تاریخ انتشار : ۲۳ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۲۰۶۲۳۱

محمدحسن قدیری‌ابیانه
خبرگزاری جمهوری اسلامی اخیراً با انتشار نتایج یک نظرسنجی مدعی شد که اکثر مردم تهران موافق برقراری مذاکره و یا رابطه با آمریکا هستند. همه دست اندرکاران نظرسنجی ها می دانند که چگونگی تنظیم سوال درچگونگی ارائه پاسخ مؤثر است و برخی ازنظرسنجی ها با هدف ارائه نظریه ای خاص از زبان مردم تنظیم می گردد.
مثلا اگر سؤال شود که: اگر برقراری روابط با آمریکا منجر به ختم خصومتها و پیشگیری از جنگ شود، نظرشما درمورد برقراری رابطه با آمریکا چیست؟ طبیعی است که عمده پاسخ ها مثبت خواهدبود. اینجانب نیز اگر برقراری روابط منجر به ختم خصومت آمریکا با ایران شود با آن موافق خواهم بود. لیکن معتقدم که برقراری رابطه با آمریکا منجر به قطع خصومت آمریکا علیه ایران نخواهدبود. به قول حضرت امام خمینی(ره) «اگر آمریکا آدم شود» امکان برقراری مجدد روابط وجود خواهدداشت. بنابراین اینجا یک«اگر» بزرگ مطرح است. برعکس، اگر سوال شود، که چنانچه آمریکا از روابط دیپلماتیک برای سلطه بر ایران و تجزیه کشور بهره ببرد، آیا شما با برقراری روابط موافق خواهیدبود؟ پاسخ همه منفی خواهدبود.
مردم ایران بارها ثابت کرده اند که ماهیت نظام آمریکایی را می شناسند و فریب آنها را نخواهندخورد و این باور را بارها درحضور گسترده درتظاهرات علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی به اثبات رسانده اند. به خصوص که امروز ملت های خفته نیز بیدارشده اند و تنفر از آمریکا همه مرزها را درجهان درنوردیده است.
از نظرسنجی خبرگزاری و میزان صحت و سقم آن که بگذریم-هرچند که «سقم» آن با اطلاعیه بعدی ثابت شد! هستند معدودی ازافراد که از «فرصت های ازدست رفته» درارتباط با مذاکره با آمریکا صحبت کرده و برآن افسوس می خورند و معتقدند که فرصت های طلایی ای ازدست رفته است و درصدد هستند تا راهی برای مذاکره بازکنند و تصورمی کنند که درصورت مذاکره با آمریکا خواهند توانست در دیدگاه آنان تأثیرگذارده و کار را به جایی برسانند که خصومت آمریکا با ایران تبدیل به محبت و دوستی شود.
به فرض قائل شدن حسن نیت و خوش باوری برای طرفداران چنین دیدگاهی، آنها تصورمی کنند که می توانند آمریکا را قانع کنند که ایران درصدد تولید سلاح های کشتارجمعی نیست، از تروریسم حمایت نمی کند، درامور داخلی سایر کشورها دخالت نکرده و درصدد سرنگونی نظامهای غیرانقلابی نیست. آنها فکر می کنند که اگر اثبات کنند که ایران خود قربانی تروریسم است و تحریم های آمریکا و تلاش های آمریکا علیه اقتصاد ایران، به مردم آسیب رسانده است، دل آمریکا به رحم می آید و از توطئه های خود دست برخواهدداشت و بلکه مردم ایران را در راه رسیدن به رفاه بیشتر کمک خواهندکرد:
ازجمله دلایلی که موافقان رابطه با آمریکا ذکر می کنند عبارت است از:
با برقراری رابطه دیپلماتیک، روابط دوکشور خوب می شود.
خصومتها پایان می یابد.
روابط اقتصادی بهبود می یابد و تحریم ها لغو می گردد.
میلیاردها دلار پول های مسدودشده ایران درآمریکا آزاد می گردد و ایران می تواند از آن بهره ببرد.
 ایران از کمک های آمریکا بهره مند می گردد و می تواند مشکلات خود را برطرف کند.
و...
