تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۲۰۶۸۳۸
گفت‌وگو با بشار اسد
مقدمه: «بشار اسد» رئیس جمهور سوریه در این مصاحبه از روند صلح خاورمیانه و مسائل جاری این منطقه و چشم انداز تاریک صلح می گوید.

مترجم: محمدعلی فیروزآبادی
* آقای رئیس جمهور، این روزها مردم سراسر جهان و از جمله سوریه در حال برگزاری جشن کریسمس هستند یعنی همان جشن عشق و صلح. ما در دمشق یعنی خاستگاه انجیل هستیم اما چرا درست در همین منطقه از صدها سال پیش صلحی برقرار نیست؟
** در یک کلمه باید گفت به دلیل اشغالگری. ما از صدها سال پیش در شرایط بسیار سختی زندگی می کنیم اما اگر به ساختار اجتماعی منطقه توجه کنید مشاهده می کنید که اینجا وضعیت بسیار صلح آمیزی حکمفرماست. به غیر از لبنان بقیه منطقه در خلال سه قرن اخیر شاهد هیچ جنگ داخلی نبوده است. با نگاهی به سوریه، ترکیه، عراق، اردن، فلسطین و کل منطقه می توان دریافت که هیچ منازعه داخلی وجود ندارد. دلیل همه مناقشه های اینجا اشغالگری است که در آغاز از سوی بریتانیا و سپس فرانسه و حال اسرائیل اعمال می شود. این مساله منجر به یاس و متعاقب آن افراطی گری می شود. این دلیل نبود صلح است.
* آیا شما حق موجودیت اسرائیل را به رسمیت می شناسید؟
** ببینید وقتی شما با یک گروه یا حزب مذاکره می کنید این حق آنها یعنی داشتن یک کشور را به رسمیت می شناسید. وقتی در مورد صلح گفت وگو می کنید بحث بر سر صلح میان دو کشور موجود است. اما قبل از آنکه صلحی وجود داشته باشد، نمی توانید کسی را به رسمیت بشناسید. اسرائیلی ها سرزمین ما را در اشغال خود دارند. ما آماده صلح هستیم و طرح روشنی داریم که ما را به سوی آن رهنمون می کند. نیاز ما به طرف گفت وگو است که تا به اینجای کار آن را نداریم. مردم اسرائیل دولت تندرویی را انتخاب کردند که به هیچ صلحی تن نمی دهد. اینکه آیا مردم اسرائیل این وضعیت را تغییر خواهند داد یا نه امری است که از آن اطلاع نداریم.
* باور می کنید که روزی اسرائیل بیت المقدس را با یک دولت فلسطینی تقسیم کند؟
** بر پایه چیزهایی که در حال حاضر می شنویم خیر! اسرائیلی ها آشکارا اعلام کردند که سراسر بیت المقدس پایتخت ابدی اسرائیل است اما اعراب در مورد بیت المقدس شرقی به عنوان پایتخت فلسطین صحبت می کنند.
* بر پایه اسناد ویکی لیکس سعودی ها نگران برنامه اتمی ایران هستند. نظر شما در مورد این برنامه ها چیست؟
** ایران کشوری بسیار مهم در این منطقه است و چه بخواهیم، چه نخواهیم باید با این مساله کنار بیاییم. تا آنجایی که ما می دانیم ایران برای دستیابی به سلاح اتمی تلاش نمی کند. مساله بر سر این است که بررسی شود ایران دقیقاً چه کار می کند. ایرانی ها هم آماده پذیرش این مساله هستند. به این مساله باید به این صورت توجه شود. به همین خاطر ما در پی اتخاذ سیاست مناسب و ساز و کاری درست هستیم.
