روند تاریخی شکلگیری صهیونیسم:
پس از ضعف امپراطوری عثمانی در اواخر قرن 19 و اوایل قرن بیستم و اهمیت خاورمیانه برای ابرقدرتها بویژه انگلستان و ایالات متحده آمریکا شاهد این هستیم که این امپراطوری مبادرت به تاسیس یک دولت نامشروع بنام اسرائیل در فلسطین اشغالی میکند که مراحل آن به شرح ذیل میباشد:
کنفرانس «بال»
به طور کلی طرح تشکیل کشوری متشکل از یهودیان و پیدایش صهیونیسم سیاسی به اندیشههای «تئودور هرتزل» باز میگردد و کنفرانس بال که در 29 اوت 1897 (نهم مرداد 1276) در شهر بال در کشور سوئیس با حضور 197 نفر از شخصیتهای یهودی دنیا تشکیل شد، در واقع حاصل فعالیت چندین ساله هرتزل بود.
هرتزل در کتابچه خاطراتش درباره کنگره مینویسد: «به تاریخ 1897 در شهر بال سوئیس من دولت اسرائیل را بوجود آوردم. بعید نیست که تا 5 سال یا به تحقیق 50 سال دیگر هر کسی با چشم خود این حقیقت را دریابد.» بطور کلی این کنفرانس دارای 4 هدف بود که عبارت است از:
1- اسکان کشاورزان، صنعتگران و تجار یهودی در فلسطین.
2- سازماندهی و همبستگی قاطبه(ملت یهود) از طریق ایجاد نهادهای مورد نیاز.
3- تقویت احساس و وجدان ملی یهودیان.
4- برداشتن گامهای مورد نیاز برای حصول به اهداف صهیونیسم.
نتایج این کنگره عبارت بودند از:
1- پایهگذاری تشکیلات صهیونیسم بینالمللی.
2- تعیین پرچم و سرود ملی.
3- انتخاب شورای مشورتی به مرکزیت وین و انتخاب هرتزل به عنوان رهبر کنگره صهیونیسم.
در این زمان «تئودور هرتزل» در ملاقات با سلطان عثمانی و پس از دادن وعدههایی امتیازات مهمی را از او گرفت از جمله تاسیس صندوقی به نام صندوق ملی یهود بود که هدف آن جمعآوری سرمایههای یهودیان و خرید زمین در فلسطین بود. سپس قانون را گذراندند که طی آن این زمینها به جز یهودیان قابل انتقال نبود و این مسأله باعث گسترش نفوذ یهودیان شد.
موافقتنامه «سایکس پیکو» و اعلامیه «بالفور»
در مارس 1916 (اسفند 1294) «سرمارک سایکس» از انگلستان و «جرج پیکو» از فرانسه و «سازنوف» از روسیه طی مذاکراتی که در رابطه با دعاوی روسیه بود، تصمیماتی در مورد کشورهای سوریه – لبنان – و عراق گرفتند. از جمله این تصمیمات این بود که فلسطین به جز صحرای نقب و بخش جنوبی توسط یک رژیم بینالمللی اداره شود. پس از آن صهیونیستها دریافتند که بعلت جمعیت اندکشان در مقابل اعراب هرگز نخواهند توانست بلافاصله بر فلسطین حاکم شوند. پس بهترین چاره را در این دیدند که از انگلستان به عنوان امانتدار خویش پشتیبانی کنند و چون در این زمان فرانسه قصد داشت (سوریه بزرگ) که شامل اردن، لبنان و فلسطین میشد را تشکیل دهد بنابراین «لرد بالفور» وزیر خارجه انگلستان وارد میدان شد و در دوم نوامبر 1917(11آبان 1296) اعلامیهای را بشرح ذیل صادر کرد:
«دولت اعلیحضرت تاسیس وطن ملی یهود را در فلسطین با نظر موافق مینگرد و برای رسیدن به این هدف مساعی حسنه خود را بکار خواهد برد مشروط بر این که هیچ نوع اقدامی که به حقوق ملی و مذهبی جماعات غیریهودی در فلسطین و یا به حقوق و موقعیت سیاسی یهودیان در کشورهای دیگر لطمه بزند، انجام نگیرد.»
