تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۶ - ۰۸:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۲۰۷۳۸

نویسنده: دکتر جهانگیر کرمی

جبهه مخالفان سیاست‌های اجتماعی و اقتصادی ولادیمیر پوتین با انجام راهپیمایی در مسکو و سن‌پترزبورگ در دو روز گذشته خواستار ایجاد فضای باز سیاسی برای گروه‌های مخالف شدند این شعار واژگانی آشنا برای ناظران امور روسیه و جمهوری‌های شوروی سابق است عباراتی است که در انقلاب‌های رنگی مطرح شد. جناح مخالفان پوتین که با دعوت جنبش «روسیه دیگر»‌ وارد عرصه شدند، با برخورد شدید پلیس روبه‌رو شده و تعداد زیادی از آنها بازداشت شدند.

عمده مخالفت‌ها با سیاست‌های پوتین از سوی جریاناتی صورت می‌گیرد که به نوعی مدعی نبود دموکراسی و آزادی در روسیه هستند و از اقدامات پوتین درباره تمرکز قدرت کنترل سرمایه‌داران، محدود کردن اختیارات جمهوری‌ها و مناطق و همچنین کنترل امنیتی سازمان‌های غیر دولتی نگرانی دارند. اما واقعیت آن است که اقدامات پوتین به انتظام امور روسیه و سامان‌یابی مسائل اقتصادی و سیای و حل بعضی از مشکلات مانند شورش‌های قومی و اقدامات گروه‌های مافیایی انجامیده، اما با قدرتمند شدن دولت روسیه، نظام بازار اقتصادی محدودتر از پیش شده است.

گرایش به دموکراسی و آزادی در اواخر دوره شوروی و اوایل دوره پس از فروپاشی، بسیار جدی و عمیق بود. اما با مشکلاتی که در داخل روسیه ایجاد شد و همچنین بحران‌های اقتصادی، مشکلات اجتماعی و شورش‌های قومی از یک سو و تنزل موقعیت بین‌المللی روسیه بخاطر سیاست‌های ناتو، سازمان امنیت و همکاری اروپا و اتحادیه اروپا از سوی دیگر افکار عمومی به تدریج به سمت جریانات کمونیستی و گروه‌های افراطی سوق پیدا کردند. در این رهگذر باید تحقیر روسیه در مسائل بوسنی و کوزوو را نیز بر آن افزود. اما در نهایت از تعامل جریانات افراطی ملی‌گرا و غربگرا، نوعی عمل گرایی به ظهور رسید که اغلب در شخص پوتین متجلی بوده است.

پوتین پس از به قدرت رسیدن با این که روسیه را به دوره شوروی بازنگرداند، تلاش‌های زیادی نیز برای حفظ موقعیت بین‌المللی کشور و حل مشکلات داخلی و خارجی آن به عمل آورد و این اقدامات مورد حمایت بخش وسیعی از مردم روسیه واقع شد و امروزه پوتین از معدود مقامات سیاسی جهان است که در اواخر دوره ریاست جمهوری، محبوبیت بیشتری نسبت به اوایل ورود به این عرصه دارد.

از این رو، دغدغه جریانات مخالف پوتین تنها در بخشی از مجامع و محافل روشنفکری و نزد مقامات پیشین سیاسی جذابیت دارد و توده‌های مردم که مشکلات دهه 1990 میلادی را چشیده‌اند از وضع موجود که به خاطر درآمدهای نفتی و فروش تکنولوژی نظامی رفاه بیشتری را به همراه آورده، خرسند هستند. این امر در کنار افزایش حضور روسیه در مناطق پیرامونی و تلاش برای ارتباط با کشورهای آسیا، خاورمیانه و آمریکای لاتین و پررنگ شدن پرستیژ ضدآمریکایی روسیه آنگونه که در نشست اخیر کنفرانس امنیتی مونیخ خود را نشان داد بیش از پیش به تقویت موقعیت پوتین در میان توده‌ها انجامیده است.

البته رویارویی خیابانی اخیر، رنگی از نزاع انتخاباتی هم دارد و طراحان این اعتراض‌ها گوشه چشمی به تضعیف موقعیت جانشینان پوتین دارند. از ماه‌های گذشته تلاش‌هایی برای ابقای پوتین در دوره سوم ریاست جمهوری شروع شده بود؛ اما مخالفت‌های فعلی می‌تواند این وضع را مشکل کند. اینک روسیه بشدت نیاز به بهبود چهره سیاسی خود در جامعه جهانی و بویژه غرب و رسانه‌های آنان برای حضور در سازمان تجارت جهانی و داشتن روابط تجاری با اروپا، افزایش موقعیت در نهادهای بین‌المللی بویژه در شورای امنیت و گروه هشت کشور صنعتی جهان دارد. از سوی دیگر، تداوم این مخالفت‌ها می‌تواند در بخشی از افکار عمومی روسیه مؤثر باشد و موقعیت جانشینان پوتین را در انتخابات ریاست جمهوری 2008 میلادی دچار چالش کند. البته با عنایت به رضایت جامعه روسیه از پوتین بعید به نظر می‌رسد که مخالفان بتوانند موفقیت عمده‌ای به دست آورند.