محمد نوری
ترکیه کشوری است که در آن توریسم و تجارت مشغله اصلی دولت و کسب و کار مردم است اما اکنون به طرز شگفتانگیزی همه نگاهها به سمت سیاست و امنیت رفته است. دو حادثه بحران عراق و انتخابات ریاست جمهوری چونان دو موج سهمگین افکار عمومی این کشور را در چنگ گرفته است و از تجار و بازرگانان تا دانشگاهیان و شهروندان عادی منتظر نتیجه این دو کارزار مهم هستند. در آسمان غبارآلود این کشور از همه محافل میتوان این نجوای سیاسی را شنید که ترکیه آبستن وقایع مهم است. با این همه، متخصصان امور این کشور به ندرت حاضر به پیشبینی اوضاع آینده هستند.
در قلمرو احزاب ترکیه یک تکاپوی بیسابقه جریان دارد. همه جناحهای کهنهکار و نوپدید بر سر آن چه «بحران در عین فرصت» خوانده میشود به یک رقابت سیاسی و شرطبندی دست زدهاند.
اما در سرلوحه این وقایع یک خبر نشسته است: «ژنرالهای آنکارا در آماده باش تاریخی به سر میبرند».
انگیزه این تحرک بزرگ در اردوی نظامیان ترک، فقط بحران عراق یا مبارزهطلبی اکراد مسندنشین اربیل نیست که ناظران در این صفآرایی ژنرالها بوی ناخوش یک تهدید مقابل دموکراسی نوپای این کشور و نماد آن، دولت منتخب اردوغان را حس میکنند.
تحرک نظامیان لائیک تبار گرچه پدیدهای آشنا و رسمی تاریخی در ترکیه است اما به نظر میآید که این پدیده به ظاهر تکراری، مظاهری پیچیده و لایههای پنهان دارد.
یک پرده از این رقابت پیچیده شنبه گذشته در تظاهرات وسیع سکولارها و لائیکها بر ضد دولت اسلامگرا نمایان شد. هر چند در جمع تظاهرکنندگان ردپایی از حضور نظامیان ستارهدار نبود اما همه آنها که سوار بر ماشین احزاب لائیک از اقصی نقاط این کشور به آنکارا هجوم آوردند شعاری واحد بر زبان داشتند؛ شعاری که مرز ورود ارتشیان به حریم سیاسیون محسوب میشود. این پیام رمزی، چند کلمه تاریخی بیش نیست: «حفظ جمهوری و دفع خطر از کیان نظام لائیک».
پردههای دیگر این نمایش قدرت در آن سوی میدان انتخابات یعنی مرزهای ملتهب ترکیه با شمال عراق نمایان شده است. بازتابهای این نزاع همان چیزی است که هر روز در جنگ لفظی ستاد فرماندهی ارتش ترکیه با دولتمردان کردتبار عراق میتوان سراغ گرفت یعنی آنگاه که بیوک آنیت و افسرانش در ازای تهدیدات امثال بارزانی و زیباری، هر بار یک گام جدید برای مداخله در سیاست خارجی و مصادره قسمتی از اختیارات سیاستمداران برمیدارند. این جا نیز پیام رمزگونه و تاریخی رد و بدل میشود «موجودیت جمهوری در معرض خطر است و دولت ـ منظور کابینه اردوغان ـ اقتدار کافی در برابر متعرضان به امنیت از خود نشان نمیدهند».
به این ترتیب بحران عراق و انتخابات آوریل دو حادثهای هستند که شکافهای کهنه در سیاست و حاکمیت ترکیه را تجدید کردهاند تا حدی که احساس میشود ترکیه 2007 برگشتی دوباره به فضای دو قطبی ایام جنگ سرد را آغاز کرده است و دوگانه نظامیان و سیاستمداران و تضاد اضطرابآور لائیکها و اسلامگرایان آرامش سرزمین آناتولی را به هم ریخته است. با ملاحظه این اوضاع است که ناظران انتخابات ماه آوریل را حساسترین رقابت در مسیر آینده سیاسی این کشور نام نهادهاند تا حدی که روزنامه آمریکایی «وال استریت ژورنال» در تحلیل خود این رقابت را یکی از بزرگترین آزمونهای سیاسی سال 2007 خاورمیانه و جهان اسلام میخواند.
