4 سال از حملات نظامیان آمریکایی به عراق گذشت، صدام نیز سقوط کرد و اعدام شد اما تا این لحظه نه تنها مردم عراق روزی با آرامش را سپری نکردهاند بلکه میزان و شدت کشتار مردم این کشور از زمان رژیم گذشته هم بیشتر بوده است.
این بار تروریستها به عمق مناطق بشدت حفاظت شده بغداد نفوذ کردند و با هدف قرار دادن پارلمان موضوع امنیت در این منطقه را بشدت زیر سوال بردند و شدت ضعف نظامیان آمریکایی را هم به تصویر کشیدند. نظامیانی که آمریکا با تکیه بر آنها ایجاد جنگی دیگر را در سر میپروراند.
آمریکا با شعار برقراری دموکراسی و آزادی در عراق در صدد حمله به این کشور برآمد. در دومین روز حمله بود که معاون وزیر امور خارجه آمریکا از طرح تشکیل دولت موقت در عراق بعد از سقوط صدام خبر داد. تصورات ابتدا بر این بود که واشنگتن پیش از حمله تمامی جوانب را سنجیده و با طرحی جامع اقدام به این کار کرده است که البته گذر زمان چیزی عکس این قضیه را ثابت کرد.
بعد از سقوط صدام جی گارنر به عنوان حاکم نظامی آمریکایی و زلمی خلیلزاد نماینده ویژه بوش کار خود را در میان مخالفت مردم عراق، آغاز کردند. در این مدت علاوه بر کشتارهای صورت گرفته در زمان جنگ، نظامیان آمریکایی در عملیاتهایشان برای دستگیری شبه نظامیان و جمعآوری سلاحها، غیرنظامیان عراقی که بیشتر آنان را زنان و کودکان تشکیل میدادند، آماج حملات خود قرار میدادند.
هنوز مدتی از روی کار آمدن گارنر نگذشته بود که وی جای خود را به پل برمر حاکم غیرنظامی داد. برمر نیز در گام نخست به انحلال وزارت دفاع و وزارت اطلاعرسانی عراق مبادرت کرد که موجب تحریک احساسات مردم عراق شد و بعدا خود وی نیز به اشتباه بودن این اقدام خود اعتراف و تجدید نظر در آن را ضروری دانست.
گارنر در دوران حاکمیت خود در عراق اشتباهات متعددی را مرتکب شده بود اما برمر با سیاستهایی که در پیش گرفت اوضاع را بیشتر از قبل به هم ریخت.
آمریکاییها وعده دادند که در اواسط سال 2004 با برگزاری انتخابات در عراق، اشغال نظامی این کشور نیز پایان خواهد یافت. واشنگتن از طریق برمر حاکم غیرنظامی خود در عراق به دنبال تشکیل دولت موقت موردنظر خود در این کشور برآمد و به همین دلیل در نخستین گام که تشکیل شورای حکومتی بود، با فتوا و مخالفت آیتالله سیستانی از مراجع بزرگ عراق مواجه شد.
برمر در صدد تشکیل شورای حکومتی گلچین شده و مورد نظر سیاستهای آمریکا بود که با این موضعگیری آیتالله سیستانی دچار مشکل شد. در کنار این اقدامات نظرسنجیها نیز حاکی از آن بود که نارضایتی عمومی از ناتوانی آمریکا در تامین امنیت عراق افزایش یافته است.
با تشدید اوضاع، بوش رئیسجمهور آمریکا برای دومین بار درصدد تغییر سیاستش برای بازسازی و ایجاد امنیت در عراق برآمد که به رغم این تغییرات، برمر حاکم غیرنظامی آمریکایی در عراق از ورود صدها شبه نظامی به عراق خبر داد که از همان بدو ورود نیز حملات آنها آغاز شده بود.
علاوه بر حملات تروریستی شبه نظامیان، اقدامات خشونتبار آمریکاییها بر ضد شهروندان عراقی شدت یافته بود چنان که وزیر حقوق بشر عراق و یکی از اعضای شورای انتقالی وقت این کشور در اعتراض به این اقدامات استعفا کردند. در همین اثنا بود که رسوایی زندان ابوغریب دامن دولت بوش و نظامیان آن را در عراق گرفت.
در بحبوحه شدت یافتن خشونتها و ناامنیها در عراق، روند تشکیل دولت موقت عراق نیز ادامه داشت، قانون اساسی موقت توسط برمر تصویب شد تا به این شکل قدرت به عراقیها منتقل شود به لحاظ سوری رفته رفته قدرت به عراقیها منتقل میشد، دولت موقت تشکیل شد، قانون اساسی با 79 درصد آراء مردم عراق به تصویب رسید، اولین انتخاب پارلمانی دموکراتیک برگزار شد و زمینه برای تشکیل اولین دولت دائمی دموکراتیک در این کشور فراهم گردید، اما آمریکاییها نه تنها در تامین امنیت مردم عراق ناتوان بودند، بلکه هزینههای زیادی را نیز بر مردم این کشور تحمیل کردند.
برمر هنگامی که قدرت را به عراقیها واگذار کرد در پایان ماموریتش با اذعان به وجود هرج و مرج و بینظمی در عراق گفته بود که برنامهریزیها و پیشبینیهای دولت آمریکا پس از سرنگونی رژیم صدام همگی اشتباه بوده است.
وی اعلام کرد دولت بوش برنامههای خود را برای دوران بعد از سرنگونی صدام بر کمکهای بشر دوستانه به مردم این کشور و مشکلات آوارگان متمرکز کرده بود در حالی که هیچ طرحی برای مقابله با هرج و مرج و شورشهای خونین بعد از سرنگونی صدام نداشت. البته اعتراف به این گونه اشتباهات را نیز میتوان در سخنان جورج بوش، رئیسجمهور آمریکا و سایر مقامات این کشور نیز ملاحظه کرد.
همزمان با اوج گرفتن حملات تروریستی و ناامنی در عراق، آمریکاییها درصدد پیدا کردن راه حلی برای مقابله با خشونتها بودند، اما رفته رفته با قدرت گرفتن تروریستها، کنترل اوضاع از دست آمریکاییها خارج شده، چنان که تا به امروز با پیاده کردن انواع طرحها، تغییر استراتژی و برگزاری کنفرانسهای منطقهای و بینالمللی نتوانستند اوضاع را در دست بگیرند.
هم اکنون انفجارها، خشونتها و ناامنیها در عراق در حالی تشدید شده است که بوش استراتژی جدیدی را برای ایجاد امنیت در عراق پیش گرفته است. استراتژی که وی را امیدوار کرده تا شاید اوضاع را کنترل کند اما چه تضمینی وجود دارد این اقدامات همچون اقدامات گذشته عقیم نماند.