تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۱۳۸۶ - ۱۲:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۲۰۵۲۴

مبارزه در برابر افراط‌طلبان موجب اتحاد روسیه و آمریکا نشد و تشدید مناسبات روسیه و غرب فرصتی برای مانور اصلاح‌‌طلبان اسلامی فراهم کرد. سردی مناسبات آمریکا و روسیه، جنگ سرد جدید شناخته شده است. از تجربیات به‌دست آمده از جنگ سرد قبلی، پیدا کردن متحدانی مطمئن، به عنوان اهرم فشار مهم است.

در چنین شرایطی نگاه‌ها به سمت اسلام برمی‌گردد. به عقیده یکی از اسلام‌شناسان برجسته آمریکایی برناردلوئیس:«اسلام دارای قدرت زیادی است اما تاکنون در سیاست، جایگاهی که مناسبش باشد به دست نیاورده است.»

در تحلیل اسلام به عنوان یکی از بخش‌های سیاست، اسلام به زیر شاخه‌های مختلفی براساس مناطق، کشورها و گرایش‌های ایدئولوژیکی تجزیه می‌شود، اگرچه اسلام در افکار بسیاری از سیاستمداران و افراد عادی آمریکایی، روسی واروپایی به صورت اسلام واحد استاندارد شده نزدیک به میانه رو جا افتاده است که این طرز تفکر و نگرش نسبت به اسلام یا به دلیل ناآشنا بودن نسبت به اسلام است و یا به دلیل این است که این عده اسلام را دشمن خود فرض‌کنند. در اینجا واژه «بیگانه‌گریزی» به مغز خطور می‌کند که کاملاً بجاست.

همانند تاریخ- جاویدان

برخورد تمدن‌ها موضوعی است که با وجود تمام سیاست‌های مزورانه نمی‌شود آن را پنهان کرد. مسلمانان، آن را جنگ علیه اسلام و جنگ صلیبی نامیده‌اند. این جدال در افکار بسیاری از مردم جا افتاده و به همین علت بر رفتار و جهت گیری سیاسی آنها بی‌تاثیر نبوده است.

موضوع برخورد تمدن‌ها باعث وحشت انسان امروزی می‌شود بی‌آنکه به یاد بیاورد که این جدال همیشه در طول تاریخ وجود داشته است و فقط با یک نگاه به کتاب‌های درسی تاریخ در قرون وسطا می‌توان به حقیقت موضوع پی برد. آن زمان مردان، زنان و کودکان زیادی در این جنگ‌ها کشته شدند. این جنگ‌ها هیچ زمان نتوانسته همه چیز را کلا نابود کند و نه مسیحیت و نه اسلام در این جنگ‌ها نمی‌تواند غالب و پیروز یکه تاز میدان جنگ باشد.

و اما نوبت آن رسیده که علل برخورد تمدن‌ها را در جهان امروز برشمریم.

البته اهمیت موضوع در این نیست که چه گروهی آغازگر این جنگ‌ها و درگیری‌ها هستند، بلکه این نکته مهم است که هیچ گروهی خود را گناهکار نمی‌پندارند. مهاجرت مسلمانان به اروپاست که در روسیه و به میزان کمتری در آمریکا مشکلاتی را به وجود آورده است و آخرین علت، اینکه مساله «بیگانه‌گریزی»‌ در بین هر دو گروه در حال گسترش است که این مساله خود از جنبه‌های مختلفی تاثیرگذار است، از یک سو جنجال مربوط به کاریکاتور و ایرادات بی‌ملاحظه پاپ و سوزاندن مساجد و از سوی دیگر بحث اسلام‌گرایی اروپا و روسیه باعث دامن زدن به این اختلافات شده است.

احیای (زنده کردن دوباره) برخورد تمدن‌ها که در آن افراط‌طلبی اسلامی‌ها با قدرت زیادی خود را نشان داده است، همزمان با نابودی سیستم دو قطبی به وقوع پیوسته است تا جایی که صحبت از مقایسه اسلامی‌ها با کمونیست‌ها به میان آمده است. تروریسم بین‌المللی و حامیان آنها مرکز قدرت تخصصی جدیدی شناخته شده‌اند که همزمان همه را تهدید می‌کردند.

روسیه در کدام گروه است؟

روسیه تعلق خود به دنیای اسلام را این طور به نمایش گذاشته که در سازمان کنفرانس اسلامی، به عنوان ناظر شرکت کرده و در کوالالامپور، پوتین به سخنان ضدیهودی «ماهاتیر محمد»، نخست وزیر سابق مالزی کاملاً گوش می‌سپرد. در دوما نیز یک مجمع پارلمانی تحت عنوان «روسیه و دنیای اسلام: گفتمان استراتژیکی»‌ تشکیل داده است. روسیه بر ضد سیاست‌های آمریکا در عراق برمی‌خیزد و بازی جداگانه‌ای را با ایران به پیش می‌برد. موقعیت ویژه‌ای برای خود در خاورمیانه تعیین می‌کند و به ویژه با گروه حماس به گفت و گو می‌نشیند. تناقض در اینجاست که روسیه از برقراری ارتباط با حماس و ایران می‌خواهد به نفع غرب استفاده کند و در عین حال توانایی خودش برای تاثیر بر مسلمانان را نشان دهد. با توجه به سخنان پرطمطراق و سنگین ضدآمریکایی مقامات مسکو، به نظر می‌رسد که روسیه کاملاً در گروه اصلاح‌طلبان اسلامی قرار می‌گیرد و در مقایسه با متحدانش، مخالفت بیشتری با غرب از خود نشان می‌دهد.

