س.حیدرپور
روزی که هزاران اوکراینی ناراضی از ضعف رهبران انقلاب نارنجی در میدان مرکزی کییف بزرگترین تظاهرات 2 سال اخیر را به نمایش گذاشتند را باید روز بازگشت روسیه به حیات خلوت خود نام نهاد. همه آنها که در بهار سیاسی کییف، پرچمهای آبی و سفید رنگ را در برابر پرچمهای رنگ باخته نارنجی به اهتراز درآوردند، به زبان روسی تکلم میکردند و با لهجه روسی سرود پیروزی میخواندند و از اینها مهمتر پیشاپیش صف تظاهرکنندگان سیاستمدار سرشناس و دوست دیرینکرملین، یانوکویچ، حرکت میکرد. پس از 3 سال از وقوع انقلابهای مخملی، این بزرگترین رویارویی میان جبهه روسگرایان و غربگرایان است که یوشچنکو و یانوکویچ نماد این دو جریان هستند. جبهه هوادار روسیه 3 سال به انتظار ماندند تا چنین روزی یعنی روز فوران خشم مردم خسته از مشکلات اقتصادی و قشرهای ناامید از وعدههای سیاستمداران نارنجیپوش از راه برسد.
به راحتی، میشد در آن سوی این موج تظاهرات لبخند کرملین و خشم و عصبانیت اروپا و کاخ سفید را دید. برای مسکو و هواداران پر و پا قرص او هیچ فرصتی از این بهتر نبود که رهبر و نماد انقلاب دموکراتیک اوکراین بادست خود به تخریب نهادی اقدام کند که خود از دامان آن برخاسته است. آنها میدانستند که تصمیم یوشچنکو برای انحلال پارلمان در واقع انتحار سیاسی یک انقلاب و جنبش دموکراتیک است. یوشچنکو از پشت صحنه ماجرا خبر داشت، به همین دلیل انگشت اتهام را به سوی مسکو نشانه رفت. نخستین بیانیه او این بود که ائتلاف حامی روسیه برای تصاحب دوباره قدرت در کییف خیز برداشته است. اما جز این اعتراض بیاثر، دیگر از یوشچنکو و جناح بیرمقش کاری ساخته نبود. رقیبان روسگرای او پارلمان و بسیاری از ارکان سیاسی اوکراین را در دست گرفتهاند. خبر پیوستن 11 نماینده ائتلاف یوشچنکو به گروه روسگرای یانوکویچ در واقع آخرین ضربه برپیکر جناح غربگرایان بود. به همین دلیل اکنون فرمان جنجالی رئیس جمهور ضد روس به یک ورق پاره تبدیل شده است.
اما واقعیت این است که مردان روس داستان تغییر موازنه قدرت در کییف را خیلی بیشتر از این در خارج از پارلمان رقم زده بودند و آنچه در اتاق کشمکش قوه مجریه نمایان شد، در حقیقت برآیند و محصول 3 سال کارزار پشت صحنه کرملین با نارنجیپوشان کییف بود. نقطههای اوج این نزاع وقتی بود که پوتین با بستن شیرهای گاز اوکراین گلوی حکومت انقلابی یوشچنکو را فشرد. همان روز رئیس جمهوری اوکراین تصمیم روسیه را نبردی برای استقلال اوکراین خواند. ویکتور یوشچنکو گفت که روسیه آشکارا از این مساله استفاده میکند تا بر دولت او که خواستار اتحاد با اروپاست، فشار وارد کند. عزم رهبری کرملین برای استفاده از سلاح برنده گازپروم در جنگ با غربگرایان کییف زمانی عملی شد که حکومت نوپای اوکراین سرود پیوستن به سازمانهای غربی بویژه ناتو را ساز کرد.
جنگ انرژی روسیه با اوکراین بر سر انتقال گاز نشان داد که نه تنها کییف که کل شرکای اروپایی یوشچنکو تا چه میزان در بازی بیرحم انرژی آسیبپذیرند. در واقع، طومار حکومت نارنجیپوشان در اول ژانویه 2006 پیچیده شد، وقتی که قطع صدور گاز روسیه به اوکراین در سپیده دم سال نو میلادی فریاد و ناله همه کشورهای شرق اروپا از لهستان تا مجارستان را به گوش کاخ سفید رساند. بیشتر از یک سال طول نکشید تا روسها تاثیر تحریمهای خرد کننده اقتصادی خود را در زندگی میلیونها شهروند اوکراینی به نظاره نشستند. به شهادت اغلب مشاهدهگران جنبش مخالف امروز اوکراین، اغلب تظاهر کنندگان با انگیزه نجات زندگی اقتصادی خویش به صف مبارزان علیه حکومت یوشچنکو پیوستهاند. اما چنان که برخی ناظران روسیه گفتهاند، حادثه اوکراین در نگاه روسها یک نقطه آغاز است و از دید کرملین جنبش اعتراض کییف بخشی از یک «فرایند بازگشت» است که بازتاب آن باید پهنه دیگر حکومتهای غربگرای منطقه را فرا گیرد.
