تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۲۰۶۵۱۰
گفتگوی احمد مسجدجامعی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با نخبگان فرهنگی قطر
اشاره: آنچه در ذیل می‌آید، متن اظهارات وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی در نشست با نخبگان قطری است که در پی سفر آقای مسجدجامعی به قطر برای شرکت در اجلاس وزرای فرهنگ عضو سازمان کنفرانس اسلامی و در حاشیه اجلاس مذکور ایراد شد. سخنان وزیر ارشاد بازتاب مطلوب و گسترده‌ای در رسانه‌های قطر داشت و به همین جهت در اختیار خوانندگان گرامی قرار می‌گیرد.

ابراهیم الهیدوس (نایب رئیس شورای شهر):
سؤالی که امروز به دنبال رویدادهای جهانی در اطراف ما و میزان تأثیر مستقیم آن بر جوامع اسلامی از شما به عنوان مسئول فرهنگی در ایران اسلامی مطرح می‌شود، این است که: دیدگاه جناب‌عالی در مورد فشارهای روزافزون بابت تغییر روش و حتی اندیشه و فرهنگ و تجدیدنظر چیست؟
رویکرد ما به نظام آموزش، تابع وضع کلی ما در جهان امروز است. دو اصل چگونگی وضع ما را در جهان امروز تعیین می‌کند: اولی نگاه ما به میراث سنتی است. سنت، ما را به تاریخ خودمان پیوند می‌زند و هویت تاریخی ما را تعریف می‌کند. منش ما از این تاریخ و هویت تأثیر می‌پذیرد. این جنبه پایداری است که در هر فرهنگی وجود دارد. جنبۀ دیگر، جنبۀ پویایی است که خصوصیت جهان امروز است. بودن ما در جهان امروز، ما را ناگریز از تغییر مداوم و بلاوقفه می‌کند. این بودن به این معناست که در جهان امروز نمی‌توان تنها در چارچوب سنتها باقی ماند و چشم بر تغییرات و دستاوردهای بست. از سوی دیگر نمی‌توان کاملاً ریشه‌های تاریخی را فراموش کرد. نظام آموزش تنها زمانی می‌تواند در نهادهای اجتماعی ما نقش مؤثر ایفا کند که به این هر دو زمینه متکی باشد. بازاندیشی مستمر نظام آموزش و دستاوردهای تاریخی در کنار برهه‌گیری از دستاوردهای جهان امروز، تنها راه کارآمد کردن این نظام است.
این بازاندیشی تنها از درون ریشه می‌گیرد. به همین دلیل تمکین در مقابل فشارها و ملاحظات بیرونی که به ریشه‌ها توجه ندارد، راه بودن ما در این جهان نیست. من نقش نخبگان داخلی جهان اسلام را در تعریف موقعیت خود در جهان امروز بسیار مهم می‌دانم. به یاد داشته باشیم که هر بازنگری و تغییر همواره با منافعی گره خورده است و از همین‌رو در پس فشارهای بیرونی اعم از داخل و خارج برای این تغییرات باید منافعی که دنبال می‌شود، مورد توجه نخبگان و سیاستگذاران قرار گیرد.
دکتر یحیی زکریا الآغا (رایزن فرهنگی سفارت فلسطین در قطر):
با توجه به اینکه جنابعالی در اجلاس وزرای فرهنگ در دوحه برگزار گردید حضور داشتید، بیانیه‌های این اجلاس را چگونه ارزیابی کرده و آیا باید منتظر آیندۀ مبهمی بود؟ چه تفاوتی بین نتایج سومین اجلاس و اجلاس دوم وجود دارد؟
اولین مسأله ما این است که کشورهای اسلامی در مناسبات جدید عالم، نقش مؤثری ایفا کنند. حضور در جهان امروز به عنوان هویت مشترک جهان اسلام، موضع ما در اجلاس این بود که کشورهای اسلامی باید در مناسبات جدید عالم نقش مؤثرتری ایفا کنند. حضور کشورهای اسلامی به عنوان هویت مشترک در مناسبات امروز، به همدلی و همراهی و تقویت گفتگو میان آنها بستگی دارد. همچنین روزآمد کردن فرهنگ و هنر اسلامی هم زمینۀ این حضور مؤثر و هم زمینۀ گفتگو میان ماست. براین اساس، ما یک پیشنهاد اجرایی به اجلاس ارائه کردیم. در این پیشنهاد «کنفرانس هنر اسلامی» پیش‌بینی شده است. امیدوارم این کنفرانس سال آینده که در ایران برگزار می‌شود، با شرکت هنرمندان، مدیران هنری، صاحب‌نظران و بازرگانان هنری منجر به شناسایی ظرفیت‌های هنری جهان اسلام برای ما شود.
