جنگ تحمیلی با توجه به ابعاد مختلف آن از هر جهت محل بررسی و تجزیه و تحلیل است دفاع طولانی به دست ایران در برابر رژیم سرتا پا مسلح بغداد به عنوان یک رویداد مهم از یک طرف بر انقلاب اسلامی و از طرف دیگر بر منطقه و جهان موثر بوده است و لذا که جا دارد پیرامون آن هرچه بیشتر ملت ما و آزاداندیشان جهان اطلاعات دقیقتری کسب نمایند. بدون تردید آزادسازی خرمشهر همواره به عنوان یک نقطه عطف در تاریخ جنگ دفاع هشتساله مطرح بوده است. این مهم در عملیاتی بزرگ تحت نام بیتالمقدس و با رمز «یا علی بن ابیطالب(ع)» در اردیبهشت ماه سال 1361 در دشت خوزستان به وقوع پیوست. عملیاتی که طی حدود یک ماه نبرد تمام عیار، توأم با طرحریزی دقیق، ابتکارات مردمی، ازخودگذشتگی، ایثار و فداکاری، روحیه شهادتطلبی و بالاخره صبر و مقاومت مثالزدنی رزمندگان سپاه اسلام، این قطعه استراتژیک از خاک کشورمان پس از گذشت بیش از یکسالونیم اسارت، از اشغال متجاوزین و جنگافزاران رهایی یابد. در این میان مدیریت، نوآوری، شجاعت، و شهامت فرماندهان این نبرد بزرگ از جمله برگهای زرین دفاع مقدس هشتساله میباشد.
عملیات بیتالمقدس در ادامه سلسله عملیات بزرگ ثامنالائمه، طریقالقدس و فتحالمبین و در چارچوب راهبرد آزادسازی مناطق اشغال شده توسط دشمن با هدف آزادی مناطقی چون خرمشهر، هویزه، جاده اهواز – خرمشهر ، خارج ساختن شهرهای اهواز و حمیدیه و سوسنگرد و نیز جاده اهواز – آبادان از تیررس توپخانه، از بین بردن نیروهای دشمن و بالاخره تامین مرز بینالمللی با مسافت بیش از پنجهزار کیلومتر مربع آماده اجرا گردید قرارگاه مرکزی کربلا با فرماندهی مشترک سپاه و ارتش تشکیل گردید که مسئولیت هدایت کلی عملیات در قالب قرارگاههای قدس، فتح و نصر شامل خیل عظیم گردانهای سپاه و تعدادی گردانهای ارتش بر عهده گرفت. رمز عملیات که به صدا درآمد نیروها به حرکت درآمدند در جبهه شمالی که مسئولیت آن بر عهده قرارگاه قدس بود وجود استحکامات بیشمار و هوشیاری دشمن سبب شد که تنها بخشی از نیروها توانستند خود را به جنوب رودخانه کرخه کور (نور) برسانند. در قسمت میانی قرارگاه فتح موفق شد نیروهایش را از رودخانه کارون عبور داده خود را به جاده اهواز – خرمشهر برساند. نبرد با شدت هر چه تمامتر ادامه داشت و سرانجام پس از پنج روز جنگ طاقتفرسا و نفسگیر قسمتی از جاده اهواز – خرمشهر به طور کامل در اختیار نیروهای عملکننده تثبیت گردید.
مرحله دوم عملیات در روز ششم یعنی 16/2/61 آغاز گردید و نیروهای جبهه میانی توانستند خود را به جاده مرزی برسانند جبهه جنوبی تحت فرماندهی قرارگاه نصر با مسئولیت شهیدباقری با زحمت فراوان نیروهایش را به خط مرزی رساند. از همین جا بود که دو لشکر عراقی مستقر در منطقه که خود را در معرض محاصره و نابودی کامل میدیدند عقبنشینی بزرگ خود را آغاز کردند که یگانهای قرارگاه قدس در شمال به تعقیب آنها پرداختند و بدین وسیله بخش دیگری از جاده اهواز – خرمشهر و مناطقی همچون جفیر، هویزه، و پادگان حمید آزاد شدند. به فاصله سه روز مرحله بعدی عملیات انجام پذیرفت که یگانهای عمل کننده موجه با پدافند شدید دشمن شدند و بالاخره مرحله چهارم عملیات در حدود دو هفته بعد آغاز گردید که طی آن یگانهای قرارگاه نصر جاده خرمشهر – شلمچه را مسدود کردند و قرارگاه فجر که در احتیاط قرارداشت نیروهایش را به اروند رسانید. در این میان عراقیها پاتکهای شدیدی را در شرق خرمشهر انجام دادند که البته با مقاومت دلیرمردان و رزمندگان ایرانی مواجه شدند و دشمن که حلقه محاصره را هر لحظه تنگتر میدید همه توان را برای دفاع به داخل خرمشهر فراخواند.
در عین حال دیگر مقاومت بیهوده بود. نیروهای عراقی فاقد فرماندهی و سازماندهی مناسب بودند و حتی از لحاظ تغذیه و مهمات نیز در مضیقه بودند و لذا چارهای جز تسلیم و یا کشته شدن پیش رویشان نبود. از این رو دستهدسته و گروهگروه خود را به رزمندگان اسلام تسلیم نمودند و بدینترتیب خرمشهر در قبل از ظهر روز سوم خرداد ماه همان سال آزاد گردید. در قسمت ورودی شهر تابلویی نصب شده بود با این عنوان «به خرمشهر خوش آمدید جمعیت 36 میلیون نفر» و به راستی قلب همه مردم ایران آن روز در خرمشهر دوباره به کار افتاد.
انهدام نیروها و امکانات عراقی در این عملیات از رقم قابل توجهی برخوردار بود بطوریکه آمار اسرا، کشتهها و زخمیها بالغ بر 35هزار نفر برآورد گردید. و بعضی از تیپها و لشکرهای دشمن حتی تا صددرصد دچار خسارت شدند.
پس از این پیروزی حضرت امام خمینی که همواره و در تمامی مراحل جنگ بمثابه فرماندهی هوشیار عملیات را پیگیری و هدایت میکردند طی پیامی فرمودند: «مبارک باد و هزاران مبارک باد بر شما عزیزان و نورچشمان اسلام این فتح و نصر عظیم که با توفیق الهی و ضایعات کم و غنائم بیپایان و هزاران اسیر گمراه و مقتولین و آسیبدیدگان بدبخت که با فریب و فشار صدام تکریتی این جنایتکار دهر به تباهی کشیده شدهاند، سرافرازانه برای اسلام و میهن عزیز افتخار ابدی به هدیه آوردید و مبارک باد بر فرماندهانی قدرتمند که فرماندهان چنین فداکارانی هستند که ستاره درخشنده پیروزیهای آنان بر تارک تاریخ تا نفخ صور نورافشانی خواهد کرد و مبارک باد بر ملت عظیمالشان ایران این چنین فرزندان سلحشور و جان بر کفی که نام آنان و کشورشان را جاویدان کردند و مبارک باد بر اسلام بزرگ، این متابعانی که در دو جبهه با دشمن باطنی و دشمنان ظاهری پیروزمندانه و سرافرازانه امتحان خویش را دادند و برای اسلام سرافرازی آفریدند....»
این طایفه از تبار عشقند همه
جان سوخته از شرار عشقند همه
دیباچه عمرشان به خون رنگین است
زنهار! که پاسدار عشقند همه