مجتبی شجاعی: پیروزى انقلاب اسلامى ایران روند اسلامخواهى، عدالتخواهی، آزادگی و گفتمان اتحاد و وحدت اسلامی را گسترش داد و با چاشنى آرمانگرایى به حرکتهاى انقلابى خود وسعت بخشید. انقلاب اسلامی ایران علاوه بر تاثیرات داخلى، بر محیطهاى امنیتى منطقه و نیز در سطح بینالملل موثر واقع شد، طورى که اغلب، چالشهاى داخلى آن تحتتاثیر محیط خارجى بود زیرا اصولا گفتمانهاى امنیتى در متن هر جامعهاى که شکل مىگیرد، کاملا متاثر از دادههایى هستند که محیط داخلى و خارجى بر سیستم تحمیل مىکند. اساسا در حیطه ایران اسلامی و افغانستان، مسائل مهم و کلیدی امنیتی وجود دارد، ضمن اینکه بسیاری از مسائل 2 کشور را لااقل در استانهای مرزی با افغانستان متاثر از هم میکند و همین امر ایران و افغانستان را ملزم به همکاری پیرامون آن میکند و لازم میدارد که چالشهای داخلی در حوزه مناطق همجوار را با نگاه به چالش خارجی در طرف همجوار و موثرات بر آن جستوجو کند. ایران و افغانستان به حکم مولفههایی همچون جغرافیا، تاریخ، اقتصاد و فرهنگ، سالها بر یکدیگر تاثیر گذارده و از هم تاثیر میپذیرند. نگاه عمیق به تحولات جمهوری اسلامی ایران و افغانستان نشان میدهد این 2 کشور به علت همسایگی، مسائل تاریخی، فرهنگی، زبانی و دینی از یکدیگر متاثر میشوند. به عنوان مثال جنگهای داخلی و اشغال در افغانستان به بیثباتی در مرزهای ایران و ورود مهاجران افغان به ایران انجامید که البته ما ایرانیها به عنوان میزبانانی برای برادران و خواهران افغان، سعی کردیم سنگتمام برای همکیشانمان بگذاریم زیرا وظیفهای فرهنگی، دینی و انسانیمان چیزی جز این حکم نمیکرد و وظیفه همسایه در اسلام کاملا مبین است.
در همین حال، وقوع انقلاب اسلامی در ایران آثار اولیه خود را بر افغانستان به نمایش گذاشت لذا ایران به الگویی الهامبخش در افغانستان تبدیل شد. مسائل مواد مخدر، اقوام و مذاهب در دوسوی مرزها، مهاجران افغان در ایران، جرائم سازمان یافته، آب، اختلافات ارضی و مرزی و مساله قاچاق انسان از جمله حوزههای موضوعی سیاسی- امنیتی هستند که در حیطه ایران و افغانستان، سرنوشت 2 کشور را به هم پیوند میزند و آنها را به همکاری نزدیک و مشترک وادار میکند. در بالادست همه اینها، علاقه و انساندوستی تاریخی و مذهبی ما ایرانیها به افغانها به عنوان همسایگان ماست؛ این همسایگانی که بیش از یک قرن است تاریخ و روزگار حقشان را نداده است. ایران میتواند مرزهایش را با افغانستان به مرزهای نرم تبدیل کند. منظور از مرزهای نرم، مرزهایی است که مراودات تجاری- اقتصادی بر دیگر مولفهها غلبه یابد. با ترویج گمرکات و بازارچههای مرزی و سپردن مدیریت مراودات مرزی و همه فرصتهای اقتصادی آن به سکنه همان منطقه، به عنوان شهروندان نظام و در صورت عدم استطاعت، لازم است سرمایه در قالب تسهیلات تجاری به مردم منطقه و بومیان ساکن در آنجا سپرده شود، نوعی وابستگی متقابل در 2 سوی مرزها ایجاد کند و در اینجاست که صاحبخانه دغدغه حفظ خانهاش چندین برابر تقویت میشود و این راهکار خدمات صادقانه نظام است. این مهم به نوبه خود موجب توسعه و رفاه میشود و توسعه اقتصادی و رفاه نیز موجب تنفر و بیزاری از جنگ و کشمکش میشود. از طرفی، حال که افغانها به رسم روزگار اینگونه آواره شدهاند؛ هم از خودی میخورند، هم از بیگانه، با این خدمت نظام اسلامی ایران فرصتهای سالم و بیخطر اقتصادی پیدا میکنند و در این شرایط است که احداث شهرکهای مهاجرنشین در آن سوی مرزهای افغانستان که موجب تشویق مهاجران به بازگشت شود به مورد مذکور کمک خواهد کرد. از آنجایی که اراده احداث این شهرکها در دولت افغانستان کمرنگ است، لازم است دولت ایران به جهت حسن همجواری راسا اقدام به شهرکسازی در شأن و درخور افاغنه جهت زندگی در آنجا کند و طعم حلاوت مسلمان بودن و نگاه فراملی و فرامذهبی داشتن را در زیر پرچم اسلام ناب محمدی(ص) و ولایت فقیه در قالب خدمترسانی مرزی به افاغنه به آنان بچشاند.
