حشمتالله فلاحتپیشه*
دو دولت ایران و آمریکا چند روز پیش به طور رسمی توافق بر سر مذاکره بر سر مسائل مرتبط با عراق را اعلام کردهاند. با توجه به 27 سال تابو بودن موضوع مذاکره با آمریکا در ایران به نظر میرسد توجه به چند نکته ضروری است:
1ـ اکنون «آمریکا» عمدهترین عامل بحرانساز در سیاست خارجی ما است و ایران نیز «حلقه مفقوده» تدابیر خاورمیانهای آمریکا به حساب میآید. این که دو دولت به این نتیجه برسند که بخشی از اختلافاتشان را از طریق مذاکره حل کنند، از تنش بیشتر در روابط جلوگیری خواهد شد.
2ـ تاریخ نشان میدهد که بیست و چند کشور دنیا از تقابل یا تعامل «واسطهای» میان ایران و آمریکا سود میبرند. برخی از این کشورها از عوامل تصاعد بحران میان دو طرف هستند. رسمی شدن و بیواسطه شدن مذاکره حسن دیگری است.
3ـ چون هنوز رفتارهای ضدایرانی آمریکا ادامه دارد و حتی آن قدرت به گونهای توهینآمیز واقعیت جمهوری اسلامی را به رسمیت نمیشناسد، مذاکره برای ما «تاکتیک» است، نه «راهبرد». بنابراین نباید در ازای مسائل «خرد» و کوچک، از اصول خود عدول کنیم چون آمریکاییها میخواهند از تاکتیک خود استفاده راهبردی کنند اما همگان میدانند این اولین پذیرش مذاکره از موضع ضعف از طرف قدرت مهاجم، در خاورمیانه است بنابراین شرایط کنونی میتواند به عنوان شاخصی برای اثبات واقعیت قدرت ایران در منطقه مورد استفاده قرار گیرد.
4ـ مذاکره دستور کاری غیر از «عراق» ندارد. هدف ما باید حل مشکلات عراق باشد نه آمریکا. چون امن شدن عراق علاوه بر آثار انسانی آن دستاوردهای سیاسی، اقتصای و فرهنگی کلانی برای ایران خواهد داشت. اگر قرار است تعامل دیگری با این قدرت صورت گیرد، مقدمات رفتاری آن از طرف آمریکاییها فراهم نشده است. بازگشت پرونده هستهای ایران از شورای امنیت، آزادی دیپلماتها و لغو تحریمهای 27 ساله ایران، خواستههایی غیرقابل عدول هستند.
5ـ به رغم اعلام رسمی، نباید مذاکره را حتمی دانست. تجربه نشان میدهد که طرف آمریکایی با طرح یکسری اتهامات و تداوم سیاستهای خصمانه همواره سعی در ایجاد یک فضایی انحرافی و منفی داشته است. بدون تعدیل و تاخیر در سیاستهای فوق، مذاکره قابل توجیه نیست. به عنوان نمونه اگر قطعنامه سوم علیه ایران صادر شود، باید مذاکره را منتفی دانست.
6ـ و موضوع آخر اینکه، موضوع مذاکره با آمریکا، همچون مسایل دیگر سیاست خارجی، نیازمند یک نگرش غیرجناحی است. براساس تجربیات تاریخی، آمریکاییها فارغ از حاکمیت هر گرایشی بر دولت ایران، سعی داشتهاند، تا «مذاکره از موضع ضعف» را به ما تحمیل کنند. و امیدوار بودهاند که موجبات این ضعف از داخل ایران بروز نماید. به عنوان نمونه، پیشنهاد ایجاد گروه دوستی مجلس ایران با آمریکا، در شرایط تصویب بودجه مداخله در ایران در همان مجلس منطقی نیست. اطمینان داریم که با بلوغ سیاسی گروههای سیاسی داخل کشور از تاکتیکهای مختلف در راستای اولویت اصول و راهبردهای جمهوری اسلامی استفاده خواهد شد.