تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۲۰۶۶۹۱

مجتبی شجاعی: اصولا در حوزه روابط بین‌الملل تصمیم‌گیری در سیاست خارجی بر پایه اصول، شرایط و و قواعدی انجام می‌گیرد که بر اساس ضرورت‌های ساختاری کشور‌ها بوده و از سوی دیگر نیز تامین‌کننده منافع ملی و امنیت ملی کشور باشد. هر تصمیمی در حوزه روابط خارجی باید معطوف به تولید امنیت، منافع و اقتدار ملی برای کشور شود. بررسی سیاست خارجی دولت دهم با توجه به شرایط جهانی، نسبت شرایط کنونی درونی نظام با نظام‌های جهانی، حجم تحریم‌ها و تهدیدهایی که از سوی نظام استکبار علیه ایران اعمال می‌شود و همچنین فعل و انفعالات بین‌المللی، دارای اهمیت مضاعف و حیاتی است. به اذعان اکثر کارشناسان و ناظران سیاسی منصف و بی‌طرف و همچنین مردم -که خود برترین کارشناسان هستند- سیاست خارجی و بین‌الملل دولت دهم از نقاط قوت عملکرد این دولت و از جمله ممیزات و برتری‌های آن نسبت به دیگر دولت‌های بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی به شمار می‌آید. در ارزیابی عملکرد دولت دهم ممکن است نقاط قوت و ضعفی وجود داشته باشد و در عرصه سیاست خارجی و بین‌المللی در مجموع صرف‌نظر از برخی اعمال تاکتیک‌های قابل نقد، در فهرست نقاط قوت دولت قرار می‌گیرد که جمهوری اسلامی و ملت ایران را در موضعی عزتمندانه‌تر از قبل در صحنه‌های جهانی قرار داده است. بی‌شک در این سال‌ها اصلی‌ترین علت دشمنی استکبار جهانی علیه نظام اسلامی در قالب‌های بی‌وزن صدور قطعنامه‌ها، تحمیل تحریم‌ها و فشار بر نظام اسلامی، به ظرفیت محبوبیت و صدور مکتب اسلامی، روند سریع توسعه همه‌جانبه ملی، ایستادگی نظام اسلامی در برابر زیاده‌خواهی‌های استکبار و اثر تحرکات شفاف بازمی‌گردد.
برگ برنده دیپلماسی دولت دهم منطبق بر ابزار اقناع دولت و شخص آقای رئیس‌جمهور، مذاکره و گفت‌وگو و تبیین مسائل در حوزه رسانه و دیپلماسی عمومی بوده و این سیاست مثبت به ‌صورت مداوم در حال انجام بوده و هست. رویکرد و سیاست خارجی کلان دولت دهم، ثابت و جهت‌گیری‌های عمومی هم به نسبت دولت نهم یکسان مانده و تنها شاهد بوده‌ایم با نوعی ظرافت سیاسی تاکتیک‌ها و روش‌ها گاهی به اقتضای شرایط تفاوت کرده و راهبرد عمومی دولت دهم در دیپلماسی، مقاومت و عدم تسلیم در برابر زورگویی قدرت‌هاست و اگر این موضع را رویکرد اساسی سیاست خارجی بدانیم، طبعا هیچگونه تغییری در این سیاست ایجاد نشده است. کارکردهای مربوط به سیاست خارجی دولت دهم علاوه بر عزت و اقتدار لزوما با حکمت، مصلحت، تدبیر و هوشیاری دستگاه دیپلماسی آقای رئیس‌جمهور همراه بوده و اگر چنین چیزی رخ نمی‌داد، امروز در تمام زمینه‌های مربوط به سیاست خارجی عملکرد مسؤولان مثبت و بیش از پیش تامین‌کننده منافع ملی نظام و در نهایت مورد تایید رهبر معظم انقلاب و مردم نبوده و موج ایران‌دوستی ملل عالم در بسیاری عرصه‌ها و در خارج از مرزها اینگونه نمایان نبود. شاخص دیگر بر این مدعا که سیاست خارجی نظام در این سال‌ها با جهشی بلند روبه‌رو بوده شکست حجم انبوه تحریم‌ها بر ملت ایران است که موجب شده تحریم‌ها در مقابل همت بلند ملت سرافراز ایران مانند شمشیری زنگ‎زده شده است. اگر مواضع غربی‌ها را در حال حاضر با چند سال گذشته مقایسه کنید، به‎وضوح روشن است که دولت با سیاست دفاع هجومی از زمین حریف با تمام قوا موجب شود. خیلی از خطوط قرمز غرب گسسته شوند و آرمان‌های نظام در حوزه سیاست خارجی امروز با همت دولت دهم و همراهی ملت و حمایت رهبری به واقعیت اتصال یابد. تازه در این سال‌ها و با وجود عدم یکدستی و یکصدایی فضای داخلی در مقابل رویدادهای جهانی و تضاد آرای داخلی که بخشی از آن نیز به شیطنت غربی‌ها و دستکاری آنان بازمی‌گردد و با وجود همه موانع و اصطکاک‌ها، وزارت امور خارجه ایران توانسته نمره قابل قبولی در عرصه وظایف و نمود آنها کسب کند. نمی‌توان سیاست‌های دولت دهم را بدون نگاه استراتژیک به جایگاه جمهوری اسلامی ایران پس از روی کار آمدن آقای احمدی‌نژاد بررسی و قضاوت کرد.