طول مرزهای ایران با افغانستان 945 کیلومتر است و کشورهای جهان همکاری موثری درباره مبارزه با مواد مخدر در حوزه مرزی با ایران ندارند. ایران از 2 جهت در معرض تهدیدات مواد مخدر است: اول اینکه میتواند محلی برای تاخت و تاز و ترانزیت این مواد باشد. دوم اینکه قاچاق مواد مخدر از طریق خاک ایران به اروپا و توزیع مقداری از این مواد در ایران، تعداد معتادان مواد مخدر را در ایران بشدت افزایش داده است که خود دغدغهای اساسی برای مرزنشینان و جوانان این مناطق که باید برای نظام ثروت تلقی شوند تبدیل شده است. مبارزه با قاچاق مواد مخدر نیازمند یک اراده بینالمللی و جهانی است و ایران به تنهایی قادر نخواهد بود چه در داخل و چه در مرزها با قاچاق مواد مخدر مقابله کند؛ مقابله با تولید مواد مخدر در داخل افغانستان از طریق امضای موافقتنامههای 2 یا چندجانبه که در پرتو آن تجربه نیروهای مبارزه با مواد مخدر ایران در اختیار نیروهای مبارزه با مواد مخدر افغانستان قرار گیرد، دستهای پنهان مواد مخدر در ساختارهای دولتی افغانستان پاکسازی شوند، سیاست کشت جایگزین و اشتغال سازنده به طور جدی پیگیری شود. تبلیغات موثری در حوزه فرهنگی، بهداشتی و سلامت در نفی مواد مخدر در افغانستان صورت گیرد که خود گام موثری در مبارزه با مواد مخدر میتواند باشد که البته اقدامات موثری به گواه رسانهها توسط نظام جمهوری اسلامی در این باره صورت پذیرفته است. از آنجا که مقابله یکجانبه با ترانزیت مواد مخدر در افغانستان مشکل است، تلاش مشترکی میان 2 کشور برای مقابله با ترانزیت مواد مخدر صورت گیرد. از سویی باید این اراده در طرف افغان بالاخره به نحوی ایجاد شود و اینها همه باید در کنار و به کمک اقتدار نظامی و امنیتی نظام جمهوری اسلامی در مبارزه بیامان در ترانزیت مواد مخدر لحاظ شوند. در طول خط مرزی و در سوی ایران از جنوب به شمال استانهای سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی، رضوی و شمالی، در سوی افغانستان ولایتهای هلمند، نیمروز، فراه و هرات با یکدیگر همسایگی پیدا میکنند که به گونه ویژه میتوان از شهرهای زاهدان، زابل، نهبندان، بیرجند، تایباد و تربتجام نام برد که گاهی اختلافات بر سر نقاط مورد اختلاف مرزی و زمینهای حول آن خود در سطحی موجب نگرانی است، مثلا مرز دوغارون و گمرک آن. از طرفی با توجه به این واقعیت و نظر به اینکه مساله کنترل و نظارت در مرزها یکی از حساسترین امور امنیتی یک کشور است، حل مسائل مرزی باید در دستور کار دولت قرار گیرد و باید یک بار برای همیشه و قاطعانه و با اقتدار، منطقه مورد اختلاف به همان شکلی که هست علامتگذاری شود و در قالب یک سند حقوقی به آن خاتمه داده شود اما در حوزه قاچاق انسان که چالشی اساسی در مرز به حساب میآید، در افغانستان وقوع جنگهای داخلی طولانیمدت و فقر شدید اقتصادی 2 عامل مهمی است که در قاچاق انسان نقش عمدهای دارند. موارد زیادی وجود دارد که خانوادههای افغانی برای حمل مواد مخدر و کسب درآمد، آگاهانه به قاچاق فرزندان خود تن دادهاند. تردیدی وجود ندارد که بحث قاچاق در مرزهای ایران و افغانستان رواج بیشتری دارد. اشکال مختلف این قاچاق عبارتند از وارد کردن غیرقانونی اتباع افغانستان برای کار در ایران و بهرهگیری از اتباع ایرانی و افغانی برای قاچاق مواد مخدر.
گرچه وضع اقتصادی و مشکلات امنیتی به حدی رسیده که کشور افغانستان در حال حاضر دغدغه اساسی برای مقابله با قاچاق انسان را ندارد اما بخشی از بیانگیزگی افغانستان در عدم تجربه، فقدان قانون و گستردگی و پیچیدگی مساله قاچاق انسان است. جمهوری اسلامی ایران میتواند طی توافقنامهای با افغانستان، پرسنل وزارت کشور افغانستان را در مبارزه قاچاق انسان آموزش دهد و دستگاه قضایی و قانونگذاری این کشور را در تدوین و تصویب قانون مبارزه با قاچاق انسان یاری کند تا همکاری مشترک برای مبارزه با قاچاق انسان صورت گیرد. در پایان باید گفت که دولت، کارخانهاى است که محصول اصلی آن امنیت است و همه ابزارها، اختیارات و قدرتى که در اختیار نهاد دولت قرار دارد به منظور حصول این هدف اصلى است، لذا لازم است همتی مضاعف همچون گذشته در حوزه مرزی لحاظ جدی شود.