این نکته را در گرماگرم کشمکش میدان «اروپا»ی کییف، یوریلوتسنکو، یکی از رهبران اپوزیسیون در اوکراین، بر زبان آورد و گفت: به اعتقاد من، «میدان» نقطه آغاز انقلاب جدیدی خواهد بود.
بنابراین،اکنون مساله اصلی این نیست که نزاع پردامنه نارنجیها با نیروهای رقیب یوشچنکو که پرچمهای آبی و سفید در دست دارند در کجا متوقف خواهد شد، بلکه نکته کلیدی ماجرا این است که قاعده بازی را در قلمرو جماهیر مشترکالمنافع تغییرداده و از روسیه بازنده موج انقلابهای مخملی، پوتین به یمن اهرم گازپروم بازیگری ساخته است که در فردای انحلال پارلمان اوکراین طرف اروپایی پیام مصالحه و سازش به کرملین میفرستد.
حوادث این روزها بیش از همه سخن سال پیش والرییازف، رئیس کمیته انرژی روسیه،را به خاطر میآورد که گفت:زمان تشکیل اتحادی تازه در بستر شوروی سابق فرارسیده است، اتحادی مرکب از شرکای انرژی روسیه و کشورهایی چون ترکمنستان، قزاقستان، ازبکستان، روسیه، اوکراین و بلاروس. سخن آن روز این سیاستمدار روسی یک رویاپردازی نبود، بلکه حلقهای ازیک استراتژی بلند مدت بود که طنین آن در اجلاس مونیخ امسال و در دکترین اعلام شده از سوی پوتین نمایان شد. چنان که یازف گفت، این اتحاد و بلوکنوین مییابد وزنه تعادلی در برابر اتحادیه اروپا باشد که به منبع حیاتی درآمد شرکت «گازپروم» روسیه تبدیل شده است.
پس از اوکراین نوبت کیست؟
شاید فوریترین پرسش در فردای پیروزی جناح روسگرایان اوکراین این باشد که نخستین ترکش این موج به کدام دولت آسیای مرکزی اصابت خواهد کرد. به باور ناظران، پس از یوشچنکو، دومین متحد غرب در اقمار شوروی سابق میخائیل ساکاشویلی است که در معرض این توفان سیاسی قرار دارد. فردی که از عمق امنیت ملی روسیه برای پنتاگون پایگاه گشوده است و درست به همان اندازه نارنجیپوشان کییف، سودای کشاندن گرجستان به ناتو و ائتلافهای غربی را در سر دارد. بنابراین کارزار سختی که پوتین به مدت سه سال علیه انقلابیون کییف طراحی کرد، اکنون بر ضد مردان غربگرای تفلیس سازماندهی کرده است. گرجستان تحت رهبری ساکاشویلی در میدان بحران انرژی همان سرنوشت یوشچنکو در اوکراین را دارد. در میان رهبران امروز کشورهای مشترکالمنافع رفتار هیچ یک به اندازه ساکاشویلی جوان، خشم پوتین را برنینگیخته است. این جا نیز بازیگردان ماجرا شرکت روسی گازپروم است که اعلام کرده است که از سال آینده بهای گاز صادراتی به جمهوری گرجستان را به بیش از 2 برابر قیمت کنونی آن، افزایش خواهد داد. اکنون همه در انتظار تحقق پیشگوییهای سران گازپروم هستند که گفتهاند تفلیس سال 2007 بابت گاز صادراتی روسیه به گرجستان از 110 دلار برای هر یکهزار متر مکعب باید 230 دلار بپردازند. خبر افزایش بهای گاز صادراتی روسیه به گرجستان را در کنار خبرهای مربوط به نزاع امنیتی کرملین و تفلیس قرار دهید که در پی بازداشت و سپس اخراج 4 نظامی روسی در تفلیس، به اتهام جاسوسی در ماه سپتامبر سال پیش، روابط 2 کشور به تیرگی گرایید و گلابژواشویلی، وزیر خارجه گرجستان ناگزیر شد برای گفتوگو با مقامهای روسیه به منظور کاهش تنش موجود، دست به دامن مسکو شود.