گویی این حس به ضمیر سیاسی ناظران این کشور راه یافته که رویارویی آوریل ممکن است مهمترین و حتی آخرین زورآزمایی میان دو جریان لائیک و اسلامگرا بر سر اداره این نقطه تلاقی شرق و غرب عالم باشد آن چنان که تحلیلگر آمریکایی در تحلیل خویش آورده است:«در این انتخابات یا جمهوری سکولار 84 ساله کمال آتاتورک، به ثبات دست خواهد یافت و یا عرصه را به یک حکومت جدید اسلامی واگذار خواهد کرد».
اگر این برداشت از چرخش اوضاع سیاسی ترکیه تا دیروز، یک حدس و احتمال بود اکنون با بسیج و اردوکشی که لائیکها بر ضد اردوغان به راه انداختند رنگ این بازی سرنوشت ساز به همه شئون و امور اقتصادی و سیاسی ترکیه کشیده شده است.
اما مسأله اصلی در این میدان و کارزار چیست؟ به عبارتی در این نزاع سیاسی بزرگ، کانون دعوا کجاست؟ این پرسشی است که در پی خود دهها پرسش مهم دیگر را در ذهن میگشاید.
نقطه آغاز ماجرا
مناقشات اخیر ترکیه از زمانی شروع شد که دوره ریاست جمهوری احمد نجدت سزر، فردی که لائیکها از او به عنوان «آخرین شانس» یاد میکنند به سرآمد و در رفتن او همه نگاهها به سوی مردی دوخته شد که گویی خلعت ریاست بر جمهوری ترکیه جز او بر قامت کسی سزاوار نیست. رجب طیب اردوغان که حزبی اسلامی را با مهارت از نردبان نظام لائیک بالا برده است و اکنون فقط یک پله دیگر لازم است تا نام خود را به عنوان فاتح تاریخی قلههای قدرت در اقلیم لائیکها به ثبت رساند.
بحران از زمانی بر اردوی لائیکها مستولی شد که آنها هیچ جایگزینی برای سزر نیافتند و اردوغان به تنها بدیل بیرقیب کرسی ریاست جمهوری تبدیل شد. معادله انتخابات آوریل از هر نظر برای لائیکها گیج کننده است. نظام جمهوری در این 80 سال یک سیاستمدار لائیک بر صدر آن نشسته است این بار کاندیدایی جز یک دولتمرد مسلمان ندارد. اما این همه مشکلات لائیکها در میدان انتخابات ریاست جمهوری آوریل نیست، آنها باید در کارزاری حضور یابند که بر اساس قانون راه انتخاب آن از دالان مجلس میگذرد به عبارتی در انتخاب جانشبن آینده سزر، این پارلمان زیر نفوذ اسلامگرایان است که حرف اول و آخر را میزند. سران احزاب لائیک نسبت به دلبستگی این مجلس به شخصیت اردوغان وقوف کامل دارند و میدانند که نخستوزیر دیانت پیشه ترکیه نزد نمایندگان این مجلس، جایگاه یک رهبر و زعیم را دارد تا یک مقام اجرایی.
در این وضع بنبست گونه سیاستمداران لائیک را چارهای جز این نبود که قاعده بازی را در انتخابات آوریل تغییر دهند و رقابت را به میدانهای دیگری که در آن نیروهایی مانند ارتش امکان حضور دارند سوق دهند. به باور سران لائیک در شرایطی که برای ریاست رژیم و جمهور لائیک هیچ نامزدی جز یک سیاستمدار مسلمانان نیست تنها راه ممکن بر هم زدن بازی و خارج کردن اردوغان از گردونه این رقابت است. برای این کار یعنی منصرف ساختن اردوغان که در یک قدمی رئیس جمهور شدن ایستاده است، لائیکها نخستین تاکتیک خود را که تظاهرات خیابانی و تولید جو رعب بود به نمایش گذاشتند اما به یقین این آخرین شگرد آنها نخواهد بود و باید منتظر ماند و دید تا اقدامهای دیگری در همین راستا از سوی احزاب لائیک انجام خواهد شد.
البته به نظر میآید که اردوغان بیش از همه تاکتیکها و فنون مبارزه منفی حریف را دریافته است و بر همین اساس با گامی آهسته و احتیاطآمیز به سوی کارزار آوریل گام برمیدارد.
