تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۸۶ - ۰۸:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۲۰۷۵۹
در گفتگو با دکتر شهریار نیازی مطرح شد

پروین کاظمیان

* از استقلال دانشگاه‌ها تعاریف گوناگونی ارائه می‌شود شما در این مورد چه تعریفی را مناسب می‌دانید‌؟

** اهدافی برای ایجاد دانشگاه در دنیا طرح شده است که می‌توانیم بر مبنای آنها استقلال دانشگاه را تعریف کنیم. دانشگاه 4 وظیفه اصلی دارد، آموزش، پژوهش، خدمات اجتماعی و فرهنگی و پاسداری از ارزش‌های علمی.

در حوزه آموزش مشتریان اصلی دانشگاه‌ها دانشجویان هستند. دانشگاه‌ها مراکزی هستند که سرمایه‌های انسانی یک کشور را اعم از دانش و مهارت‌های موجود تقویت می‌کنند و نقش را در توسعه منابع انسانی ایفا می‌کنند.

در حوزه پژوهش، دانشگاه به مفهوم یک مرکز علمی پژوهشی است و عموما صنعت یا نهادهای دولتی می‌توانند مشتریان یافته‌های پژوهشی دانشگاه‌ها باشند. این خدمات پژوهشی ارزشمند است و می‌تواند در خدمت نظام مدیریتی جامعه قرار بگیرد. از خدمات دیگر دانشگاه‌ها خدمات اجتماعی و فرهنگی است. دانشگاه در محیط خودش نمی‌تواند از مردم دور باشد و طبیعتا در بستر جامعه باید حرکت بکند. رسالت دانشگاه در مورد نهادهای اجتماعی این است که اعضای هیات علمی به صورت مقالات عمومی و سخنرانی‌های اجتماعی علم را ترویج بدهند و خدماتی را در این حوزه سامان داده و انجام دهند. وظیفه دیگر دانشگاه پاسداری از ارزش‌های علمی است این ارزش‌ها مجموعه‌هایی از اخلاق و اصول تعلیم و تربیت است و مجموعه‌ای از روش‌‌شناسی و اصول روش‌های علمی که باید در دانشگاه ترویج شود و همان طور داشتن روحیه علمی و پذیرش دیگران، عدم خشونت و پرخاشگری، پذیرش گفت‌وگو با دیگران در مباحث و مناظره‌های علمی و ترویج اندیشه آزاد علمی، شاید این مجموعه از اصول نانوشته دانشگاهی است که باید عمل شود. استقلال دانشگاه‌ها را در چارچوب این اهداف می‌توانیم تعریف کنیم.

* دانشگاه‌ها در راه وصول به استقلال با مشکلاتی مواجه می‌باشند ارزیابی شما از این مشکلات چیست؟

** دانشگاه‌ها فارغ از فشارهای جانبی که ممکن است از بخش‌های مختلف وارد بشود باید بتوانند نوعی آزادی فکر و عمل داشته باشند که اعضای هیات علمی قدرت تخیل خودشان را به کار بگیرند و بتوانند به نوعی مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه را مورد نقد و بررسی قرار بدهند به دلیل اینکه مردم از دانشگاه به عنوان کانون‌های فعالیت نخبگان علمی و فرهنگی توقع دارند که هشداردهندگان جامعه نیز باشند. طبیعتا دستگاهی که قرار است هشدار دهنده و نقاد باشد باید از هرگونه فشار جانبی آزاد باشد. استقلال به این مفهوم معنا خواهد داشت دانشگاه فارغ از هرگونه فشارهای جانبی در مستقل بودن باید وابستگی به بودجه‌های دولتی و عمومی را کم کند و بیشتر از طریق کمک‌های مردمی و دانشجویی یا مثلا کمک‌هایی از منابع شهرداری و یا نهادهای خصوصی  صنایع تامین شود به نظر من در این صورت امکان فعالیت آزاداندیشانه و استقلال بیشتری خواهد داشت.