اما در زمینگیر کردن دومین حلقه حکومتهای غربگرا، پوتین نه بر اهرمهای امنیتی که بربازوی توانای گازپروم چشم دوخته است یعنی تکرار ماجرای یکشنبه 22 ژانویه که قطع جریان گاز روسیه به گرجستان، خانههای مردم این کشور کوهستانی را در زمستان در سرما و بیبرقی در خاموشی فرو برد.
سومین ایستگاه مبارزه روسها
بیشکک سومین ایستگاه انقلابهای رنگی است که مسکو به فتح دوباره آن میاندیشد؛ جایی که هنوز روسگرایان، بسیاری از مناصب کلیدی را در دست دارند و با وجود فرار عسکرآقایف اقلیت نخبگان شریک مسکو هنوز تسلیم هواداران غرب نشده اند. در صحنه قرقیزستان نیز همان فرصت «کییف» برای بازیسازی پوتین فراهم شده است. یعنی دو جبهه نیروهای سنتی و طیف غربگرایان بر سر توزیع قدرت رودروی هم قرار گرفتهاند. باز همانند نزاع یانوکویچویوشچنکو در قرقیزستان هم مخالفان دولتی در حال ایجاد جبهه متحد و خواستار انجام اصلاحات در قانون اساسی هستند که لازمه آن برگزاری زود هنگام انتخابات ریاست جمهوری است. شخصیت کلیدی در این اتحاد جدید بین نیروهای مخالف، فیلیکسکولوف، نخست وزیر سابق قرقیزستان است که اعلام کرده که به جمع مخالفان سازش ناپذیر حکومت پیوسته است. او وعده داد که با رژیم شریک سابق خود قربانبیکباقیاف به مبارزه خواهد پرداخت.
اما در این سوی میدان، مسکو اراده خود را برای دگرگونی معادله قدرت در بیشکک مصمم ساخته است. زیرا قرقیزستان دو پایگاه استراتژیک با حدود هزار نیروی آمریکایی را در خود جای داده است. تا جایی که گفته میشود پایگاه گانسی قرار است به اصلیترین پایگاه آمریکا در آسیای میانه تبدیل شود. بر اساس اظهارات«کریاموری»، سفیر سابق انگلیس، پایگاه گانسی برای ایالات متحده اهمیتی بسیار حیاتی دارد. نشریات روسی بارها سخن این دیپلمات غربی را به صورت برجسته انعکاس دادند تا کرملین عمق خطر ناشی از پیشروی رقیب غربی را در این نقطه به روشنی دریابد اکنون پس از ماجرای اوکراین این گفته به کرات در محافل غرب نقل میشود که غرب حتماً باید نهایت حمایت را از قرقیزستان به عمل آورد، چرا که کرملین در این نقطه بیش از کییف امکان آن را دارد تا از طریق عرصه انرژی و سایر عرصههای اقتصادی، جبهه آسیبپذیر انقلابیون قرقیزستان را فلج کند.
آخرین اظهارات متحد قرقیزی روسها در واقع اولتیماتوم آخر مسکو بود به بازیگران نارنجی بیشکک آنجا که «عسکرآقایف» رئیسجمهور پیشین قرقیزستان در مصاحبه با روزنامه ریانووستی روسیه، با هشدار درباره تحرکات آمریکا در پوشش انقلابهای رنگین، تداوم تجربه قرقیزستان را غیر ممکن خواند. وی به صراحت گفت که مهمترین هدف آمریکا در انقلابهای رنگین؛ کاهش نفوذ سنتی روسیه در این مناطق میباشد.
همراهان مسکو در کارزار انقلابهای رنگی
پوتین در مواجهه با دست و بازوهای سیاسی جدید غرب در اقمار خود فقط بر سلاح انرژی متکی نیست، بلکه مجموعهای از ابزارهای موثر را در این میدان به کار میگیرد از این جمله است نفوذ سنتی روسیه در مناطق جداییطلبی که در جزیره کریمه اوکراین و یا ناحیه آبخازیها و چندین نقطه مهم آسیای مرکزی و قفقاز موقعیت دولت انقلابهای رنگی را به چالش کشیدهاند. ایالتهای ناآرام، چون فتیلهای سوزاننده در دست مردان کرملین است که به اقتضای حال و هوای سیاسی پایتختهای منطقه آن را به کار میبندند.