او نه تنها در برابر مهمترین انتخاب تاریخی حزب و کشورش سکوت کرده است، بلکه فضای سیاسی ترکیه را در سکوت و ابهامی بزرگ قرار داده است. حیرت محافل سیاسی از این فضای مبهم را میتوان در گزارش وال استریت ژورنال، به وضوح دید که نوشت: با وجود حساسیت شرایط موجود، تبلیغات انتخاباتی بسیار عجیب و غریب است.
حتی در آخرین مهلت باقی مانده برای اعلام نامزدی، بواسطه سکوت اردوغان هیچ کدام از نامزدها بصورت علنی علاقه خود به شرکت در انتخابات را اعلام نکردند. تنها اظهار نظر اردوغان درباره ماجرای کاندیداتوریش برای ریاست جمهوری ترکیه، همان بود که در پاسخ به پرسش خبرنگاران آلمانی مبنی بر این که آیا قصد کاندیدا شدن برای پست ریاست جمهوری را دارد، فقط به این جمله بسنده کرد که او «قصد خدمت به وطنش» را دارد.
سازماندهی یک مبارزه منفی یا شبه کودتا
لائیکها تدارک یک مقابله گسترده را با اردوغان دیدهاند، این مقابله شاید اگر در حد رقابت احزاب باقی میماند چندان مسأله آفرین نبود اما متأسفانه رنگ و نمای یک حرکت امنیتی پیچیده را دارد که حتی در مراحل بعدی ممکن است آرامش سیاسی این کشور را به خطر اندازد. لائیکها برای مانور سیاسی 14 آوریل نزدیک به 300 هزار نفر را به آنکارا کشاندند تا بگویند در هیچ شرایطی حاضر به پذیرش ریاست جمهوری اردوغان نیستند. پیام این نوع رفتار، چیزی جز نفی حق حیات سیاسی جریان رقیب نیست، آن هم جریانی که در آزادانهترین انتخابها، توانسته رأی مردم را جلب کند. در چنین فضایی که شمشیر حاکمیت برای نفی و طرد یک جریان منتخب مردم بالا میرود، خوف وقوع هر نوع اتفاق ناخوشایندی را نباید از ذهن دور داشت.
خطرات این رشته از مبارزات انتخاباتی ترکیه در این است که حریفان اردوغان از نهادهای امنیتی و غیر سیاسی یاریگری کردهاند. به گونهای که در این حرکت مقابله جویانه بر ضد اردوغان، لائیکها بر حمایت دو عقبه مهم در حاکمیت، نخست ارتش و دوم رئیسجمهوری پشتگرم هستند.
مصداق بارز مداخله ارتش، همان سخنان بلندپایهترین مقام نظامی ترکیه بود که همصدا با شعار تظاهرکنندگان لائیک گفت: رئیسجمهوری بعدی باید به طور کامل به سیستم سکولار رفادار باشد.
ژنرال یاشار بیوک آنیت در جایگاه رئیس جدید ستاد ارتش ترکیه البته پیش از این نیز در سخنانی، رشد اسلامگرایی را تهدیدی برای ترکیه خوانده و نسبت به تهدید بنیانهای سکولار این کشور هشدار داده بود.
برخورد امروز ژنرالهای آنکارا با دولت منتخب اردوغان بر پیشینهای بلند و تجربهای تاریخی استوار است و بر اساس همین عرف و عادت تاریخی است که ارتش ترکیه خود را پاسدار ساختار سکولار این کشور میداند انتظار میرفت ژنرالهایی که طی 5 دهه گذشته، 4 دولت را سرنگون ساختهاند در پایان عصر دولتهای کودتا راه خود را از سیاست جدا کنند، اما اتفاقات اخیر نشان از آن دارد که ساختار نظامی ترکیه و بینش نظامیان این کشور در گسترده زمان چندان تغییر نکرده است.
