سیدعلی موسویخلخالی
یکی از مهمترین تشکلهای سیاسی در دنیای عرب، احزاب سیاسی هستند. احزاب عربی نقش بسزایی در به حرکت درآوردن چرخه سیاسی کشورشان ایفا کردهاند به گونهای که تاکنون توانستهاند در تحولات خود در گذار از سلطنت به جمهوری نقش مهمی را ایفا کنند.
در این میان همانند همیشه باید کشورهای عربی را به دو دسته تقسیم کنیم. یک دسته کشورهای عربی سلطنتی هستند که عمدتا کشورهای حاشیه خلیجفارس را تشکیل میدهند و دسته دیگر کشورهای عرب غرب آسیا و شمال آفریقا را شامل میشوند. احزاب سیاسی در این کشور به خوبی توانستهاند نقش گذر از سنت به دنیای مدرن را ایفا کنند و تا اندازهای خود پیشرو در مدرنیسم عربی ولو به صورت ناقص باشند.
احزاب در کشورهای عرب حاشیه خلیجفارس
از نخستین روز شکلگیری کشورهای حاشیه خلیجفارس تاکنون نقش احزاب در کشورهای این منطقه بسیار کمرنگ بوده است. به غیر از دو کشور بحرین و کویت که عمده احزاب فعال در آنها نگرشی مذهبی و دینی دارند، در مابقی کشورهای عرب این منطقه احزاب سیاسی فعالیت چندانی نداشته و در بسیاری از مواقع به شدت سرکوب شدهاند.
در عربستان سعودی احزاب به هیچوجه حق فعالیت ندارند. براساس عمدتا نگرش سلفی که علاوه بر حاکمیت دینی بر مردم، بر منش سیاسی این کشور نیز نفوذ دارد، پادشاه حاکم و والی کشور است و هرگونه تخلف از وی گناه کبیره محسوب شده و مستحق مجازات اعدام است. همواره سخن پادشاه حرف اول و آخر در امور کشور چه از لحاظ دینی و چه از لحاظ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی محسوب شده است. همین تفکر باعث شده هیچ گروه سیاسی یا حزب مستقلی شکل نگیرد و هر تفکر مغایر با اندیشههای هیات حاکمه به شدت سرکوب شود. به همین دلیل از نخستین روز استقلال عربستان سعودی تا کنون تکصدایی، آن هم از نوع سنتی افراطی در آن حاکم بوده و به واسطه خفقان شدید حاکم در این کشور به نظر نمیرسد، به این زودیها تکثرگرایی در عربستان شکل گیرد، اما این وضعیت در کشورهای بحرین و کویت بسیار بهتر است.
در بحرین که در دهه ۷۰ میلادی از ایران جدا شد، به واسطه جمعیت اکثریت شیعه و هیات حاکمه سنی مذهب، شکلگیری احزاب متعدد که از لحاظ مذهبی با منش دولت مغایر باشند، اجتنابناپذیر بود. به همین دلیل سه نگرش سیاسی – مذهبی در بحرین شکل گرفت که همچنان به فعالیت خود ادامه میدهند. یک نگرش، نگرش شیعی است که احزاب سیاسی وابسته به آن با هدف به قدرت رساندن شیعیان به عنوان اکثریت جامعه فعال هستند. نگرش دیگر، احزاب طیف سنی هستند که به نوعی از سوی دولت و پادشاه بحرین حمایت میشوند. نگرش سوم نیز معتقد است که بهترین شیوه برای هدایت کشور بهرهگیری از نگرش لیبرالیسم است. با وجود محدودیتهای سیاسی که عمدتا از سوی دولت بحرین ایجاد شده، احزاب وابسته به این گروهها توانستهاند در عرصه سیاسی بحرین فعال باشند. به ویژه از سال ۲۰۰۳ به بعد که احزاب شیعی پذیرفتند با هیات حاکمه آشتی کرده و در انتخابات پارلمان نیز به شکل گسترده فعال شدند.