* دولت چه نقشی را می‌توان در مستقل بودن دانشگاه داشته باشد؟

** بخشی از دانشگاه‌ها تحت حمایت وزارت علوم هستند، عموما وابستگی به اعتبارات دولتی دارند طبیعتاً دانشگاهی که وابستگی به بودجه دولتی دارد در چارچوب سیاست‌های دولت حرکت می‌کند و تابع آن سیاست‌ها است. ببینید مشکلی که بیشتر دانشگاه‌ها در استقلال خود با آن مواجه هستند مسائل مدیریتی است. در بیشتر کشورهای دنیا می‌بینید مستقل بودن در اعضای هیات علمی و استاد خلاصه می‌شود و لذا بسیاری از دانشگاه‌ها استاد محور هستند. دانشگاه نظام اداری نیست که خودش را به صورت بروکراتیک به اعضای علمی تحمیل کند بلکه هیات علمی هستند که ایده‌ها و نظرات خاص خودشان را برای نظام اداری بیان می‌کنند به این ترتیب امکان دارد هیات علمی از چنان قدرت و جسارت و شهامتی برخوردار باشد که در خیلی از امور آزادانه نظرات خودشان را ابراز بکنند و تحقیقات را فارغ از فشارها و دخالت‌های مختلفی که در اطرافشان می‌گذرد سامان دهند و پیش ببرند. امروزه بحثی که به عنوان استقلال دانشگاه‌ها مطرح می‌شود بحث‌های مدیریتی است. در گذشته در دانشگاه‌ها هیات‌های امنا با توجه به انتخاباتی که در میان اعضای هیات علمی برای انتخاب مدیران نظام دانشگاهی انجام می‌شد، تصمیم‌گیری می‌کردند ولی در دوره جدید وزارت علوم علاقه‌ای بر انتخابات دانشگاهی نشان نمی‌دهد و به جای انتخابات روش انتصاب از بالا را پیش گرفته است. طبعا دانشگاه هم به عنوان یک نهاد بروکراتیک عمل می‌کند و استقلال به آن مفهوم که مورد نظر است نمی‌تواند تحقق پیدا کند.

* در ایران دانشگاه‌های دولتی و خصوصی داریم به نظر شما استفاده از الگوی دانشگاه خصوصی می‌تواند دستیابی به استقلال را در سایر دانشگاه‌ها ممکن سازد؟‌

** دانشگاه‌های کشور دو مسیر مختلف را پیش گرفته‌اند تعریفی که از دانشگاه آزاد اسلامی داریم این است که این دانشگاه نوعی اداره خصوصی است با آنکه از بودجه عمومی اسفتاده می‌کند از نظر ملاک‌های بین‌المللی دانشگاه خصوصی محسوب می‌شود با تعداد زیادی از دانشجویانی که در سراسر کشور پراکنده هستند. در مقابل دانشگاه آزاد، دانشگاه‌های دولتی را داریم که از بودجه دولتی و عمومی تغذیه می‌شوند الگویی که از دانشگاه مستقل داریم شاید الگوی دانشگاه آزاد باشد این دانشگاه به دلیل استقلال مالی می‌تواند به سمت استقلال حرکت بکند به همین دلیل اعتقاد دارم هر چه وابستگی به دولت کمتر باشد مستقل بودن بیشتر فراهم است. ببینید دانشگاه آزاد در کشورهای اسلامی از اعتبار خوبی برخوردار است اگر رقبایی در دانشگاه‌های خصوصی برای دانشگاه آزاد پا بگیرد این دانشگاه برای کیفیت و جذب دانشجویان و ارائه آموزش و پژوهش بهتر تلاش خواهد کرد. تجربه اخیر دانشگاه آزاد با چالش که با دولت داشت نشان داد که دانشگاه وقتی از لحاظ منابع مالی متکی به خودش باشد و نیازی به دولت نداشته باشد طبیعتا دولت قدرت زیادی در اعمال تغییرات در دانشگاه را نخواهد داشت. در کشور ایران دولت از منابع مالی نفتی استفاده می‌کند درآمدهای دولت اجازه می‌دهد به دانشگاه‌ها کمک کند و دانشگاه‌ها را اداره بکند. دانشگاه‌ها از نوعی راحتی خیال برخوردار هستند انگیزه‌ای برای رقابت وجود ندارد طبیعتا اگر رقابتی ایجاد بشود با ارتقای کیفیت علمی مواجه می‌شویم.