طرفداران رابطه با آمریکا، اگر مأمور فریب مردم و خدمت به آمریکا نباشند، نمی دانند که واردآوردن اتهامات به ایران، ازقبیل حمایت از تروریسم، ساخت سلاح های کشتارجمعی، نقض حقوق بشر، دخالت درامور سایر کشورها، ساخته وپرداخته خود آمریکایی ها است و این اتهامات بنا به دستور کاخ سفید و با طراحی سازمان سیا و جعل اسناد و اخبار رواج داده می شود و خود آنها بهترازهرکس دیگر به کذب بودن ادعاهایشان واقفند.
آمریکایی ها با تحریم و توطئه اقتصادی، همان طور که بارها علنا بیان کرده اند، عمدا درصددند تا وضعیت زندگی مردم را با بحران و دشواری مواجه کنند و با تبلیغات خود این مشکلات را به حکومت اسلامی نسبت داده و با فریب مردم، آنها را ازحکومت جداکرده و نقشه خویش را برای تسلط مجدد بر ایران و تکه پاره و تجزیه کردن آن احیاءکنند.
مذاکره با دولتی می تواند نتیجه دهد که اولا طمعی برای تسلط دوباره نداشته باشد، ثانیا براساس اطلاعات غلط، تحلیل غلط یافته باشد و موضعی مغایر با اهداف و منافع خود اتخاذ کرده باشد. این درحالی است که آمریکا واقعیت ها را می داند. آمریکا به دنبال حقوق بشر نیست که اگر ثابت کنیم درایران حقوق بشر رعایت می شود، دست ازتبلیغات بردارد. فراموش نکنیم که آمریکا بزرگترین صادر کننده وسایل شکنجه و حامی مخوفترین و جنایتکارترین رژیم ها بوده و هست. آمریکا به دنبال سعادت و رفاه مردم ایران نیست که اگر بداند که مردم در دشواری اقتصادی زندگی به سرمی برند، دست از تحریم و توطئه بردارد، بلکه آنها به دنبال ایجاد مشکلات در معیشت مردم هستند و اگر آنها به این نتیجه برسند که تحریم آنها علیه ایران مشکلاتی برای مردم ایران ایجاد کرده است، بر تحریم خویش و تشدید آن اصرار می ورزند. با همین منطق است که آنها حتی در پرداخت وام ازسوی سایر کشورها و مؤسسات مالی جهانی برای ساخت سد و امور بهداشتی نیز کارشکنی می کنند.
آمریکا نگران ساخت سلاح های کشتار جمعی در ایران نیست، زیرا می داند که ساخت این سلاح ها با سیاست ایران منطبق نیست و اخبار منتشره در برخی رسانه های غرب در این ارتباط ساخته و پرداخته خود آمریکا و در چارچوب جنگ روانی است.
آمریکا خود بهتر از هرکس دیگر می داند که خود عامل و محور همه فعالیتهای تروریستی است و خود بسیاری از گروههای تروریستی را سازماندهی نموده و به استخدام درآورده و دستور انجام بسیاری از ترورها، در کاخ سفید صادر شده است. خلاصه آمریکا خوب می داند که خود شیطان بزرگ و منشاء و محور شرارت در جهان است.
تجربیات دیگران
اگر هنوز هم افراد ساده لوحی پیدا می شوند که فکر می کنند، با مذاکره می توان آمریکا را آدم کرد و تجربه های کشور خودمان درارتباط با آمریکا برایشان کفایت نمی کند، کافی است به تجربه دیگران بنگرند.
یاسرعرفات در فلسطین، استراتژی خود را بر مذاکره و سازش استوار نمود و امروز او با شنیدن صدای انفجار ساختمان های مقرش و دستگیری گسترده یارانش و کشتار وسیع مردم فلسطین، به اشتباه خود پی برده است. متأسفانه ملت فلسطین تاوان خامی عرفات را می پردازند.
آیا آمریکا نمی داند که رژیم صهیونیستی دست به چه جنایاتی زده است؟! آیا رژیم صهیونیستی از چراغ سبز کاخ سفید برای ارتکاب این جنایات برخوردار نبوده است؟! آیا آمریکا از مصیبتهایی که بر مردم فلسطین رفته و می رود بی اطلاع است؟! آیا آمریکا از آوارگی ملت فلسطین به دست صهیونیستها آگاهی ندارد؟!