در گذشته در داخل کشور یک تصویر و در خارج از کشور تصویر دیگری از جمهوری اسلامی رقم خورده که کاملا متفاوت بود. به‌رغم این شرایط دولت توانسته با مدیریت مناسب دیپلماتیک، نگاه‌های مثبت را متوجه ایران اسلامی کند و روز به روز در معرفی نظام و ارزش‌ها به جهانیان موفق‌تر باشد و بر محبوبیت نظام نزد جهانیان و دولت‌ها بیفزاید. به هر حال دیپلماسی یعنی تاثیر و نفوذ و در نهایت جلب منافع ملی و در سال‌های اخیر آن چیزی که مقامات آمریکایی درباره خاورمیانه اذعان کرده‌اند، این نکته است که بدون توجه به تاثیر و نفوذ ایران نمی‌توانند سیاست‌های یکسویه و جانبدارانه خود را پیش ببرند. وقتی این موضوع را بیان می‌کنند، این به‎معنای موفقیت دیپلماسی است چون اگر دیپلماسی ناموفق باشد، هیچ دلیلی برای بیان چنین تحلیلی نبود و این خود معیار موفقیت سیاست خارجی ماست. امروزه در امتداد دولت نهم و تداوم همان سیاست‌ها در دولت دهم، نگاه بیشتر ملت‌های دنیا نسبت به ایران این است که تنها کشوری که توانسته در مقابل سیاست‌های آمریکا ایستادگی کند ایران اسلامی است اما در داخل متاسفانه بعضا نگاه‌ها متفاوت است. در داخل برخی‌ها معتقدند سیاست‌ها و نوع نگاه آقای احمدی‌نژاد مانعی جدی بر سر راه توسعه ملی است. یعنی زمینه را برای توسعه ملی ما کاهش می‌دهد و امکان جذب سرمایه‌های خارجی و ایجاد ارتباطات مناسب را کمتر می‌کند که این قشر فارغ از نگاه کارشناسانه و عدم آینده‌نگری و گاهی عامدانه و متاثر از تفکرات القایی غرب و توهمات رسانه‌ای آنان اینگونه قضاوت می‌کنند. اینکه دولت نهم و دهم تحرک ویژه‌ای در برخی از بخش‌ها انجام داده باشد امری جدی است. امروز تحرکاتی که در منطقه آمریکای لاتین صورت گرفته قطعا نقطه درخشان کار دولت نهم و دهم در عرصه دیپلماسی ایران بوده و عمق مرز استراتژی کشور را بسیار بالا برده است. در یک دوره زمانی عمق نگاه ما همان مرزهای خودمان بود و بعد آن را تا مرزهای لبنان هدایت کردیم و در حال حاضر آن را تا آمریکای لاتین گسترش داده‌ایم و این بسیار هوشمندانه طراحی شده است. تغییراتی نیز که در آمریکای لاتین رخ داد یا بخشی از آن از آگاهی جدی و پیش‌بینی‌های درست ما نسبت به آینده ناشی می‌شد یا نتیجه طراحی‌های کشور بود. وقتی از رهبری به نام چاوز حمایت می‌شود و دیگر کشور‌ها می‌بینند که چاوز موفق شده است رویکردشان به اشخاصی هدایت می‌شود که مانند چاوز می‌اندیشند و این به معنی تسری نوعی از دیدگاه‌های ماست.