اما دومین نهاد قدرت یا تکیهگاه لائیکها، رئیس جمهوری است. گرچه قانون اساسی ترکیه برای رئیسجمهوری نقشی اغلب تشریفاتی پیشبینی کرده، اما برای او اختیاراتی وسیع در نظر گرفته است که میتواند در موارد بحرانی بویژه در بحث دفاع از ارزشهای نظام حکومتی مورد بهرهبرداری قرار گیرد. از جمله اینکه رئیسجمهوری میتواند قوانین مصوب پارلمان را برای بررسی مجدد به پارلمان بازگرداند و برای اصلاح یا لغو بعضی از قوانین، فرمان برگزاری همهپرسی صادر کند. رئیسجمهوری همچنین از سوی پارلمان، فرماندهی عالیه نیروهای مسلح ترکیه را در دست دارد و انتصاب رئیس ستاد مشترک از جمله اختیارات اوست. ریاست شورای امنیت ملی نیز بر عهده وی است و در صورت لزوم، حق دارد با اعلام وضع اضطراری، برای دورهای معین قوانینی را به صورت فرمانهای ریاست جمهوری صادر کند و به اجرا بگذارد و سرانجام انتصاب اعضای شورای آموزش عالی و رؤسای دانشگاههای ترکیه و همچنین قضات دادگاه قانون اساسی، اعضای شورای دولتی و تعدادی دیگر از مقامات ارشد قضایی نیز از دیگر اختیارات اوست.
به هر حال احزاب لائیک، مبارزه اخیر خود با اسلامگرایان را زیر چتر هدایت فردی انجام میدهند که در 5 سال گذشته نام و نقش او به عنوان رئیسجمهوری تحت تأثیر محبوبیت اردوغان قرار داشت. شاید نخستین فردی که ژنرالها را به ایستادن در برابر ریاست جمهوری اردوغان ترغیب کرد، سزر بود.
احمدنجدت سزر، رئیسجمهوری کنونی که دانش آموختهای حقوقدان است، در سال 2000 میلادی با حمایت تعدادی از احزاب اغلب لائیک، به این مقام انتخاب شد، اما این چهره به ظاهر غیر سیاسی که پیش از ورود به کاخ ریاست جمهوری، دادگاه قانون اساسی را رهبری میکرد، اکنون در صف نخست مبارزه سیاسی ایستاده است سزر پیش از این نیز کوشیده بود، اکثر قوانین مصوبات اسلامگرایان را وتو کند و اجازه ندهد آنها در مورد حزب حاکم به تغییر نظامات کشور لائیک مبادرت کنند، اما به دلیل اکثریت قاطع اسلامگرایان در مجلس، تلاشهای او بویژه در تصویب قوانین به پوشش اسلامی راه به جایی نبرد. سزر پیش از آن که سران احزاب لائیک هواداران خود را به خیابانها بکشانند، نهادهای زیر نفوذ خویش، بویژه مراکز دانشگاهی را برای آغاز یک مبارزه با اردوغان تحریک کرد.
اعضای هیأت آموزش عالی ترکیه، متشکل از رؤسای دانشگاههای منصوب سزر بیانیهای بر ضد اردوغان صادر کردند که در واقع سنگ بنای جدال با جانشینی این سیاستمدار اسامگرا بود.
بیانیه دوستان دانشگاهی سزر در واقع نسخه دیگری از همان مصاحبه رئیسجمهوری بود، که در آن بی آنکه از آقای اردوغان نام ببرد حاکمیت را به جلوگیری از نشستن یک مسلمان در کرسی ریاست جمهوری تشویق میکرد و تأکید میورزید که رئیسجمهوری باید فردی متعهد به مبانی اعتقادی جمهوری ترکیه، بویژه حمایت از نظام لائیک در این کشور باشد.
به این ترتیب ارتش و رئیسجمهوری به عنوان دو کانون قدرت، به میدان مبارزه با حزب عدالت و توسعه تحت رهبری اردوغان رفتهاند و همین عاملی است که حوادث روزهای اخیر آنکارا را در نگاه ناظران، به کارزاری تاریخی تبدیل کرده است، کارزاری که در آن دولتی اسلامی با رژیمی لائیک رودرو ایستاده است.
درافتادن با دولتی محبوب
کارزار امروز چنان که ناظران گفتهاند با همه جدالهای سیاسی که تاکنون در میان اسلامگرایان و لائیکها جریان داشته متفاوت است بر همین اساس لائیکها تمام نیروهای سیاسی خود را به صحنه آوردهاند. لائیکها با این ذهنیت به میدان مبارزه با اردوغان رفتهاند که آغاز ریاست او به عنوان نماد اسلامگرایان، ساختار جمهوری لائیک آنها را با تحولی عمیق روبهرو خواهد کرد، به عبارت دیگر تصور آنها این است که انتخابات آوریل در صورت جانشینی یک غیر لائیک به جای سزر برای همیشه به حیات 80 ساله رژیم سیاسی آنها خاتمه خواهد داد.
