تاریخ انتشار : ۰۳ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۳:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۲۰۸۲۷۴
حمید نجف آبادی اشاره: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان الف می توانند با ثبت نام یا ورود در سایت، در مورد نقد یا تایید این مطلب یادداشت خود را بنویسند.

زین العابدین بن علی دیکتاتور 74 ساله تونس پس از 23 سال ریاست جمهوری و در پی اغتشاشات و اعتراضات مردمی وادار شد که این کشور آفریقایی را ترک کند. در مورد این انقلاب و مراحل آن تاکنون بسیار شنیده و دیده اید اما سوال مشخص این مقاله آن است که اگر بن علی به شیوه ای استبدادانه کشورش را اداره می کرد و اجازه انجام مناسبات و مراسم مذهبی را نمی داد و به تبع آن از اقبال مردمی برخوردار نبود، پس چرا جرقه های یک انقلاب مردمی چنین دیر و پس از 23 سال زده می شود؟ بن علی که تنها در یکی دو سال اخیر شیوه مستبدانه ضددینی در پیش نگرفته بوده، بلکه رویه متعارف حکومت او در تمام این مدت چنین بوده است، پس چه عاملی سبب شد که دقیقا در این مقطع از تاریخ گرفتار خشم انقلابی مردم تونس شود؟
بروز هر انقلابی به یک زمینه ساختاری مستعد و مناسب برای رشد و تهییج توده های مردمی نیاز دارد. جیمز دیویس با بررسی انقلابهای گوناگون رخ داده در جهان، زمینه ساختاری مستعد برای بروز یک انقلاب را چنین تبیین کرده است: احتمال وقوع انقلابها زمانی است که دوره طولانی از توسعه عینی اقتصادی و اجتماعی، توسط یک دورة کوتاه مدت از رکود سریع دنبال شود. توسعه طولانی باعث افزایش انتظارات می‌گردد و رکود کوتاه مدت سبب ایجاد فاصله غیر قابل تحمل بین انتظارات و دریافتها و در نتیجه وقوع انقلاب می‌گردد. (1)
دوره طولانی رشد اقتصادی + دوره ای کوتاه از رکود سریع= منجر می شود به انقلاب
دویس نظریه خود را در منحنی ای که به منحنی جی مشهور است توضیح می دهد. نمودار این منحنی را در شکل زیر می بینید:
منحنی جی j curve
دوران طولانی از رشد اقتصادی سبب می شود که به موازات نموداری که بیانگر رشد واقعی است، نمودار انتظارات مردم نیز رشد کند اما با بروز رکود اقتصادی در حالی که رشد واقعی اقتصادی متوقف شده و حتی منفی شده، نمودار انتظارات مردم همچنان به رشد خود ادامه دهد. تداوم این امر فاصله ای را میان دو نمودار پدید می آورد که به "شکاف غیرقابل قبولی" تبدیل می شود و همین امر مسبب بروز انقلاب است.
وضعیت تونس:
درست است که بن علی به شیوه ای استبدادی بر تونس حکومت می راند اما توانست این کشور فقیر آفریقایی را به دروازه های توسعه برساند و این کشور را به بهشت زیبایی برای گردشگران مبدل سازد، گردشگرانی که رشد اقتصادی و کاهش فقر را برای این کشور به ارمغان آوردند؛ در خلال حکومت بن علی اکثر شاخص های اقتصادیِ این کشور افریقایی رشد قابل ملاحظه ای یافته است، بطوری که در 24 سال زمامداری بن علی، تولید ناخالص داخلی تونس به حدود 4 برابر دوران قبل از وی رسید. نرخ بیکاری در این کشور از حدود 15 درصد در سال 2003 به 13 درصد در سال 2010 رسید (2):
نمودار شماره 1-بیکاری در تونس2003-2010
تونس
همچنین جمعیت زیر خط فقر از 14 درصد در سال 2000 به کمتر از 4 درصد در سال 2010 رسیده است که نشاندهنده موفقیت بیش از حد انتظار دولت او برای کاهش فقر است.
تونس
اگر نگاهی به نمودار زیر بیندازید، مشاهده می شود که از هنگام زمامداری بن علی در تونس، روند نرخ تورم نزولی بوده است. این در حالی است که قبل از آن نرخ تورم، روندی صعودی به خود گرفته بود. بنابراین شواهد می توان گفت دولت بن علی در زمینه کاهش نرخ تورم هم موفق عمل کرده است.
تونس
اما به دنبال بروز بحران اقتصاد جهانی، وضعیت اقتصادی تونس دچار تزلزل شد و انقلابی که به نام انقلاب نان مشهور است رخ داد. اولین وجه اعتراض به افزایش قیمت مواد غذایی بود که دولت در بروز آن چندان مقصر نیست، چرا که به گزارش فائو قیمت این مواد در سطح جهان افزایش یافته است. وجه دوم اعتراض نیز به افزایش نرخ بیکاری ناظر بود.
مجموعه این اعتراضات بیانگر همان شکافی است که جیمز دیویس در نظریه خود در باب انقلاب ها بیان کرده است. در حالی که رشد پیوسته اقتصادی کشور دچار رکود شده، سطح انتظارات مردمی متناسب با بحران اقتصادی جهانی کاهش نیافته است. اکنون در بستر این شکاف ساختاری است که زمینه برای به چالش کشیدن وجوه دیکتاتوری و سیاست ضددینی رییس جمهور مهیا می گردد و جرقه انقلاب نان به آتشی تبدیل می شود که دیکتاتور را فراری می دهد. تسری یافتن این انقلاب به سایر کشورهای عرب به قوت و بزرگی شکاف میان رشد واقعی و انتظارات مردمی در آن کشورها بستگی دارد.