تاریخ انتشار : ۲۸ آذر ۱۳۸۶ - ۱۳:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۲۰۷۶۴

بسم‌اللهالرحمن‌الرحیم

برای نخستین بار در تاریخ، قرار است اتحادیه عرب نمایندگانی را برای گفت‌وگو پیرامون طرح ذلت‌بار صلح با اسرائیل به تل‌آویو اعزام کند. اگر سادات بخاطر خیانتش در انعقاد قرارداد ننگین کمپ دیوید مورد شماتت قرار گرفت و توسط انقلابیون مسلمان مصری به هلاکت رسید، امروزه قرار است چیزی فراتر از کمپ دیوید به اجرا گذاشته شود و همان دلالان کمپ دیوید برای به اسارت در آوردن تمامی اعراب در چنگال صهیونیست‌ها وارد عمل شده‌اند.

حسنی مبارک رئیس‌جمهور مصر و «تزیپی لیونی» وزیر امورخارجه رژیم صهیونیستی طی مذاکرات فشرده‌ای در قاهره توافق کردند که بدون اعتنا به واخامت اوضاع منطقه، در اعزام نمایندگان اتحادیه عرب به تل‌آویو و انجام مذاکرات تفصیلی درباره طرح باصطلاح صلح ملک عبدالله پادشاه عربستان کوچکترین تردیدی به خود راه ندهند و آنرا به تعویق نیندازند.

این طرح حدود 5 سال پیش توسط ملک عبدالله که در آن زمان ولیعهد عربستان بود مطرح گردید ولی همواره مورد بی‌اعتنائی آشکار اسرائیل قرار گرفت. البته رمز بی‌اعتنائی اسرائیل در موضع پیچیده و طلب‌کارانه رژیم صهیونیستی نهفته است و هرگز به معنای نپذیرفتن طرح سعودیها نبوده و نیست بلکه اسرائیل از یکطرف مایل است سازش با اعراب را با قیمتی به مراتب کمتر محقق سازد و از طرفهای مقابل، امتیازات بیشتری را مطالبه کند و از طرف دیگر با بی‌اعتنائی و عدم پذیرش ظاهری آن چنین وانمود سازد که گویا با آن مخالف است و آنرا مغایر منافع اسرائیل می‌داند. جا افتادن چنین دیدگاهی به رژیم‌های عربی کمک می‌کند که از این موضع اسرائیل، «مصرف داخلی» داشته باشند و چنین وانمود سازند که گویا موضع خود را بر اسرائیل «تحمیل» کرده‌اند! حال آنکه طراح اصلی چیزی که موسوم به «طرح ملک عبدالله» است خود صهیونیست‌ها هستند. این طرح در واقع مکمل «طرح 8 ماده‌ای فهد» است که عمرش وفا نکرد تا محصول نهائی طرح را در میدان عمل مشاهده کند و لاجرم اجرای آن با اندکی تغییرات ظاهری به جانشین وی محول شده است مطابق معمول، سران رژیم صهیونیستی در برخودر اول، این طرح را رد نموده و آنرا مطلقاً غیرقابل پذیرش اعلام کرده‌اند. چرا که پذیرش اسرائیل به این معنی تلقی می‌شود که در برگیرنده منافع اشغالگران است و در آنصورت برای جا انداختن طرح نزد افکار عمومی دنیای عرب و دنیای اسلام، موانع جدی‌تری به وجود می‌آید. مفهوم این عبارت اینست که در واقع مخالفت ظاهری اسرائیل، بعنوان یک اهرم تبلیغاتی مناسب، در دنیای عرب مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد و طرفداران سازش با اسرائیل، مخالفین سازش را بعنوان «همدستان اسرائیل»! معرفی خواهند کرد که گویا با اسرائیل در یک جهت و یک خط قرار دارند و هر دو با طرح صلح ملک عبدالله، مخالفند!

این از شگردهای شیطنت‌آمیز طراحان و مجریان طرح جدید سازش با اسرائیل است که مدافعان واقعی فلسطین را «خلع سلاح تبلیغاتی» کنند و آنها را همگام با اشغالگران معرفی نمایند و چنین وانمود سازند که گویا هر دو، یک هدف را دنبال می‌کنند و یک موضع دارند!

دقیقاً به همین دلیل است که اندیشمندان دنیای عرب و دنیای اسلام و عناصری که به جائی وابستگی ندارند و استقلال عمل و استقلال رأی خود را حفظ کرده‌اند، بایستی وارد صحنه شوند و برای افشای توطئه‌هایی که از هر سو ملت فلسطین، دنیای عرب و دنیای اسلام را محاصره کرده است، حتی برای لحظه‌ای هم دچار تردید نشوند و با درک پیچیدگیها و ظرافت‌های ظاهری این اقدامات شیطانی، اسرائیل اشغالگر و همدستانش را رسوا کنند و نگذارند ملت فلسطین و آرمان فلسطین توسط چکمه‌پوشان اشغالگر و حامیان آنها در دربارهای عرب، لگدکوب شود و حتی این خیانت بزرگ خود را نیز خدمتی به فلسطین معرفی کنند.

