غلامحسین تکفلی - نماینده مردم مشهد
امروزه «برنامه توسعه انسانی» از اصلیترین وظایف حکومتها برشمرده میشود و در این برنامه ارتقای مستمر کل جامعه و نظام اجتماعی به سوی زندگی بهتر و انسانیتر هدف است. در عرصه جهانی رقابتی سخت و دامنگیر برای دستیابی به مقام بالاتر در توسعه انسانی بین کشورها جریان دارد، و در عرصه داخلی نیز مردم هر کشوری با شاخصهایی همچون حقوق شهروندی و انسانی تضمین شده و احترام به خود، آزادیهای سیاسی و اجتماعی بهرهمندی از سطح زندگی شایسته، دسترسی به آموزش و پرورش و بهداشت و درمان و برخورداری از عمر طولانی و سالم بهطور مداوم و روزانه به ارزیابی کارآمدی حکومت در تحقق توسعه میپردازند و با اندازهگیری سه شاخص امید به زندگی و طول عمر، سطح دانش و سطح تلاش جایگاه خود و کشورشان را در عرصه توسعه انسانی محاسبه میکنند.
گزارش هرساله توسعه انسانی منتشره از سوی سازمان ملل متحد تصویری از تلاشی و جایگاه کشورها را در پیشبرد برنامه توسعه انسانی عرضه میدارد که مرور آنها میتواند عبرتآموز و راهگشا باشد، چرا که علیرغم همه تلاشهای انجام شده در ایران، متأسفانه جایگاه کشورمان در رتبهبندی این گزارشهای سالانه در نوع نگاه و رفتار مردمان نسبت به کارآمدی حکومت مشاهده نمود.
فارغ از بحثهای نظری مرتبط با مبانی مشروعیت نظامهای سیاسی، بدون شک آنچه امروز بقا و دوام حکومتها را رقم میزند کارآمدی آنها در تأمین نیازهای اساسی مردم و پاسخگویی به مطالبات آنهاست. امروزه دیگر تقریباً هیچ حکومتی نمیتواند بدون جلب رضایت مردم و پشتوانه آنها به اعمال حاکمیت بپردازد و این امر ارتباط چندانی با نوع عقیده و باورهای ایدئولوژیک حکومت و حکومتگران و حکومتشوندگان ندارد، و حتی کارآمدی حکومت خود به معیاری طرد شهروندان و دیگران نسبت به دوستی ایدئولوژی حکومتهای ایدئولوژیک تبدیل شده است.
در این شرایط کارآمد ساختن حکومت در پاسخگویی به مطالبات مردم باید وظیفه اصلی هر یک از ما در بخشهای حاکمیتی باشد و یقیناً راهبرد اصلاحات برآمده از حماسه پرشکوه دوم خرداد 76 جز تحقق این هدف را پی نمیگیرد.
کشور و نظام ما به هر دلیلی امروزه مواجه با انباشت بحرانهاست، بحرانهایی که در صورت عدم برخورد علمی و عقلانی با آنها میتواند فعال شود و جامعه را در خود فرو برد.
کالبدشکافی هر یک از این بحرانها همانند بحران هویت، بحران بیکاری، بحران مشارکت،... فرصت مفصلی را میطلبد که از آن میگذرم و این درحالی است که چهره و جایگاه بینالمللی کشورمان هم متناسب با شرایط، امکانات و موقعیتمان نیست و متأسفانه در عرصه رقابت بینالمللی نتوانستهایم موفق عمل نماییم و گویا فرصتسوزی عادت مالوف ما در سیاست خارجی شده است.
فرصت اصلاحات، فرصت گرانبهایی است که ملت پیش روی حکومتگران برای کارآمدسازی حکومت نهادهاند و اصل این فرصت حاکی از علاقهمندی قاطبه مردم ایران به بقاء و دوام نظام جمهوری اسلامی ایران است، اما اگر حکومتگران قدر این فرصت را ندانند و به هر دلیلی آن را هدر دهند دیگر حجتی برای مردم جز انتخابی تازه باقی نمیماند.
اگر اصلاحطلبان در انطباق با خواست مردم و با تکیه بر شعارهای اصلاحی وارد دولت و مجلس شدند، جز در پاسخگویی به مطالبات مردم و کارآمدسازی حکومت و بقا و پایداری نظام نبوده است، اما تحقق اصلاحات جز با همراهی همه اجزای حکومت امکانپذیر نیست، به صراحت میگویم در دنیایی که علم و دانش حکومت میکند و جریان آزاد اطلاعات و اخبار هیچ ناگفتهای باقی نمیگذارد، تک تک شهروندان درحال ارزیابی کار حکومت و حکومتگران و مقایسه وضعیت خود در عرصه ملی و جهانیاند.
دیگر از شهروندان نمیتوان انتظار داشت فقط نظارهگر امور باشند و واکنش نشان بدهند، بیایید مردم را به خوبی بشنویم و پاسخگو باشیم.