کتایون مافی
پس از آن که 15 سرباز و ملوان انگلیسی در سوم فروردین امسال به طور غیرقانونی وارد آبهای ایران در نطقه شمالی خلیجفارس شدند و مرزهای شناختهشده بینالمللی میان ایران و عراق را نقض کردند، مقامات ایرانی در خصوص اعمال حق حاکمیت خود در حراست از مرزها و جلوگیری از ورود غیرقانونی به قلمرو کشورمان، این گروه از نظامیان انگلیسی را بازداشت کردند. این اقدام زمانی صورت گرفت که قبلا در پی اقدامی مشابه، سفارت انگلیس در تهران به طور کتبی متعهد شده بود که دولتش از تکرار چنین اقدامات غیرقانونی خودداری کند و حاکمیت و قلمرو ایران را محترم بشمارد؛ اما روشن بود که نیروهای انگلیسی چنین هشداری را نادیده گرفتهاند. با این که عملکرد ایران نشان داد جمهوری اسلامی برای مساله در پی دعوا و تنش نیست و برخورد انسانی و محترمانه با 15 ملوان متجاوز انگلیسی، حاکی از این موضوع بود؛ اما دولت انگلیس در واکنش به بازداشت 15 تفنگدار نیروی دریایی این کشور در آبهای قانونی ایران، به جای عذرخواهی و حل مساله از مجاری دیپلماتیک، اقدام به جنجال رسانهای و کشاندن موضوع به سازمان ملل کرد.
با این حال دولت ایران بیتفاوت به این جنجالسازیهای رسانهای با یادآوری این که به یقین هیچیک از قطعنامههای شورای امنیت به نیروهای انگلیسی با دیگر نیروهای خارجی در عراق اجازه نقض آبهای سرزمینی یک دولت دیگر را نمیدهد، مختصات دقیق جغرافیایی مربوط به این حادثه و شواهد محکم بر مبنای سیستمهای ناوبری جی.پی.اس (GPS) را در اختیار دولت انگلیس قرار داد که حاکی از نفوذ نظامیان این کشور به داخل آبهای ایران بود. همچنین ملوانان انگلیسی نیز تایید کردند که آنها هنگام دستگیری در آبهای ایران بودهاند.
روابط ایران و انگلیس، همراه با تیرگی و انتقاد
نگاهی به روابط تاریخی میان دو کشور ایران و انگلیس بویژه روابط پس از پیروزی انقلاب نشان میدهد این روابط بیشتر با هیجان، تیرگی و انتقاد همراه بوده است. تحولات تاریخی روابط دو کشور از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون نشان میدهد که لندن پیوسته در جستجوی اهداف استعماری خود در ایران بوده و در این خصوص در بسیاری از موارد همسویی خود را با دشمنان این سرزمین دریغ نکرده است.
از جمله مهمترین این وقایع میتوان به مناقشه ملی کردن صنعت نفت ایران اشاره کرد که انگلیسیها در غارت منابع نفتی ایران پیشتاز دیگر قدرتهای استعماری معاصر بودند و نقش ویژهای داشتند که در نتیجه دخالتهای این کشور، نخستوزیر ایران، دکتر محمد مصدق با کودتایی طراحی شده از سوی انگلیس و آمریکا از کار برکنار شد.
همچنین در پی پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، انگلیس سفارت خود را در تهران تعطیل و دیپلماتهای خود را به بخش حافظ منافع انگلیس در سفارت سوئد منتقل کرد.
از دیگر وقایعی که در آن میتوان به شیطنتهای این کشور در رابطه با ایران اشاره کرد، قطع روابط دیپلماتیک لندن با تهران بود که در پی صدور فتوای امام (ره) برای قتل سلمان رشدی مرتد صورت گرفت.
اگرچه این روابط در سپتامبر 1990 در سطح کاردار دوباره از سر گرفته شد و حتی در سپتامبر 1998 روابط با انگلیس به سطح سفیر ارتقا یافت و مقدمات سفر جک استراو به ایران را در سپتامبر 2001 فراهم کرد؛ اما یک سال بعد در فوریه 2002 روابط بین دو کشور به دلیل امتناع ایران از پذیرش سفیر جدید انگلیس، دیوید رداوی (David Raddaway)، به اتهام جاسوسی علیه ایران تیره شد. همچنین در پی طرح اتهامات هستهای علیه ایران، لندن از تهران خواست بازرسیهای دقیقتر از تاسیسات هستهای خود را بپذیرد و این در حالی است که سنگاندازیهای هستهای این کشور در شورای امنیت بر علیه برنامه صلحآمیز هستهای ایران ادامه داشت و همچنان نیز ادامه دارد. دستگیری دیپلمات ایرانی، هادی سلیمانپور، به اتهام دخالت در اعمال تروریستی در آرژانتین از سوی مقامات انگلیسی و ربودن عسگری، معاون وزیر دفاع سابق به وسیله دو تبعه انگلیسی نیز از دیگر تلاشهای این کشور برای بحرانیآفرینیها علیه ایران است.
