تاریخ انتشار : ۱۵ آذر ۱۳۸۶ - ۱۰:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۲۰۶۶۲

حسین شریعتمداری

۱- فردای ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ بود. خبر قتل عام مردم در میدان شهدا و اخبار مربوط به توطئه‌های مشترک رژیم شاه و حامیان آمریکایی و اروپایی آن علیه حضرت امام(ره) اصلی‌ترین خبرهایی بود که در زندان‌های سیاسی زبان به زبان نقل شده و زندانیان درباره آن بحث و گفت‌وگو می‌کردند. در جمع زندانیان سیاسی مسلمان و پیرو حضرت امام(ره) تصمیم گرفته شد بیانیه‌ای کوتاه در محکومیت جنایت ۱۷ شهریور و توطئه‌های بین‌المللی علیه امام خمینی(ره)، صادر شود و زندانیان به عنوان پشتیبانی از این بیانیه و اعلام همدردی با مردم یک هفته اعتصاب غذا کنند و یا روزه بگیرند. در آن هنگام مسئولیت دوره‌ای جمع – کمون- زندانیان سیاسی مسلمان پیرو حضرت امام(ره) برعهده نگارنده بود و براساس یک قرار  نانوشته، اما پذیرفته شده، بایستی تصمیم جمع را به اطلاع مسئولان سایر جمع‌ها می‌رساندم تا چنانچه تمایل داشتند با این حرکت همراهی کنند و در صورت عدم تمایل، از موضوع باخبر باشند. بیانیه بعد از بسم‌‌الله‌الرحمن‌الرحیم، با این جمله شروع می‌شد «ما زندانیان سیاسی مسلمان، قتل‌عام مردم بی‌دفاع در میدان ژاله- شهدا- و توطئه‌های بین‌المللی علیه رهبر عالیقدر انقلاب حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خمینی را محکوم کرده و ...».

آقای عباس سماکار – هم پرونده خسرو گلسرخی- مسئول جمع مارکسیست‌های زندان بود. وقتی پیشنهاد صدور بیانیه و متن تنظیم شده را با وی در میان گذاشتیم، در پاسخ گفت؛ جمع ما نمی‌تواند این بیانیه را امضا کند زیرا بیانیه با «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم» شروع می‌شود که به آن اعتقاد نداریم(!) و برای زندانیان سیاسی، پسوند «مسلمان» آمده است و ما مسلمان نیستیم و بالاخره این که از امام خمینی(ره) به عنوان رهبر انقلاب یاد شده است و حال آن که ما ایشان را به عنوان یک شخصیت انقلابی قبول داریم ولی «رهبر» نمی‌دانیم و معتقد به انقلاب پرولتاریا با تکیه بر اصول مارکسیسم هستیم. آقای سمارکار پیشنهاد کرد که اولاً؛ بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم از صدر بیانیه حذف شود، ثانیاً؛ پسوند «مسلمان» از انتهای زندانیان سیاسی برداشته شود و ثالثاً؛ آن‌که، از امام‌خمینی(ره) با عنوان «شخصیت برجسته انقلابی» یاد شود. بدیهی بود که پیشنهاد وی مورد قبول ما نباشد و آقای سماکار بعد از مشورت با دوستان همفکر خود اعلام کرد که جمع آنها بیانیه جداگانه‌ای مطابق اعتقادات خود صادر می‌کند.

جمع سازمان مجاهدین خلق که در آن هنگام از سوی زندانیان سیاسی مسلمان لقب «منافقین» گرفته بود و تحت مسئولیت جمع مارکسیست‌ها قرار داشت، با بیانیه یاد شده مخالفت کرد و نظر مارکسیست‌های زندان را پذیرفت.

آقای لطف‌الله میثمی عضو ارشد و سابق سازمان منافقین که به دلایلی از سوی سازمان طرد شده و علی‌رغم اصرار برای حضور دوباره در جمع منافقین، رهبر سازمان بازگشت وی را مشروط به گذراندن یک دوره انزوا و بازسازی فکری ۴۰ روزه کرده بود (!) مسئولیت تعدادی از زندانیان سیاسی را برعهده داشت که بعدها برخی از اعضای این جمع به سازمان منافقین پیوستند و تعدادی نیز پس از آزادی به سوی مردم مسلمان و انقلابی بازگشتند.