جرج بوش، علی رغم همه جنایات شارون، او را مرد صلح نامید و بر کمکهای مالی به این رژیم افزود.
سنای آمریکا نیز (که برخی از افراد به دنبال روزنه ای برای برقراری مذاکره پنهان یا آشکار با آن بوده و هستند)، ضمن حمایت کامل از رژیم صهیونیستی، دائم بر کمک های آمریکا به این رژیم جنایتکار می افزاید.
آیا تجربه فلسطینی ها کافی نیست؟! آیا تدارک کودتا توسط آمریکا علیه هوگو چاوز رئیس جمهور منتخب مردم ونزوئلا ناشی از سیاست آمریکا در دفاع از حقوق بشر و دموکراسی و احترام به حقوق ملتها است؟!
آیا داشتن رابطه کامل دیپلماتیک با آمریکا و انجام مذاکرات با مقامات آمریکایی در ونزوئلا، مانع حضور عنصر نظامی سفارت آمریکا در مقر هدایت کودتا و مانع تلاش سازمان سیا برای سرنگونی دولت منتخب مردم شد،!
آیا وقتی کاخ سفید به فرمانده ناو جنگی وینسنس (که هواپیمای غیرنظامی ایران را هدف قرار داده بود) مدال شجاعت و لیاقت می داد، از جنایت بزرگی که علیه مسافران بیگناه انجام گرفته بود بی اطلاع بود؟!
در خانه اگر کس است یک حرف بس است! خوشبختانه بسیاری از کسانی که دل به رابطه با آمریکا بسته بودند، با مشاهده واقعیات و تهدیدات اخیر آمریکا علیه ملت ایران و روند اوضاع در فلسطین اشغالی، به صف مخالفین رابطه با آمریکا پیوسته اند، لیکن هنو کسانی یافت می شوند که پنهان و آشکار سنگ مذاکره با آمریکا را به سینه می زنند.
ادعای رفع یا کاهش خصومت ها درصورت برقراری رابطه یا مذاکره با آمریکا با واقعیات مشهود جهان منطبق نیست و دلایل و مستندات زیادی بر رد آن وجود دارد و طرح این ادعاها چنانچه با سوءنیت همراه نباشد، نشانه ساده انگاری مدعیان آن است.
بهترین دلیل
بهترین دلیل برای اینکه برقراری رابطه دیپلماتیک با آمریکا به معنی بهبود اوضاع نیست، همین اسناد لانه جاسوسی است. این اسناد، تماماً مربوط به دورانی است که ایران (چه در زمان رژیم منحوس پهلوی و چه پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی) با آمریکا رابطه دیپلماتیک داشته است.
این اسناد نشان می دهد که درست درزمانی که دو کشور، در ابتدای دوران پیروزی انقلاب اسلامی رابطه دیپلماتیک داشتند، و مقامات سفارت آمریکا در تهران با مقامات جمهوری اسلامی ایران ملاقات و مذاکره می کردند و در مذاکرات خود بر احترام به حقوق و انقلاب ملت ایران تأکید داشتند، بطور مخفی در ایران به توطئه علیه ایران ادامه می دادند. لازم به ذکر است که کودتا علیه دولت دکتر مصدق نیز در زمان برقراری رابطه دیپلماتیک بین دو کشور توسط سازمان سیا و با محوریت سفارت آمریکا در ایران سازماندهی و اجرا شد.
بنابراین طرح این ادعا که برقراری رابطه دیپلماتیک به معنی داشتن روابط خوب و توأم با رعایت ضوابط دیپلماتیک خواهد بود، غیرواقعی بوده و با واقعیت ها و تجربیات موجود منطبق نمی باشد. بویژه آنکه تا زمان اشغال سفارت آمریکا در تهران توسط دانشجویان و یا به عبارت صحیح تر اشغال لانه جاسوسی آمریکا، هیچ حرکت به اصطلاح غیردیپلماتیکی از ایران سر نزده بود و غربگراترین دولت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بر سر کار بود.