خوبست در این زمینه قدری تأمل کنیم تا به عمق فاجعه‌ای که در حال شکل‌گیری و در شرف وقوع است، بهتر پی ببریم.

1- مهمترین ابزار ما و بهترین معیار ما برای شناخت توسئه‌های دشمن، شناخت چهره‌های مجری طرح جدید است. رژیم کمپ دیویدی قاهره و رژیم مفلوک اردن یعنی دو رژیمی که با اسرائیل اشغالگر قرارداد سازش امضا کرده‌اند و نزدیکترین مناسبات رسمی را با اشغالگران برقرار ساخته‌اند، مجریان اصلی این طرح جدید صهیونیستی هستند. حتی اگر از سایر ابعاد طرح و عواقب آن و شرایط حاکم بر دنیای عرب و اوضاع فلسطین هم بی‌اطلاع باشیم، صرف وجود رژیم کمپ دیویدی قاهره و رژیم مفلوک اردن در صدر فهرست مجریان طرح سازش با اسرائیل می‌تواند ماهیت واقعی این طرح را برملا کند.

2- این بزرگترین هدیه‌آی است که دربارهای عرب می‌توانند در شرایط کنونی که اسرائیل در اوج بحران داخلی و انزوای بین‌المللی و ضعف و ناتوانی ناشی از شکست نظامی در جنگ 33 روزه علیه حزب‌الله لبنان دچار آنست، به صهیونیست‌ها ارائه کنند.

فراموش نکنیم که اسرائیل پس از ناکامی مطلق و شکست نظامی در راه مقابله با حزب‌الله لبنان اکنون دچار یک بحران عمیق سیاسی- اجتماعی است و دولت «ایهود اولمرت» از هر طرف تحت فشار قرار دارد و هرلحظه ممکن است اولمرت ناچار به استعفا و کناره‌گیری شود.

این طرح سازش دربارهای عرب با اسرائیل در مقطع کنونی به این معنی است که سران عرب در این موقعیت شکننده به یاری صهیونیست‌ها شتافته‌اند و با دراز کردن دست دوستی و سازش با اسرائیل می‌خواهند افکار عمومی منطقه و جهان را به سوی دیگری منحرف سازند و بر شکست و ناکامی اسرائیل سرپوش بگذارند. این همان خدمت بزرگی است که «تزیپی لیونی» وزیر خارجه اسرائیل می‌گوید با ارائه طرح صلح اخیر، اعراب یک افق سیاسی روشن را در برابر اسرائیل گشوده‌اند و این فرصت را به اسرائیل داده‌اند.

3- با در نظر گرفتن پیروزی حماس در انتخابات و در اختیار داشتن حاکمیت دولت خودگردان فلسطین، صهیونیست‌ها و حامیان آنها نوعی تحریم اقتصادی علیه دولت خودگردان را بر فلسطینی‌ها تحمیل کرده‌اند.

عربستان با پا در میانی برای ایجاد هماهنگی میان دولت حماس و محمود عباس، مذاکرات طائف را شکل داد که به نوعی تفاهم منجر شد لکن اقدام کنونی عربستان در واقع خنجر خونینی است که از پشت بر قلب فلسطینی‌ها وارد می‌آید و نشان می‌دهد که عربستان حتی در برپائی اجلاس طائف هم حسن نیت نداشته و قصد فریب فلسطینی‌ها را داشته است.

نباید از نظر دور داشت که امروز صهیونیست‌ها و حامیان آنها از دولت حماس می‌خواهند اسرائیل را به رسمیت بشناسد تا به محاصره اقتصادی دولت خودگردان خاتمه دهند. ارائه طرح به رسمیت شناختن اسرائیل، آنهم از جانب تمامی اعراب و به نام اتحادیه عرب و تحت عنوان طرح ملک عبدالله، در واقع بزرگترین خدمتی است که دربارهای عرب منطقه به اشغالگران می‌کنند و بطور همزمان، فلسطینی‌ها را یکبار دیگر در برابر اشغالگران شرور تنها می‌گذارند. نکته مهمتر اینکه اسرائیل از اعراب می‌خواهد که در موقعیت کنونی، ‌برای ایجاد تفرقه میان دولت حماس و طیف محمود عباس به یاری اسرائیل بشتابند و به انجام کارهائی بپردازند که انجام آن حتی از اسرائیل هم ساخته نیست.