از نکات برجسته در بحرین، عدم شکلگیری احزاب چپ به واسطه نبود جایگاه اجتماعی در بحرین است. وضعیت احزاب در کویت نیز بسیار به بحرین شباهت دارد. با این تفاوت که دولت کویت پذیرفته فضای باز سیاسی بیشتری در اختیار احزاب قرار دهد و در همین حال چرخهای سیاسی جامعه را در جهت مدرنیسم و دموکراسی به حرکت درآورد. با این وجود عمده احزاب فعال در کویت با سه نگرش فعالیت میکنند. این سه نگرش عبارتند از اسلامگرایان یا احزاب اسلامی که با خط مشی اخوانالمسلمین مصر فعالاند و حتی نام «اخوان المسلمین» کویت را به خود دارند و توانستهاند حمایت بخشهای عمدهای از جامعه را به سمت خود جلب کنند. دومین نگرش متعلق به طیفهای سیاسی طرفدار دولت است که عمدتا تلاش دارند، خواستهها و امیال هیات حاکمه را به اجرا درآورند و سومین نگرش نیز احزاب شیعی هستند که مورد توجه اکثریت کویت نیستند، اما با این حال نمایندگان فعالی در پارلمان کویت دارند.
احزاب در کشورهای عرب غرب آسیا و شمال آفریقا
به غیر از کشورهای اردن و تونس، مابقی کشورهای عربی این منطقه به شیوه جمهوری اداره میشوند. بدین ترتیب نقش احزاب سیاسی نیز در فعالیتهای سیاسی آنها پررنگ است، اما متاسفانه چالش عمدهای که در این کشورها وجود دارد، مهیا شدن فضای سیاسی تنها برای یک حزب ویژه است. بدین معنا که هنگامی حزبی بر مسند قدرت میرسد، اقدام به بستن فضای سیاسی جامعه کرده و تلاش میکند اندیشههای خود را به صورت یک جریان تکصدایی به دیگران القا کند در کشورهای لیبی، مصر، تونس، سوریه، الجزایر و سودان چنین وضعیتی حاکم است. تمام احزاب حاکم در این کشورها پس از رسیدن به قدرت به سرعت به قلع و قمع فعالان سیاسی پرداخته و به اصطلاح افراد غیر خودی را از گردونه سیاست خارج میکنند.
در سوریه تنها حزب بعث سوریه فعال است. در لیبی تنها حزب دموکرات میهنی بر رهبری معمر قذافی که از نگرشهای سوسیالیستی نیز برخوردار است، به فعالیت میپردازد و دیگر احزاب سیاسی اجازه فعالیت ندارند. در تونس نیز تنها حزب ملی تونس به رهبری «زینالعابدین بن علی» رئیسجمهوری این کشور قادر به انجام فعالیتهای سیاسی است و دیگر احزاب به شدت سرکوب میشوند.
در این میان تنها عراق، مصر، فلسطین و لبنان با دیگر کشورهای عرب منطقه تفاوت دارند. در عراق تا سال ۲۰۰۳ و تا زمان ریاستجمهوری حزب بعث هیچ حزبی در درون عراق فعال نبود و رژیم صدام حسین با استقرار یک نظام به شدت پلیسی و سرکوبگرانه اجازه فعالیت به دیگر احزاب سیاسی نمیداد. با سقوط رژیم بعث، نفس تازهای در عرصه سیاسی عراق دمیده شد. اکنون در عراق حداقل یکصد حزب و گروه سیاسی فعالیت میکنند و تلاش دارند در آزمونهای سخت دموکراسی موفق باشند.
در مصر نیز با وجود اینکه دولت حسنی مبارک تلاش بسیار کرده تکصدایی را در جامعه حاکم کند، اما تاکنون موفق به این کار نشده و احزاب گوناگون مصری تلاش کردهاند تا از استقرار دیکتاتوری مطلق با وجود حضور ۲۴ ساله حسنی مبارک در مسند ریاستجمهوری جلوگیری کنند.
اما در لبنان و فلسطین وضعیت احزاب بسیار بهتر از دیگر کشورهای عربی است. وجود جنگهای داخلی که عامل آن را احزاب و گروههای مختلف لبنانی موجب شدند از یکسو و تهدیدهای نظامی همیشگی اسرائیل از سوی دیگر باعث شده، هیات حاکمه نتواند قدرت سیاسی خود را به شکل مستبدانه بسط دهد و تکصدایی را در جامعه حاکم کند. اکنون به جرات میتوان گفت کشورهای عراق، لبنان و فلسطین دموکراتترین کشورهای عربی از لحاظ تحزبگرایی و چندصدایی هستند.