یکی از مسائل مهم مسأله فلسطین است. ما فلسطین را از زاویۀ فرهنگ، هنر و ادبیات کمتر مطرح کرده‌ایم یا به عبارت بهتر باید از این مطرح کنیم. من به تجربه کشور خودم اشاره می‌کنم. ما مجموعة فرهنگی غنی از قبیل فیلم، تئاتر، شعر، ادبیات و... در مورد فلسطین داریم و فکر می‌کنم اگر آرمان فلسطین را با هنر پیوند نزنیم، نمی‌توانیم از آن دفاع کنیم. زبان امروز عالم زبان فرهنگ و هنر است. وزرای فرهنگ و هنر باید از زاویۀ خود به مسأله فلسطین نگاه کنند و به این مسأله اهمیت لازم را بدهند. حتی در این زمینه من پیشنهاد کردم تا صندوقی برای حمایت، حفاظت و احیای میراث مادی و معنوی فرهنگ فلسطین ایجاد شود. دائره‌المعارفی در ایران در همین باب تألیف شده که من یک نمونه از آن را به شما هدیه می‌کنم.
علی قوزی (منتقد و هنرمند هنرهای تجسمی):
ما به عنوان جهان اسلام که مملو از میراث و تمدن است شناخته شده‌ایم، اگر از مرز کشورهای اسلامی خارج شویم، این تمدنی را که به آن افتخار می‌کنیم ناشناس و منتشر نشده می‌یابیم.
آیا مسئولان فرهنگی اعم از اسلامی و غیراسلامی برنامه و طرحی دارند تا فرهنگ ما را منتشر سازند؟ آیا هیچ‌گونه تلاش جدی جهت گسترش جهانی شدن فرهنگ اسلامی وجود دارد؟
ما باید جایگاه کنونی خود را در جهان با توجه به فرآیند جهانی شدن از یک سو و حفظ هویت فرهنگی خود از سوی دیگر، تعریف کنیم. روزآمد کردن فرهنگ با نگاه به این هر دو وجه حاصل می‌شود. کشورهای اسلامی نسبت به سایر کشورها دیرتر در جریان تغییرات جدید هنری قرار گرفته‌اند. منظور من هنر جدید است. سال‌ها بعد از شکل‌گیری سینما این هنر به کشورهای ما وارد شد. ورود سایر رسانه‌های جدید نیز به همین ترتیب بود. اما آنچه اتفاق افتاد، این بود که ما تجربیاتی در دنیای اسلام داریم که توانست این تکنولوژی را برای بیان محتوای فرهنگی خود به کار گیرد.
امروز سینمای ایران شناسنامۀ خودش را دارد. حرف خودش را هم می‌زند، ولی این توانایی را از آن خود کرده تا آن تکنولوژی را در خدمت آن حرفی که خودش می‌زند، به کار ببرد و اتفاقاً جذابیتش به خاطر حرفی است که می‌زند نه به خاطر کاربرد تکنیک پیچیده؛ زیرا ابزاری که سینمای ما در اختیار دارد دیگران نیز در اختیار دارند حتی خیلی زودتر از ما و در تمام موارد می‌توان گفت پیشرفته‌تر از آن را داشتند. دلیل جهانی شدن سینمای ایران را باید در عاملی غیر از تکنیک جست. به نظر من دلیل آن بازگشت به اصل و ریشه‌های فرهنگی است. در عرصه‌های دیگر هم نباید از این میراث غفلت شود. هنوز هم ما به ابوعلی‌سینا و فارابی تکیه می‌کنیم. هنوز هم این‌ها بزرگان تفکر بشرند. هنوز هم ترجمه‌های فراوانی از حافظ و سعدی در جهان عرضه می‌شود. مولوی شاعری است که ترجمه‌های فراوانی از او عرضه می‌شود. بنابراین پایه‌های تفکر ما که برپایۀ دین هم شکل گرفته، می‌تواند الهام‌بخش ما باشد. وظیفه ما روزآمد کردن این میراث و ذخایر معنوی و فرهنگی است.