وزیر خارجه اسرائیل از مصر، اردن، عربستان و سایر اعراب می‌خواهد که برای اجرای طرحهای اسرائیل برای دولت خودگردان پیشقدم شوند و می‌گوید «آنچه ما از اتحادیه عرب انتظار داریم، حمایت از جناح میانه‌روی دولت خودگردان فلسطین (طیف محمود عباس) است. زیرا میانه‌روها از انعطاف‌پذیری بیشتری برای صلح با اسرائیل (بخوانید سازش) برخوردارند.

و در چنین شرایطی، مأموریت هیئت نمایندگی اتحادیه عرب در تل‌آویو می‌تواند یک رویداد تاریخی را به ثبت برساند.»

این نکته از آن جهت اهمیت دارد که حتی خود صهیونیست‌ها هم از اینهمه ذلت‌پذیری و خیانت اعراب شوکه شده‌اند و صراحتاً اعتراف می‌کنند که دربارهای عرب خدمت بزرگی به اسرائیل می‌کنند.

دربارهای عرب و شاه عربستان بایستی به افکار عمومی جهان عرب و جهان اسلام و بویژه به فلسطینی‌ها توضیح دهد که چه ضرورتی ایجاب کرده و می‌کند که در مقطع کنونی و در اوج ضعف و ناکامی و انحطاط اسرائیل، چنین خدمت بزرگی را به اشغالگران صهیونیست بکند و به تضعیف جبهه اعراب و فلسطینی‌ها بپردازد؟ بنظر می‌رسد که تلاش برای تقویت دولت اولمرت یکی از اهداف اصلی سفر شتابزده «دیک چنی» به منطقه بوده است و چنی در جریان دیدارهای خود مشخصاً به تسریع در انجام این مذاکرات اصرار ورزیده است. چرا که این امر باعث تقویت اولمرت می‌شود و به مخالفین داخلی وی هشدار می‌دهد که در لحظات حساسی که اولمرت بعنوان مدافع کیان صهیونیستی عمل می‌کند و درصدد کسب امتیازاتی از اعراب است،‌ نه تنها به تضعیف او نپردازند، بلکه حتی با تقویت او نشان دهند که از مواضع اولمرت برای مذاکره با اعراب و کسب امتیازات بیشتر از موضع برتر، حمایت می‌کنند!

4- خیانت بزرگ دربارهای عرب در شرایط کنونی به فلسطینی‌ها، لبنانی‌ها و حتی سوریه و دنیای عرب در اینست که آنها بهترین فرصت و بهانه را برای بازسازی چهره سیاسی اولمرت و تجدید قوای ارتش صهیونیستی را به دست صهیونیست‌ها می‌دهند و با گشودن باب مذاکره با اشغالگران در این شرایط شکننده که اسرائیل دچار سردرگمی و انحطاط است و اولمرت را از درون بحرانها نجات می‌دهند تا او را بر خودشان مسلط کنند!

این مذاکرات بدفرجام، باعث تجدید روحیه صهیونیست‌ها می‌شود و اسرائیل را از موضع انفعالی کنونی خارج می‌کند.

نکته شرم‌آور قضیه، اینست که حتی در اوج ضعف و ناتوانی اسرائیل هم این اعراب هستند که دست خود را برای سازش بسوی اسرائیل دراز کرده‌اند و با دریوزگی در برابر دشمنی که ناتوان‌تر از هر زمان دیگر است، به زیان اعراب و دنیای اسلام عمل می‌کنند و اسرائیل با رد پیشنهادات آنها چنین وانمود کرده است که گویا هنوز هم «ابتکار عمل» را در دست دارد!  ایکاش چهره‌های مستقل و دلسوزی در دنیای عرب و در دنیای اسلام به پا خیزند و با افشار نقش خائنانه‌ای که دربارهای بی‌افتخار عرب در مقطع کنونی ایفا کرده و می‌کنند، ملت‌ها را بیدار و آگاه سازند و به مردم لبنان و فلسطین نشان دهند که استقامت مثال زدنی آنها در صورت استمرار می‌تواند این توطئه‌ها و خیانتها را نیز عقیم سازد و مانع تحقق برنامه‌های شیطانی دربارهای بی‌افتخار عرب شود.

این شرم‌آور است که ملتهای لبنان و فلسطین در خط مقدم جبهه مبارزه علیه اشغالگری صهیونیسم در عین آنکه توانسته‌اند پوژه اسرائیل را به خاک بمالند، ولی دربارهای عرب با دراز کردن دستهای ناپاک خود برای سازش، سعی دارند بر شکست اشغالگران سرپوش بگذارند، به آنها روحیه بدهند و برای درهم شکستن مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین به یاری دشمنان اسلام بشتابند. ننگشان باد و دست‌های خیانتکارشان بریده باد.