اما به همان اندازه که زمان و لحظهها برای لائیکها در اضطراب و تشویش سپری میشود. اسلامگرایان با دلی پر از امید به پیروزی و فردایی روشن به پیش میتازد. هوادران حزب عدالت و توسعه خاطری آسوده از پیروزی، هم در انتخابات ریاست جمهوری و هم در انتخابات پارلمانی آینده دارند. به همین دلیل با پرهیز از جنجال و ماجراجویی به سوی قلههای موفقیت گام برمیدارند.
با این اوصاف دور جدید مبارزه اسلامگرایان و لائیکها دارای نکات قابل تأمل بسیاری است.
لائیکها در آهنگ مبارزه خود تلاش زیادی برای برانگیختن حساسیت مرسوم غربیها نسبت به دولت اسلامی اردوغان دارند. در تظاهرات شنبه آنکارا سخنگویان آنها فراوان کوشیدند تا این پیام را به طرفهای غربی برسانند که رسیدن اردوغان به صدر حکومت ترکیه به معنی سقوط آخرین پایگاه و آخرین پل امید غرب خواهد بود. در مطبوعات و رسانههای آنکارا و استانبول این ترفندها با ابعادی گستردهتر دنبال میشود. آنها پیاپی این عبارات را به مخاطبان اروپایی خود تکرار میکنند. لائیکها در این کارزار مدعی هستند که اردوغان برنامه و نقشه یک دولت اسلامی را در آستین دارد که در صورت پیروزی به طور گام به گام آنها را پیاده خواهد کرد، تا جایی که قوانین و حدود اسلامی را بر اقتصاد و فرهنگ و بانکداری حاکم خواهد کرد.
برخی از لائیکها در این راستا حتی به بازخوانی سوابق فکری اردوغان که زمانی به خاطر خواندن شعری که ضد سکولاریسم تصور میشد، به زندان افتاد پرداختهاند. اما این شیوهها برای اردوغان و دوستانش ترفندهای آشنا هستند و جالب اینجاست که حزب عدالت و توسعه تمام پیروزیهای سیاسی خود را در چنین فضای مسمومی کسب کرده است.
اما آنچه از نگاه ناظران، سرنوشت جدال ماه آوریل را رقم خواهد زد کارنامه اردوغان و در واقع بیلان دولت و مجلس اسلامی است یعنی همان چیزی که کانون ناراحتی لائیکها را تشکیل میدهد.
برگ برنده اردوغان و حزبش در این میدان کارنامه موفق او است و این سیاستمدار مسلمان این بار در میدان رقابت انتخاباتی بر آن است کارآمدی الگوی مدیریت سیاسی و اقتصادی خود را به رخ حریف کشاند.
شرایط اردوغان در این کارزار از جهاتی شباهت به موقعبیت پوتین در روسیه دارد هر چند او به شیوهای دیگر و با رعایت همه استانداردهای جهان دموکراسی زمامداری کرده است. اما از این نظر با مرد اول کرملین قابل قیاس است که ترکیه را از یک بیثباتی مزمن سیاسی خارج کرد، ضریب رشد اقتصادی ترکیه را به نحو چشمگیری بالا برد و در سیاست خارجی نیز در نقش رهبر یک دیپلماسی کارآمد ظاهر شد.
به این صورت اردوغان در اوج محبوبیت خویش قرار دارد و در برابر نظام ناکارآمد لائیک الگوی یک نظام مدرن اسلامی را ارائه کرده است. این واقعیتی است که همه ناظران اروپا و آمریکا بر آن مهر تأیید میزنند. چنان که پم اوتول از گزارشگران بیبیسی، مینویسد آقای اردوغان یک رشته اصلاحات گستردهای را به اجرا درآورده است نخستوزیر، محبوبترین سیاستمدار کشور است و برای رئیسجمهور شدن از حمایت کامل حزب خود برخوردار است. اما بسیاری هشدار میدهند که همین موضوع میتواند موجب تنشهای بیشتر شود و به همین جهت به او فشار میآورند که کاندیدای سازشگرتری را به جای خود معرفی کند.