* شما از 10 سال پیش رئیس جمهور سوریه هستید. وجهه کشور خود در جهان را چگونه می بینید؟
** منظور شما وجهه سوریه در غرب است یا در جهان؟ به این دلیل این پرسش را مطرح می کنم که مشکل در غرب است، نه در سراسر جهان. از مشکل با غرب در آنجا به مشکل با کل جهان تعبیر می شود و به راحتی بقیه دنیا را فراموش می کنند. غرب نمی تواند برای همیشه سیاست ستیزه جویانه اش را دنبال کند. به عبارت دیگر غرب سرش را زیر برف کرده چون نمی خواهد ببیند که در بقیه جهان چه می گذرد. وجهه سوریه در جهان بسیار خوب است و ما در سطح بین المللی مناسبات خیلی خوبی داریم و هرگز با امریکای جنوبی، آسیای شرقی و آفریقا مشکلی نداشته ایم. اما روابط ما با غرب دچار مشکل شده بود که در این میان کمی بهتر و نه خیلی بهتر شده است.
* سراسر دنیا امید زیادی داشتند که پرزیدنت باراک اوباما غرب و شرق را به هم نزدیک کند. اوباما حتی آشکارا به سوی جهان اسلام دست دراز کرد، به عنوان مثال در سخنرانی اش در قاهره. امروزه جهان عرب چه دیدگاهی نسبت به اوباما دارد؟
** بی تردید او می خواهد کاری انجام دهد. در سخنرانی قاهره امیدهای زیادی به صلح در منطقه برانگیخت اما وقتی امید ایجاد می شود بدون آنکه هیچ نتیجه ای به دست آید فقط خلاف آن اتفاق می افتد یعنی به ناامیدی بیشتر منجر می شود. ظاهراً اوباما به عنوان رئیس جمهور تا به اینجای کار در نیاتش صادق بوده است اما ما همزمان به نتیجه کار نگاه می کنیم و نه فقط به نیت ها.
* به عقیده شما آلمان به خصوص با توجه به تعهد و نقش تاریخی خود چه نقشی در روند صلح می تواند ایفا کند، به ویژه در مذاکرات میان اسرائیلی ها و فلسطینی ها؟
** همواره بیشتر از نقش اروپا در خاورمیانه صحبت می شود. از نقش اروپا هم بیش از همه منظور اتحادیه اروپاست. اما این اتحادیه به خصوص در امر سیاست بر یک نظر نیست. به این ترتیب وقتی از نقش اروپا صحبت می کنیم منظور کشورهای پرنفوذ این منطقه است. تا به اینجای کار تنها پرزیدنت سارکوزی رئیس جمهور فرانسه در روند صلح تلاش هایی به خرج داده است. آلمان هم مانند فرانسه کشوری پرنفوذ به شمار می آید اما نقش آلمان بیش از هر چیز به خواست و اراده این کشور بستگی دارد. سیاست آلمان نه از طریق اقتصاد قدرتمند یا نیروی نظامی بلکه بیش از همه از طریق اراده قدرتمند سیاسی وزن پیدا می کند. اما تا به امروز ما علاقه ای از سوی آلمان برای روند صلح مشاهده نکرده ایم، به خصوص در مورد آنچه به سوریه مربوط می شود. ما از مدت ها پیش نماینده بلندپایه و رسمی از آلمان در اینجا ندیده ایم و وقتی هیچ گفت وگویی وجود ندارد آنها چگونه می خواهند نقشی ایفا کنند. برداشت ما این است.
* برداشت شخصی شما از آنگلامرکل صدراعظم چیست؟ نقش او در روند صلح را چگونه می بینید؟
** من هیچ برداشتی از ایشان ندارم. ما چیزی در مورد او نمی دانیم زیرا در سیاست مرکل گفت وگو جایی ندارد.
* آیا تا به حال از مرکل برای دیدار از سوریه دعوت کرده اید؟
** وقتی شما احساس نمی کنید که او علاقه ای برای رابطه دارد، نمی توانید از وی دعوت به عمل آورید. صادقانه بگویم که نمی دانم مرکل در مورد رابطه با سوریه چه فکر می کند. آیا علاقه ای به این رابطه دارد یا نه؟ مساله تنها بر سر دعوت و ملاقات نیست بلکه بر سر این است که دو طرف خواهان آن باشند. آیا نیازی به این رابطه احساس می شود؟ من که چنین برداشتی ندارم زیرا هیچ گفت وگویی میان مان وجود ندارد و دولت مرکل خود را فقط در روابط تجاری محدود کرده است. اما آنچه به سیاست واقعی مربوط می شود اصلاً وجود ندارد. وضعیت به این صورت است.