* دولت چگونه می‌تواند از کیفیت علمی دانشگاه‌ها مطمئن باشد و برای ارتقای کیفی دانشگاه‌ها می‌تواند برنامه‌ریزی کند و آیا اینگونه برنامه‌ریزی‌ها با استقلال دانشگاه‌ها مغایرت دارد؟‌

** هر چه به سمت سیاستگذاری هدفمند و واقع‌گرا در حوزه دانش و فناوری حرکت بکنیم راه درست‌تری را در پیش گرفته‌ایم. دولت وظیفه دارد که سیاستگذاری و نظارت و هدایت راهبردهای علم و فناوری را به عهده بگیرد و اگر دانشگاهی در زمینه‌های علمی موفق بود تشویق بشود، دانشگاهی موفق نبود دچار محرومیت‌های نسبی بشود. در حوزه آموزش و پژوهش، خدمات اجتماعی، کیفیت ارائه خدمات دانشگاهی ارزیابی بشوند. دولت نیازی به مداخله در امور دانشگاهی ندارد از نظر مدیریتی دانشگاه‌ها باید استقلال بیشتری داشته باشند و نظام‌هایی برای خلاقیت و نوآوری در داخل خودشان ایجاد بکنند و به گونه‌ای عمل کنند که با پرورش استادان برتر به تدریج استادان بی‌کیفیت به حاشیه رانده شوند. در این صورت هیات علمی با کیفیت به صحنه خواهند آمد. به نظر من هر چه دولت از تصدی‌گری در امور دانشگاهی پرهیز بکند و به سمت سیاستگذاری برود موفق‌تر خواهد بود.

* دو وزارتخانه،‌ وزارت علوم و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نقش مهمی در امور دانشگاهی دارند جایگاه آنها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟‌

** دانشگاه‌ها باید در رشد منطقی قرار بگیرند. این دو وزارتخانه هر چه میزان دخالت‌ها را کمتر کنند به نفع امور دانشگاهی خواهد بود و برای حل مشکل با ضعف کیفیت ارائه علم مواجه نخواهند بود و دانشگاه‌ها برای حل مشکلات خودشان بهتر تلاش خواهند کرد تا اینکه مثلا نظام قضایی، اعضای هیات علمی یا دانشگاهی را تحت پیگرد قرار بدهد دانشگاه‌ها باید از استقلال عمومی خودشان استفاده بکنند.

* در بحران‌های دانشگاهی بوروکراسی و دیوان‌سالاری هم می‌تواند نقش داشته باشد؟‌

** بودجه دولتی بوروکراسی را به دنبال دارد فرض کنید استادی را از یک کشور خارجی دعوت بکنیم یک ترم تحصیلی را در داخل کشور ارائه بدهد به دلیل اینکه نظام هماهنگ پرداخت‌ها و دستمزدها در دانشگاه‌های ما با استاندارد جهانی فاصله زیادی دارد قادر به پشتیبانی مناسب از او نیستیم این وضع را شما در مورد یک استاد ایرانی هم در نظر بگیرید اگر دانشگاه‌ها دچار استقلال و خودگردانی باشند خواهند توانست در صورتی که یک عضو هیات علمی خدمات بهتری را ارائه دهد دستمزد بیشتری بگیرد. معمولا با تعارفات مسائل برگزار می‌شود دلیلش این است که نظام دیوان‌سالاری دولت به دانشگاه نفوذ کرده است در حالی که باید استادمحوری و علم‌محوری باشد. در حالی که نظام دانشگاهی را با نظام اداری به صورت یکپارچه نگاه می‌کنند. پرداختن به امور ساختمانی و عمرانی و بزرگ‌تر کردن بناها برای دانشگاه‌ها کمکی نمی‌کند دانشگاه‌ها بیش از هر چیز به نیروهای خلاق و به سرمایه‌های انسانی با کیفیت و نظام علمی مطابق با معیارها و استانداردهای بین‌المللی نیاز دارند. آموزش عالی شاخص‌های دنیا را رعایت بکند. متاسفانه سنجشی که در مورد دانشگاه‌های ایران انجام می‌شود حاکی از این است که با شاخص‌های بین‌المللی فاصله داریم که شایسته مردم ایران نیست. لذا قاعده تا باید نظام دانشگاهی به سمت کاهش بوروکراسی و دیوان‌سالاری و بهبود کیفیت و بهینه‌سازی و روابط انسانی پیش برود. فضای بهتری را برای فعالیت در تولید علم به اعضای هیات علمی بدهیم تا تلاش بیشتری بکنند. اجازه بدهیم دانشگاه توانایی و قدرت نقادی خودش را از دست ندهد هر جایی که کسری و کاستی در نظام دولتی و فرهنگی مشاهده کرد هشدارهای لازم را بدهند و نقد خودشان را ابراز کنند. اگر این اتفاقات بیفتد با جهش‌های علمی هم مواجه خواهیم شد. ضعف‌های مدیریتی در مجموعه عمومی کشور وجود دارد و دانشگاه‌ها هم تابعی از این و ضعیف‌ترین نوع مدیریتی کشور هستند و متاسفانه انتصاب‌ها بر اساس شایستگی نیست. اگر افرادی که صلاحیت لازم را ندارند به مناصب بالاتری نرسند و مدیریت‌های دانشگاهی توسط افراد پخته اداره بشود دانشگاه‌ها مسیر درستی را در پیش خواهند گرفت. امروزه با ضعف هایی که در مدیریت دانشگاهی می‌بینیم شاید به سادگی به آن جهش‌هایی که در اهداف چشم‌انداز توسعه علمی کشور ترسیم شده است، نرسیم.

