مهدی بستانآبادی
با سیری در تاریخ جهان میتوان مشاهده نمود که کشور ایران همواره در ابعاد مختلفی چون گستردگی حکومت، تعداد نفوس و جمعیت، قدرت نظامی، نبوغ و استعداد، قدرت و توان فوقالعاده علمی، ایمان، اخلاق و منش انسانی دارای جایگاهی بالا و والا در جهان بوده و این ابعاد پس از ورود اسلام به ایران دچار تحول و جهشی فوقالعاده و قابل توجهی گردید، به نحوی که در بعد علمی بسیاری از علوم معقول و منقول مانند نجوم، ریاضیات، طب، کلام و فلسفه و ... توسط دانشمندان بزرگ ایرانی دستخوش پیشرفت چشمگیری شد. اما این سیر صعودی از حدود سه قرن گذشته به واسطه ظهور حاکمان و پادشاهان بیکفایت و هوسران تمام توان مالی و نظامی کشور را صرف امیال نامشروع و هوسرانیهای خویش مینمودند، تبدیل به سیری نزولی گردید که با سقوط یک پادشاه و بر قدرتنشینی پادشاهی بیکفایتتر از آن این سیر نزولی شیب بیشتری به خود میگرفت. این روند ذلتبار، توام با به غارت رفتن داشتههای مادی و معنوی این مرز و بوم بوده و منجر به عقبماندگی ایران از کشورهایی گردید که در زمان اوج پیشرفت مادی و علمی ایران، دوره بربریت خویش را گذرانده و بویی از پیشرفت علمی و ترقی اخلاقی را استشمام نکرده بودند. اما، این خط سیر نزولی چند صد ساله، پس از ظهور و به قدرت رسیدن نظام جمهوری اسلامی ایران با تغییر جهتی قابل توجه، مجددا تبدیل به سیری صعودی گردید.
اکنون پس از گذشت 28 سال از آغاز نظام جمهوری اسلامی در ایران در بهمن 57 و بازگشت حس خودباوری و اتکاء به نفس در میان مردم و بالاخص جوانان، شاهد بازگشت تدریجی اما با حداکثر سرعت ایران به جایگاه والا و شایسته خویش در نظام جهانی در علم و دانش و فناوری، قدرتمندی و نفوذ بالای سیاسی در میان کشورهای منطقه و جهان و توان قابل توجه نظامی جهت حفظ و حراست از مرزهای آبی و خاکی خویش هستیم. پیشرفتهای علمی ایران در زمینههای مختلف مانند طب و علوم هستهای، همچنین ارتقای توان نظامی ایران در آب و خاک از حیث تجهیزات و تسلیحات نظامی به جهت تولید انواع و اقسام مختلف توپ، تانک، موشک، هواپیمای جنگنده، اژدرهای دریایی و .... و انعکاس توام با بهت و تحسین این پیشرفتها در سراسر دنیا و معرفی ایران به عنوان کشوری قدرتمند و محوری در خاورمیانه خود موید بسیار خوبی برای ادعای فوق میباشد.
اکنون تمامی ستمدیدگان و مستضعفین عالم علیالخصوص مسلمانان جهان، با مشاهده عزت ایران اسلامی و قدرت علمی، سیاسی و نظامی رو به تزاید آن (علیرغم تمامی دشمنیها و سنگاندازیهای معاندین داخلی و دشمنان قدرتمند و جهانخوار خارجی خویش) و نیز مقابله و پایداری هوشمندانهاش در برابر تمامی استثمارگران و مستکبرین عالم، علاوه بر احساس غرور، سربلندی و مباهات، تمامی امید خویش را معطوف به ایران نموده و خواهان تداوم این سیر صعودی از سوی ایران در تمامی زمینهها و الگوگیری سیاستمداران و حاکمان خویش از این استقامت، شجاعت و پایداری مسئولین حکومتی و استراتژی رو به جلوی ایران میباشند. موضعگیریهای هوشمندانه و با صلابت مسئولین نظام اسلامی ایران در برابر استثمارگران و مستکبرین عالم و حمایتهای ایشان از مردم ستم کشیده دنیا، سبب محبوبیت فوقالعاده مسئولین ایران نزد ایشان به نحوی گردیده است که در سفرهای خارجی رئیسجمهور و ریاست مجلس ایران به این کشورها شاهد ابراز احساسات و حمایتهای بیدریغ و گسترده این مردمان میباشیم.
نکته جالب و درخور توجه در این زمینه، برخورد به شدت جناحی و به نوعی در راستای امیال و اهداف دشمنان جمهوری اسلامی، از سوی برخی روزنامههای مدعی اصلاحات، با مقوله پیشرفتهای علمی حاصل شده برای کشور در زمان دولت اصولگرای دکتر احمدینژاد و محبوبیت وی در میان بسیاری از مردم دنیا (به واسطه اتخاذ مواضع صریح انقلابی و ضد استکباری و ضد صهیونیستی ایشان) میباشد که این رویکرد در نقطه مقابل رویکرد روزنامههای اصولگرا در این مسائل میباشد. برای درک بهتر نوع و شکل موضعگیری این روزنامهها، خبر بسیار پراهمیت ورود ایران به عرصه تولیدکنندگان صنعتی سوخت هستهای را به عنوان سوژهای در دو روزنامه اصلاحاتی اعتماد و اعتمادملی و روزنامه اصولگرای همشهری مدنظر قرار میدهیم.