پس از این اعلامیه وزارت خارجه انگلستان شعبه ویژهای را جهت تبلیغ اهداف صهیونیستها تاسیس کرد که رئیس آن صهیونیست باسابقه و کهنه کار «آلبرت هیامسون» بود.
موافقتنامه «سان رمو»
اعلامیه «بالفور» برخلاف موافقتنامه «سایکس پیکو» که فلسطین را تحت اداره یک رژیم بینالمللی قرار داد، فلسطین را موطن ملی یهود اعلام کرده بود در نتیجه بین فرانسه و انگلستان راجع به این مسأله اختلاف افتاد.
برای حل این مسأله کشورهای ایالات متحده، انگلستان، ایتالیا، فرانسه به صورت محرمانه در مارس 1919 (اسفند 1297) در «سان رمو» تشکیل جلسه دادند شورای عالی متفقین، عراق و فلسطین را تحت قیومیت انگلستان، سوریه و لبنان را تحت قیومیت فرانسه قرار داد. به دنبال آن انگلستان نیروهای خود را وارد فلسطین کرد و تا سال 1948 (1327) به مدت 30سال در این کشور باقی ماند و شالوده رژیم غاصب صهیونیسم را در این کشور پایهریزی کرد. از سال 1920 (1299) شورشها و مبارزات مردم مظلوم فلسطین برای آزادی کشورشان از یوغ استکبار جهانی وقت شروع شد و امپراطوری بریتانیا نیز به سرکوب شدید اعراب فلسطین پرداخت.
فلسطین و جنگ جهانی دوم
در آشفته بازار دو جنگ جهانی، صهیونیستها به خوبی از فرصتهای بدست آمده استفاده کرده و در حین جنگ جهانی دوم به تاسیس ساختار نظامی خود تحت عنوان «هاگانا» پرداختند و به تعلیم نظامی جوانان یهود مبادرت ورزیدند. آنها بلافاصله با حمایت چرچیل نخستوزیر انگلیس ارتش منظم و مستحکمی را تشکیل دادند. سرانجام انگلستان بعد از جنگ جهانی دوم از فلسطین بیرون رفت و در 14 مه سال 1948 (24اردیبهشت 1327) تاسیس رژیم صهیونیستی اعلام شد.
تعریف اصطلاح صهیونیسم
«صهیونیسم» دارای شعبات گوناگون و متعددی است اما منظور ما در این مطلب صهیونیسم سیاسی است که فعالترین نوع صهیونیسم است که بقیه شاخهها و شعبات صهیونیسم را نیز در بر میگیرد. البته صهیونیسم از یهودیت جدا است. یهودیت یک نوع سیستم مذهبی است در حالیکه صهیونیسم یک حرکت فکری است که دارای ویژگیهای ذیل میباشد.
1- در تفکر صهیونیسم اندیشههای افراطی نژادپرستانه وجود دارد.
2- توجه خاص صهیونیستها به استفاده از سرمایه و پول برای به انجام رساندن اهداف خود.
3- توسل به خشونت و هر وسیله دیگری برای به کرسی نشاندن نظرات خود.
4- قربانی شدن تمام بشریت حتی یهودیان در راه مطامع استعماری خود.
5- ارتباط دائمی با ابرقدرتها جهت استفاده از آنان برای تثبیت پایههای اقتدار خود.
6- مظلوم جلوه دادن یهودیت و صهیونیسم تحت عناوین موهوماتی مثل سوزاندن یهودیان در آتش.
7- کنترل رسانههای جمعی و روزنامهها به عنوان مهمترین وسیله جهت تسلط بر جهان.
پدر صهیونیسم سیاسی «تئودور هرتزل» است که نظریهاش را در سال 1882 (1261) ارائه داد. او یهودیان را مقدم بر هر چیز و هر ملتی میداند. اساس نظرات هرتزل عبارتند از:
1- خودداری از استحاله یهودیان در میان ملتهای دیگر.
2- تاسیس یک کشور یهود به جای یک کانون روحانی.
3- یهودیان در سراسر جهان و در هر کشوری که ساکن هستند، «ملت واحدی» را تشکیل میدهند.
4- یهودیان در هر زمان و مکانی مورد شکنجه و آزار بودهاند.
5- آنها قابل تشابه و تحلیل با ملل دیگر نیستند.