این در حالی است که «ویلیام برنس»، سفیر آمریکا در روسیه از مشترک بودن اهداف روسیه و آمریکا در عراق، افغانستان، ایران و کلاً خاورمیانه صحبت می‌کند هرچند که مسکو نه خواهان طالبان و نابودی اسرائیل است و نه نیازمند به بمب‌های هسته‌ای ایران، بلکه نکته قابل اهمیت، تاثیر ترس از آمریکا داشتن است که در استراتژی سیاست داخلی روسیه مشکل ایجاد می کند.

محور اسلام در سیاست آمریکا

مناسبات آمریکا با جهان اسلام در زمین‌های اقتصادی و سیاسی با وجود برخورد تمدن‌ها ایجاد شده است و لیکن این جدال‌ها کاملاً بی‌تاثیر نبوده حداقل بعد از حادثه 11 سپتامبر. آمریکا عضو اصلی جدال برخورد تمدن‌هاست و این تنها به جنگ‌های خاورمیانه و در سر فصل‌آنها جنگ در عراق و جدال بر سر موضوع هسته‌ای ایران ختم نمی‌شود. آمریکا طرح خودش را برای توسعه این کشورها، به آنها پیشنهاد کرد که این پیشنهاد برای این کشورها قابل قبول نیست، ‌به چند دلیل، اولاً پیشنهادی است که از خارج کردن کشورهای اسلامی برای آنان طراحی شده و تهدیدی برای رژیم‌های کنونی این کشورها محسوب می‌شود و دیگر اینکه این پیشنهاد در کشوری باارزش‌های غیراسلامی طراحی شده است. بنابراین با ارزش‌های اسلام این کشورها مغایرت دارد. ایالات متحده وقتی عکس‌العمل منفی مسلمانان را به این طرح پیشنهادی مشاهده کرد، پیشنهاد دیگری را برای ارائه طراحی کرد که در مورد این طرح پیشنهادی به خوبی در گزارش شورای ملی اطلاعات ایالات متحده به نام «طراحی آینده جهان»‌ سخن به میان آمده است. در این گزاش چندین‌بار از آینده روشن مسلمانان یاد شده است که این خود شاهد این مدعاست که آمریکا متوجه این موضوع شده که مدت زمان طولانی باید در کنار مسلمانان زندگی کند. نتایج مختلفی از این اعتراف می‌توان گرفت. یکی از نتایج این است که با جهان اسلام ارتباط برقرار کند. و از این طریق برای دستیابی به اهدافش بهره جوید، بر همین اساس جنگ در خاورمیانه برای دستیابی به دموکراسی «انجام اصلاحات در منطقه» لازمه‌اش این نیست که با این کشورها روابطی نداشته باشد.

به عقیده سیاستمداران آمریکایی، اصلاح‌طلبان اسلامی، بالاخره دست از قاطعیت خود برمی‌دارند و حاضر می‌شوند در خفا با آمریکا ارتباط برقرار کنند البته این مورد، به نظر به زمان زیادی نیاز دارد. چنین وضعیتی را هم می‌توان تصور کرد، در نظر می‌گیریم حتی روسیه بدون حصول موافقتی با گروه حماس تنها به مذاکره بنشیند که مسلما از آن در برابر غربی‌ها استفاده می‌کند و از طرف دیگر مسلمانان هم به سطح مطلوب‌تری از مناسبات رضایت دهند، در آن زمان، آمریکا از یک طرف در رقابت با روسیه و از طرف دیگر به عنوان خاتمه دهنده جدال برخورد تمدن‌ها، دو امتیاز را یکجا به دست می‌آورد و فعلاً می‌توان ایران را بر سروسامان بخشیدن به اوضاع داخلی عراق سرگرم کرد و با حمایت از مسلمانان شیعه در برابر سنی‌ها در دسیسه چینی در ببین مسلمانان شرکت کرد. هیچ دلیل هم برای بی‌اعتنایی به طالبان وجود ندارد. پاکستان باعث ظهور این گروه شد و بعدها آنها در افغانستان به یک نیروی نظامی و سیاسی قوی تبدیل شدند.

در کل تجربه ارتباط با اصلاح‌طلبان که روسیه نیز در این جریان مستثنی نیست گرچه آنها به عنوان متحدان مسکو و  واشنگتن نمی‌توانند ایفای نقش کنند ولی آنها همراهان خوبی یا حتی ابزار مناسبی برای رسیدن به اهداف به حساب می‌آیند. سردی مناسبات روسیه و غرب یا «جنگ سرد جدید» برای عده‌ای از رژیم‌های اسلامی و اصلاح‌طلبان اسلامی نیز فرصت مناسبی برای مانور جدید فراهم می‌کند. البته این مانور از سوی این رژیم‌های اسلامی، اقدامی برای انتخاب کشوری متحد نیست بلکه این یک حرکت تاکتیکی است.

خلاصه اینکه، مسلمانان در یک طرف سواحل تمدن و فرهنگ قرار می‌گیرند و آمریکا و اروپا در سمت دیگری از این ساحل، به نظر می‌رسد روسیه نیز در سمت آمریکا و اروپا قرار گیرد و خودش را با مناطق توسعه یافته جهان همانند نشان دهد. مسلماً‌ عضو گروه هشت بودن از عضویت ناظری در سازمان کنفرانس اسلامی بودن اهمیت بیشتری دارد. البته رسیدن به جایگاه ریاست وظایف خاصی را می‌طلبد که روسیه همیشه وظایفش را به درستی انجام نمی‌دهد.