فراموش نکرده ایم که مقامات نظامی آمریکا قبلا هدف اساسی خود را «خشکاندن ریشه ایران به عنوان یک ملت» عنوان ساخته بودند که البته این سیاست به قوت خود باقی است. گرچه به طور علنی آنرا تکرار نمی کنند.
تجربه کشورهای دیگر نیز نشان می دهد که داشتن رابطه دیپلماتیک، به معنی داشتن روابط خوب نیست. آمریکا و شوروی از رابطه دیپلماتیک کافی برخوردار بودند و حتی خط دائمی و مستقل تلفن مستقیم بین دو رئیس جمهور برقرار بود. لیکن در عین حال شوروی و آمریکا و امروزه روسیه و آمریکا بارها اعضای سفارت یکدیگر را به عنوان جاسوس معرفی کرده و نسبت به اخراج آنها از کشور خود اقدام کرده اند.
روابط دیپلماتیک در بین سایر کشورها نیز به معنی داشتن روابط خوب نیست، البته کشورهایی که رابطه خوب دارند از رابطه دیپلماتیک نیز برخوردار هستند ولی عکس آن صادق نیست، یعنی داشتن رابطه دیپلماتیک به منزله داشتن رابطه خوب نیست. می توان رابطه دیپلماتیک داشت ولی در عین حال رسماً در جنگ بود. بین ایران و عراق و بین عراق و کویت رابطه دیپلماتیک در حد سفیر برقرار بود و این امر مانع تجاوز نظامی عراق به ایران و کویت نشد. روابط عراق و ترکیه، انگلستان و آرژانتین و مالزی و آمریکا هم با همین وضع مواجه است.
ایران و انگلستان با هم رابطه دیپلماتیک دارند ولی ایران همچنان تحت تحریم انگلستان است و این کشور در همه خصومت های آمریکا علیه ایران مشارکت داشته است. انگلستان همچنین همواره حتی در دریافت وام از بانک جهانی از سوی ایران برای امور بهداشتی کشور کارشکنی می کند. اصولاً سوء استفاده از روابط دیپلماتیک، همواره از سوی قدرت های استعماری وجود داشته است. اخیراً مشخص گردد که سفارت انگلستان در عربستان در یک سری اعمال تروریستی در عربستان دست داشته است. 5 تبعه انگلیسی، کانادایی و بلژیکی که در بمب گذاری نوامبر سال 2000 میلادی دست داشتند (وطی آن 2 انگلیسی و 7 تبعه غربی در آن کشته شدند)، اعتراف کردند که از سفارت انگلستان برای انجام بمب گذاری و انجام ترور دستور گرفته اند. عربستان سعودی دولت انگلستان را در ارتباط با این ترورها مسئول معرفی کرده است.(1)
شاید کسانی معتقد باشند که اگر دست از رعایت اجباری ضوابط اسلامی برداریم و مثلاً رعایت حجاب اسلامی و شکل گیری احزاب اسلامی را آزاد بکنیم، آمریکا رضایت خواهد داد. حمایت آمریکا از سیاست های دولت ترکیه در ممانعت از انتخاب آزاد حجاب اسلامی در ترکیه و اجبار دختران مسلمان به کشف حجاب و نیز حمایت آمریکا و غرب از انحلال احزابی در ترکیه که هرچند به طور خیلی رقیق اسلامی هستند، نشان می دهد که آزادی، حتی از نوع غربی آن دغدغه آمریکایی ها نیست. این امر فرضیه آزادیخواهی آمریکا را رد می کند و نشان می دهد که آمریکا با رعایت داوطلبانه ارزش های اسلامی و آزادی احزاب نیز مخالف است و هدف اصلی آنها تامین منافع آمریکا به هر قیمتی است.