یکی از تئوریهای مهم در صیهونیسم جهانی ادعای آنان مبنی بر مالکیت تاریخی بر فلسطین است که توسط جانشینان هرتزل مطرح و بوسیله سازمان صهیونیسم جهانی تایید و به شورای عالی نیروهای متفقین در کنفرانس صلح پاریس تسلیم و این شورا نیز در 3فوریه 1919 (14بهمن1297) حاکمیت تاریخی ملت یهود! بر فلسطین را تایید نمود.
صیهونیسم آمریکایی
هنگامی که یهودیان پراکنده در جهان به طمع بدست آوردن زمینهای بکر و ارزان و حاصلخیز به مناطق شمالی ایالت «می.سی.سی.پی» ایالات متحده هجوم بردند و یا اسلاف یهودی خود که صنایع پوشاک را در این منطقه ایجاد کرده بودند. بهانه کرده و برای اشغال سرازیر شدند هیچکس باور نمیکرد که این اقلیت ناچیز به با نفوذترین و موثرترین اقلیتها در ایالات متحده تبدیل شوند. در حال حاضر جمعیت یهودیان آمریکا حدود 5/5میلیون نفر است و اینان آنچنان نفوذی در تمام عرصههای این کشور پیدا کردهاند و از آنچنان ثروتی در دنیا برخوردارند که روسای جمهور آمریکا چشم به آرای این اقلیت دوختهاند.
پس از استقرار یهودیان در ایالات متحده آنان بر اساس تعالیم تورات به جمعآوری ثروت و تملک زمین و منابع زیرزمینی و معادن طلا و نقره این کشور پرداختند و پس از مدتی به فرمانروایان اقتصادی این کشور تبدیل شدند. پس از حضور و پیروزی ایالات متحده آمریکا در جنگ جهانی دوم عملا این کشور وارد معاملات بینالمللی شد و این امر با به رسمیت شناختن رژیم اشغالگر قدس در سال 1948 (1327) ظهور پیدا کرد و از این زمان فرمانروایان رسانههای جهانی در این کشور به هجوم علیه مناطق دیگر جهان برای تسخیر فکرها و اندیشهها پرداختند.
ویژگیهای صهیونیسم آمریکایی:
1- تاثیرگذاری مادی بر سیاستمداران، اندیشمندان و افراد صاحبنفوذ و شستشوی فکری آنها با مفاهیم صهیونیستی.
2- ایجاد ارتباط کامل بین منافع آمریکا و صهیونیسم.
3- نابود کردن مخالفان صهیونیست و ساکت کردن مخالفان سیاستهای رژیم صهیونیستی به هر طریق ممکن، از تطمیع و ترغیب گرفته تا تهدید و کشتار.
4- رخنه به میان اقشار صاحب نفوذ در افکار عمومی و تحت تاثیر قراردادن آنان .
5- تسلط بر وسایل تبلیغاتی و ارتباط جمعی.
6- تسلط بر اساتید دانشگاهها و اندیشمندان و ادبا و غیره.
تسلط صهیونیستها بر رسانههای جمعی آمریکا
چنانچه قبلا گفته شد اولین کنگره صهیونیسم که به ریاست «تئودور هرتزل» در سال 1897 (1276) در شهر بال در سوئیس تشکیل شد و در واقع بنیانگذار یک سیستم فکری مخرب و بسیار خطرناک به نام «صهیونیسم» بود که بعدها طی یک قرن فجیعترین جنایات تاریخ بشریت را مرتکب شدند. در این کنگره پروتکل صهیونیسم جهانی به تصویب رسید، در پروتکل دوازدهم آمده است: «ما جریان مطبوعات و روزنامه نگاری را بدین صورت در خدمت خویش درمیآوریم : آرام آرام به سمت خود منعطف میسازیم سپس به طرف صهیونیستی کردن آن حرکت میکنیم، ما نباید بگذاریم که دشمنانمان افسار و عنان مطبوعات را به دست گرفته و به روزنامهها و رسانههای خبری که بیانگر آرا و نظرات آنان باشد، دست یابند. هیچ خبری نباید بدون کنترل و نظارت ما در میان مردم منتشر شود.»