دکتر مصطفی عقیل (استاد تاریخ دانشگاه قطر):
نده چندین بار از ایران دیده کرده‌ام و حقیقتاً تحرکات فرهنگی فوق‌العاده خوبی را شاهد بوده‌ام؛ ولیکن گه‌گاه از وجود درگیری‌هایی بین فرهیختگان و دادگاه‌ها می‌شنویم. به عنوان مثال از تعطیل شدن تعداد زیادی از مطبوعات یکی پس از دیگری مطلع می‌شویم همچنین در رادیو و تلویزیون شاهد محاکمۀ تعدادی از روشنفکران هستیم. ماهیت این کشمکش‌ها بین روشنفکران و دیگر افراد چیست؟
مشکلاتی که در عرصۀ سیاست پیش می‌آید، ریشه در تجربۀ جدیدی دارد که در ایران بعد از انقلاب آغاز شده است. ما درحال تجربۀ نوینی هستیم که پیشینه‌ای برای تقلید و بهره‌گیری از تجارب دیگران ندارد. به همین دلیل، ظرفیت‌های تازه‌ای در نهادهای سیاسی و قانونی کشور بازشناسی می‌شود. طبیعی است که عبور از این مسیر به سادگی ممکن نیست و با تنش و تعارض همراه است؛ ما آنچه مهم است، بازنگری و ارزیابی ظرفیت نهادهای سیاسی و حقوقی برای پاسخ‌گویی به مسائل و چالش‌هایی است که در سطوح مختلف با آن درگیر هستیم. اگر از این منظر نگاه شود، این تجربه زمینه‌های خوبی برای تأمل سیاسی و فلسفۀ سیاسی در جهان اسلام فراهم می‌کند. برای تدوین و صورت‌بندی این تجربه نیاز به زمان داریم. نو بودن این تجربه، ایران را به مرکز تحولات مهمی تبدیل ساخته است که مسیر می‌تواند روشنگر راه آینده جهان اسلام و نظام سیاسی متکی به دین باشد.
اما در باب سؤال شما، واقعیت این است که تجربۀ ما به دو اصل و تلفیق میان آنها توجه دارد. دو نگاه در جهان رایج بود. یکی به تأسیس حکومت بر پایه‌های اسلام فکر می‌کرد و نقش کمی برای مردم قائل بود. نگاه دیگری نقش دین را در ساز و کارهای سیاسی نادیده می‌گرفت. تلفیق این دو نگاه و برآیند آنها کار ساده‌ای نیست. موقعیت کشورهای اسلامی به‌گونه‌ای است که فرهنگ سیاسی در آن نمی‌تواند کاملاً مجزا از فرهنگ دینی آن باشد. از این منظر نیز می‌توان مشکلات را توضیح داد؛ اما واقعیت این است که در کشور ما همه از اصول واحدی پیروی می‌کنند که همان قانون اساسی است. بهره‌گیری از ظرفیت‌های مختلف این قانون تنها با گفتگو و در طی زمان ممکن است. در عین حال، تعارض‌های سیاسی که گاه شکل شدیدی به خود می‌گیرد، به معنای محرومیت یک گروه و یا جریان از بیان آرای خود نیست. روزنامه‌های گوناگونی در ایران منتشر می‌شود. کتاب‌های متنوع از تمام جریانات چاپ می‌شود. حتی ممکن است فردی که کتابش منتشر می‌شود، محکومیت قضایی و جزایی داشته باشد؛ اما هیچ کس مانع انتشار کتاب او نمی‌شود. شما هیچ‌کس را در ایران نمی‌یابید که بگوید کتاب من منتشر نشده است و یا اگر گاهی مشاهده می‌کنید که انتشار بعضی روزنامه‌ها متوقف می‌شود، روزنامه‌های دیگری جایگزین می‌شوند که همان مواضع را بیان می‌کنند. بنابراین ما شاهد این وضعیت هستیم که هم آثاری متنوع ارائه می‌شود و هم گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی به بیان مواضع و نظریات خود می‌پردازند.