از دیگر فعالیت‌های بارز سیاست خارجی دولت دهم که موجب موفقیت آن شده است، می‌توان به تشکیل گروه‌های دوستی حول اشتراکات مختلف در سطح منطقه و بین‌الملل، نقش‌آفرینی بیشتر در مدیریت سازمان‌های بین‌المللی مانند اوپک، چیدمان مناسب سفرا، توجه به حوزه فرهنگ در نگاه دیپلماتیک نظام، ابتکارات رسانه‌ای شخص رئیس‌جمهور، استفاده از ظرفیت تریبون‌های جهانی برای رساندن ندای آزادگی به جهان، توجه به بخش اقتصاد در حوزه سیاست خارجی و انتخاب مناسب گروه‌های همراه در سفرهای خارجی و مذاکرات مختلف، استفاده مناسب از ظرفیت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و شورایعالی امنیت ملی، ضلع‌سازی در بازی‌های سیاسی در سطح منطقه خاورمیانه و جهانی، قدرت بیان و استواری بر مواضع، استفاده از ظرفیت مناسب ایرانیان خارج از کشور، تحلیل توام چالش‌های خارجی و داخلی در پیوند با هم و... اشاره کرد. اما در میان دستاوردهای کلان سیاست‌های خارجی دولت دهم که به بخشی از آنها نیز اشاره شد، انتخاب ریاست ایران بر یک سازمان فراگیر و موثر در عرصه اقتصاد و سیاست جهانی به نام اوپک آن هم به عنوان عیدی سال 2011 دارای حلاوت خاصی است. این اتفاق از این رو اهمیت دارد که نظام سلطه به رهبری آمریکا، همه توان خود را برای تحت فشار قرار دادن ایران به دلیل پیشرفت‌های برنامه هسته‌ای به کار گرفته و حضور ایران در این عرصه می‌تواند قدرت بین‌المللی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی را بالا ببرد. اعضای اوپک شامل 12 کشور مستقل از 3قاره جهان یعنی ایران، عربستان، کویت، ونزوئلا، عراق، قطر، الجزایر، اکوادور، لیبی، امارات متحده عربی، نیجریه و آنگولا می‌شود که در مجموع 79 درصد از ذخایر اثبات شده نفت و گاز و حدود 44 درصد از تولید انرژی جهان را در اختیار دارند. بنا به اعتقاد تحلیلگران با توجه به بحران‌های سیاسی و اقتصادی فشرده‌ای که گریبانگیر اغلب کشورهای دنیا شده است، ریاست ایران بر اوپک در سال 2011 می‌تواند تاثیر زیادی بر معادلات و مبادلات اقتصاد انرژی جهان داشته باشد. اوپک به عنوان یک سازمان طبق اساسنامه اهداف راهبردی را برای خود در نظر گرفته است. این اهداف عبارتند از ایجاد هماهنگی و وحدت در خط‌مشی‌های نفتی کشورهای عضو، تعیین بهترین شیوه‌ها برای تامین و حفظ منافع فردی و جمعی آنها، یافتن راه‌ها و وسایل تامین ثبات بازار نفت، توجه کافی و مستمر نسبت به منافع کشورهای تولیدکننده و حفظ درآمد ثابت برای آنها و عرضه کافی، اقتصادی و منظم نفت به کشورهای مصرف‌کننده.
اگرچه رسانه‌های غربی ترجیح دادند حداکثر سکوت را در این زمینه اختیار کنند اما افزایش نقش منطقه‌ای ایران موجب شده که کشورهای دیگر نتوانند با ریاست ایران بر اوپک مخالفت کنند. رسانه‌های غرب در مقابل این پیروزی سیاسی ایران در شرایطی که هر روز بحث تحریم‌های آمریکا را مطرح کرده و درباره تاثیرات آن بزرگنمایی می‌کنند به سیاست سکوت متوسل شده‌اند زیرا هر تحلیلی از این ماجرا به معنای اقرار به نقش ویژه ایران در منطقه و در بین کشورهای تولیدکننده و صادرکننده نفت است. این رسانه‌ها به شکل بسیار جزئی تنها به اصل خبر پرداختند. در شرایطی که جمهوری اسلامی در معرض ادعاهای آمریکا برای تحریم‌های نفتی قرار دارد بیش از گذشته در بازار نفت تعیین‌کننده خواهد بود. انتخاب ایران پس از 36 سال و برای نخستین‌بار بعد از انقلاب بر یک سازمان موثر مانند اوپک و همزمانی غیرتصادفی این رویداد با دولت عدالت‌محور دهم، خود برگ زرین دیگری از درایت و کفایت دستگاه دیپلماسی دولت دهم است.