در واقع چند سالی بیش طول نکشید که صهیونیستها علاوه بر تسلط بر اغلب رسانههای خبری در اروپا و آمریکا با تمامی شاهرگهای حیاتی و اقتصادی این کشور حاکم شدند و شریان حیاتی آنان را بدست گرفتند و بزرگترین و قدیمیترین خبرگزاری جهان به نام «رویتر» توسط ژولیوس رویتر یهودی تشکیل شد.
روزنامه و مجلات
چاپخانههای آمریکا روزانه 1759 عنوان مجله و روزنامه را منتشر مینمایند که تعداد 8000 مجله هفتگی را نیز باید به آن افزود که صهیونیستها تقریبا بر نیمی از مهمترین این جراید تسلط کامل دارند و مابقی را نیز یا دارای اهمیت کمی است یا در حد یک شهر و ایالت چاپ میشود.
روزانه 63 میلیون نسخه روزنامه در ایالات متحده چاپ میشود و از میان 1759 عنوان مجله و روزنامه و نشریه تنها 121 نمونه آن در حد بسیار بالا چاپ میشود که تنها امتیاز 54 مجله و روزنامه و نشریه در آمریکا را برادران یهودی «نیوهاوس» بر عهده دارند. تنها این امپراطوری رسانهای آمریکا هر هفته 22 میلیون نسخه از انتشارات خود را به درون جامعه ایالات متحده تزریق میکند.
روزنامه «نیویورک تایمز» رسانه ایست که در سال 1896 (1275) توسط «آدولف اوش» یهودی تاسیس شد. این روزنامه در سال 1993 (1372) توسط خانواده «سولز برگر» خریداری شد. این خانواده مالکیت 12مجله با تیتراژی برابر با 5 میلیون نسخه، مالکیت هفت ایستگاه رادیویی و تلویزیونی، یک سیستم تلویزیونی کابلی و سه شرکت انتشاراتی کتاب را در اختیار دارد، در حال حاضر این روزنامه تحت مالکیت «سولز برگر» اداره میشود.
روزنامه «وال استریت ژورنال» که پرتیراژترین روزنامه آمریکا است با 5/2 میلیون نسخه در روز تحت حاکمیت «داوجونز و پیترکن» یهودی است که اینان 24 روزنامه دیگر را تحت حاکمیت خود دارند.
بنیانگذار روزنامه «دیلی نیوز»، «استارلیجر» بود که سرپرست کنونی آن «ماکس ول» است که هر دو یهودی هستند، بینانگذار «نیویورک پست» نیز «سان تایم» یهودی است که یک میلیون نسخه در روز تیراژ دارد.
نشریه «صدای دهکده» جزو داراییهای شخصی «لئونارد استرن» است و «واشنگتن پست» نیز تحت رهبری سه یهودی به نامهای پیتر کالیف، استیون هافنبرگ و آبرهام هیرشفلد است، هفتهنامههای World report-us News تحت رهبری «زورکرین» یهودی است.
«کاترین گرام» یهودی مالک اصلی و رئیس هیئتمدیره کمپانی «واشنگتنپست و نیوزویک» است که به «ملکه سیاسی و مطبوعاتی آمریکا» معروف است و موسسه «واشنگتنپست و نیوزویک» یک شرکت عظیم زنجیرهای است که دهها شرکت دیگر را تحت پوشش خود دارد. پدر کاترین «یوجین مایر» یهودی و از سرمایهداران و نظریهپردازان موفق بازار بورس «وال استریت» مرکز بازرگانی و مالی و اقتصادی آمریکا بود. در بدو تاسیس بانک جهانی «هری ترومن» رئیسجمهور آمریکا در سال 1940 (1319) پدر کاترین را به ریاست این مرکز پولی و مالی بزرگ جهان برگزید. بنابراین او سالها نقش مهمی را در سیستم مالی و اقتصادی آمریکا بازی میکرد. پدربزرگ کاترین «معمار شعار معروف در جامعه بزرگ» در زمان لیندون جانسون بود. کاترین بعد از مرگ پدر 1959 (1338) و خودکشی شوهرش «فیلیپ گرام» در سال 1963(1342) به ریاست این شرکت رسید. وی در سفرهایی که برای شاه ایران در واشنگتن به راه میانداخت، شرکت فراوان داشت و یکی از عوامل مهم در ترسیم تهاجمات فرهنگی به ایران است.
