تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۸۶ - ۱۱:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۲۰۸۰۱
پای صحبت دکتر احمد احمدی به مناسبت سالروز اعلام انقلاب فرهنگی

 پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به دنبال آن، استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران، جامعه ما نیازمند تغییر و تحولی بنیادین و همه جانبه در عرصه‌های گوناگون بود، اما مقوله فرهنگ با توجه به جایگاه ویژه و پایگاه ممتازش در اولویت قرار داشت، زیرا ایجاد تغییر در یک جامعه، بدون تغییرات فرهنگی امکان‌پذیر نیست.

در این راستا، دوم اردیبهشت ماه سال 1359 را باید نقطه عطف این تحول دانست، زیرا امام خمینی(ره) در آن تاریخ بر ضرورت اعلام چنین روزی به عنوان «روز انقلاب فرهنگی» تأکید کردند. در پی این فرمان حضرت امام(ره)، ابتدا دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور، به منظور پاکسازی مراکز علمی از برخی افکار انحرافی و همچنین آرام‌سازی فضای سیاسی و ملتهب دانشگاهها که برخلاف اهداف مردم و انقلاب بود، تعطیل شد.

سپس با هدف بارورسازی مفاهیم ارزشی و به عینیت بخشی آرمانهای انقلاب اسلامی، تغییر و تحولی همه جانبه در سایر نهادهای کشور آغاز شد.

همزمان با سالروز اعلام انقلاب فرهنگی، با دکتر احمد احمدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی و رئیس‌ سازمان مطالعه و تدوین کتب دانشگاهی، به گفتگو پرداخته و ضرورت انقلاب فرهنگی و اهداف و فعالیت‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی را بررسی کرده‌ایم.

شایان ذکر است، دکتر احمدی یکی از مؤسسان شورای عالی انقلاب فرهنگی است که در سال 1360 به فرمان امام خمینی(ره) به عضویت این ستاد منصوب گردید.

* آقای دکتر، اگر مایل باشید، بحث را با مفهوم انقلاب فرهنگی آغاز کنیم. اصولاً این واژه به چه معناست و در چه صورت یک کشور نیازمند انقلاب فرهنگی خواهد شد؟

** منظور از انقلاب فرهنگی، به وجود آمدن تغییر، تحول و انقلابی همه جانبه، در همه ابعاد فرهنگی است. بدیهی است، یک جامعه پس از تحقق انقلابی که در بنیاد و ساختار با نظام قبلی متفاوت باشد، به انقلاب فرهنگی نیاز خواهد داشت.

* چنین تحولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کشور ما هم صورت گرفت. انقلاب فرهنگی ایران از کجا آغاز شد و چه اهدافی را مدنظر قرار داد؟

** پس از فروریختن نظام شاهنشاهی و روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی که در ساختار با نظام قبلی تفاوت داشت، ایجاد تحول و تغییری بنیادین در همه ارکان کشور، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر بود؛ زیرا انقلاب اسلامی ایران بیش از هرچیز مرهون فرهنگ اسلامی و تعالیم حیات بخش اسلام بود و تداوم و گسترش چنین انقلابی در گرو بقا و رشد فرهنگ اسلامی در نسلهای موجود و آینده است و این وظیفه بیش از همه بر عهده نهادهای آموزشی بویژه دانشگاههاست؛ اما بافت دانشگاهی ایران در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین نظام آموزشی و محتوای دروس، متناسب با این وظیفه نبود و حتی برخی از دانشگاهها خط مشی خود را از کشورهای بیگانه اتخاذ می‌کردند.

در این راستا، امام خمینی(ره) در پیام نوروزی خود در اول فروردین 59، بر ضرورت انقلاب اساسی در دانشگاههای کشور تأکید و دوم اردیبهشت را به عنوان روز «انقلاب فرهنگی» ‌نامگذاری نمودند.

امام(ره) در قسمتی از پیام خود فرمودند: «اگر ملت ما در مقابل غرب ایستاد، دانشگاههای ما نیز در برابر غرب بایستند و اگر ملت ما در مقابل کمونیست ایستاد، دانشگاههای ما نیز مقابل کمونیسم بایستند.»

پس از فرمان حضرت امام(ره) دانشگاهها و مراکز آموزش عالی به منظور پاکسازی دانشگاهها از عناصر وابسته و افکار انحرافی، بارورسازی مفاهیم ارزشی، تجدیدنظر در نظام آموزشی و ساختاری و ایجاد تحول اساسی در آنها به گونه‌ای که متناسب با نیازهای کشور باشند، تعطیل شد. سپس امام در 23 خردادماه 59 فرمان تشکیل ستاد عالی انقلاب فرهنگی را به منظور اجرایی کردن انقلاب فرهنگی صادر نمود.