1- روزنامه اعتماد: این روزنامه در روز شنبه 21 فروردین با درج تیتر "شرایط تازه برای گفتگو با غرب" و عدم اشاره به جشن هستهای در ایران، ضمن اشاره به سخنرانی دکتر آقازاده در مراسم نطنز، بیشتر تلاش نموده است با انحراف از موضوع اصلی بر سه مطلب فرعی تاکید نموده و با بزرگنمایی آنها، ذهن خواننده را از بزرگی و اهمیت فوقالعاده تولید صنعتی سوخت هستهای و تاثیرگذاری زیاد آن در تحکیم مواضع ایران در برابر غرب منحرف نماید. این مطالب فرعی عبارتند از: 1- اعلام زود هنگام خبر تولید سوخت صنعتی هستهای توسط دکتر لاریجانی در مشهد مقدس ساعاتی قبل از مراسم نطنز و اعلام این خبر توسط دکتر آقازاده در سخنرانی خویش در مراسم نطنز قبل از اعلام رسمی آن توسط دکتر احمدینژاد 2- قابل تردید و شک نشان دادن راهاندازی تعداد 3 هزار سانتریفیوژ اعلامی و متناقض و متشتت نشان دادن سخنان مسئولین در این خصوص 3- احتمال آمادگی ایران جهت تعلیق غنیسازی اورانیوم در مذاکرات دور جدید خود با غرب پس از تولید سوخت هستهای با استناد و احتجاجی ضعیف بر پایه سخنان دبیر شورای امنیت ملی. (1) این روزنامه همچنین در شماره 22 فروردین خویش مجددا با عدم اشاره به محکمتر و قدرتمندتر شدن موضع ایران در مذاکرات هستهای با غرب بواسطه پیشرفت حاصله در برنامه هستهای، همچنان به تردید و تشکیک در درستی راهاندازی 3هزار سانتریفیوژ پرداخته و با اشتهای فراوان و به نحو مبسوط اقدام به انعکاس مواضع مخالف غرب و رسانههای ایشان با برنامههای هستهای ایران نموده است. (2) اتخاذ چنین رویکردی سبب القای قابل توجه نبودن،کم اهمیتی و بلکه مضر و مخل امنیت سیاسی و اقتصادی کشور بودن این پیشرفت هستهای در میان خوانندگان و لزوم توجه هرچه سریعتر به نظرات غرب در این خصوص از سوی ایران و تامین نظر ایشان با تعلیق غنیسازی اورانیوم میگردد.
2- روزنامه اعتمادملی: این روزنامه با تیترها، سوتیترها، تحلیلها و مانور بر روی برخی مطالب خاص از قبیل تاکید بر نیمه صنعتی و صنعتی بودن سوخت تولید شده، (3) تشکیک در تعداد سانتریفیوژهای راهاندازی شده (با تاکیدی کمتر نسبت به روزنامه اعتماد)(4)، درج خبر لغو تمامی تورهای مسافرتی به ایران تا سال 2009 و درج برخی مقالات با مضمون لزوم آغاز مذاکرات با غرب و قبول تعلیق (5)، و انعکاس گسترده واکنش تند برخی کشورهای قدرتمند غربی در خصوص خبر هستهای ایران (6) سعی در ترسیم فضایی برای خواننده دارد که در این فضا موارد ذیل به خواننده القا میگردد: 1- عدم فوقالعادگی اتفاق رخ داده، نیز بودن خبر راهاندازی زنجیره 3هزارتایی سانتریفیوژها دقیقا در مخالفت با ادعاهای مکرر اعلام شده از سوی آقای احمدینژاد مبنی بر عزم ایران جهت رسیدن به زنجیره 60هزارتایی 2- مضر منافع کشور بودن اعلام این خبر به واسطه واکنش تند جهانی علیه این خبر و لزوم پذیرش تعلیق غنیسازی اورانیوم جهت جلوگیری از اتخاذ تصمیمات سنگینتر علیه ایران از سوی کشورهای قدرتمند.
3- روزنامه همشهری: نوع برخورد این روزنامه با خبر هستهای، کاملا متفاوت با موضعگیریهای اتخاذ شده از سوی دو روزنامه فوقالذکر میباشد. همشهری با اعلام خبر رسیدن ایران به تولید صنعتی سوخت هستهای، با غرور فراوان از این مسئله یاد کرده و با درج تیترها، سوتیترها و مقالات خویش تلاش مینماید که چنان فضایی برای خواننده خویش ایجاد نماید که خواننده دراین فضا ضمن درک بهتر عظمت و بزرگی این رخداد هستهای به این امر اشراف کامل پیدا کند که پس از این رخداد، این ایران است که بر "قله کوه نشسته، قدرت مانور در مذاکرات هستهای در دست وی بوده" و میتواند به دلخواه خویش و با اتخاذ رویکردی منطقی و معتدل، مذکرات هستهای را به نتیجه مطلوب و مورد نظر خویش رسانده و ضمن برطرف نمودن شبهات برنامه هستهای ایران از افکار عمومی دنیا، به ایشان ثابت نماید "هیچ انحرافی از قانون در زمینه انرژی هستهای انجام نداده است". این ایران است که هم اکنون با نایل آمدن به تولید صنعتی سوخت هستهای توانسته است با ایجاد شکاف در غرب، طیفی از ایشان را وادار به پذیرش واقعیتهای هستهای ایران و قبول شرایط ایران در مذاکرات هستهای نماید.(7)