تاریخ جاسوسی صهیونیستی اسراییلی کاملاً شناخته شده است ولی به دلیل درماندگی کشورها از کشف آن و همچنین به دلیل شیوههای عمل همچنان پوشیده باقی مانده است. زمانی که اسراییل به جاسوسی میپردازد همه امور برای او مباح میشود و همه راهها برای او گشوده میشود و هر کشوری میتواند هدف قرار گیرد و هر رابطهای را میتوان نادیده گرفت.
اسراییل علیه امارات متحده آمریکا که دوست همپیمان راهبردی پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ اسراییلیهاست جاسوسی کرده است و به درون کاخ سفید راه یافت و اگر بلافاصله قضیه جمع و جور نمیشد موارد بسیار زیادی همراه آن کشف میشد. اسراییل علیه اتحاد شوروی یعنی دومین کشوری که او را به رسمیت شناخت نیز جاسوسی کرد و در این راه پول نقش عظیمی ایفا کرد. اسراییل علیه کشورهای اروپایی نیز جاسوسی کرده است. دیانت یهود و ملیت اروپایی، اسراییل را در رسیدن به هدف جاسوسی در اروپا و آمریکا کمک زیادی کرده است. کشورهای عربی اولین هدف جاسوسی اسراییل هستند. کشورهای عربی گاهی مواقع با این پدیده بسیار عالی برخورد میکنند و گاهی مواقع حالت شکستخوردهها را مییابند.
برخی کشورهای عربی توانستند شبکههای جاسوسی اسراییل را کشف کنند و برخی دیگر از کشورها همچنان درگیر این مسأله هستند. مصر، عراق و لبنان زمینههای اصلی جاسوسی اسراییل هستند. پس از جاسوسی غرامغرام و پیش از آن دستگاههای اطلاعاتی مصر شبکههای جاسوسی اسراییل را کشف کردند که آخرین آن شبکه محمد سعید رمضان بود. خطرناک بودن قضیه در این است که به امکانات هستهای مصر رسیدهاند. مرزهای اسراییل با مصر و سفارت این کشور در قلب قاهره و داشتن روابط تجاری و گردشگری عوامل یاریدهنده اسراییل برای جاسوسی در مصر است و شاید رخدادهای پیدرپی در شرمالشیخ بهترین دلیل بر این مدعا باشد.
اسراییل میبایست به روابط موجود میان دو کشور احترام بگذارد و از انجام عملیات جاسوسی در کشور مصر شرمسار باشد، زیرا مصر در کشور اسراییل جاسوسی نمیکند. ولی کشوری که علیه همپیمانان خود (آمریکا و غرب) جاسوسی میکند بیشک علیه مصر نیز جاسوسی خواهد کرد!
در لبنان، چندین شبکه جاسوسی کشف شده است. موضع اسراییل در لبنان با وضعیت مصر کاملاً متفاوت است. زیرا در لبنان مقاومت فلسطین و حزبالله وجود دارد. در لبنان طیفهای سیاسی طرفدار آمریکا و فرانسه وجود دارند، در لبنان نیروهای مسلح شیعی، سنی، مسیحی، دروزی و کتائبی حضور دارند.
در لبنان احزابی وجود دارند که به اسراییل نزدیکترند تا به عربها و مسلمانان و برخی از آنها با صراحت اعلام کردهاند که دشمن اصلی آنها حزبالله است و نه اسراییل.
در چنین جوی آیا اسراییل از جاسوسی کردن دست میکشد؟ در مسایل مهمی همچون ترور رفیق حریری و دیگر ترورها آیا اسراییل نمیتواند نقشی داشته باشد؟ اما در عراق دروازهها باز است و حاکم اصلی نیز آمریکاست و در برخی نیروهای سیاسی در عراق طرفدار ایجاد رابطه با اسراییل هستند. مغرب عربی نیز از این ویروس در امان نمانده است زیرا یهودیان در برخی کشورهای مغرب عربی جای پای محکمی دارند. اسراییل از تجسس علیه کشورهای عربی دست برنخواهد کشید ولی مهم اینجاست که آیا ما این نکته را درک میکنیم یا خیر؟!
مرکز «axisoflogic» در شهر ماساچوست آمریکا از گزارش رسمی فرانسه پرده برداشت. این گزارش 300 صفحهای از برخی از اسرار جنگ اسراییلی ـ آمریکایی علیه حزبالله در تابستان گذشته و دلایل واقعی آن پرده برمیدارد.
اکنون برای این که خواننده به نتایجی در این مورد برسد مقاطعی از آن گزارش را ارایه میکنم.
گزارش میگوید: موساد، رفیق حریری نخستوزیر سابق لبنان را ترور کرده است! جنگ اخیر اسراییل علیه لبنان در واقع یک برنامه از پیش تعیین شده آمریکایی، اسراییلی بوده و به اسارت دو سرباز اسراییلی در 12 ژوئیه ربطی ندارد.
در گزارش آمده که خسارتهای اسراییل چندین برابر ادعای آنهاست و اسراییل میگوید که فقط 119 کشته داده است! در حالی که فقط 56 سرباز بر اثر بمباران سنگرهایشان توسط موشکهای ضدتانک کشته شدند! و 24 سرباز دیگر در انهدام ناو جنگی ساعر از بین رفتند و نه 4 سرباز! در آن جنگ اسراییلیها بیش از 160 تانک از دست دادند! اسراییلیها در آن جنگ با عملیات فریب روبهرو میشدند، آنها از منابع روسی در مورد مواضع حزبالله و نیروهای نظامیش اطلاعات گمراهکننده و پرفریبی دریافت میکردند!
در گزارشی همچنین آمده که واشنگتن به دولت ایهود اولمرت وعده داده بود که همه احتیاجات نظامی از قبیل بمبهای سنتی و خوشهای و مهمات را به آن کشور تحویل خواهد داد و نکته مهم در گزارش این است که دولت آمریکا با اعزام مستقیم سربازان به لبنان مخالفت کرد زیرا از فرورفتن در باتلاق لبنان همچون عراق وحشت داشت!
دقت به جزئیات گزارش نشان میدهد که حقایق جنگ چیز دیگری بود و اطلاعاتی که بوقهای صهیونیستی و آمریکا برخی بوقهای عربی به اطلاع ملتهای عرب میرساندند واقعاً چیز دیگری بوده است به عبارت دیگر کاملاً با حقایق اصلی در تضاد بود.
سیاست گمراهسازی که صهیونیستها در بعد سیاسی و رسانهای اعمال کردند به صورتی گسترده بر برخی از نویسندگان عرب به شدت تأثیرگذار شده بود که موجب شد آنها با توجه به جو گرفتهای که ایجاد شده بود نتوانند آفتاب درخشنده را ببینند!
اکنون که حقایق روشن شده و گزارشهای آنان یکی پس از دیگری رو میشوند، جهان با منظری بسیار خطرناک مواجه میشود و آن این است آنچه که اسراییل و آمریکا مطرح میسازند فقط و فقط دروغهایی است که برای ترساندن و فریب دادن به کار گرفته میشوند و هدف غایی تضعیف روحیه به پا خاستن در جامعه عربی و از بین بردن این درک که اسراییل ببر کاغذی بیش نیست میباشد. اسراییل باید بداند که اگر روزی جهان عرب مسوولیتپذیر شود هیچگاه نمیتواند در میان امواج خروشان کشورهای عربی و اسلامی دوام بیاورد.