صلاحالدین هرسنی
تونی بلر به مدت 10 سال و از فاصله سالهای 1997 تاکنون نخستوزیر بریتانیا بود. انتخابات عمومی 1997 بریتانیا موجب پیروزی چشمگیر او بر جانمیجر شد و او توانست در این پیروزی بر سلطه 18 ساله حزب محافظهکار پایان دهد. بلر به محض ورود به حیات سیاسی بریتانیا از همان آغاز فعالیت مبارزات حزبی، نشان داد که میتواند بدیل مناسبی برای میجر و حزب محافظهکار او باشد. به همین جهت با جهد و مساعی او حزب کارگر برای سه دوره متوالی توانست موقعیت برتر خود را در حیات سیاسی بریتانیا حفظ کند. عدم تسلط و کنترل کافی میجر بر مبانی درونی حزب محافظهکار در کنارمواضع منفعل او در حل مشکلات داخلی و همچنین وجود نوعی قرابت و تشابه فکری میان او با تاچر، از دلایل شکست او از بلر بود. ضمن آنکه شخصیت نافذ بلر و حمایت مردم از او بهمراه برنامههای بدیع او در باب اداره آینده بریتانیا توانست نقش موثری را در پیروزی حزب کارگر آن هم بعد از 18 سال ایفا کند. فراگرد سیاسی حیات بریتانیا در دوران زمامداری بلر دستخوش تحولات عدیدهیی بوده است. بلر که از سال 1997 پا به عرصه قدرت بریتانیا گذاشت، اصلاحات سیاسی را محور فعالیتهای خود قرار داد و با اختصاص میلیاردها پوند به اصلاحات حیات سیاسی توانست موقعیت حزب کارگر را در شرایط اعتلا قرار دهد. بر این اساس با اهتمام او بانک انگلیس استقلال یافت و توافقنامه صلح جمعه خوب در ایرلند شمالی منعقد شد. این شرایط حاکم ناشی از توجهی بود که او به اصلاحات نشان داد، به همین جهت سیر اصلاحات سرانجام با مساعی او توانست قدرت قانونگذاری را به اسکاتلند و ولز واگذار کند. تقسیم قدرت مسالمتآمیز میان دو گروه پروتستان و کاتولیک ایرلند شمالی و اجرای صلح نیمبند میان این دو گروه و همچنین اتخاذ راه حل دیپلماتیک بحران 23 مارس 2007 اروندرود در خلیجفارس، برگی از آخرین فعالیت سیاسی موفق بلر در دوران زمامداریاش بود. اما سیاست خارجی بلر با عزمی که او در گرایش و پیوند سنتی بریتانیا با آمریکا نشان داد، قبل از هر چیز ناشی از خصایل میانجی گرانهیی بود که بتواند این کشور را در سلک متحدان سنتی واشگتن قرار دهد. با چنین کارنامهیی و با شرایطی که در اواسط سومین حضور در قدرت قرار داشت، بلر تصمیم به کنارهگیری گرفت، از اعم دلایلی که منجر به کنارهگیری و استعفای او شد میتوان به دلایلی چون ترجیح روابط بر ضوابط، رسوایی او در اخذ و دریافت رشوه، شکست حزب کارگر در شوراهای محلی و انتخابات منطقهیی، نضج و شکلگیری حزب لیبرال دموکرات در عرصه حیات سیاسی بریتانیا آن هم با انگیزه تجدیدنظر و انتقاد بر عملکرد حزب کارگر، مشارکت انگلیس در جنگ عراق و نحوه عملکرد این دو همپیمان استراتژیک در مهار و شکست تروریسم، اشاره کرد.اما افول قدرت بلر از هنگامی آغاز شد که این کشور به عنوان یک همپیمان استراتژیک در سلک متحدان آمریکا در جنگ عراق قرار گرفت. جنگ عراق و مشارکت بریتانیا در آن موجب رنگ باختن نوستالژی بلر شد. در حقیقت جنگ عراق، آخرین تیر خلاص بر عملکرد بلر و نشانهیی از پایان دوران زمامداری و افول دولت او تلقی شد و این دلیل از میان دلایل متعدد استعفای او، موجب شد که او نتواندوداع آبرومندانهیی با خانه شماره 10 خیابان داونینگ استریت داشتهباشد.
انتظار میرود که با اعلام استعفای تونی بلر نخستوزیر وقت دولت بریتانیا، جزیزه شکسپیر وارد فاز جدیدی از مناسبات، در حیات سیاسی این کشور شود و این بیشتر بدان روست که گوردون براون وزیر خزانهداری بلر در تلاشی میخواهد خود را در مقام نخستوزیری آینده بریتانیا ایفا کند. آنچه احتمال جانشینی براون به جای بلر را تقویت میکرد، به ائتلافی بازمیگشت که این دو را در فرآیند نمایش اشتراکی 5 آوریل 2005 محبوب جامعه و افکار عمومی بریتانیا کرد. نمایش 5 آوریل 2005 نشان داد که پیوندهای استواری بین این دو در حزب کارگر برقرار است. به همین سبب جانشینی براون به جای بلر دور از انتظار نبود. به رغم تشابههای جناحی میان بلر و براون، آنچه وجه تمایز این دو را مینمایاند، وجود نوع تفکر متفاوت در حزب کارگر است. این تفکر متفاوت، بلر را به کارگر نوین (نیولیبر) منتسب میدارد و براون را به نظام سنتی حزب کارگر پیوند میدهد. جریان کارگر نوین دیدگاه جدیدی را در حیات سیاسیبریتانیا عرضه کرده است که آنان را به تفکرات محافظهکارانه شخصیتهایی چون مارگارت تاچر و به نومحافظهکاران آمریکا نزدیک میسازد. وجود همین دیدگاه موجب شد که حزب محافظهکار در مبارزات سیاسی از دستیابی به کانون قدرت دور و حرفی برای گفتن نداشته باشد. اما جناح دیگر به ساختارهای سنتیتر سوسیالیستی تعلق دارد که براون نماینده آن است. این جناح سنتی ضمن پایبندی به اصول ارزشی و آرمانی حزب کارگر، ارزشهای محافظهکارانه حزب کارگر نوین را در زمینههای اجتماعی، اقتصادی و سیاست خارجی نقد میکند. بر این اساس براون بیشتر تلاش خود را به ترمیم و جبران صدمات ناشی از عملکرد بلر معطوف کرده است. تدوین و تنظیم برنامههای پاسخگوی مردم در پارلمان، تحقق آرمانهای مردم بریتانیا، تلاش به منظور جلب اعتماد افکار عمومی و جامعه بریتانیا، توسعه سیاسی و تلاش برای استقرار صلح، همسویی با آمریکا در پیشبرد اهداف استراتژیک، ضرورت حضور انگلیس در جنگ فراگیر علیه تروریسم و سامان دادن جامعه عراق در لوای یک دمواکراسی نمایندگی، از اعم برنامههای براون است که این نماینده حزب کارگر تحقق آن را از آرمانهای سنتی حزب کارگر تحقق آن را از آرمانهای سنتی حزب کارگر میداند. به همین جهت است که حیات سیاسی بریتانیا با مساعی برنامههای او وارد مناسبات جدید میشود. این آرزویی است که در نیل آن تردید ندارد و بلر آینده افکار عمومی جهان را در اهتمامی که در پیشبرد اهداف دارد به قضاوتی مطمئن رهنمون میدارد.