تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۶ - ۱۳:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۲۰۶۷۰
با اعلام زمان قطعی کناره‌گیری از قدرت

تونی بلر، نخست‌وزیر بریتانیا، روز گذشته میهمان ویژه ملکه این کشور بود. بلر که در یک دهه گذشته با رهبری حزب کارگر و همزمان نخست‌وزیری انگلیس سکان هدایت این کشور را در دست گرفته بود، این بار به دیدار ملکه از آمریکا باز گشته شتافته بود تا موافقت وی را برای کناره‌گیری از قدرت جلب کرده و به تمامی شبهاتی که در مورد عدم تمایل وی به کناره‌گیری از قدرت وجود داشت، پایان دهد. بلر امروز هم قرار است با صدور بیانیه‌ای زمان خداحافظی خود از دفتر نخست‌وزیری را به اطلاع شهروندان برساند.

مردی که از شکست متنفر است

بلر ماه‌ها پیش، زمانی که مخالفت‌ها در درون حزب کارگر با تداوم رهبری او اوج گرفته بود، در سخنانی به پایبندی خود به اصول حزبی تاکید کرده بود. نخست‌وزیر انگلیس در حالی که متهم شده بود با امتناع از واگذاری قدرت به سیاستمداری دیگر که بتواند وجهه حزب را ترمیم کند، گفته بود: می‌گویند من از حزب متنفرم و می‌گویند من عاشق قدرتم اما من می‌گویم که عاشق مردم هستم و تنها از شکست متنفرم.

بلر بدین‌ترتیب بار دیگر به همگان اطمینان داده بود که حاضر است برای موقعیت حزب کارگر خود را قربانی کرده و از صحنه سیاسی کناره‌گیری کند.

قهرمانی که قربانی شد!

مردان بریتانیا خاطره خوشی از دوران حضور 10 ساله بلر در نخست‌وزیری دارند. پایان تقریبا خوش درگیری‌های ایرلند، سیاست‌های موفق اقتصادی که حتی رکورد جهانی پس از 11 سپتامبر هم مانعی فراروی آن نبود، نزدیک کردن دولت به مردم، کاهش هزینه‌های زائد و افزایش توجه به مستمری‌بگیران و خدمات عمومی، نکات مثبت کارنامه نخست‌وزیر انگلیس محسوب می‌شوند. اما چرا بلر با تمام این نمرات قبولی، اکنون مجبور شده است قدرت را برای حفظ برتری حزب خود ترک کند؟ پاسخ این پرسش را شاید هیچکس به خوبی جرج بوش، مردی که محبوب‌ترین نخست‌وزیر انگلیس را به مسلخ بدنامی و شکست کشاند، نمی‌داند!

نقطه ضعف بزرگ بلر یا دولت کارگری، همراهی با پسرعموهای آمریکایی‌شان بود. پیوند حیرت‌آور حزب چپ‌گرای کارگر با محافظه‌کاران نوین آمریکایی، هر قدر به نفع واشنگتن تمام شد، برای لندنی‌ها حاصلی جز دردسر و شکست نداشت.

دیپلماسی بلر اکنون تنها در یک واژه خلاصه می‌شود؛ «شکست». بحران عراق و افغانستان و تلفات نیروهای نظامی انگلیس در این دو کشور و بهای همراهی با آمریکا چنان اوضاع را برای نخست‌وزیر دشوار کرده که راهی جز کناره‌گیری از قدرت پیش‌روی ندارد تا شاید با روی کار آمدن رهبری جدید، اذهان عمومی از این امر منحرف شوند.

بلر پیش از این نیز تبعات همراهی با بوش را چشیده بود. پیروزی‌های چشمگیر لیبرال دموکرات‌هایی که حالا به تدریج خود را به عنوان قطب سوم قدرت در این کشور تثبیت کرده‌اند، تنها با حمله به سیاست خارجی بلر، به ویژه همراهی او با آمریکایی‌ها در جنگ عراق حاصل شد. در شرایطی که محافظه‌کاران، رقبای سنتی حزب کارگر، در بهترین شرایط به سر می‌برند بلر با دردسری مضاعف مواجه بود؛ او از یک سو باید روند نزولی سقوط محبوبیت حزب کارگر (و در واقع خود) را مهار کند و از سوی دیگر باید دست لیبرال‌ دموکرات‌ها را از سبد آرای خود قطع کند. نخست‌وزیر انگلیس ترجیح می‌دهد این دو وظیفه نه چندان ساده را به جانشین خود واگذار کند.

