تاریخ انتشار : ۲۸ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۲۰۶۵۶۸

 پروفسور حمید مولانا
هرچهارسال یکبار، وزارت دفاع آمریکا یک گزارش مفصل و طولانی درباره اهداف و برنامه های دفاعی، نظامی و امنیتی برای کاخ سفید و دولت آمریکا تهیه می کند. این گزارش تحت عنوان «بررسی دفاعی چهارساله» درحقیقت چشم انداز نظامی و امنیتی و تسلیحاتی آمریکاست که زیرنظر سیاستگذاران وزارت دفاع آماده می شود. سال گذشته، هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد که وزارت خارجه مانند وزارت دفاع به زودی برنامه چهارساله دیپلماسی، آمریکا را ترسیم خواهد کرد «تا چرخ سیاست خارجی آمریکا را آن طور که واشنگتن مایل است دنیا را ببیند به کار اندازد.»
این گزارش چهارساله وزارت خارجه آمریکا قرار است آخر این ماه منتشر شود ولی دریک مقاله 5000 کلمه ای که هیلاری کلینتون برای مجله «امورخارجی» شورای روابط خارجی نوشته (شماره نوامبر و دسامبر 2010)، وی به اختصار این چشم انداز دیپلماسی آمریکا را برای چهارسال آینده آشکار کرده است.
کلینتون دراین مقاله می نویسد:«درقرن بیست ویکم یک دیپلمات احتمال زیاد دارد که با رئیس یک قبیله یا طایفه مذاکره کند، همان طوری که با همتای خود درکادر دیپلماسی معمولی به گفت وگو می پـردازد. و این امکان که روزی یک دیپلمات به جای کت و شلوار و جلیقه، لباس یک باربر کشتی را بپوشد، زیاد است.» با این مقایسه، وزیر خارجه آمریکا سعی دارد نشان دهد که دیپلمات های آمریکا در آینده بیش از پیش با بخش خصوصی و غیردولتی و مدنی کشورهای دیگر در تماس بوده و سروکار خواهند داشت و این امر بیشتر در «کشورهای اقتدارگرا» خواهد بود، و به همین جهت کادر وزارت خارجه آمریکا باید خود را برای تعامل و مقابله با «جامعه مدنی جهانی» آماده کند.
کلینتون دراین مقاله اعتراف می کند که از هر پنج دیپلمات آمریکایی، امروز یک نفر آنها درعراق، افغانستان و پاکستان خدمت می کنند و یا به عبارت خیلی ساده تر، یک پنجم کادر وزارت خارجه و دیپلماسی آمریکا امروز در خدمت جنگ هستند. برای مثال طبق گزارش کلینتون، هم اکنون 1600 دیپلمات آمریکایی در عراق و 1100 دیپلمات آمریکایی در افغانستان به موازات چند هزار سرباز و افسر ارتش آمریکا در این دو کشور مشغول خدمت هستند و وزیر خارجه آمریکا انتظار دارد که در آینده عده دیپلمات ها و پرسنل غیرنظامی در این دست کشورها افزایش یابد. هدف اصلی چشم انداز چهارساله وزارت خارجه آمریکا همان طور که از مقاله کلینتون آشکار می شود این است که «دولت آمریکا تصمیم دارد یک شبکه جهانی خدمات دیپلماسی از نیروی انسانی به وجود آورد همان طور که وزارت دفاع یک شبکه جهانی نظامی از پایگاه ها و تسلیحات و پرسنل ارتش آمریکا در دنیا به وجود آورده است.»
طرح کلینتون برای به وجود آوردن یک شبکه دیپلماسی جهانی در حمایت از اهداف جهانی نظام آمریکا، ممکن است برای کنگره که باید هزینه و بودجه چنین تشکیلاتی را تصویب کنند جالب باشد، ولی هم در عمل و هم از دیدگاه مردم آمریکا و سایر کشورهای دنیا، این چشم انداز چهارساله حداقل سه سؤال بسیار مهم و اصلی را مطرح می کند که خود خانم کلینتون از آن آگاه بوده و باید در موارد معینی به آنها پاسخ دهد.