* از نحوه شکل‌گیری ستاد انقلاب فرهنگی بگویید. هسته اولیه این ستاد را چه کسانی تشکیل می‌دادند؟

** همان طور که گفتم، امام(ره) در خرداد ماه 59 فرمان تشکیل ستاد را صادر نموده و آقایان باهنر، ربانی، حبیبی، شمس آل احمد و شریعتمداری را به عنوان اعضای ستاد منصوب نمودند.

من هم یک سال بعد در دی ماه 60 به فرمان حضرت امام عضو ستاد عالی انقلاب فرهنگی شدم. آن موقع کار خیلی سنگین بود. دانشگاهها تعطیل شده و مردم بلاتکلیف بودند، بنابراین لزوم تشکیل چنین ستادی ضروری بود.

* در راستای رفع مشکلات فرهنگی، ستاد چه فعالیتهایی انجام داد؟

** هدف اصلی تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی، تأسیس دانشگاهی اسلامی با برنامه‌ای اسلامی بود. به عبارت دیگر، چهار رکن اصلی ستاد عبارت بودند از: استاد، برنامه، دانشجو و کتاب که ما روی هر کدام از اینها بویژه روی برنامه و محتوای دروس علوم انسانی، زمان زیادی کار کردیم.

* چرا؟

** چون علوم انسانی حساسیت بیشتری داشت و حتی در برخی از جاها با علوم اسلامی در تباین بود. در همین راستا، کمیته مشترک حوزه و دانشگاه به وجود آمد و اساتیدی از حوزه و دانشگاه محتوای رشته‌های مختلف را مورد بررسی قرار دادند. در برخی از رشته‌های علوم انسانی مانند حقوق، علوم سیاسی، روان‌شناسی، تعلیم و تربیت و اقتصاد تغییر اساسی به وجود آمد؛‌ اما محتوای برخی از رشته‌ها مانند فلسفه و ادبیات تغییر چندانی نکرد. خلاصه اینکه ستاد در دو سال اول، برنامه‌های قالبی را که بسیاری از آنها با مسایل انقلابی ناساز بودند، تغییر داد. 

* شما به فعالیتهای ستاد انقلاب فرهنگی در دانشگاهها اشاره کردید، ستاد چه تغییراتی در سایر نهادهای کشور بویژه آموزش و پرورش ایجاد کرد؟

** پس از اینکه در سال 63 ستاد به شورای انقلاب فرهنگی تبدیل شد، بخشهای مربوط به آموزش و پرورش و فرهنگ عمومی هم به آن اضافه گردید. من دو سال مسؤول شورای تغییر نظام آموزش و پرورش بودم و در طی این مدت در این شورا یک طرح عمیق و مبنایی را تهیه کردیم و مقام معظم رهبری که ریاست آن زمان شورا را بر عهده داشتند، خیلی از آن تعریف کرده و گفتند از یک کار معمولی فراتر است، اما متأسفانه این طرح به دلیل مخالفت وزیر آموزش و پرورش آن زمان اجرا نشد و ما هنوز ضرر آن را می‌بینیم.

همچنین، شورا 2 تا 3 سال به تدوین سیاست فرهنگی کشور پرداخت و آن را به وزارت ارشاد ارایه داد؛‌ اما در آن جا هم به دلیل اینکه یا نخواستند و یا توانش را نداشتند، این طرح پیگیری نگردید. شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبات و طرحهایی نیز مربوط به امور بانوان داشته و در این راستا شورای فرهنگی، اجتماعی بانوان که به امور بانوان می‌پردازد، زیر نظر شورا فعالیت می‌کند.

* در بین صحبتهایتان فرمودید «ستاد انقلاب فرهنگی» در سال 63 به «شورای عالی انقلاب فرهنگی» تبدیل شد، چرا ستاد توسعه پیدا نکرد و باهمان شکل سابق به کارش ادامه نداد؟

** ابتدا باید این نکته را عرض کنم که بیشتر اعضای اولیه ستاد پس از برنامه‌ریزی دانشگاهها به دانشگاهها برگشتند؛ بنابراین ستاد از نظر بدنه تحلیل رفت. سپس دو نظر مختلف به وجود آمد؛‌ گروهی معتقد بودند بهتر است تغییراتی اساسی در این ستاد ایجاد کرده و نام آن را به شورای عالی انقلاب فرهنگی تغییر داد که تعدادی از افراد رسمی مانند رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر نیز در آن حضور داشته باشند. گروه دوم هم معتقد بودند هنوز زود است ستاد به نهادی رسمی تبدیل شود و بهتر است به همان شکل سابق به کارش ادامه دهد که در نهایت نظر گروه اول پذیرفته و ستاد به شورای عالی انقلاب فرهنگی تبدیل شد.