از دیگر مجلات صهیونیسم مجله «تایم» است که تیراژش 5/4 میلیون نسخه در هفته است و توسط «ژان مایر» اداره میشود. این مجله یکی از مهمترین مجلات تخصصی است که تاثیر بسیار شگرفی بر محافل سرمایهداری و اقتصادی و بازارهای اقتصادی جهان دارد. مجله «بیزینس ویک» است که در اختیار یهودیان است و همچنین مهمترین مجله شهر شیکاگو یعنی «شیکاگو سان تایمز» در اختیار صهیونیستها است.
روزنامههای «اخبار صبح» هانس ویل – آلاباها و تایمز – روزنامه «پست هرالد» بیرمنگام آلاباما و روزنامه «اخبار عصر» و روزنامه «رجیستر» - روزنامه یونیون ماساچست، اسپرینگ فیلد، پست استاندارد، نیویورک سیراکوس و هرالد جونان همگی تحت رهبری برادران یهودی «نیو هاوس» است که از طریق کمپانی تحت مالکیتشان به نام انتشارات پیشرفته منتشر میشود. برادران «هاوس» دارای 12 ایستگاه تلویزیونی و 87 سیستم تلویزیون کابلی و مجلات و روزنامههای مختلفی هستند و اینان به «سلطان خبرگذاریهای جهان» مبدل شدهاند.
رسانههای گروهی
بند 8 پروتکل جهانی صهیونیسم:
«ما قوم برگزیده خداوند هستیم و پراکندگیمان در سراسر جهان از عنایت اوست. پراکندگی ما در چشم همگان نوعی ضعف به شمار میآید. در حالی که این خود برای ما نوعی قدرت است زیرا اکنون ما در آستانه فرمانروایی در سراسر جهان هستیم.»
تقریبا تمامی رسانههای گروهی ایالات متحده آمریکا زیر سلطه شیطانی یهودیان است. آنها همیشه القا میکنند که یهودیان شریفترین انسانها! هستند و هیچ خطا و اشتباهی ندارند! مقاومت در برابر یهودیان مخالفت با نوادگان نوح است.
سه غول بزرگ خبرپراکنی جهان یعنی ABC – CBS – NBC را صهیونیستها ادره میکنند. شبکه تلویزیونی ABC یا «کمپانی سخنپراکنی آمریکا» تا سال 1985 (1364) در دست «لئونارد هری گلدسنان» یهودی بود. در این سال با شرکت ارتباطی شهرهای بزرگ ادغام شد و در حال حاضر توسط «توماس مورفی»، «مارتین»، «روبنشتاین» و «افران» که همگی یهودی هستند، اداره میشود.
CBS برای بیش از نیم قرن تحت سرپرستی «ویلیام اس پالی» پسر یک یهودی روس تبار بود. پس از آن ریاست این غول تلویزیونی تحت سلطه یک غیریهودی به نام «تدترنر» قرار گرفت. اما طولی نکشید که ترنر بر کنار شد و «لارنس تیسچ» میلیاردر معروف یهودی ریاست آنرا به عهده گرفت. در حال حاضر افرادی چون «ویلیام لبیلن» و «ریچارد یسالانت» یهودیان متنفذ بر این غول رسانهای حاکمیت دارند.
NBC به مدت 4 سال توسط یک یهودی روس تبار به نام «دیوید سارنف» اداره میشد و پس از مرگ وی پسرش «رابرت» این مسئولیت را به عهده گرفت. در حال حاضر نیز افرادی چون «استیوفرید من» و «چف زوکرو» و «آلفرد سیلور من» مدیران اجرایی این شبکه تلویزیونی هستند که همگی صهیونیست هستند.
شبکه پخش رادیویی MBS – NBC نیز بزرگترین غولهای رادیویی جهان هستند MBS و مدیران این شبکه رادیویی «مارتین روبنس تین» و «نورمن جی پاتیز» و «ران نیسن» بوده هستند.