اول اینکه، تا چه حد ملاقات و مذاکرات سفیران و دیپلمات های آمریکایی با افرادی مانند رؤسای قبایل و طوایف در یک کشور یا افراد غیردولتی، به دخالت در امور داخلی آن کشورها تعبیر نخواهد شد. درست است که در عصر ما «دیپلماسی عمومی» از طریق رسانه ها و سازمان های غیردولتی و تماس با مردم یکی از ابزار مهم روابط بین المللی شده است، ولی ملاقات و تماس با رؤسای غیردولتی ومقامات مدنی یک کشور مانند رؤسای عشایر و غیره، یک تاریخ طولانی استعماری و امپراتوری دارد که همه بر آن واقف هستند و در جنگ های اخیر آمریکا در عراق، افغانستان و پاکستان اینگونه «دیپلماسی» در حمایت از منافع ایالات متحده به خوبی به عرصه نمایش گذاشته شده است. پس از سقوط شوروی و آغاز روند انقلاب های به اصطلاح مخملی که از طرف واشنگتن تحت هدایت سازمان های وابسته به آمریکا حمایت می گردیدند، حساسیت بسیاری از کشورها به روش های جدید دیپلماسی آمریکا بیشتر شده است.
سؤال دومی که چشم انداز چهارساله وزارت خارجه مطرح می کند مسئله بزرگ ناتوانی دیپلمات ها و به ویژه ارتش آن کشور در تماس و مقابله با فرهنگ و تمدن و زبان کشورهای دیگر، به ویژه قاره آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین است. علی رغم میلیاردها دلار هزینه که دولت آمریکا برای تعلیم و تربیت کادر دیپلماسی و پرسنل نظامی و ارتش خود در سال های بعد از جنگ جهانی دوم متحمل شده است، آمریکایی ها با ملاحظه وسیع تر اهداف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود در دنیا با مشکلات و اشتباهات جبران ناپذیری مواجه شده اند که تراژدی شکست نظامی و دیپلماسی آمریکا در ویتنام، عراق و افغانستان، شواهد بارزی از آن است. علاوه بر این، تعلیم و تربیت دیپلمات ها به زبان ها و فرهنگ دیگران به هیچ وجه پایداری سیاست های غلطی که واشنگتن سال هاست در بسیاری از نقاط پیش گرفته است، تضمین نخواهد کرد.
و اما سؤال سوم درباره طرح چشم انداز چهارساله وزارت خارجه آن کشور، طرز تأمین بودجه کافی، آن هم به طور مداوم و درازمدت، برای تعلیم و تربیت و گسترش کادر دیپلماسی آمریکا در سطح جهانی است. بحران اقتصادی آمریکا، افزایش بودجه نظامی آن کشور و کسر بودجه و بدهکاری عظیمی که گریبانگیر خزانه ایالات متحده آمریکا شده است، عملی کردن و اجرای طرح کلینتون را با تأمل زیادی مواجه خواهد کرد. تجربه تاریخی نشان داده است که در نیم قرن گذشته دیدگاه ها، اهداف، و سیاست های گروه معروف به دستگاه «صنایع و نظامیان» در روابط بین الملل آمریکا همیشه دست بالایی داشته است و حرف اول و آخر را زده است. بودجه نظامی آمریکا از زمان جنگ سرد تا به امروز رو به افزایش بوده است. هزینه پیش بینی شده 80 میلیارد دلاری دولت باراک اوباما برای مدرنیزه کردن تسلیحات اتمی آمریکا تنها یکی از ارقام سرسام آور سخت افزارهای جنگی و دفاعی در بودجه آینده ایالات متحده است. سرمایه گذاری در نرم افزارهای قدرت یک کشور، با ارزش ها و اعتقادات و فرهنگ عمومی مردم و نخبگان رابطه مستقیم دارد. مشکل بزرگ آمریکا مشکل شناخت دنیا و تعامل و تطابق و همزیستی با تحولات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است که در نیم قرن اخیر جهان را فراگرفته است.