واقعیت این است که حتی اگر ملت ایران آنقدر در مواضعش کوتاه بیاید که حتی به فرض محال، یک پارچه دست از اسلام عزیز بکشند و همگی همچون اغلب مردم آمریکا مسیحی شوند نیز آمریکا دست از سر ایران برنخواهد داشت. مگر نه اینکه مردم شیلی مسیحی بوده و در انتخابات آزاد، آلنده را برگزیده بودند و با آمریکا نیز رابطه دیپلماتیک داشتند؟ لیکن آمریکا با تدارک یک کودتای خونین، ژنرال پینوشه دیکتاتور را بر سر قدرت آورد و از جنایات او حمایت کرد تا آمریکا بتواند معادن غنی مس شیلی را به غارت ببرد. مگر نه اینکه تمام دیکتاتورهای آمریکای لاتین توسط سازمان سیای آمریکا برسر کار آمدند؟ واقعیت این است که نوع دین و آزادی و حقوق بشر برای آمریکا مطرح نیست و آنچه برای آنها مطرح است، منافع مادی و سلطه بر جهان است که از آن با عنوان نظم نوین جهانی
(نظمی که در آن آمریکا حاکم مطلق جهان باشد) نام می برد.
تجزیه جهان اسلام
البته آمریکا و صهیونیسم وکلا جهان غرب دریافته اند که مکتبی که توان مقابله با سلطه طلبی آنها را دارد، دین مبین اسلام با آن قرائتی است که حضرت امام خمینی(ره) مطرح فرمودند و مقام معظم رهبری و ملت ایران آن را باور دارند و آن، چیزی جز اسلام ناب محمدی(ص) نیست. ساموئل هانتینگتون نظریه پرداز مشهور آمریکایی نیز با طرح نظریه «رویارویی تمدن ها» پیش بینی کرده است که «درآینده تمدنی که رودرروی تمدن غرب خواهد بود، تمدن اسلام است» و نقطه عطف شکل گیری این تمدن پیروزی انقلاب اسلامی ایران است؛ به همین دلیل نیز غرب استراتژی خود را «تجزیه کل جهان اسلام، بدون توجه به نوع حکومت های حاکم بر آن» قرار داده است، البته غرب این استراتژی را علنا بیان نمی کند، گرچه عملاً آن را دنبال می نماید. نمونه واضح عمل به آن تجزیه بزرگترین کشور اسلامی یعنی اندونزی و جداسازی تیمور شرقی از آن است؛ البته تلاش آمریکا برای تجزیه اندونزی به تجزیه تیمورشرقی ختم نشده است و توطئه های آن علیه اندونزی ادامه دارد.
اخیرا نیز موضوع تجزیه عربستان واشغال مناطق این کشوردرپنتاگون مورد بررسی قرارگرفت.
وعده سرخرمن کمک های آمریکا
مگر آمریکا به وعده های کمک اقتصادی به کشور فقیر وجنگ زده ومصیبت زده افغانستان، علی رغم وعده ها وتبلیغات گسترده دراین رابطه اقدام کرده است که برخی ها تصورمی کنند که آمریکا درصورت برقراری روابط با ایران، به کمک ایران خواهد آمد؟! جورج بوش که برای فریب مردم، با اعلام کمک 300هزاردلار به مردم زلزله زده استانهای غربی کشورمان درزلزله اخیر، خط بطلان براین ادعای خود کشید. این مبلغ معادل 12 دقیقه ازیارانه سوخت درایران است. این درحالی است که تقاضای غرامت ازایران دردادگاه های فرمایشی آمریکا، ازبابت کشته شدن هرآمریکایی درلبنان یا فلسطین به دست نیروهای مبارز فلسطینی یا لبنانی چندین میلیون دلاربود. کمک شهرام جزایری مفسد، به برخی ازنمایندگان مجلس بیش از دوبرابر این مقدار بوده است. آیا ایران نیازمند چنین کمکی است؟