خالد زیادر (نویسنده و مسئول بخش فرهنگی خبرگزاری قطر):
دیدگاه ایران پیرامون درگیری‌هایی که درحال حاضر با هجومی وحشیانه به منظور تخریب چهرۀ اسلام صورت می‌گیرد و تبلیغاتی که بعد از رویداد 11 سپتامبر گسترش یافته، چیست؟
تفسیر و برداشتی که ما از اسلام در ادارۀ امور داریم، با تفسیر طالبان تفاوت بسیاری دارد و این را در زمان‌های مختلف بیان کرده بودیم. به خاطر همین ایران از کشورهایی بود که هیچ وقت با طالبان رابطه برقرار نکرد؛ چرا که تفسیر آنها را تفسیر درستی از اسلام نمی‌دانست. اما شما در عین حال شاهد بودید که ایران بعد از حملۀ آمریکا به مردم افغانستان، بلافاصله آن را محکوم و از مردم مظلوم این کشور حمایت کرد؛ یعنی ما هم با تفسیرهای انحرافی و کژاندیشانه از اسلام مخالفیم و هم با سلطه‌ای که در قالب مخالفت با این تفسیرهای ناروا ابراز می‌شود، مخالفیم.
شرایط کنونی موقعیت خطیری برای جهان اسلام است؛ چون هم باید از گوهر آزاداندیشانۀ این دین دفاع کند و هم در برابر سلطه‌ای مقاومت کند که به ظاهر در دفاع از آزادی و حقوق انسان‌ها آمده است. ما به همدلی بیشتری در جهان اسلام نیاز داریم و با پشتیبانی فکری و نظری از یکدیگر بهتر می‌توانیم در این عرصه وارد شویم. شرایط کنونی این زمینه را فراهم کرده یعنی کشورهای اسلامی بیشتر احساس مسئولیت و نزدیکی می‌کنند. ما باید گذشته را بررسی و بازبینی کنیم و اگر نقطۀ ضعفی در روابطمان بوده، آن را بازسازی کنیم. به خودمان بیشتر اعتماد کنیم تا به دیگران. اشتراکات ما با یکدیگر زیاد است و آن را مبنای اعتماد نسبت به خود قرار دهیم. این روشی است که ما را در یافتن هویت مشترک و صدای مشترک در جهان کمک می‌کند و ما هم حتماً برای اینکه حضور داشته باشیم، باید در جریان جهانی شدن با یک حرف مشخص وارد شویم و این کاری است که ما بیش از همیشه به آن نیاز داریم و اگر از غرب بخواهیم از این شیوه‌اش دست بردارد، به نتیجه‌ای نمی‌رسیم. این روش بارها تجربه شده و جواب نداده، این بار هم جواب نخواهد داد و جواب فقط در بین خود ماست که مشخص و معلوم می‌شود و موضع ما هم همان موضع همیشگی است.
طه حسین (نویسنده روزنامه الشرق):
سینمای ایران فعالانه در کشورهای عربی، از جمله جشنوارۀ سینمائی قاهره و غیره شرکت داشته، همچنین بعضی از شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای ایران در دوحه پخش می‌شود؛ اما چرا فیلم‌های ایرانی به عربی ترجمه نمی‌شود؟
اگر سینمای ایران یک طرفی در کشورهای عربی پیدا کند که در زمینۀ دوبله و یا حداقل زیرنویس کردن فیلم‌های ایرانی اقدام کند، ما کاملاً آمادگی داریم. تصورم این است که ذائقه فرهنگی کشورهای مسلمان به‌ویژه کشورهای همجوار ما، سینمای ایران را بر هر سینمای دیگر ترجیح می‌دهد. متأسفم که سینمای ایران الان در کشورهای اروپایی بیشتر از کشورهای اسلامی مورد استقبال قرار گرفته است. متأسفانه حتی شناخت ما از یکدیگر به واسطة غرب صورت می‌گیرد و سینمای ایران زمانی که در غرب مورد توجه قرار می‌گیرد، توجه کشورهای اسلامی را جلب می‌کند.