لطف‌الله میثمی نیز با بیانیه‌ جمع زندانیان مسلمان مخالف ورزید و اعلام کرد که جمع آنها برای وحدت! بیانیه مشترک مارکسیست‌ها و منافقین را امضاء خواهد کرد و چنین کردند. یک جمع کوچک 6 نفره نیز که دو طلبه در میان آنها بود و به جمع میثمی نزدیک بودند، پاسخی دقیقاً شبیه پاسخ لطف‌الله میثمی داده و اعلام کردند برای حفظ وحدت(!) بیانیه مارکسیست‌ها را امضاء می‌کنند! گفتنی است که دو طلبه این جمع بعد از آزادی همواره با خط اصیل انقلاب و امام(ره) زاویه داشتند و هر دو تن به بیت‌ آقای منتظری پیوسته و در جریان عزل منتظری از جایگاه قائم‌مقام رهبری -که این جایگاه نه قانونی بود و نه ایشان لایق آن- تلاش بی‌نتیجه‌ای در حمایت از وی داشتند.

در آن هنگام بحث و استدلال با کسانی که مدعی بودند به خاطر حفظ وحدت(!) با مارکسیست‌ها و منافقین، بیانیه جمع زندانیان سیاسی مسلمان را امضاء نمی‌کنند، نتیجه‌ای نداد. به آنان گفته می‌شد، چگونه ادعای مسلمان بودن و انقلابی بودن دارید ولی در همان حال به جای وحدت با توده‌های میلیونی و انقلابی مردم مسلمان، وحدت با دشمنان اسلام و انقلاب و مردم را برمی‌گزینید؟ اگر با مارکسیست‌ها و منافقین همدل و همراه هستید با صراحت اعلام نمی‌کنید و اگر چنین نیست و همانگونه که ادعا می‌کنید، مسلمان و طرفدار انقلاب بر پایه آموزه‌های اسلامی هستید، چرا وحدت با انبوه اقیانوس‌گونه مردم مسلمان و انقلابی را وا می‌گذارید و به وحدت با دشمنان آنان روی می‌آورید؟... پاسخ آنها فقط سکوتی بود سؤال‌برانگیز و یا جملاتی بی‌سر و ته و بی‌معنی ...

هر دو بیانیه مورد اشاره، یعنی بیانیه جمع زندانیان سیاسی مسلمان و بیانیه مشترک مارکسیست‌ها، منافقین، جمع میثمی و 6 نفر یاد شده، تهیه و امضاء و از طریق ملاقاتی‌ها به بیرون فرستاده شد که متن کامل آنها در آرشیو روزنامه‌های آن روز و نیز، در مرکز اسناد انقلاب اسلامی موجود است.

۲- در حالی که بازداشت نظامیان متجاوز انگلیسی به آب‌های سرزمینی ایران اسلامی، افسانه امپراطوری بریتانیای کبیر و ابرقدرتی آمریکا را برای چندمین بار به چالش کشیده است تا آنجا که دشمنان تابلودار نظام با صراحت و به ناچار از قدرت جمهوری اسلامی ایران و عزت و اقتدار آن سخن می‌گویند، رسانه‌های غربی اعتراف می‌کنند که ایران با نمایش قدرت در ماجرای بازداشت نظامیان انگلیسی و مدیریت پرتوان ماجرا، آمریکا و انگلیس را تحقیر کرده است، مردم انگلیس دولت تونی بلر را به بی‌لیاقتی و آبروریزی متهم کرده و با مقایسه میان برخورد انسانی ایرانی‌ها با نظامیان دستگیر شده و برخورد وحشیانه ماموران آمریکایی و انگلیسی با اسیران در زندان‌های ابوغریب، گوانتانامو و بازداشتگاه‌های مخفی سیا در اروپا، تمدن ایران اسلامی را به رخ دولت‌های غربی مدعی تمدن می‌کشند و قدرت‌های غربی را به دروغ‌پراکنی ۲۸ ساله درباره نقض‌حقوق بشر در ایران متهم می‌کنند و ... در داخل کشور، برخی از گروه‌های سیاسی و مطبوعات وابسته به آنها به جای همراهی و همدلی با ملت و هموطنان خود، زبان دولتمردان آمریکایی و انگلیسی – و نه ملت‌های آمریکا و انگلیس- را به کام گرفته و ناشیانه می‌کوشند دستاوردهای ناشی از عزت و اقتدار ایران اسلامی را به نفع دشمنان تابلودار مردم، مخدوش قلمداد کنند.

