تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۸۶ - ۱۱:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۲۰۵۷۱

«بنجامین هاریسون» مانند چند رئیس جمهور گذشته در دوره مهمی از توسعه انحصاری  نظام سلطه‌گرانه اقتصاد آمریکا حکومت می‌کرد. او در شرایطی حکومت را در دست گرفت، که با گذشت مدت زمان مدیدی از قانون بردگی، سیاه‌پوستان هم‌چنان از حقوق اولیه انسانی خود محروم بودند؛ چرا که آزادی سیاهان فقط به سان واژه‌ای در قوانین آمریکا باقی مانده بود. جالب آن‌جا است که سیاه‌پوستان آزاد شده هرگز به رستوران‌ها، هتل‌ها، پلاژ‌ها، زمین‌های بازی و تماشاخانه‌های سفیدپوستان دسترسی نداشتند، اولویت با استخدام سفیدپوستان بود و سیاهان برای امرار معاش، ناگزیر بودند در خانه یک ثروتمند سفیدپوست هم‌چنان بردگی کنند.

عواقب این تجزیه نژاد‌پرستانه در مدارس بیش‌تر از همیشه جلوه‌گر می‌شد؛ به طوری که مدارس سفیدان و سیاهان جدا از یکدیگر بود و سیاهان از کم‌ترین امکانات بهداشتی در مدارس خود محروم بودند. اما خشم و نفرت آن‌ها زمانی شعله‌ورتر شد که کنگره آمریکا در سال 1896 م قانونی به نام «برابر ولی جدا» را تصویب کرد؛ حال آن‌که جدایی با دقت هر چه بیش‌تر در تمام امور به کار بسته می‌شد؛ اما برابری هرگز. در همان سال هایی که دولت از ارائه خدمات محدود بهداشتی به مدارس سیاهان ابا داشت و با سکوت خود از موج تضییقات سیاسی و اقتصادی علیه سیاهان حمایت می‌کرد، تراست‌ها و کمپانی‌ها هم‌چنان مثل قارچ می‌روییدند و با ثروت عظیم و بی‌کران که از پشتیبانی دولت به دست می‌آوردند، اقتصاد و سیاست آمریکا را در انحصار خود می‌گرتند.

گفتنی است؛ یکی از مهم‌ترین معاهدات استعماری آمریکا در دوران ریاست جمهوری هاریسون «پیمان پان آمریکن» نام داشت. این اتحادیه سیاسی نظامی که با تلاش بنجامین هاریسون در 14 آوریل 1890 م ایجاد شد، در حقیقت یک سازمان مرکزی برای مجتمع ساختن کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی و به زیر سلطه کشاندن آن‌ها بوده است. مطابق این قرارداد، آمریکا کلیه معاهدات نظامی، سیاسی و حتی اقتصادی کشورهای یاد شده را زیر نظر می‌گرفت.

هم‌چنین قانون ضد ‌تراست در سال 1890 در دوره حکومت هاریسون به تصویب رسید که این قانون چند سال بعد، به یک سلسله الفاظ مرده و بی‌اثر تبدیل شد؛ چرا که رؤسای جمهور آمریکا به دلیل اشتغالات به کارهای دیگر و یا شاید خود آنان عامل مهم انتخاب تراست‌ها بودند علاقه چندانی به اجرای قانون فوق نشان ندادند. از دیگر اتفاقات مهم دوران زمامداری بنجامین هاریسون ظهور مؤسسه «مورگان» می‌باشد. او که یک صراف انگلیسی بود توانست با چندین بانک عمده آمریکا شریک شود و از آ‌جایی که تخصص فراوانی در زمینه فروش پر سود اوراق بهادار داشته به سرمایه‌گذاری اوراق بهادار آمریکایی در اروپا پرداخت و طولی نکشید که نظام بانکی مورگان رفته رفته شاخه‌های صنعتی مانند تولید آهن، تلفن، تلگراف و برق و... را تحت سلطه خود در آورد. شایان ذکر است که دوران هاریسون آغاز روابط سیاسی میان آمریکا و ایران بوده است. هم‌چنین تأسیس پایگاه‌های دریایی و هوایی در اقصی نقاط جهان به ویژه در محدوده آمریکای مرکزی و حوزه کارائیب؛ در دوران ریاست جمهوری وی روی داد. بنجامین هاریسون که در سال 1833 م متولد شده بود و سال 1910 م در سن 68 سالگی درگذشت.

گروور کلوولاند

گروورکلوولاند تنها رئیس جمهور آمریکا است که میان دو دوره زمامداریش، یک دوره چهار ساله فاصله افتاد، وی که توانسته بود بر رقیب جمهوری‌خواه خود بنجامین هاریسون پیشی گیرد، دومین دوره ریاست جمهوری خود را در سال 1897 رسماً آغاز کرد. سیر صعودی صنعت و اقتصاد آمریکا در دوران حکومت کلوولاند بیش‌تر از پیش به چشم می‌خورد و همین امر باعث گردید تا آمریکا چهارمین قدرت صنعتی جهان محسوب شود. جالب آن‌که «دهه آخر قرن نوزدهم و دهه اول قرن بیستم بر اثر شدت نامتعادل ثروت و عدم توزیع عادلانه آن طبق یک آمار رسمی نیمی از کل جمعیت آمریکا 90 درصد ثروت ملی خود را در اختیار گرفته بودند و حال آن‌که بخش عظیمی از ملت آمریکا هیچ چیز نداشتند.» هم‌چنین در این دوره، کلوولاند سیاست خارجی آمریکا را در اقیانوس آرام و منطقه کارائیب و توسعه‌طلبی کشورش را در آمریکای مرکزی بیش‌تر از قبل فعال نمود، که این توسعه‌طلبی‌ها توآم با جنگ‌های خونین میان نیروهای آمریکایی و اسپانیا در منطقه دریایی کارائیب بوده است. گفتنی است آمریکا مداخله علنی خود را در کشورهای این منطقه با هجوم نظامی به نیکاراگوئه در سال 1896 جلوه‌گر ساخت و با پیاده‌کردن نیروهای خود در چندین شهر بندری نیکاراگوئه و قراردادهای استعماری چندی از جمله قانون نظارت بر امور گمرکی و مالی نیکاراگوئه، بر دولت این کشور تحمیل نمود. هم‌چنین حضور نظامی و سیاسی آمریکا در کشورهای آمریکای مرکزی منجر به ترک نیروهای اسپانیایی از آخرین پایگاه‌شان در این منطقه – کوبا- بوده است؛ که نبردی شدید با دولت اسپانیا را به همراه داشته و در نهایت منجر به خاتمه بخشیدن سلطه اسپانیا بر این منطقه گردید.

کلوولاند در سال 1837م متولد و در سال 1901م در سن 71 سالگی در نیوجرسی درگذشت.