دکتر زکیه مال‌الله (نویسنده و شاعر):
آیا خصوصیتی برای زن در عرصۀ فرهنگی ایران وجود دارد؟ آیا فرهنگ در ایران اعم از زن و مرد بوده، یا اینکه خصوصیتی به‌طور جداگانه برای زن وجود داشته؟
زنان در زمینۀ انتخابات، سیاست و امور خانواده حضور داشته‌اند، ولی من هرگز شاهد یک زن شاعر یا ادیب ویژه در ایران نبوده‌ام، چرا؟
یکی از نکات مورد تأکید ما در سال‌های بعد از انقلاب، فراهم کردن زمینه مشارکت زنان است. اصلاً این نگاهی که مطرح شد در ایران وجود ندارد. جامعۀ ما مردانه و زنانه نیست. الان رئیس انجمن شعرای ایران یک خانم است و در این تشکیلات هستند و انجمن فعالی است که شب‌های شعر متعددی برگزار می‌کند. خانم دکتر فاطمه راکعی که از قضا نمایندۀ مجلس و از اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس هم هست، استاد دانشگاه با آثار و تألیفات متعدد، ریاست این انجمن را بر عهده دارد. در حوزۀ سینما تقریباً مسأله زن و مرد برابری می‌کند. خیلی از کارگردان‌ها و بازیگران بزرگ ما و دیگر دست‌اندکاران حوزۀ سینما هستند، خانم‌ها می‌باشند. خانه سینما، انجمن صنفی دست‌اندکاران سینما در ایران است. برخی از اعضای هیأت رئیسه خانه سینما زن هستند. همچنین سایر حوزه‌ها، من به عنوان نمونه می‌گویم که در یک سال گذشته بیش از چهار هزار و پانصد نویسنده، شاعر، مترجم و تصویرگر زن در ایران کار تولید کردند و کتابشان چاپ شده و من یک مقداری از این سؤال شما تعجب می‌کنم و سؤال شما برای من روشن نیست.
یوسف‌الملا (معاون فرهنگی وزیر آموزش و پرورش):
رویکرد مردم در اینجا به آموزش زبان فارسی رضایت‌بخش بوده است. در نزد مردم این طرز تفکر شایع بوده که زبان فارسی فقط محدود به ایران می‌باشد. آیا کشورهای دیگری وجود دارند که با زبان فارسی صحبت کنند؟ درحال حاضر شرکت‌ها جهت عرضه محصولات خود تبلیغات فراوانی می‌کنند. هر طرح خواه دینی، تربیتی، فرهنگی، و یا اقتصادی نیاز به تبلیغات دارد.
مواردی هست که جنبه ملیتی برای ما دارد. زبان فارسی زبان دوم جهان اسلام است. ما امروز در برابر جهانی شدن هویت مشترکی داریم لازم است که به این مسأله بپردازیم یعنی بخشی از هویت ماست. بسیاری از آثار بزرگ جهان اسلام به زبان فارسی است. ما نمی‌توانیم این ارتباط با گذشته را قطع کنیم و انتظار داشته باشیم که هنر مستقل، هویت مستقل و نقش مستقل در جهان داشته باشیم و دقیقاً بخشی از هویت جهان اسلام و بخش عمده‌ای از هویت جهانی مشترک ما به زبان فارسی است. بعد از زبان عربی که زبان اصلی جهان اسلام است. ما باید این را بدانیم که عموم معارف ما به زبان فارسی است و از این حیث اهتمام به آن مهم است، وگرنه در تب و تاب اوضاع جهانی ممکن است آنچه را که باعث قوام و اشتراک ما و وحدت ما می‌باشد، از دست بدهیم. هویت مشترک را چه چیزهایی می‌سازد و چه عناصری می‌خواهند بسازند؟ این هویت مشترک را خودمان می‌سازیم و باید خودمان حفظ کنیم. برای من جای افسوس بود که در نمایشگاهی در فرانکفورت شرکت کردم در آنجا آمریکایی‌ها یک غرفه ویژه‌ای زده بودند که آثار و ترجمه‌های مولوی به زبان فارسی در آن بود و یک نشست ویژه‌ای را برای آن برگزار کردند؛ اما هیچ حرکتی از جهان اسلام در این زمینه به چشم نمی‌خورد. نه اینکه اگر کشورهای دیگر به این مسأله بپردازند، بد است. بلکه بدی آن در این است که ما از میراث خودمان غفلت کرده‌ایم ما نباید با مسائل هویتی‌مان برخورد ساده‌ای کنیم. پس فردا هویت ما را دیگران مصادره می‌کنند و بعد ما از زبان آنها باید خودمان را بشناسیم و نسل ما در آینده باید میراث خود را از زبان و نگاه دیگران بشناسد. باید از زبان آنها فارابی را بشناسد و این ضعف بسیار مهمی است که ما در جهان اسلام داریم، بنابراین من این را یک بحث مهم می‌دانم. این جنبه مهم‌تر از جنبه‌های فنی و ابزاری است.
