دولت آمریکا پس از این که در اوایل انقلاب، رابطه خود را یکطرفه با جمهوری اسلامی ایران قطع کرد، اینگونه میپنداشت که تهران به دلیل وابستگیهای شدید اقتصادی و علمی به غرب نمیتواند ادامه حیات دهد؛ زیرا در صنایع نفت و گاز، نظامی، هواپیمایی، دریایی، ماشینسازی، پزشکی و... به آنها نیاز دارد. بنابراین پس از قطع رابطه، ایران مجبور خواهد شد نه تنها گروگانهای آمریکایی را آزاد کند بلکه باید دستان خود را به نشانه تسلیم بالا برد و همه امتیازات مورد علاقه آمریکا و غرب را به آنها بدهد و در یک جمله، از انقلاب انجام گرفته ابراز پشیمانی کند؛ ولی ناگهان با این موضع قاطع امام (ره) روبرو شد که فرمودند: «ما روابط با آمریکا میخواهیم چه کنیم؟! روابط یک مظلوم با یک ظالم است، روابط غارت شده با یک غارتگر است. آنها احتیاج دارند که با ما روابط داشته باشند؛ ما چه احتیاجی به آمریکا داریم؟! آمریکا آن طرف دنیا است، آنها میخواهند که بازار داشته باشند اینجا، آنها باز هم طمع دارند که نفت ما را بخورند. اسلام که بنا ندارد که ظلم به دیگری بکند. مظلوم هم نخواهد شد.»
امام (ره) پس از قطع رابطه، به ملت ایران امید دادند و فرمودند: «ما این قطع رابطه را به فال نیک میگیریم؛ چون که این قطع رابطه دلیلی بر قطع امید آمریکا از ایران است، ملت رزمنده ایران این طلیعه پیروزی نهایی را که ابرقدرت سفاکی را وادار به قطع رابطه یعنی خاتمه دادن به چپاولگریها است، اگر جشن بگیرند حق دارد.» ایشان حکمت بیباکی ملات ایران از این قطع رابطه را توکل بر خدا دانستند و تصریح کردند: «ما اتکال به خدا داریم، ما برای این جهان یک مدبر را میدانیم هست؛ آنهایی که تاکنون توجه نداشتند، خوب توجه کنند که یک ملتی هیچ نداشت جز «اللهاکبر» و او همه چیز است. چطور همه قوا را کنار زند و این قوای شیطانی همه پشتیبانش بودند.... این جز این بود که رعبی را که خدا در دلهای این سران انداخت، ما را به رعبی که خدا در قلب آنها انداخت، پیروز کرد.»
ملت ایران به ویژه جوانان این مرز و بوم با اتکای به نفسی که امام (ره) در دل آنها ایجاد کرد، قطع رابطه آمریکا را جشن گرفتند و با اتکال به خدای لایزال در عرصههای گوناگون، رشتههای وابستگی را بریدند. آنها به رغم فشارهای خارجی و سنگاندازی عوامل داخلی در غربت و تنهایی و با کمترین امکانات، نیازهای کشور را در جنگ و صنایع اساسی تأمین کردند، به گونهای که ایران، راه دویست ساله غربیها را بیست ساله پیمود و توانست در عرصههای علمی و فناوریهای مهم مثل انرژی هستهای، سلولهای بنیادین، صنایع هواپیمایی و موشکی، علوم پزشکی، کشاورزی و... جزو چند کشور اول دنیا شود و در بسیاری از پیشرفتها آنها را متحیر کند و این همان جشن بزرگی بود که امام (ره) آن را نوید میداد.
هنگامی که کاخ سفید پیشرفتهای گسترده ملت ایران را درک کرد، با تمام وجود به صحنه آمد تا به واسطه عوامل داخلی خود زمینه برقراری رابطه را فراهم کند و با گشودهشدن بازار ایران به روی آمریکا، جلوی اینگونه پیشرفتها را بگیرند. این استراتژی در دوران اصلاحات، زیاد به چشم میخورد؛ مدعیان اصلاحطلبی، گستاخانه در تنور برقراری رابطه هیزم میریختند و وانمود میکردند که حل همه معضلات کشور در گرو برقراری این رابطه است؛ به طوری که نمایندگان مجلس ششم در نامهای وقیحانه از مقام معظم رهبری خواستند تا برای برقراری رابطه با واشنگتن کاسه زهر! بنوشند و بیش از این بر عدم برقراری رابطه با آمریکا اصرار نورزند!
مقام معظم رهبری در پاسخ به این جنجالهای حساب شده، چون طبیبی حاذق که هم دردها را میشناسد و هم میداند کجا را باید نیشتر بزند و در کجا مرهم گذارد، امامگونه فرمودند رابطه با آمریکا به صلاح ما نیست و هیچ مشکلی از مشکلات ما را حل نمیکند.