دستگیری 8 ملوان انگلیسی در 21 ژوئن 2004 که پس از ورود آنها به آبهای ایران صورت گرفت نیز مورد دیگری از ورود غیرمجاز نظامیان این کشور به خاک ایران بود که 3 روز بعد در پی مذاکرات بین دیپلماتهای انگلیسی و مقامات ایرانی این گروه آزاد شدند.
اما دخالت جاسوسان انگلیسی در جریان انفجارهای اهواز که در 15 اکتبر 2005 به وقوع پیوست و منجر به کشته شدن 5 تن از مردم این شهر شد، نمونهای دیگر از حضور نابجای سیاستهای لندن در ایران بود؛ چرا که بررسیها نشان داد بمبگذاران با دستگاه اطلاعاتی انگلیسی در ارتباط بودند. این در حالی است که 13 نوامبر 2006 تونلی بلر، نخستوزیر انگلیس در سخنانی گستاخانه تاکید کرد که هیچ نرمشی در رویکرد انگلیس نسبت به ایران صورت نگرفته است و در 23 دسامبر همان سال شورای امنیت سازمان ملل با صدور قطعنامهای تحریمهایی را در رابطه با برنامه هستهای ایران تصویب کرد که پیشنویس آن دو ماه پیش با همکاری انگلیس تهیه شده بود. آخرین حادثه میان دو کشور در 23 مارس 2007 روی داد و در نتیجه 15 پرسنل نیروی دریایی این کشور در خلیجفارس به اسارت گرفته شدند.
نقض پیاپی حریم مرزهای ایران
این اولین بار نبود که نظامیان انگلیسی به حریم مرزهای ایران وارد شدند. نظامیان انگلیسی علاوه بر تعرض به آبهای سرزمینی ایران که در سوم فروردین امسال صورت گرفت، در ماههای اخیر بارها مرزهای دریایی و هوایی ایران را نقض کردند که با تذکر جدی مرزداران ایرانی روبهرو شدهاند. گزارشهای دریافتی از منابع مختلف در مرزهای دریایی و هوایی کشور حاکی از آن است که 10 آبان سال گذشته دو فروند بالگرد تفنگداران دریایی انگلیس در ارتفاع 150 متری از زمین در فضای خرمشهر «حوالی پل نو» به حریم هوایی ایران تجاوز کردند که پس از 10 دقیقه مجبور به بازگشت شدند.
همچنین 7 بهمن 1385 نیز یک فروند بالگرد انگلیسی با پرواز بر فراز دهانه اروند، حریم هوایی ایران را نقض کرد که با اخطار جدی مرزداران ایرانی مجبور به بازگشت شد. 9 اسفند گذشته هم 3 فروند قایق نیروی دریایی انگلیس به دهانه خورموسی واقع در آبهای جمهوری اسلامی ایران تعرض کردند که رانده شدند. پس از تکرار این اقدامات، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با تذکر شدید به سفارت انگلیس در تهران، پرهیز از نقض حریم دریایی و هوایی ایران را خواستار شد که در نهایت نفر دوم سفارت انگلیس به نمایندگی از دولت لندن، تعهد داد و تضمین کرد که نظامیان انگلیسی از تکرار اینگونه اقدامات خلاف قوانین بینالمللی خودداری کنند.
چرا باید انگلیسیها دستگیر میشدند
در پی این دستگیریها چنین ابهامی در افکار عمومی به وجود آمد که از دستگیری این گروه چه فایدهای نصیب جمهوری اسلامی شد؟
نگاهی به بخشی از سیاستهای غرب در قضیه هستهای و صدور قطعنامه علیه ایران نشان میدهد، غربیها در پی آن هستند که ایران را در گوشهای از انزوا زیر فشار قرار دهند. در این میان بود که چنین فضایی با دستگیری نظامیان انگلیسی تغییر کرد. جمهوری اسلامی نه تنها منزوی نشد؛ بلکه با ابتکار عمل توانست دیگران را با خود همراه کند و بازی را در دست بگیرد. حرکت متهورانه ایران در دستگیری نظامیان انگلیسی، سیگنالی قوی از اظهار وجود سیاسی و بیاثر بودن تدابیر طرف مقابل برای انزوای ایران را ارسال کرد. در عین حال آزاد نکردن فوری نظامیان انگلیسی، پخش اعترافات تلویزیونی سپس اعلام عفو آنان یک کلکسیون تحقیر برای دولت انگلیس بود. بجز مطبوعات دست راستی انگلیس، دیگر رسانههای این کشور، به اتفاق از این که ایران هوشمندانه فاز تحقیر انگلیس را به پیش برد، اذعان داشتهاند. تحقیر دولتی که روزگاری به استعمارگری شهره بود و حتی بخشهای جنوبی ایران را نیز در اشغال داشته است، یک ضربه حیثیتی جبرانناپذیر برای دولت تونی بلر در ماههای پایانی نخست وزیری وی بود. در تاریخ انگلیس این موضوع جزو موارد معدودی بود که دولت لندن برای خروج از یک بحران بینالمللی هزینه کلانی پرداخت و شکست را به طور رسمی پذیرفت.