اما علاوه بر این، مسکو در مصاف با متحدان غرب، زنجیرهای از رهبران و دولتهای وفادار به خویش را در پایتختهای آسیای مرکزی و قفقاز همراه دارد که کریماف در تاشکند و تاحدی بردیمحمداف در عشقآباد از این زمره هستند. از همین روست که روابط آمریکا و ازبکستان همزمان با وقوع انقلاب مخملی در گرجستان، روبه وخامت گذاشت. کریماف از همان زمان معتقد بود که در سرنگون شدن «ادوارد شواردنادزه» از ریاست جمهوری ازبکستان، آمریکا اگر دست نداشته باشد، دست کم عامل مشوق بوده است.
«فرخوداینوگومبایوف»، مشاور مالی «گلنارا» دختر «اسلامکریماف» میگوید: «من فکر میکنم در افتادن ازبکستان با آمریکا پیش از ناآرامی آندیجان و حمایت واشنگتن از این ناآرامی آغاز شد. اول از همه، همین که رابطه ازبکستان با آمریکا خراب شد، این کشور به سازش و توافق با روسیه و چین روی آورد. آغاز خراب شدن روابط سیاسی ازبکستان و آمریکا نه تنها به پیش از حوادث آندیجان باز میگردد، بلکه از وقوع انقلابهای رنگی در جمهوریهای شوروی سابق ریشه میگیرد، اماهمه این کینهها به بهانه حوادث آندیجان سرباز کرد.»
پوتین با تکیه بر همین متحدانش در اجلاس
سازمان همکاریهای شانگهای که از چهار کشور آسیای میانه، روسیه و چین تشکیل شده، از آمریکا خواست تا برای خروج نیروهای نظامی خود از منطقه، ضربالاجلی تعیین کند، «سرکئیمیخیوف»، از مجمع محققین مرکز تکنولوژیهای سیاسی روسیه در این باره میگوید: رهبران سنتی آسیای مرکزی خوب میدانند که هیچ شانسی برای رویارویی مستقیم با آمریکا ندارد. در این میان روسیه اجلاس کریماف با شرکتهایی مثل کوکاکولا، نیوفونت، شرکت تنباکوی آمریکا_ انگلیس، در ازبکستان برخورد کرد و تصمیم گرفت که توسعه میادین نفتی ازبکستان را نیز به شرکت گازپروم روسیه واگذار کند. سفیر سابق انگلیس در اینباره میگوید: «دولت ازبکستان در رابطه با آمریکا، سیاست خارجی عشق و نفرت را در پیش گرفته است. به همین خاطر با ارسال تذکر دیپلماتیک به سفارت آمریکا، از این کشور خواست تا نیروهای نظامی خود را خارج کند. اما من فکر میکنم این اولین نشانه پایان روابط ازبکستان با آمریکا باشد. میتوان نتیجهگیری کرد که از این به بعد، ازبکستان نهایت تلاش خود را به کار میبندد تا روابط خود با آمریکا را پایان داده و از نفوذ این کشور در منطقه آسیای میانه بکاهد. جانشینان نیازاف نیز کمابیش در برابر نیروهای غربگرا از الگوی پوتین پیروی میکنند. روزنامه «نیزاویسیمایاگازیهتا» مینویسد: قربانقلیبردیمحمداف، رئیسجمهور ترکمنستان با توجه به وعدههای انتخاباتی خود در ادامه سیاستهای صفرمرادنیازاف، بااحتیاط کامل با این قبیل مسائل برخورد میکند. بردیمحمداف در عین حال اعلام کرد قصد دارد اصلاحاتی جدی در روابط با روسیه بوجود آورد. به گفته وی، در چند سال اخیر روابط دو جانبه ترکمنستان و فدراسیون روسیه تنها شامل خرید گاز این جمهوری از سوی شرکت «گازپروم» روسیه شده بود. به هر حال، تجربه انقلابهای اوکراین، گرجستان و قرقیزستان برای این دولت از دولتمردان جمهوریهای تازه استقلال یافته تجربهای بسیار گرانبها شده است تا دست کم در عرصههای امنیتی، دوستی خود با شریک دیرین خویش را حفظ کنند و دعوتهای وسوسهانگیز ناتو و آمریکا را برای همکاری به دیده تردید و تامل بنگرند.