تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۲۰۷۹۳۰
پیرامون گفتمان پیشرفت و عدالت

مصطفی یاسینی
"خواست عدالت و رفع فساد باید به عنوان درخواست همیشگى دانشجویان و جامعه مورد اهتمام باشد ضمن آنکه نباید در کنار این خواست، فعالیتها و کارهاى مثبت انجام گرفته زیر سئوال رود... مسئولان کشور باید به گونه ای عمل کنند که مردم، عدالت را به عنوان هدف اساسی انقلاب، در همه امور کشور و جامعه احساس کنند... اسلام در هیچ اوضاع و شرایطی از تحقق عدالت نمی‌گذرد و مسئولان کشور نیز باید در قانون، امور قضائی، تقسیم منابع کشور، برخورداریهای فردی و اجتماعی و دیگر امور، عدالت را همواره دنبال کنند تا ملت عزیز ایران به "زندگی شایسته و توام با پیشرفت علمی و عملی" و "توسعه و رفاه توام با عدالت و معنویت"، دست یابند...نباید صرفا به تکرار این شعار جذاب دل خوش کرد بلکه همه مسئولان کشور باید در عمل، عدالت را برای مردم ایران و ملتهای مشتاق نظام اسلامی، معنا کنند...تحقق عدالت، در گرو توجه کامل به عقلانیت و معنویت است و هیچ ارزش دیگرى نباید عدالت، نفى تبعیض و رسیدگى به طبقات محروم را در عملکرد دولت، کمرنگ سازد."
عبارت فوق بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در خصوص عدالت و اهمیت تحقق آن در جامعه است که در مناسبت‌های مختلف بیان گردیده است.
عدالت‌طلبی و استقرار عدالت مهمترین و برجسته‌ترین عامل برانگیزنده قیامها و جنبش‌های اجتماعی در طول تاریخ بشر بوده است. این خواست فطری انسان، در شرایع آسمانی و بخصوص اسلام ناب، از چنان ارزش و جایگاه والایی برخوردار شده که با ریشه‌ای‌ترین اصول اعتقادی، پیوند برقرار کرده است. در فرایند تحولات یکصد ساله اخیر جامعه ما، این خواست همواره مطرح بوده و در انقلاب اسلامی سال 57 همین انگیزه و هدف در سرلوجه شعارهای انقلاب به چشم می‌خورد. مقدمه و متن قانون اساسی نیز در جای جای خود همین گفتمان را مطرح می‌سازد و تحقق آن را در راس وظایف و اهداف حاکمیت و نظام برمی‌شمارد. با این وصف، گذر زمان و طرح شعارهای جدید و گاه انحرافی، نوعی غفلت از این اصل در جامعه ایجاد می‌کند که بازگویی و بازسازی این شعار را ضروری می‌سازد.
توسعه اقتصادی و سیاسی اگر چه اهداف و راهبردهای درست و لازمی است، ولی اگر در پرتو عدالت و زمینه‌ساز تحقق آن نباشد، شعارهای فریبنده‌ای خواهد شد که تسریع در تحقق آن، فاصله جامعه را با عدالت بیشتر ساخته، ثروت و قدرت را در اختیار قطب‌های خاصی قرار خواهد داد و توده مردم را با فقر و تبعیض روز افزون دست به گریبان خواهد ساخت. بنابراین احیای گفتمان عدالت و طرح آن توسط رهبری ولایی در شرایطی که نخبگان جامعه و مدیران کلان کشور دچار نوعی غفلت از آن شده‌اند، ولی توده مردم و بخصوص قشر جوان و تحول‌طلب جامعه کمبود آن را به شدت احساس می‌کنند، یادآوری اصل مهمی از اصول اسلام، انقلاب و نظام است که شعارهای انحرافی را افشا می‌سازد و اهداف درست را جهت می‌بخشد.
گفتمان عدالت، جنبه ایجابی گفتمان اصلاحات است. اگر مبارزه با فقر، تبعیض و فساد یک روی سکه اصلاح حقیقی و مورد نیاز باشد، تحقق عدالت به معنای وسیع و جامع آن، روی دیگر این سکه است. احیای این گفتمان بدین معنا نیست که در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب، هیچ تلاش ثمربخش و بنیادینی برای استقرار عدالت به عمل نیامده است؛ بلکه تاکید بر محوری بودن این هدف و شاخص در برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم‌گیریهای کلان است و نیز علامت بلوغ جامعه و بخصوص نسل جدید برای طرح این گفتمان به عنوان اساسی‌ترین مطالبه از حاکمیت به شمار می‌رود. نظام سیاسی عادلانه، که در قالب رکن ولایت فقیه در نظام ما تامین شده، وجهی از وجوه عدالت است، لکن استقرار سایر ابعاد عدالت هم در عرصه سیاست که به معنای احراز مناصب سیاسی توسط افراد شایسته و ذیصلاح است و هم در سایر عرصه‌ها، به تلاش و تدبیر مستمر و مخلصانه نیاز دارد.
عدالت اقتصادی، عدالت قضائی، عدالت فرهنگی، عدالت اجتماعی و ... بدون دگرگونی بنیادی در ساختارها، سازوکارها و رفتارهای متصدیان و کارشناسان و مسئولان استقرار نمی‌یابد و این همه تنها با عدالت‌دوستی و عدالتخواهی تامین نمی شود، بلکه عدالت پذیری و تن دادن به الزامات و محدودیت‌های عادلانه نیز از لوازم آن است. رهبری ولایی با احیای گفتمان عدالت، شاخص مهم نظام اسلامی را بازگویی و یادآوری کرده است، ولی قوای سه گانه و همه سطوح حاکمیت باید در عرصه کلان امور جامعه، عدالت را در گفتار و رفتار و تصمیمات رعایت کنند و بدان گردن نهند.