براون؛ دولت یا رقیب؟

مردی که قرار است جانشین بلر شده و حزب کارگر را احیا کند، سیاستمدار کهنه‌کار و محبوب انگلیسی‌ها، گوردون براون است. براون به باور بسیاری از مردم انگلیس، عامل اصلی موفقیت‌های اقتصادی دولت کارگری محسوب می‌شود. دوران حضور وی در سمت «خزانه‌دار» مملو از برگ‌های برنده است اما آیا این اقتصاددان برجسته می‌تواند در عرصه سیاست‌ خارجی هم موفق شود؟ آیا تلاش وی و حزب برای منحرف کردن افکار عمومی از شکست‌های دیپلماتیک و جلب توجه به دستاوردهای اقتصادی، موثر خواهد بود؟

براون و بلر بارها در انظار عمومی از یکدیگر حمایت کرده‌اند و به ستایش از هم پرداخته‌اند. در پس پرده این نقاب دوستی اما ظاهراً باید 15 سال رقابت سیاسی را یافت، دورانی که طی آن، پیروزی همواره با بلر بوده است. اکنون اما زمان پیروزی براون فرا رسیده است!

دو سیاستمدار ارشد حزب کارگر هر چند در انظار عمومی «یک‌ تیم» محسوب می‌شدند اما افشای اسنادی، از روابط تلخ این دو سیاستمدار حکایت می‌کند. گاردین در ابتدای این هفته اسنادی را منتشر کرد که نشان می‌داد چگونه بلر پس از تشدید رقابت‌های دورن حزبی و به طور خاص زمانی که متوجه شد براون تهدیدی جدی برای اوست، تصمیم گرفت تا وزارت خزانه‌داری را تبدیل به دو سازمان جداگانه کرده و وزیر محبوب رای‌دهندگان را به سمتی در وزارت خارجه بفرستد! مشاوران نخست‌وزیر ظاهرا طرح محرمانه 200 صفحه‌ای را هم آماده کرده بودند اما نتایج نظرسنجی‌ها نشان داد که رقم زدن چنین سرنوشتی برای براون به سقوط شدید محبوبیت بلر می‌انجامد. پس از این بود که نخست‌وزیر تصمیم گرفت همچنان به «تحمل» وزیر خرانه‌داری خود ادامه دهد.

روابط میان طرفین در این بازه زمانی باز هم رو به وخامت رفت. در شرایطی که از همان اواسط سال 2005 انتظار می‌رفت بلر با کناره‌گیری از قدرت به براون فرصت حضور در این سمت را بدهد، بدقولی‌های مکرر او باعث تیرگی بیشتر روابط میان طرفین شد. تنها در ماه‌های پایانی سال 2006 بود که با مشخص شدن کناره‌گیری قطعی بلر، براون مطمئن شد که حداقل برای یک بازه حدودا دو ساله می‌تواند رویای اقامت در ساختمان شماره 10 داونینگ استریت را تجربه کند.

بلر امروز در حالی عزم خود برای کناره‌گیری اعلام و حتی زمان آن را مشخص می‌کند که بسیاری معتقدند وی هرگز راضی به این نبوده است که رهبری حزبی خود «به زندگی بازگردانده» را به رقیب کهنه‌کارش بسپارد!

غریب اما دوست‌داشتنی!

نخست‌وزیر انگلیس را تنها می‌توان با تعبیر «غریب اما دوست‌داشتنی» توصیف کرد. او با رفتار عجیب خود عملا ساختار سنتی قدرت در این کشور به شدت سنت‌گرا را دچار تحول کرد. بلر چنان قدرت و سیاست را به میان مردم کشانده که پیش از آن کمتر امکان تصورش وجود داشت. نخست‌وزیر انگلیس نه اشراف‌زاده بود و نه به رفتارهای اشرافی علاقه داشت. او که روزگاری دایانا را «شاهزاده مردم» خوانده بود، می‌خواست «نخست‌وزیر مردم» باشد نه لردها و اعیان! در این میان شاید اگر جنگ عراق و افغانستان، پیش از آن «11 سپتامبر» پیش نمی‌آمد، سیاستمداری که به باور بسیاری محبوب آن چهره سیاسی تاریخ بریتانیا بود، می‌توانست همچنان در اوج مانده و بر اریکه قدرت تکیه بزند.