* آقای رئیس جمهور، اجازه بدهید در مورد کشوری در میان شرق و غرب صحبت کنیم یعنی ترکیه. از دیدگاه ما اروپایی ها، ترکیه از غرب و ناتو و امریکا فاصله گرفته و به جهان اسلام نزدیک شده است. شما هم این را قبول دارید؟
** من می خواهم بگویم این غرب است که از ترکیه فاصله می گیرد. اما به عقیده من نقشی که ترکیه از سه سال پیش در منطقه ایفا می کند حائز اهمیت است. این نقش آفرینی توازنی مهم را در منطقه ای متلاطم ایجاد کرده است. بی تردید شما غربی ها پس از رخداد 11 سپتامبر و پس از حمله به افغانستان و عراق خواهان روابط بد میان ترکیه و سوریه و ترکیه و ایران نبودید. پیامدهای منفی چنین روابطی قابل تصور نیست.
* و اگر ترکیه به اتحادیه اروپا بپیوندد؟
** اروپا باید از ترکیه بخواهد به این اتحادیه بپیوندد زیرا آنها برای جلوگیری از اینکه اتحادیه اروپا تبدیل به باشگاه مسیحیان شود به ترکیه نیاز دارند. آنها همیشه از آزادی و گفت وگوی میان فرهنگ های مختلف می گویند اما اگر خودشان را منزوی کنند و به یک فرهنگ و نظم اجتماعی محدود شوند قادر به برقراری گفت وگو نخواهند بود.
* غرب فرماندهی جنگ را در جهان اسلام بر عهده دارد. بیش از یکصد هزار سرباز در افغانستان و تقریباً 50 هزار سرباز در عراق مستقر هستند. به عقیده شما این جنگ ها غرب را از ادامه حملات تروریستی حفظ می کند؟
** کاملاً برعکس. امروزه تروریسم قوی تر از 11 سپتامبر است. تروریسم در جامعه ما رخنه کرده و قوی تر از زمان قبل از 11 سپتامبر در جوامع ما نفوذ دارد. جهان عرب امروزه در مقایسه با آن زمان آسیب پذیرتر است. آیا واقعاً می توانید در همه فرودگاه ها سرباز مستقر کنید که به صورت آماده باش در انتظار حملات تروریستی بعدی باشند؟ من که فکر نمی کنم واقعاً کسی خواهان چنین چیزی باشد. جنگ تنها به ترور بیشتر منجر می شود و هیچ جنگی نمی تواند از غرب محافظت کند. آنچه واقعاً می تواند از غرب محافظت کند سیاست سنجیده و رشد اقتصادی موزون است. چگونه می توانیم به دیگر انسان ها برای پیشرفت، آموزش و فرهنگ کمک کنیم؟ شاید بتوانیم با تبادل اطلاعات امنیتی به ترورها پایان دهیم اما بی تردید با جنگ نمی توان به این هدف رسید.
* این مساله تقریباً مسلم است که از زمان 11 سپتامبر بی اعتمادی بی پایانی میان غرب و جهان اسلام وجود دارد. به عقیده شما بزرگ ترین سوءتفاهم میان غرب و جهان اسلام کدام است؟ آیا چیزی وجود دارد که ما درک نمی کنیم و باید بیاموزیم؟
** ما در مورد غرب و اسلام حرف می زنیم و دقیقاً مشکل از همین جا آغاز می شود. این برداشت غلط است زیرا در این مورد اطلاعات غلط و سوءتفاهم نهفته است. منظور من این است که یک طرف غرب را مساوی مسیحیت می داند و وجود اسلام را تنها در شرق عنوان می کند. این در حالی است که در کشور من مسیحیان، یهودیان و اکثریتی از مسلمانان حضور دارند و ما در کنار هم زندگی می کنیم. شما به عنوان مسیحی باید از مسیحیان خاورمیانه بیاموزید زیرا آنها از 1400 سال پیش در کنار مسلمانان زندگی می کنند و البته باید بیشتر در مورد این مذهب مطالعه کنید. در غیر این صورت همواره برای همزیستی با مسلمانان در جوامع خود مشکل دارید.