عرصه سینما
بزرگترین شرکتهای جهان مثل شرکت «فاکس» که صاحب آن «ویلیام فاکس» است یا شرکت «گلدن» که صاحب آن «ساموئل گلدن» است و شرکت «منزو» که صاحب آن «لوییس مایر» و شرکت «پارامونت» که صاحب آن «هادکنسون» همگی دارای مدیران یهودی هستند، بیش از 90 درصد مجموعه افرادی که در کارگردانی، بازیگری، فیلمبرداری و..... نقش دارند، تحت نظر شرکتهای فوق هستند. «هالیوود» بزرگترین غول سینمایی جهان است. تمامی کارگزاران این غول سینمایی جهان، یهودی و صهیونیست هستند و یا دستپرورده صهیونیستها هستند. بزرگترین شرکت سینمایی جهان (هالیوود) فضایل اخلاقی را قربانی نموده و رذایل و مفاسد را رواج داده و به غارت اموال مردم بدون هیچگونه محدودیتی میپردازند. این شرکت یکی از شرکتهایی است که به رواج امور سکسی و جنسی در مقیاس بسیار وسیعی میپردازد و کلیه ارزشهای اخلاقی ادیان الهی را به مسخره گرفته و شیرازه انسانیت انسان را از هم فرو میپاشد.
از شرکتهای بزرگ سینمایی دیگر (شرکت میاکون) است که تحت مالکیت «مناخیم گولان» یهودی معروف است که صاحب شرکت سینمایی «کانن» است.
یکی دیگر از خبائث صهیونیستها، ارسال دختران یهودی و اغوای دختران مسیحی و مسلمان و کشاندن آنان به مراکز فساد اروپایی است.
به طوری که یکی از رهبران یهودی به نام «اشلومو بارلشتاین» در سال 1960 (1339) سه هزار یهودی را به مراکز فساد دنیا روانه کرد واین دختران سالانه 18 میلیون مارک سود روانه جیب سردمداران یهودی جهان در شهر مونیخ میکنند. اینان منادیان و بانیان هرزگی و فساد در جهان هستند هم اکنون بیش از 3000 مرکز فساد در آمریکا توسط یهودیان و صهیونیستهای این کشور اداره میشود و از این گروه صهیونیستی هر روز از رسانههای جمعی مطالبی در مورد مسایل جنسی و مسایل سکسی پخش میکنند و یا در مدارس بویژه در دبیرستانها به شیوع این مسایل میپردازند.
صهیونیستها در عرصه سیاست
بعد از جنگ بینالملل دوم و شکلگیری ساختار جدید نظام بینالمللی صهیونیستها توانستهاند تقریبا بر تمامی مقدرات ایالات متحده آمریکا تسلط پیدا کنند، این تسلط بویژه در عرصه سیاسی بسیار مشهود است به طوریکه پیروزی یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری بدون جلب حمایت گروههای صهیونیستی تقریبا غیرممکن است، یک اقلیت 5/5 میلیون نفری نزدیک به 250 میلیون نفر مردم آمریکا تحت سیطره کامل فکری، اعتقادی، مالی و سیاسی خود قرار دادهاند. در حال حاضر بسیاری از وزرا و معاونین در ایالت متحده یهودی هستند. از حدود 2000 نفر کادر داخلی وزارت امورخارجه آمریکا 1534 نفر یهودی هستند.
بنیانگذاران تحریم اقتصادی ایران سناتور «داماتو» و سناتور «سام براون» هر دو یهودی هستند. با روی کار آمدن «رونالد ریگان» نفوذ صهیونیستها در کادر سیاسی ایالت متحده افزایش چشمگیری پیدا کرد. و این امر با روی کار آمدن «بیل کلینتون» در 1993(1372) تسریع شد. به طوری که ایالات متحده تحت نفوذ لابی یهودیان قرار گرفت که این گروه در کنگره آمریکا به طور علنی فعالیت دارند.
دولت «بیل کلینتون» بیش از هر دولت دیگری تحت نفوذ یهودیان و صهیونیسیتها قرارداشت. به طوری که بسیاری از ناظران سیاسی صراحتا عنوان نمودند که سیاست خارجی آمریکا را اسرائیل تعیین میکند. افراد سیاسی همچون «زبیکنیو برژینسکی»، «وارن کریستوفر» وزیرخارجه سابق آمریکا، «دنیس رایس» معاون وزیرخارجه، «ویلیام کوهن» وزیردفاع سابق آمریکا، «کولین پاول» وزیرخارجه فعلی و «دونالد رامسفلد» وزیردفاع و بسیاری از معاونین وزرا، فرمانداران ایالات، شهرداران و مدیرکل بخشهای مختلف وزارت خارجه آمریکا صهیونیسم هستند.