بسم اللهالرحمنالرحیم
چند روزی است که خانم «نانسی پلوسی» رئیس کنگره آمریکا، برای تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی جاذبه پیدا کرده است. یکی از نمایندگان مجلس، کشف کرده است که خانم پلوسی با خانم رایس، تفاوت اساسی دارد. وی گفته است: رایس دارای عقدههائی است که در عملکردش تأثیر میگذارد و به همین دلیل همه صحبتهایش بوی جنگ میدهد اما پلوسی این گونه نیست و اکنون نیز دموکراتها سکان هدایت مجلس را به وی دادهاند.
دو سه نماینده دیگر مجلس شورای اسلامی نیز با تکیه بر همین منطق! خواستار مذاکره با نمایندگان کنگره و شخص نانسی پلوسی رئیس کنگره شدند. محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی نیز از گفتگو با نمایندگان مجلس آمریکا حمایت کرد. البته نانسی پلوسی به پیشنهادهای این چند نماینده مجلس شورای اسلامی اعتنا نکرد و حاضر به اجابت درخواست آنان نشد.
اینکه خانم نانسی پلوسی با خانم رایس تفاوتهائی دارد، مطلب درستی است. این دو نفر، علاوه بر آنکه از نظر نام و قیافه متفاوت هستند، تفاوت دیگرشان اینست که اولی از دموکراتهاست و دوم از جمهوریخواهان. علاوه بر این، رایس با هدف حمایت از بوش، که رئیس دولت متبوع اوست، از ادامه اشغال عراق و تحت فشار قراردادن دولت سوریه حمایت میکند ولی نانسی پلوسی به دلیل منافعی که برای خود و حزب دموکرات در انتخابات در نظر دارد با تأمین هزینههای مالی اعزام نظامیان آمریکائی برای ادامه اشغال عراق مخالفت میکند و با سفر به بعضی کشورها از جمله عراق و سوریه تلاش مینماید چهرهای صلحطلب از خود و حزب متبوع خود ترسیم نماید.
قطعاً تفاوتهای دیگری از این قبیل میان این دو بانوی حاضر در عرصه سیاسی آمریکا وجود دارد، ولی این تفاوتها به هیچ وجه این واقعیت را نفی نمیکنند که هر دوی آنها و حزبهای متبوع آنها سروته یک کرباسند و دارای ماهیت استکباری ویژه آمریکا هستند. هر دو حزب، تحت نفوذ صهیونیستم قرار دارند، هر دوی آنها با سیاستهای استکباری عمل میکنند و هر دوی آنها دولت آمریکا را رهبر جهان میدانند که حق دارد برای همه ملتها و دولتها تصمیم بگیرد و حرف اول و آخر را در همه زمینهها بزند.
با توجه به این ویژگیها، آن دسته از حضرات نمایندگان مجلس شورای اسلامی که به خانم نانسی پلوسی متوسل شدهاند، در پی چیزی هستند؟
پیشنهاد مذاکره با خانم پلوسی و در خواست از وی برای سفر به ایران و یک کشور اروپائی یا عربی (سوئیس یا سوریه) برای مذاکره با نمایندگان مجلس شورای اسلامی جهت هموار ساختن راه از سرگیری رابطه میان ایران و آمریکا را که توسط این حضرات صورت گرفته به حساب ناآشنائی آنها با ماهیت استکباری آمریکا باید گذاشت یا یک اشتباه راهبردی و یا احتمال دیگری که ما از آن بیخبریم؟
علاوه بر اینها، اصولاً مجلس شورای اسلامی جای قانونگذاری است و موضوعاتی از قبیل مذاکره با دولتها ارتباطی با وظایف نمایندگان مجلس ندارد. تصمیمگیری در مورد مسائل کلان، که از سرگیری رابطه با آمریکا در شرایط ویژه کشور ما از مصادیق بارز آنست از اختیارات رهبری است. ورود نمایندگان مجلس به این مسائل، خروج آنها از وظایف تعریف شده آنهاست.
البته در مواردی از نمایندگان مجلس انتظار ورود به مسائل مرتبط با سیاست خارجی وجود دارد که لابد در مواقع مقتضی چنین خواهند کرد. اگر دولتی برخلاف مصالح عمومی و منافع ملی در صدد اقدامی باشد قطعاً نمایندگان مجلس باید موضعگیری کنند و مانع چنان اقدامی شوند، اما آنچه اکنون توسط این چند نماینده مجلس رخ داده، عکس قضیه است. در مقطعی که دولت آمریکا سردمدار فشار به جمهوری اسلامی ایران برای دست کشیدن از فعالیتهای هستهایست و آشکارا علیه ملت ایران و منافع ملی، خصومتورزی میکند، پیشنهاد مذاکره دادن به رئیس کنگره آمریکا به بهانه غیرمنطقی تفاوتی که او با وزیر خارجه آن کشور دارد، از عجایب دنیای سیاست و مایه سرافکندگی ملتی است که با اقتدار در برابر دخالتهای آمریکا ایستاد و نفوذ او را از کشور قطع و 28 سال همه توطئههایش را خنثی کرد.
انتظار اینست که سایر نمایندگان مجلس در برابر این انحراف بایستند و طرفداران «دیپلماسی پلوسی» را به تجدیدنظر در این دیپلماسی ناشیانه وادار نمایند.