* با تحلیلی که از مسائل دانشگاهی داشتید فکر می‌کنم پیامدهای خاص سیاسی را به دنبال خواهد داشت؟‌

** اعتقادم این نیست که مشکل دانشگاه‌ها ربطی به سیاست ندارد بیشتر مشکلات ربط به مدیریت سیاسی کشور دارد. یعنی سیاست به اندازه کافی وجود دارد ببینید برای حصول اهداف دانشگاه‌ها و برای داشتن استقلال علمی و پیشرفت علمی کشور و چشم‌انداز 20 ساله باید دانشگاه را دخیل در این کار ببینیم، به دانشگاه‌ها اختیارات و استقلال بدهیم و آنها را در رقابت سازنده قرار بدهیم تا هشدارهای لازم را بدهند و نقد خودشان را ابراز کنند. دانشگاه‌ها را رتبه‌بندی بکنیم. همواره از دانشگاه ارزیابی داشته باشیم. دانشگاه‌هایی که با کیفیت علمی پایین مواجه هستند هشدارهای لازم به اعضای هیات علمی و دانشگاهی داده شود تا در تولید علم و دانش تلاش بیشتری بکنند.

* با توجه به رشته علمی شما ممکن است نظرتان را در مورد وضعیت تولید علم در حوزه علوم انسانی بیان کنید؟

** از این گفت‌وگو استفاده می‌کنم و در حوزه‌های علوم انسانی هشدار می‌دهم درست است که ما در سال 2006 میلادی بیش از 6700 مقاله علمی در رشته‌های مختلف در مجلات معتبر دنیا داشتیم اما تعداد بسیار اندکی از این مقالات در حوزه علوم انسانی است در بسیاری از رشته‌های علوم انسانی سال‌هاست که مقاله معتبری در سطح بین‌المللی ارائه نشده است شاید به این دلیل باشد که مدیریت سیاست کشور نظر خوبی نسبت به ارائه دانش در سطح بین‌المللی نداشته باشد و نوعی بدبینی به محافل و مجامع بین‌المللی در کشور ما وجود دارد که مانع تحقق توسعه علمی در حوزه‌های علوم انسانی می‌شود. پیشنهاد این است که در این دیدگاه‌ها هم مدیران سیاسی کشور تجدیدنظر بکنند، در حوزه علوم انسانی راهبردهای جدیدتری را در نظر بگیرند تا از توان بالقوه‌ای که در اعضای هیات علمی رشته‌های علوم انسانی در کشور وجود دارد بهره‌برداری بیشتری صورت بگیرد. نسبت به مقاله‌نویسی علمی مطابق با استانداردهای جهانی در حوزه علوم انسانی به شدت ضعیف است. در رشته‌‌هایی مانند شیمی، فیزیک و بعضی از رشته‌های مهندسی و پزشکی موفقیت‌های خوبی در سطح بین‌المللی داریم در حوزه‌های علوم انسانی مزیت‌های نسبی در کشور ما وجود دارد و بایستی فعال شود و این باید توسط دستگاه‌های سیاستگذار فرهنگی و علمی صورت بگیرد.