* آقای رئیس جمهور برداشت غرب از اسلام زیر سایه بنیادگرایی و حملات تروریستی قرار دارد. شما چه کاری علیه این روند انجام می دهید؟
** صراحتاً بگویم که به عقیده من جوامع اسلامی در 10 سال گذشته همواره بیشتر تحت تاثیر بنیادگرایی قرار داشتند و این وظیفه ما مسلمانان است که علیه این روند مباره کنیم. البته جوامع باز و میانه رو و سکولار مسلمان هم وجود دارند. این جوامع متکثر بهتر می توانند علیه این روند و جلوگیری از گسترش آن مبارزه کنند. ما باید بازگشتی به اصل و مبداء مذهب داشته باشیم و آمادگی برای گفت وگو با دیگران را یاد بگیریم. ایمان باید آمادگی پذیرش دیگر مذاهب و زندگی با دیگران را ایجاد کند و نباید به دنبال مناقشه و کشتن دیگر انسان ها باشد.
* محکوم شدن یک زن در ایران به سنگسار به دلیل خیانت به همسرش موجب برانگیخته شدن احساسات در آلمان شده است. این نمی تواند آن تصویری باشد که شما می خواهید از جهان اسلام ارائه بدهید.
** می توانیم یک پرسش دیگر را هم مطرح کنیم؛ آیا آن نیم میلیون انسانی که در عراق کشته شدند تصویری است که غرب می خواهد از خودش ارائه دهد؟ مشابه چنین پرسشی را می توانم در مورد افغانستان مطرح کنم. باید به موقعیت هم توجه نشان داد. این درست نیست که اگر با مساله ای موافق نیستید کل آن کشور و فرهنگ را زیر سوال ببرید. شاید در سوریه هم مواردی باشد که شما آن را نپذیرید اما نمی توانید به این خاطر تصویری نادرست از کشور من ارائه دهید. شما نمی توانید برای یک زن نگران باشید و در همان حال نیم میلیون انسان را در عراق فراموش کنید.
* می توانید برای ما توضیح دهید که چرا اکثریت بالای همه قربانیان حملات انتحاری خود مسلمانان هستند؟ اینکه مسلمانان دست به کشتار مسلمانان می زنند برای بسیاری از مردم غرب قابل درک نیست.
** یک بار دیگر اجازه بدهید در مورد واقعیت ها صحبت کنیم. این مساله دو وجه دارد؛ یک طرف موشک و هواپیما دارد که از آنها بمب شلیک می شود و طرف دیگر هیچ یک از اینها را ندارد اما با این حال می خواهد بجنگد و برای این کار تنها جسمش را به کار می گیرد. این دلیل آن است که این مردم خود را منفجر می کنند. سه سال پیش یک زن حمله کننده انتحاری که به خانواده ای سکولار تعلق داشت و اصلاً اسلامگرا نبود تنها و تنها از روی یاس دست به این کار زد. اگر خواهان پایان حملات انتحاری هستیم باید به این یاس و ناامیدی پایان بدهیم و یاس زمانی پایان می گیرد که حقوق مردم حفظ شود یا بتوان به آنها این امید را داد که روزی به حق خود خواهند رسید. راه حل این است.
* برگزاری جام جهانی فوتبال در سال 2022 بر عهده قطر گذاشته شده است و این اولین جام جهانی است که در خاک اعراب برگزار می شود. این مساله چه اهمیتی برای جهان عرب دارد؟
** واقعاً که این دستاورد مهمی است. اینکه کشوری کوچک مانند قطر مسوول برگزاری چنین رویداد بزرگی است امری عادی به شمار نمی آید و طبیعتاً همگی ما در این مورد خوشحال هستیم و به عنوان عرب به قطر علاقه داریم. ما افتخار می کنیم و فکر می کنیم هر عربی احساس می کند خودش در این رقابت پیروز شده است.