دکتر مصطفی عقیل (استاد دانشگاه قطر):
دانشجویان ایرانی از نظر فراگیری زبان عربی در سطح خیلی پایینی قرار دارند با اینکه شخصیت‌های بزرگ علمی ایرانی هستند که دریایی از زبان عربی محسوب می‌شوند و به نظر می‌رسد آینده زبان عربی در ایران در خطر باشد. اصلاً این‌طور نیست. در ایران هر روز حداقل یک کتاب به زبان عربی منتشر می‌شود. اگر که در ایران زبان عربی رو به انقراض است پس این‌ها را چه کسی می‌خرد؟ این بحث اول.
و اما بحث دوم این است که توجه ویژه‌ای به ادبیات عرب شده است. اخیراً رفت و آمدهای وسیعی که بین ایران و کشورهای عربی ایجاد شده، باب جدیدی را در آموزش زبان عربی باز کرده است، روزی نیست که تعداد کثیری ایرانی به سوریه برای زیارت نروند. اصلاً پیشتر کسی به سوریه نمی‌رفت و اگر هم می‌رفت، خیلی محدود بود. در نظام آموزشی ما نیز نسبت به آموزش عربی تأکید ویژه‌ای می‌شود. به هر حال ظاهر قضیه چنین چیزی را نشان نمی‌دهد و اگر شما هم شواهدی دارید، بدهید تا بررسی کنیم.
دکتر حسن دبا (نویسنده و روزنامه‌نگار):
من دو سال پیش با آقای خاتمی دیدار کردم و این موضوع در ذهنم نفوذ کرد که با متفکری در مقام ریاست جمهوری دیدار دارم. بعد دریافتم که ایشان قبلاً وزیر فرهنگ بوده و طرح فرهنگی خاصی در نظر داشته که توانسته به فرهنگ معینی دست پیدا کند که همانا ناآگاه شدن از دیگر فرهنگ‌ها و اعتقاد به دمکراسی است. شما در مدت تصدی در وزارت فرهنگ، چه طرح فکری را دنبال کرده‌اید؟
اگر بخواهم توضیح بدهم، خیلی وقت می‌برد. من طرحی را به مجلس بردم و رأی اعتماد گرفتم و قبل از آن خدمت رئیس‌جمهور ارائه دادم. رئیس‌جمهور پیش از آنکه سیاسی باشد یا اقتصادی، یک شخصیت فرهنگی است. و به‌طور خلاصه ماهیت برنامه‌هایی که ما داریم مبتنی بر آزادی و مشارکت و دسترسی همه گروه‌های فرهنگی و اجتماعی و همه سلیقه‌ها به دستاوردهای فرهنگی است. این مشارکت هم در عرصه مصرف فرهنگی است و هم در عرصه تولید و فراهم کردن زمینه‌های خلاقیت. این‌ها بعضی از کلیات هستند و تقسیماتی دارند که من برخی از آنها را برای شما گفتم. البته حاضر شدن من در این جمع خودش سیاستی است!