* جناب عالی روند کار شورا را از آغاز تاکنون چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا انقلاب فرهنگی ما پس از گذشت سه دهه توانسته است هدفها و آرمانهای مدنظر حضرت امام(ره) را تحقق بخشد؟

** یکبار رسید، چون کارهای دانشگاهها سبک‌تر شده بود. اما در دوره پس از آن، فعالیت شورا چنانکه باید چشمگیر نبود و حتی عده‌ای با فعالیت شورا کاملاً مخالف بودند و می‌گفتند: مگر می‌توان دو مجلس قانونگذاری داشت، در حالی که ما قانون وضع نمی‌کردیم و به کارهای فرهنگی می‌پرداختیم. البته در مرحله جدید، فعالیت شورا بسیار بهتر شده و حتی آقای احمدی‌نژاد گفته که این شورا میراث امام(ره) است.

به هر حال، هدف ما خدمت فرهنگی به جامعه است و امیدواریم بتوانیم گامهای مؤثری در زمینه امورفرهنگی کشور برداریم.

* اما به نظر می‌رسد تأثیر شورا در طی سالهای اخیر کاهش یافته است...

** ما گاهی خودمان نیز این ایرادها را برای شورا مطرح کرده‌ایم، زیرا دبیرخانه شورا می‌تواند فعال‌تر باشد. البته همان طور که گفتم، الان وضعیت خیلی بهتر شده و ما در هر جلسه حداقل دو مصوبه خوب داریم.

اما اینکه تأثیر شورا به اندازه دهه 60 نیست، به دلیل آسیبهایی است که به انقلاب فرهنگی ما وارد شد که از جمله آنها می‌توان به عوامل سیاسی، اقتصادی، عوامل تأثیرگذار از بیرون مانند رسانه‌ها، ماهواره، لوحهای فشرده مبتذل و برخی از جریانهای سیاسی منحرف، غربگرا و ناساز با خط امام(ره) اشاره کرد.

* در شرایط فعلی، با هم ضرورتی هست که شورا به همان شکل سابق به کارش ادامه دهد؟

** کاملاً، وجود و حضور مؤثر شورا واقعاً ضروری است. در حال حاضر، تعدادی از شخصیتهای حقوقی درجه اول کشور مانند رؤسای سه قوه، برخی از اعضای شورای نگهبان و... در شورا حضور دارند و ما به کمک هم وضعیت فرهنگی جامعه را از لحاظ مفاسد اخلاقی، اجتماعی و... بررسی می‌کنیم. ما قرارمان این بوده و هست که در کارهایی که برای نظام هزینه زیادی دارد وارد نشویم و تمام سعی‌مان این است که طرحهایمان را سریع به مرحله اجرا درآوریم؛ در حالی که همین طرحها اگر بخواهند در مجلس تصویب شوند، 2 تا 3 سال زمان می‌برند.

من با توجه به اینکه خودم عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هستم، می‌بینم که اگر کمیسیون فرهنگی یا آموزش و تحقیقات مجلس بخواهد طرحی را در مورد مسایل فرهنگی کشور تصویب کند، چقدر زمان می‌برد؛ حتی نوبت به برخی از طرحهای جدید نمی‌رسد چون به قدری طرح و لایحه مانده که برای تصویب طرحهای جدید فرصتی نیست.

حتی بسیاری از تحقیقاتی که در شورا انجام می‌شود، از نظر علمی از کارهای نهادهای دیگر ارزش بیشتری دارد. به عنوان مثال، یکی از استادان واقعاً جوان و در عین حال فعال و خوش فکر، جایگاه علمی و فرهنگی ما را در دنیا بررسی و چندین جلد کتاب در همین زمینه تألیف کرده و گروهی از صاحب‌نظران هم با ایشان همکاری کرده‌اند. اگر این کار قرار بود در وزارت علوم انجام شود، مدتها زمان می‌برد. بنابراین رسالت شورا همچنان باقی است.

* و به عنوان حرف آخر...

** در پایان، سخنم با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی است. به عقیده من، باید شماری از اعضای اصلی شورا حداقل نیمی از وقت خود را به شورا اختصاص داده و به بررسی مسائل گوناگون فرهنگی بپردازند و سپس دستاورد خود را در شورا مطرح کنند. از سوی دیگر، مراکز اجرایی هم نیز باید آنها را درست و دقیق اجرا کنند.