هر چند سیر حوادث چندان مطابق انتظار او نبود و سرنوشت دیگری را برای او رقم زد، اما بلر باز همچنان هوشمند و زیرک بود که کناره‌گیری خود از قدرت را زمانی اعلام کند که مطابق نظرسنجی‌ها هنوز هم از رقبای سیاسی خود محبوب‌تر است. جای تعجب نیست اگر نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که بخش عمده‌ای از مردمان بریتانیا می‌گویند فقدان حضور وی در مسند قدرت را حس خواهند کرد و دلتنگ سیاستمداری خواهند شد که با لبخند به استقبالشان می‌آمد!

بلر کیست؟

آنتونی چارلز لنیتون بلر، نخست‌وزیر پادشاهی متحده بریتانیایی کبیر و ایرلند شمالی (عنوان رسمی نخست‌وزیر)، لرد اول خزانه‌داری، وزیر خدمات اجتماعی و رهبر حزب کارگر، متولد 6 می 1953 در ادینبورگ است.

بلر که در دوران جوانی گیتاریست یک گروه موسیقی به نام «شایعات زشت» بود، در دوران حضور در دانشگاه آکسفورد با شری بوث، دختر تونی بوث بازیگر معروف انگلیسی، آشنا شده و 4 سال بعد با او ازدواج کرد. تونی جوان پس از ازدواج و در حالی که هنوز امکان کار مستقل به عنوان یک وکیل مدافع یا مشاور حقوقی را نداشت، برای گذران زندگی، مجبور به کار به عنوان گارسون رستوران و بازاریاب بیمه شد.

بلر در سال 1975 به حزب کارگر پیوسته و در می 1982 با کسب 10 درصد آرا در انتخابات بیکونسفیلد، شکست سختی را تجربه کرد. سیزده ماه بعد او موفق شد با کسب کرسی تازه ایجاد شده منطقه سگفیلد، به پارلمان راه یابد. یک سال بعد بود که او به عنوان سخنگوی خزانه‌داری انتخاب شد و در سال 1987 معاون سخنگوی وزارت صنایع و تجارت شد. بلر در سال 1988 به عضویت در «کابینه سایه» در آمده و به عنوان وزیر در سایه وظیفه انتقاد و ارائه راهکار در زمینه «اشتغال» را بر عهده گرفت.

وی مدتی بعد به عنوان عضو کمیته اجرایی ملی (اصلی‌ترین مجمع حزب کارگر) انتخاب شده و در سپتامبر 1992، وزیر کشور در سایه شد. در سال 1994 او رهبر حزب کارگری شد که همچنان با شکست‌های متوالی در جایگاه حزب مخالف باقی مانده بود.

بلر با در دست گرفتن رهبری حزب، توانست برنامه مدرن‌‌سازی جدی‌ای را به اجرا گذاشته و پس از 15 سال این حزب را به پیروزی برساند. تونی بلر بدین ترتیب در سال 1996، در سن 43 سالگی به عنوان جوان‌ترین نخست‌وزیر انگلیس انتخاب شده و متعاقب آن با اصلاح بخش‌هایی از اساسنامه حزب از جمله موارد مربوط «به ملی کردن تمامی بخش‌های خدمات عمومی» به سمت میانه متمایل شد. پس از این تغییرات بود که کارشناسان به وی لقب «پدر حزب کارگر نوین» دادند. بلر در دوران حضور خود به عنوان نخست‌وزیر انگلیس نمادی از چهره مردمی سیاست محسوب می‌شد. هر چند حوادث ابتدای هزاره سوم و نبرد علیه تروریسمی که بوش به راه انداخت، نخست‌وزیر محبوب انگلیسی‌ها را به زیر کشانده و در نهایت وادار کرده با کناره‌گیری از قدرت و پرداخت بهای اشتباهات خود در همراه کردن حزبی چپگرا (حزب کارگر) با حزب راستگرای آمریکایی (جمهوریخواهان)، امکان تداوم حیات را برای یاران سیاسی خود فراهم آورد. آیا بلر با قربانی کردن خود می‌تواند تاوان اشتباهش را پرداخته و آینده حزب کارگر را نجات دهد؟ نخست‌وزیر انگلیس قطعا به روزهایی می‌اندیشد که در مزرعه اختصاصی بوش به او قول همراهی در جنگ عراق را می‌داد.