تاریخ انتشار : ۲۷ آذر ۱۳۸۶ - ۱۱:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۲۰۷۵۴

آنچه در کنفرانس شرم‌الشیخ گذشت، مقدمات و موخراتش و هم دنباله‌هایش که در مصاحبه وزیر خارجه با مجله تایم نقش بسته، مجموعه‌ای است که می‌توان گفت در مورد عراق، نه بر اهمیت ایران افزود و نه از آن کاست اما در مورد روابط ایران و آمریکا که چشم‌ها بیشتر به آن دوخته شده بود، پاسخ بدین سادگی نیست.

دو دولت هنوز شهامت آن را ندارند که خواستشان را روشن و برهنه با افکار عمومی‌شان در میان گذارند، هم از این رو از طرف مقابل متوقعند که جور بکشد و رفتاری کند که با تمسک به آن بتوان پاسخ ایرانی‌ها و آمریکایی‌هایی را داد که دولت‌های جورج بوش و احمدی‌نژاد را دولت شجاعان و غیرتمندان می‌دانند و حالا این شجاعان و غیرتمندان را دست در دست ببینند.

در موضوع اول ایران از هزار میلیارد دلار خسارت جنگی خود سخنی نمی‌گوید، سهل است میلیون‌ها دلار هم در بازاری که در منطقه نفوذش ایجاد شده، هزینه کرده و می‌کند. حتی وقتی معلوم است که بخشی از این هزینه‌ در نهایت به سود آمریکاست که عراق را در اشغال دارد، این هم جمهوری اسلامی را از کمک به بازسازی عراق و فراهم آمدن رضایت مردمش برکنار نمی‌دارد.

در این میان حوادث روزگار و هم تدبیر جمهوری اسلامی، موضوع روابط ایران و آمریکا را نیز به گونه‌‌ای به عراق وصله زد و این را نمی‌توان بداقبالی و یا بی‌درایتی دانست. از قضا عراق، بهترین محلی است که ایران می‌تواند برای رجوع بیابد، بعد از 28 سال طلاق. اما در حالی که همه چیز مهیاست، باید بسیار محتاط بود و این همان کاری است که وزیر خارجه ایران را واداشت که شکیبایی به خرج دهد و فرصت شرم‌الشیخ را هم بگذارد که از دست برود، با این امیدواری که از این فرصت‌ها فراوان رخ می‌نماید.

صورت مسأله این است که آیا می‌توان به بهانه امنیت عراق، با واشنگتن هم مذاکره و معامله‌ای کرد که بتوان در داخل با کمک رسانه‌های هوادار تعبیر به تحرک دیپلماتیک شود، نه عقب‌نشینی از اصول و به رایگان بخشیدن سرمایه‌ای که در 27 سال گذشته برای آن هزینه‌ها شده بود؟ نه دولت ایران باید در روزهای سختی که شش سال درگیری با نومحافظه‌کاران برایش رقم زد، نشان می‌داد که آماده مذاکره است، این پیام برای دموکرات‌های آمریکایی هم جذاب بود و هست. دولت بوش هم آماده است اما هنوز از خود نشانه‌ای ظاهر نکرده که علاوه بر مذاکره، در طرح تبلیغاتی مورد نظر دولتمردان ایرانی هم شرکت می‌کند. گامی به سوی حل ماجرا با آمریکا از آن سو در این زمان لازم آمده که ایران برای نشان دادن اهمیت خود و رها شدن از باج‌خواهی کوچک‌ترها که روی مخاصمه ایران و آمریکا حساب‌های بزرگ باز کرده‌اند، بدین گفت‌وگو نیاز دارد.

گفت‌وگو با آمریکا از نظر پاره‌ای از تصمیم سازان دست یافتن به دکمه‌ مرکزی فشار قوی است که پیچاندن آن عملاً ما را از دکمه‌های کوچک‌تر بی‌نیاز می‌کند. قطعی شدن تحریم‌ها و پیوستن عملی روسیه، اروپا، چین و هند به آن، راه منحصر را گفت‌وگو با شیطانی قرار داده که موفق به چنین صحنه‌گردانی‌ای شده و در ضمن از دو طرف هم با خاک ایران همسایه شده است. جمهوری اسلامی با برداشتن گام اول، به دیگران پیام‌های واضح و روشنگر می‌فرستد. پیامی به روسیه ـ که در مورد بوشهر، گربه‌رقصانی را به اوج رسانده ـ و چین که پنهان نمی‌کند که قصد آزردن دوست را ندارد و اروپا که عملاً گفت‌وگو برای حل بحران ایران برای شانه‌هایش بزرگ بود. از همین روست که می‌توان گفت نحوه عمل ایران در شرم‌الشیخ، نمره قبولی داشت.

این هم که وزیر خارجه با خانم رایس همتای آمریکایی خود دیدارکی کرد، جملاتی گفت یا نگفت که دو روزی موضوع بحث رسانه‌های جهانی بود، نه تنها نقصی در کار تیم ایرانی نیست بلکه پیامی بود و اعلام آمادگی برای گفت‌وگو، منتها به ترتیبی که روزنامه‌های هوادار دولت بتوانند بنویسند آمریکا سرانجام به زانو درآمد و اصرار برای مذاکره و ایران با قدرت و صلابت پذیرفت. این هم تا جایی که منافع ملی را خدشه‌دار نکند و باعث نشود که طرف آمریکایی برای چنین خدمتی به دولت محتاج تبلیغات هزینه‌ای بر دوش ملت نگذارد عیبی ندارد و در دنیای سیاست معمول است. غربی‌ها 40 سال پیش برای تیتو لطیفه ساخته بودند که با کندی و خروشچف در یک اتومبیل سوار بودند به دو راهی رسیدند. خروشچف فرمان حرکت به چپ داد و کندی گفت به راست بپیچ.

اما رأی تیتو این بود که راهنمای چپ را بزن و به راست بپیچ. با این مقدمه قصدم این بود که یادآوری کنم شرکت نماینده عالی رتبه دولت در کنفرانس شرم‌الشیخ و پیامدهای آن، یک پروژه کم نقص دیپلماتیک بود. دیپلمات‌های ایرانی دیگر زبان جهانی دیپلماسی را می‌دانند؛ حتی آنهاشان که زبان خارجی نمی‌دانند. به شهادت خاطره نوشته‌ها و اظهار نظر مقامات طرف گفت‌وگو با وزیران خارجه سابق، دکتر ولایتی، کمال خرازی و اینک منوچهر متکی با زبان دیپلماسی جهانی آشنا هستند، چنانکه حسن روحانی و علی لاریجانی دو دبیر شورای عالی امنیت ملی. دیده و خوانده‌اید که وقتی رسانه‌ای و یا مقامی در کشورهای دیگر علیه جمهوری اسلامی و یا فعالیت‌های هسته‌ای ایران سخنی می‌نویسد یا می‌گویند سفیران جمهوری اسلامی با نوشتن مقالاتی در معتبرترین نشریات محلی [مانند لوموند یا تایمز یا نیویورک تایمز] پاسخ می‌گویند.

تندترین پیام‌ها و سخت‌ترین جواب‌ها به قدرت‌های بزرگ چنانکه معمول جهانی است با زبان دیپلماسی جهانی فرستاده می‌شود و حق همین است.