در این باره اگر چه گفتنی‌ها بسیار و نمونه‌ها فراوان است ولی تلاش مضحک روزنامه اعتمادملی می‌تواند مثال‌زدنی باشد و نمونه‌ای از تلاش ورشکستگان به تقصیر در عرصه سیاست تلقی شود. ورشکستگان که به خوبی می‌دانند نه فقط در میان ملت‌ جایی ندارند بلکه برای قدرت‌های بیرونی هم بیشتر از مهره‌های سوخته و برگ‌های بازی شده و باخته، ارزشی ندارند.

ارگان حزب اعتماد ملی در شماره روز سه‌شنبه۲۱ فروردین‌ماه خود طی مقاله‌ای که یادآور اطلاعیه‌های بست‌نشستگان سفارت انگلیس در زمان مشروطیت است، به مرثیه‌خوانی برای نظامیان بازداشت شده انگلیسی پرداخته و مسئولان جمهوری اسلامی ایران -بخوانید توده‌های مردم- را ملامت کرده است که چرا با دستگیری آنها، به گردشگری و حضور توریست‌های اروپایی در ایران لطمه زده‌اند! خلاصه‌ای از این مقاله در ستون اخبار ویژه امروز کیهان آمده است و نیازی به تکرار نیست. اما «شاه» بیت این غزل حقیرانه را بخوانید:

«حالا فصل سفر است، به هر نقطه دنیا که سفر کنی، بهار نفسی تازه به هوای آنجا دمیده است، اما انگار هوای ایران این روزها به شدت ابری است که دیگر حتی پرنده‌ای هم در آسمان نمی‌پرد، گل‌های محمدی کاشان امسال دیگر چشم‌های آبی که از بوی خوش گلاب مست شده‌اند را نمی‌بینند، همین داستان برای دشت‌های شقایق و لاله شیراز هم اتفاق می‌افتد، امسال بهار ایران ابری است.»!... چرا؟! از زبان حزب اعتماد ملی بخوانید «این رویا- حضور توریست‌های چشم‌آبی – همان روزها که پرونده هسته‌ای ایران وارد مرحله جدیدی شد به سوی دست‌نیافتنی شدن پیش رفت و راه‌های سفر به ایران را ناامن کرد تا این که با بازداشت ملوانان انگلیسی – نه نظامیان- در آب‌های ایران به طور کامل راه‌ها بسته و همه سفرهای اروپایی به ایران. لغو شد»!!

نکته در خور توجه آن که اعتماد ملی در حالی از خودداری توریست‌های اروپایی برای سفر به ایران می‌نویسد که در همان گزارش از سختگیری سفارتخانه‌های ایران در کشورهای اروپایی برای صدور ویزای توریستی به ایران خبر می‌دهد!! و ...

۳- باید از جناب آقای کروبی که مسئولیت این روزنامه را برعهده دارند و مدعی پیروی از خط امام نیز هستند – که انشاءالله چنین باشد!- پرسید؛ شما را چه می‌شود؟! و از نظر جنابعالی ادعای پیروی از خط امام با حمایت از نظامیان انگلیسی متجاوز به آبهای سرزمینی ایران چگونه قابل توجیه است؟ و آیا می‌دانید روزنامه ارگان حزب جنابعالی در پوشش نام شما -و خدای ناخواسته با موافقت شما!!- چه می‌کند؟! آیا جنابعالی با مواضعی که به نام شما در روزنامه حزب شما اتخاذ می‌شود موافق هستید؟ اگر پاسخ منفی است چرا در مقابل این همه مواضع همخوان با آمریکا و اسرائیل سکوت فرموده‌اید؟ و اگر موافق هستید که وای بر شما ...

جناب کروبی! ماجرای حزب شما تلخ‌تر از آن است که بر زبان و قلم آید، و سکوت حضرتعالی تلخ‌تر و تعجب‌آورتر. به عنوان مثال، آیا حضرتعالی دستور فرموده‌اید که آقای حسن کریم‌زاده در روزنامه حزب شما ستون داشته باشد؟ شخصی که به دلیل کشیدن کاریکاتوری زشت علیه حضرت امام(ره) محکوم شده بود و اخیراً به همین علت از سوی کمیته ارتباطات سازمان ملل متحد جایزه دریافت کرده است؟! انشاءالله که شما از این همه دشمنی آشکار حزب تحت مسئولیت خویش با امام و انقلاب بی‌خبر باشید و گرنه ...