سیروس محمودیان
ماجرای نفوذ منافق تروریست مسعود کشمیری در مراکز امنیتی کشور و مسؤولیت مشخص سعید حجاریان در مسند معاونت مرکز ضدجاسوسی نخستوزیری آن دوران از چنان اهمیتی برخوردار است که ضرورت بازبینی اسناد سالهای 58 و 59 را صد چندان میکند. در آن مقطع کشمیری علاوه بر فعالیت در شورای امنیت ملی به نمایندگی از کمیته اداره دوم ارتش عضو موثر و سرپرست ستاد خنثیسازی کودتای نوژه بوده که حجاریان نیز عضو آن ستاد بوده است. در واقع فراری دادن سرهنگ احسان بنیعامری، رهبر کودتای نوژه و ارائه پیشنهاد انحلال ارتش به حضرت امام خمینی(ره) [ اگرچه با واکنش منفی معظمله روبهرو شد] از خیانتهای آشکار کشمیری در آن مقطع حساس است. مرحوم زوارهای در این باره از تریبون مجلس سوالی را مطرح میکند که اصولا فردی جز حجاریان توان پاسخگویی به آن پرسش را ندارد. زوارهای پرسشگرانه فریاد سرمیدهد: «مطلب دیگر آقای کشمیری به عنوان سرپرست کمیته خنثیسازی کودتای نوژه تمام جریانات کودتای نوژه را در دست میگیرد و یک عاملی که قرائن نشان میدهد به احتمال زیاد عضویت سیا را دارد، تمام سرنخهای اصلی سیا را در این کودتای خائنانه کور میکند و قطع میکند و بعد چطور میشود؟»
همچنین رضا گلپور در صفحه 470 کتاب جنجالی شنود اشباح که در دوره اصلاحات به چاپ رسیده اما بلافاصله پس از چاپ دستور جمعآوری آن از کتابفروشیهای کشور از سوی شخص خاتمی صادر شد، به نقل از منبعی موثق مینویسد: «در کمیته خنثیسازی نقاب بعد از محسن رضایی، مهدی منتظری سرپرست شد... وقتی جمعی خدمت حضرت امام رفتیم کشمیری هم بود، متنی را که تنظیم شده بود، خواند که لب حرف این بود که به ارتش امیدی نیست و نحوه پیشنهاد انحلال ارتش بود... خب کشمیری رابط رکن 2 ارتش با مجموعه ضدکودتا بود. یعنی رضوی که نماینده اداره دوم بود... جواد قدیری هم بود... اما خب کشمیری با بعضی از این افراد رفیق بود، با بعضی همکار بود با بعضی همباند بود. شرایطی پیش میآمد دسترسیهای خطرناک اطلاعاتی پیدا میکرد...». در این میان برخی معتقد هستند که داوودیشمسی معرف کشمیری به نخستوزیری بوده است اما داوودیشمسی ضمن انکار موضوع و سیاسی جلوه دادن مساله رسیدگی به پرونده ناتمام انفجار دفتر نخستوزیری! میگوید: «همه جا نوشتهاند من معرف کشمیری بودم لیکن اصلا من از ورود وی به نخستوزیری خبری هم نداشتم».
از سوی دیگر خسرو قنبریتهرانی، مسؤول وقت اطلاعات و تحقیقات نخستوزیری و از دوستان نزدیک سعید حجاریان فردی است که به اتهام دست داشتن در انفجار دفتر نخستوزیری چند ماهی را که جزو بدترین لحظات زندگیاش میداند، در بازداشت و سلول انفرادی بسر برده است طی اظهارنظری بسیار مشکوک نحوه ورود کشمیری به نخستوزیری را نامشخص اعلام میکند. او طی مصاحبهای که بعدها در ویژهنامه نوروز 89 روزنامه ایران به چاپ رسید، میگوید: «ورود کشمیری دقیقا مشخص نیست. گویا به واسطه سربازی همه او را میشناختند... اما جالب آن است هنگامی که قرار شد کشمیری را جهت دبیرخانه شورای امنیت نخستوزیری بیاوریم بحثی بین من و محسن رضایی درگرفت که وی را با خود ببریم چرا که در آن زمان نیروی کارآمد و مومن کم بود». کمی بازنگری در سوابق تهرانی از نکات راهبردیتری رونمایی میکند. تهرانی که متولد 1333 و فارغالتحصیل دبیرستان علوی متعلق به انجمن حجتیه و همکلاس اعضای ردهبالای منافقین همچون مهدی ابریشمچی بوده است، همانند اغلب دوستان اختصاصی حجاریان سابقه عضویت در سازمان منافقین داشته و به دلیل عضویت و فعالیت تشکیلاتی در سازمان منافقین در سالهای 54 تا57 حدود 3 سال زندان بوده و در حال حاضر نیز معاون یک دانشکده غیردولتی در حومه تهران است. به هر حال تهرانی که در جریان رسیدگی نیمهتمام آن زمان به پرونده انفجار دفتر نخستوزیری چند ماهی را در زندان بسر برده است سعی میکند با 2واژه مبهم «دوران سربازی» و «همه» ضمن گم کردن نشانی معرف اصلی کشمیری بر پیپچیدگی کلاف بیفزاید. البته او هرگز روشن نمیکند که چگونه و چرا قرار شد کشمیری به شورا بیاید یا ضمیر جمع واژه پرمعنا و کلیدی «بیاوریم» مشمول چه کسان دیگری میشود. درباره سوابق همکاری کشمیری با منافقین و دستگیری وی هنگام خروج غیرقانونی اسناد از اداره دوم ارتش، اسناد محکم و روشنی وجود داشته که حجاریان هرگز آنها را نمیبیند؛ حجاریانی که بعد از خودکشی سعید امامی مدعی میشود او طی یک مصاحبه گزینشی سریعا متوجه مشکوک بودن امامی شده و در حاشیه پرونده گزینشی وی نیز همین نکته را مکتوب میکند که در حال حاضر ضروری است او به عنوان معاون وقت مرکز ضدجاسوسی نخستوزیری پاسخگوی مراجع قضایی باشد که چرا به هشدارهای داوودیشمسی درباره منافق بودن کشمیری توجهی نکرده است.