تاریخ انتشار : ۲۸ آذر ۱۳۸۶ - ۰۹:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۲۰۸۴۶

سفر محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهوری اسلامی ایران به امارات متحده عربی، در تعاملهای منطقه‌ای و بین‌المللی اهمیت بسیار زیادی دارد. وجه برجسته این سفر آن است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، هیچ یک از رؤسای جمهوری کشورمان، به امارات سفر نکرده و این سطح از دیدارها ـ بخصوص به لحاظ ویژگیهای زمانی آن ـ می‌تواند فتح بابی در روابط و مناسبات دو کشور تلقی شود. سایر ویژگیهای این سفر عبارتند از:

1ـ روابط ایران و امارات از دیرباز با فراز و فرودهایی همراه بوده است. انجام این سفر نشان می‌دهد که عوامل نزدیکی میان دو کشور، به مراتب بیشتر از عواملی است که آنها را از یکدیگر جدا می‌سازد. به عبارت دیگر، این سفر می‌تواند الگوی جدیدی از سطح روابط منطقه‌ای ارایه نماید که بر مبنای آن، کشورهای منطقه در عین برخورداری از برخی اختلافها، بتوانند همکاریهای گسترده‌ای را نیز با یکدیگر به انجام رسانند.

2ـ در روابط دوجانبه موجود میان ایران و امارات، مباحث اقتصادی نیز جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده است. نقش واسطه‌گری دوبی در سرتاسر منطقه خلیج‌فارس، و اینکه حدود 5 میلیارد دلار از حجم واردات داخلی ایران از طریق منطقه آزاد دوبی صورت می‌گیرد، نشان می‌دهد در ابعاد اقتصادی نیز همکاریهای گسترده‌ای میان دو کشور جریان دارد. براساس آمار، هم اینک بیش از سیصد هزار ایرانی در دوبی استقرار داشته و در امور بازرگانی و تجارت مشغول به کار هستند. این مطلب نیز از نهادینه شدن همکاریهای متقابل جامعه ایران و امارات حکایت دارد.

3ـ ابعاد منطقه‌ای این سفر نیز ویژگیهای کم‌نظیری به آن بخشیده است. کارشناسان سیاسی بر این باورند که سفر اخیر «دیک چنی» معاون رئیس‌جمهوری ایالات متحده به کشورهای منطقه، عمدتاً با هدف‌گیری سیاسی علیه ایران صورت گرفته است؛ موضوعی که تلویحاً در سخنان جرج بوش هم مورد اشاره قرار گرفته بود. این موضوع ضرورت تنش‌زدایی میان ایران و کشورهای منطقه را دو چندان ساخته است، بخصوص آنکه دولت آمریکا پیوسته به ایجاد شکاف میان ایران و همسایگان جنوبی آن چشم دوخته و به بسیاری از این کشورها به عنوان پایگاهی برای تهدیدهای امنیتی علیه ایران می‌نگرد. دولتمردان ایرانی وظیفه دارند سازوکارهایی را به منظور کاهش زمینه‌های عملی شدن این تهدیدها در نظر بگیرند.

سفر دکتر محمود احمدی‌نژاد به امارات، گام بلندی در تحقق این هدف ارزیابی می‌شود.

4ـ علاوه بر کشور امارات، ضرورت تنش‌زدایی در مورد تک‌تک شیخ‌نشینان حوزه خلیج‌فارس، به عنوان همسایگان راهبردی ایران نیز حایز اهمیت است. ایران در بحرانهای مختلف ـ از جمله در بحران عراق ـ سعی کرده با گسترش همکاریها و ارتباطهای منطقه‌ای، تضادهای منطقه‌ای را کاهش داده و با ایجاد همکاری میان کشورهای منطقه، زمینه‌های دخالت قدرتهای خارجی و سلطه‌گر را به حداقل برساند. یقیناً تکرار این تجربه در ارتباط با کشورهای حوزه خلیج‌فارس ـ با توجه به حضور نظامی آمریکا در این کشورها ـ از اهمیت راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران برخوردار است. انجام این سفر می‌تواند زمینه‌های هرگونه احساس تهدید از طرف ایران را که پیوسته از سوی آمریکا القا می‌شود، کاهش داده و هرگونه بهانه برای استمرار حضور نظامی آمریکا در منطقه خلیج‌فارس را به حداقل برساند؛ موضوعی که بیش از هر چیز به نفع امنیت ملی ما خواهد بود.

5ـ علاوه بر اتحاد ملی، مسأله «انسجام اسلامی» نیز در نامگذاری سال جاری مورد توجه مقام معظم رهبری قرار داشته است. ریشه‌یابی این موضوع، نشان‌دهنده خطری است که معظم‌له در ارتباط با واگرایی و چنددستگی در جهان اسلام احساس کرده‌اند. تجربه نشان داده قدرتهای سلطه‌گر ـ بویژه در شرایط فعلی ـ به ایجاد شکاف میان کشورهای اسلامی از یک سو و در طرف دیگر، ایجاد فتنه‌های قومی و مذهبی در داخل این کشور به شدت چشم دوخته‌اند. تشخیص مقام معظم رهبری در ضرورت ایجاد انسجام اسلامی، نشان می‌دهد که دامنه این تهدیدها بسیار جدی است. از این رو، سفر هر یک از رهبران جهان اسلام به دیگر کشورهای اسلامی، می‌تواند کمک شایانی به تقویت این انسجام قلمداد گردد.