اگر قرار بود به صرف رابطه با آمریکا مشکلات کشور حل شود میبایست کشورهایی که با آمریکا ارتباط دارند مشکلی نداشته باشند. ایشان فرمودند که این یک اظهار نظر نیست بلکه کاری کارشناسی شده است.
گذر زمان دقیقاً فرمایشات حضرت امام و مقام معظم رهبری را به اثبات رساند که عزت و سربلندی و آقایی ملت ایران در گرو ایستادگی در برابر زیادهخواهیهای آمریکاست نه رابطه و کرنش. در دوران اصلاحات که مدعیان اصلاحطلبی سیاست کرنش و رابطه با آمریکا را پیشه خود ساخته، کاسه زهر را تقدیم رهبری نظام میکردند، از سوی آمریکا هر از چندگاه به مناسبتهای مختلف یکی از پروندههای ساخته شده علیه ایران مثل تروریسم، آزادی، حقوق بشر و... مطرح میشد و با بیانیهای ایران اسلامی را تروریست، ضد آزادی و ضد حقوق بشر معرفی میکردند ولی امروز در دولت نهم که سیاست خارجی ما بر اساس عزت و اقتدار و حکمت طراحی شده، غرب به ویژه آمریکا را در موضع انفعال قرار داده، دیگر خبری از طرح اینگونه پروندهها نیست. شکست آمریکا و اسرائیل از حزبالله لبنان چنان آنان را در بحران فرو برده که قدرت تفکر و تصمیمگیری را از آنها گرفته است. بحران عراق برای آمریکا به اندازهای شکننده است که سیاستمداران آمریکایی را در داخل آمریکا رو در رو قرار داده است. شرایط مذکور فضا را چنان کرده که بوش و هیأت حاکمه آمریکا که روزی یکطرفه رابطه با ایران را قطع کردند و به دنبال نابودی انقلاب اسلامی و دولت ایران بودند امروز برای شکست ایران در اجلاس شرمالشیخ التماس میکنند زیرا این نکته را به خوبی دریافتهاند که بدون حضور ایران اسلامی نه مسائل لبنان قابل حل است و نه عراق. و نه منطقه خاورمیانه. و از این جالبتر آنکه ایران اسلامی به آن جایگاه رفیع و بلندی دست یافته که آمریکاییها با فرستادن واسطه و پیام برای برقراری رابطه با ایران لحظهشماری میکنند. این امر تا اندازهای برای آنها مهم است که وقتی وزیر خارجهشان در جمع قریب دویست نفره که وزیر خارجه ایران نیز حضور دارد با هم ناهار میخورند با آب و تاب خبر آن را به جهان منعکس میکنند و به دروغ میگویند که آقای متکی جواب سلام رایس را داد! ولی وقتی برای شام متکی به سالن غذاخوری دعوت می شود و مشاهده میکند که صندلی او را روبه روی صندلی خانم رایس قرار دادهاند تا از آنها عکس و فیلم تهیه کنند، متکی عذرخواهی کرده از سالن خارج میشود و همه امید خانم رایس و هیأت حاکمه آمریکا به یأس مبدل شده بوی دماغ سوخته در فضای شرمالشیخ پراکنده میشود! و از آن جالبتر اینکه برخی روزنامههای هم افق با آنها که ظاهراً از قبل در جریان چینش صندلیها بوده و فکر میکردند کار تمام شده تیتر زدند: «تابوی مذاکره با آمریکا شکست آمریکا و ایران مذاکره کردند» فردای آن روز معلوم شد که در فضای آن روزنامه نیز بوی دماغ سوخته میآید! این نکته به حدی آشکار و روشن است که سیاستمداران، تحلیلگران و روزنامههای غربی نیز بر آن اعتراف کردند. روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز نوشت: بارزترین نکته کنفرانس امنیتی عراق در شرمالشیخ، آشکار شدن چهره تحقیر شده سیاست خارجی آمریکا در جهان است. تمام تلاشهای آمریکا برای مذاکره با ایران با واکنش سرد متکی روبهرو شد.» تلویزیون ژاپن ان اچ کی نیز گفت علیرغم اعلام آمادگی آمریکا برای مذاکره با ایران این امر اتفاق نیفتاد. خبرگزاری فرانسه نیز اعلام کرد سخنان متکی در اجلاس شرمالشیخ امیدهای آمریکا برای مذاکره با ایران را بر باد داد. البته داناپرینو سخنگوی کاخ سفید اظهار داشت از اینکه فرصتی برای مذاکره بین رایس و متکی ایجاد نشد هنوز ناامید نشدهایم.»
به هر حال تا آمریکا از خوی سلطهطلبانه خود دست بر نداشته مذاکرهای در کار نخواهد بود.