واضح است که قصد آمریکا ازطرح برقراری رابطه با ایران، دسترسی به امکانات جدیدتری را برای تحقق سلطه برایران دنبال می کند. این روزها که آمریکا طبل جنگ با عراق را به صدا درآورده است. تلاش می کند از درگیرکردن خود با کشورهای دیگر، بویژه ایران وکره شمالی بپرهیزد. برخی سخنان به ظاهر مثبت مقامات آمریکایی درارتباط با ایران، درهمین راستاست امتیازاتی که به ظاهر آمریکا دارد به کره شمالی دررابطه با نزدیکی با کره جنوبی می دهد. نیز ازهمین منطق پیروی می کند. برای اینکه به اهداف آمریکا ازطرح موضوع مذاکرات پی ببریم. اشاره ای به میزگرد مهمی که در 7 آبان ماه 1380 چندی با شرکت مقامات و استراتژیست های برجسته آمریکایی درواشنگتن برقرارشده بود وبطورزنده ازشبکه تلویزیونی C-SPAN آمریکا نیز پخش می شد، اشاره می گردد. جیمزولزی رئیس سابق سازمان سیا دراین میزگرد می گوید:
«امکان این هست که به دلیل سابقه ای که بین ایران وعراق وجود دارد، ما بتوانیم برای سرنگونی دولت عراق کمک های قابل توجهی را ازجانب مخالفان این دولت که درایران مقیم هستند بگیریم. ما به این کمک ها احتیاج خواهیم داشت و نمی توانیم ازآن چشم پوشی کنیم. دراینجا باید مسائل را سبک و سنگین کنیم وهیچ چیزی راست وپوست کنده نیست. ما نباید دریک زمان و درشرایط کنونی، علیه تمام دولت هایی که درخاورمیانه ازتروریسم حمایت کرده اند، مانند ایران، سوریه وسودان، اقدام کنیم، با اینکه این گونه اقدامها ازنظراخلاقی جذابیت زیادی دارند، ولی برای رسیدن به اهدافمان باید اولویت های خود را با دقت انتخاب کنیم.» وی درادامه این مذاکره ضد ایرانی می افزاید:
«اگرما برای شکست عراق به ایران احتیاجی نداشته باشیم مشکلی نیست، اما اگر ما با عراق درگیر شویم به بیطرفی ایران، دستیابی به اطلاعات ویژه ای که ایران دررابطه با عراق دردست دارد و همچنین حمایت ایران از عراقی های مخالف صدام احتیاج خواهیم داشت. به این دلایل ما باید راهی را برای کارکردن با ایران پیدا کنیم.» 2
این میزگرد نیزنشان می دهد که آمریکا درصدد است تا ازهرفرصتی برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران استفاده کند و سرنگونی نظام نیز هدف غایی نیست، بلکه هدف غایی اشغال و تجزیه ایران وتصاحب ومصادره منابع زیر زمینی کشور و بویژه منابع نفتی ایران است. لازم به ذکراست که فقط بدهی های خارجی آمریکا بالغ بر 17 هزارمیلیارد دلار، یعنی حدود 6برابر ارزش کل ذخائر نفت وگاز ایران است!
با توجه به تحلیل ارائه شده وبا نگاهی به وضعیت ژئواستراتژیکی و تحولات ژئوپولیتیکی جهان اسلام، می توان دریافت که استراتژی غرب علیه کشورهای اسلامی جهان، بویژه علیه جمهوری اسلامی ایران درراستای برنامه رویارویی تمدن ها دنبال خواهد گردید. بخصوص که جمهوری اسلامی ایران به دلیل برخورداری ازموقعیت منحصر به فرد ژئواستراتژیک، ژئواکونومیک و ژئوپولیتیک که هرسه بر هم منطبق هستند، محورطبیعی تمدن اسلامی خواهد بود. درحقیقت تجاوز 8 ساله عراق به ایران به تحریک غرب وحمایت یکپارچه غرب ازعراق درطول جنگ تحمیلی را باید درهمین راستا ارزیابی کرد، تلاشی که براثرمقاومت جانانه مردم و نظام اسلامی به شکست انجامید. شعارمذاکره ورابطه با ایران نیز درادامه همان سیاست، یعنی «خشکاندن ریشه ایران به عنوان یک ملت» است.
خوشبختانه ازتعداد افرادی که مذاکره با آمریکا را به نفع ایران می دانند به شدت کاسته شده است. تهدیدات بوش وطرح ادعاهایی مبنی براینکه «هرکس که ازآمریکا تنفردارد، حتی اگر اقدامی علیه آمریکا نکرده باشد تروریست محسوب و هدف حملات آمریکا واقع خواهد شد.و یا اینکه «هرکس با آمریکا نباشد برضد آن است»، باعث شده که ازطرفداران رابطه با آمریکا به شدت کاسته شود واین عده ازخواب غفلت بیدارگردند و به صف مخالفت با روابط با آمریکا بپیوندند.