آنچه مایه حیرت این ناظران شده الگوی اصلاحات اردوغان است. او بی آنکه از تفکر خویش دست بکشد، به صورت آهسته اما سنجیده و حساب شده ترکیه را به هویت اسلامی خویش پیوند داده است. حزب تحت رهبری او از اقدامهای تندروانه و رادیکالی پرهیز کرده، اما در عین حال جامعه شدیداً مسلمان این کشور را مهیای بازگشت به باورهای اصیل اسلامی ساخته است.
این توفیق افزون بر عرصه فرهنگ در میدان اقتصاد ترکیه نصیب اسلامگراها شده است. شاید هنر شایان تحسین اردوغان همین بود که پیکر غولآسای اقتصاد ترکیه را از تورم و رکود طولانی نجات داد و به ثبات و رونقی درخشان رساند. این نکته را گزارشگر وال استریت ژورنال با ظرافت به طرفهای غربی گوشزد کرده است: آقای اردوغان که از حزب اسلامگرای عدالت و توسعه ترکیه است از 5 سال پیش نخستوزیری ترکیه را به عهده دارد. در زمان نخستوزیری وی، اصلاحات دموکراتیک بسیاری صورت گرفته و وضع اقتصادی این کشور بهبود یافته است. محبوبیت اردوغان در میان طیفهای مختلف مردم ترکیه از کشاورزان سنتی گرفته تا نخبگان تجاری، بخاطر داشتن دولتی شایسته و با ثبات است، زیرا در زمان حکومت او دموکراسی و اقتصاد ترکیه بسیار شکوفا شده و در حقیقت چنین شکوفایی در تاریخ ترکیه بیسابقه بوده است.
این روزنامه آمریکایی افزوده است: همسر اردوغان به عنوان بانوی اول یک کشور سکولار از روسری استفاده میکند و این مسأله مورد خوشایند لائیکها نیست. اردوغان از دایره مسلمانان ترکیه ظهور کرده و مخالفان او معتقدند «برنامه مخفیانه» او این است که ترکیه را به مانند دیگر کشورهای اسلامی همچون ایران متحول کند، اما لائیکها برای خارج کردن اردوغان از میدان رقابت به روش ارعاب و تهدید روی آوردهاند. از تهدید مستقیم ارتش، که گفته است باید یک فرد لائیک بر مسند ریاست جمهوری بنشیند تا تهدیدات غیر مستقیم که هواداران این جریان گفتهاند در صورت آمدن اردوغان آشوب به پا میکنیم. اما اکنون سؤال مهم این است که آیا با توسل به این شیوهها و خیابانی و خشن کردن فضای رقابت سیاستمدار محبوب اسلامگرایان از این فرصت تاریخی چشم خواهد پوشید.
لائیکها از پیروزی اردوغان اطمینان یافتهاند. بسیاری از آنان معتقدند که با این واکنش گردونه رقابت به ضرر اردوغان تغییر نخواهد کرد. اما در این میان «زینب داملا گورل» Zeynap Damla Gurel معاون حزب جمهوریخواه خلق و از مخالفان اردوغان نکته مهمتری را گوشزد میکند. او گفته است: «اگر او در انتخابات شرکت نکند در داخل حزب خود تضعیف خواهد شد.»
به هر حال لائیکها اکنون در حال آزمودن آخرین ترفندهای خود برای حذف سیاسی اردوغان هستند. آنها هیچ ابایی ندارند که برای براندازی دولتمردی منتخب مردم و چهرهای دموکرات از ضد دموکراتیکترین شیوهها بهره جویند. آنچه در میتینگ 14 آوریل دیده شد، صورتی از پوپولیسم توأم با ارعاب بود که دستجات لائیک برای به هم ریختن فضای رقابت انتخابات انجام دادند.
به باور گروه دیگری از ناظران در کارزار آوریل راه چاره لائیکها ورود ارتش به صحنه است و این بدبینانهترین فرض است که لائیکها با به هم ریختن بازی رقابت، در واقع ارتش را به صحنه فرا خوانند، زیرا برخورد با دولت موفق و مردمی که حتی شرکای اروپایی و آمریکایی ژنرالها حکم بر کامیابی آن دادهاند هزینههایی گزاف دارد آیا ارتش حاضر به پرداخت چنین هزینهای گران خواهد بود. چنین حرکتی این خطر بزرگ را دارد که محبوبیت اردوغان و اسلامگرایان را دو چندان افزایش میدهد و به همان اندازه لائیکهای یونیفورم پوش را با بدنامی جهانی روبهرو میکند.