دادند و تعبیراتشان هم برای خودیها بسیار محکمتر از تعبیرات برای طرف مقابل بود. این مسئله برای آنان که بیماردل نبودند جالب بود، شاهد مثال هم والدینی که این قضیه را به حساب نظام و ولایت نگذاشتند، آقا به بهترین وجه ممکن برخورد کردند و تلاش مقام معظمرهبری سختتر و پیچیده بود.