تاریخ انتشار : ۲۹ آذر ۱۳۸۶ - ۱۰:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۲۰۵۶۴

حنیف غفاری

شاید استخراج پیام‌ها از رفتارها به نسبت استخراج آنها از گفتارها سخت‌تر باشد ولی اصالت پیامی که از درون مناسبات رفتاری کشورها استنباط می‌شود به مراتب از آنچنان که درسطوح گفتاری سیاستمداران انعکاس می‌یابد، پایدارتر است.

سفر رئیس‌جمهور کشورمان به امارات متحده عربی و دیدار وی با مقامات این کشور را می‌توان در قابل "تحقق یک اراده دو طرفه" در ایجاد مناسبات پایدار میان تهران و ابوظبی ارزیابی نمود.

دیروز شاهد بودیم که شیخ خلیفه زاید بن آل نهیان امیر امارات‌ متحده عربی عرف رایج در استقبال سیاستمداران خارجی را شکست و خود شخصا جهت استقبال از دکتر احمدی‌نژاد در فرودگاه حاضر شد.

بدون شک "شکستن یک عرف" توسط یک سیاستمدار، آن هم فردی مانند امیر امارات انگیزه‌ای فراتر از علایق شخصی و نگاه‌های سطحی رایج در سرتاسر جهان سیاست‌ را می‌طلبد. در این خصوص اشاره به چند نکته مهم می‌تواند تبیین کننده اهمیت فوق‌العاده سفر رئیس‌جمهور کشورمان به امارات باشد،

اول اینکه اختلاف دو کشور بر سر مسائل جزایر سه گانه و ادعاهای مطرح شده توسط دولت امارات موجب بوجود آمدن مناسباتی ناپایدار میان تهران و ابوظبی شده بود.

براین اساس فضایی دوطرفه و فارغ از جنجال آفرینی غرب به وجود نیامده بود تا دو کشور در قالبی دوستانه و به دور از هرگونه دخالت و جنجال دعاوی خود را به صورت حقوقی و مستند مطرح نمایند.

سفر رئیس‌جمهور کشورمان به امارات متحده عربی فضای ناپایدار شکل گرفته پس از ادعای امارت در خصوص جزایر سه‌گانه را شکست و فضایی دوستانه و اعتماد آمیز را جایگزین آن نمود. مسئله بعدی را باید در مناسبات اقتصادی رو به افول میان کاخ سفید و امارات جستجو نمود. در پی به توافق نرسیدن ابوظبی و واشنگتن جهت ایجاد منطقه آزاد تجاری و تجارت آزاد، میزان همکاری تجاری بین دو طرف رو به کاهش است. نشست‌های مشترک بین دو کشور برای ایجاد منطقه آزاد تجاری نیز بیشتر از یکسال است که بی‌نتیجه مانده است.

طبق آخرین آمار متشر شده از سوی اتاق بازرگانی دبی، میزان مبادلات تجاری بین امارات و آمریکا در سه ماهه نخست امسال نسبت به همین مدت در سال گذشته بیش از 25 درصد کاهش یافته است. همچنین میزان صادرات امارات به آمریکا نیز در این بازه زمانی و در مقایسه با گذشته کاهشی 7درصدی داشته است.

سفر ناموفق اخیر دیک‌چنی معاون رئیس‌جمهور آمریکا به کشورهای عربی نیز بار دیگر استیصال واشنگتن در ایجاد شکاف‌های سیاسی میان ایران و اعراب منطقه را نمایان ساخته است. از سوی دیگر بافت اقتصادی و تجاری و سیاسی کشورهای اروپایی نیز بر مبانی "گذار از واشنگتن" در حال تغییر است و این تغییر به نوبه خود رفتارهای اولیه امارات و دیگر کشورهای منطقه را تغییر داده و رفتار ثانویه‌ای برپایه "ایجاد مناسبات موثر منطقه‌ای" ‌را جایگزین آن خواهد ساخت.

در فضای رو به افول مناسبات اقتصادی واشنگتن و ابوظبی، مقامات امارات عربی متحده شاهد تقویت نقش "ایران قدرتمند" به عنوان بازیگر اصلی خاورمیانه هستند.

از این رو شاهد استقبال چشمگیر امیر و رئیس دولت امارات از گسترش روابط با دولت جمهوری اسلامی ایران هستیم.

نکته آخر اینکه دیدار مقام رسمی و بلندپایه ایران و امارات با یکدیگر را می‌توان در راستای روند شکل گرفته در خاورمیانه مبنی بر "همگرایی منطقه‌ای و اسلامی" نیز تفسیر نمود. طی ماه‌های اخیر شاهد هستیم که مقامات کشورهای عربی بر خلاف گذشته نسبت به دخالت آمریکا در امور داخلی عراق ابراز نگرانی کرده و به صورت غیرمستقیم بر لزوم ایجاد پیوندی قوی و مستحکم میان کشورهای منطقه تاکید می‌نمایند. سخنان مقام معظم رهبری در خصوص ایجاد همگرایی اسلامی میان شیعیان و اهل تسنن بر آغاز و تسریع روند فوق‌الذکر تاثیر فوق‌العاده‌ای داشته است. در نهایت اینکه سفر اخیر دکتر محمود احمدی‌نژاد به امارات عربی متحده را می‌توان حاصل درایت دستگاه دیپلماسی دانست. بدون شک این سفر سبب خواهد شد تا چهره تهران به عنوان قدرت اصلی و نقطه ثقل ایجاد پیوند میان کشورهای منطقه بیش از پیش به تصویر کشیده شود.

پیام اصلی سفر رئیس‌جمهور کشورمان به امارات و استقبال بیاد ماندنی مقامات اماراتی را باید "تقویت مولفه‌های همگرایی" میان تهران و کشورهای عربی منطقه دانست.

به نظر می‌رسد که احساس نیاز به حرکت در چارچوب‌های دینی و منطقه‌ای مشترک و فاصله گرفتن از قدرت‌های غربی در حال تبدیل شدن به دغدغه اصلی و مشترک کشورهای خاورمیانه است.

روند فراگیری که باید در جهت تقویت و تسریع آن از هیچگونه کوششی فروگذار نکرد.