چرا نظامیان انگلیسی آزاد شدند؟
باید گفت آزادسازی نظامیان انگلیسی از موضع اقتدار جمهوری اسلامی و ضعف طرف مقابل صورت گرفت.
دستور احمدینژاد، رئیس جمهوری درباره آزادی نظامیان بازداشتی در شرایطی اعلام شد که ایران از این ماجرا کسب انتفاع کرده و طرف انگلیسی بشدت در موضع ضعف قرار گرفته بود. به کار بردن تعابیری همچون «عفو»، «رافت و عطوفت اسلامی»، «به مناسبت میلاد رسول اکرم (ص) و عید پسح مسیحیان» نه تنها تحقیر دوباره طرف مقابل را در پی داشت؛ بلکه پیام فرهنگی از جنس کرامت و بزرگواری مکتب اسلام را نیز به دنیا مخابره کرد. در عین حال بسیاری از کارشناسان مسائل بینالمللی عقیده دارند که بازداشت طولانی مدت نظامیان انگلیسی از یک مقطع زمانی به بعد، تنها موجب از دست رفتن منافعی میشد که در این ماجرا نصیب جمهوری اسلامی شده بود.
ورود نیروهای نظامی بویژه نیروهای گشتی یک کشور به آبهای کشور دیگر، بویژه در مناطقی نظیر آبراههها که آبهای سرزمینی دو کشور همسایه با یکدیگر فاصلهای نداشته یا فاصله چندانی ندارند، پدیده دور از انتظاری نیست و در این گونه موارد، چنانچه عملیاتی چه نظامی و چه از نوع جاسوسی و جمعآوری اطلاعات صورت نپذیرفته باشد، گشتیهای تعرضکننده پس از بازجویی با اتخاذ تعهد از کشور متبوع آنها آزاد میشوند و بازداشت طولانی مدت آنها، اگرچه مطابق «کنوانسیون 2891 جامائیکا» حق کشوری است که به آبهای آن تعرض شده است؛ ولی به طور معمول در عرف پذیرفته شده بینالمللی با اغماض روبهرو میشود. از این رو، کارشناسان مسائل بینالملل عقیده دارند که شناور توقیف شده، هنگام بازداشت حامل پرچم انگلیس و نظامیان رسمی این کشور بود و درگیری نظامی نیز در این اثنا رخ نداده است. مجازات این تخلف مطابق کنوانسیونهای دریایی که به امضای ایران نیز رسیده است، از نظر حقوقی، مجازات قابل توجهی نیست. براساس حقوق بینالملل اتهاماتی مانند جاسوسی در این باره محلی از اعراب ندارند، بنابراین برگ برنده ایران در این ماجرا نه جنبه حقوقی آن، بلکه بهرهبرداریهای سیاسی بود. با کشدار شدن بیهدف ماجرا بدون توجیه قانونی، این منافع به مضاری علیه جمهوری اسلامی تبدیل میشد. آسوشیتدپرس در این باره نوشت: تصمیم ناگهانی ایران در آزادی 15 نظامی انگلیس نشاندهنده اسرارآمیز بودن روند تصمیمگیری در ایران است و میتوان آن را پیامی از سوی تهران برای غرب توصیف کرد که درگیری با تهران تا چه حد میتواند در منطقه خاورمیانه برای آنها دردسرساز باشد.
جیمز دابینز، نماینده سابق دولت آمریکا در افغانستان نیز در این باره میگوید: این مساله به ایرانیها فرصت داد تا نشان دهند که نباید آنها را دست کم گرفت، چرا که آنها توانایی انجام چنین عملی را دارند و به همین دلیل دنیا باید دقیقتر با آنها برخورد کند.
اما گروهی دیگر از کارشناسان نیز این مساله را مطرح کردهاند که اعلام همزمان آزادی ملوانان با اعلام ضربالاجل 48 ساعته تونی بلر نخستوزیر انگلستان بود که تهران را به اقدامات سخت لندن تهدید کرده بود نوعی نقطهضعف در این سیاست به شمار میرفت. آزادی ملوانان در این زمان با توجه به غیرمترقبه بودن آن، این شائبه غلط را ایجاد کرد که گویی اظهارات بلر کارساز بوده و ایران به طور شتابزده تحت تاثیر سخنان نخستوزیر بریتانیا این تصمیم را اتخاذ کرده است.
این گروه با انتقاد از تیم رسانهای و تبلیغاتی دولت در این ماجرا میگویند: عملکرد این تیم همانند برخی از موارد مشابه دیگر اطلاعرسانی دقیق، به موقع و همهجانبهای نبود و موجب تشدید شایعات مزبور شد. این گروه با اشاره به «گروگان نامیدن» این ملوانان توسط رئیسجمهور آمریکا افزود: ایالات متحده با سوءاستفاده از این فرصت و با گروگان نامیدن ملوانهای بریتانیایی توانست خاطره تسخیر سفارت آمریکا را در ذهن افکار عمومی آمریکا و غرب زنده کند و همین امر خود میتواند در میان مردم کشورهای غربی که اکثرا مخالف اقدام نظامی علی ایران بودهاند، تاثیرات شگرفی بگذارد.