تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۸۶ - ۱۱:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۲۰۸۴۷

مجید زندی

مورخان، جامعه‌شناسان و خبرگان ملت‌ها، حرکت مردمی، حکومت و حاکمیتی را پایدار می‌دانند که به فرهنگ اهمیت دهند و اتفاقاً ملت‌هایی در جهان پیشقراول سایر ملل قرار می‌گیرند که حرکت‌ها، قیامها و حتی انقلاب‌ها و جمهوری‌های خود را براساس ماهیت فرهنگی بنا نهاده باشند.

به عبارت صریح‌تر یک ملت زمانی می‌تواند موفق و ماندگار باشد که پایه و اساس همه تلاش‌هایش فرهنگی باشد و به تعبیری حتی انقلاب آنها براساس انقلاب فرهنگی شکل گرفته باشد. به همین دلیل است که تاریخ دانان بسیاری از انقلابهای قرن 19 و 20 را که براساس فرهنگ عمومی شکل نگرفته و یا حتی براساس فرهنگ شرقی و غربی ایجاد شده باشد، تنها در حد جابجایی قدرت و کودتا دانستند که سرگذشت آن نیز محتوم به شکست بوده است.

صاحبنظران چرا چنین فکر می‌کنند؟ زیرا می‌دانند اگر یک انقلاب یا حرکت ملی از ابتدا به فرهنگ بها ندهد پس از گذشت ایامی چند دچار ارتجاع یا انحراف می‌شود که در هر دو صورت چه بازگشت به گذشته و چه انحراف در اصل حرکت، هیچ تکاملی را در پی نخواهند داشت به گونه‌ای که یک ملت می‌تواند علیرغم یک قرن تلاش و مجاهدت بیهوده حرکتی رو به جلو نداشته باشد و سرگردان بماند. کما اینکه همه ما چنین ملت‌هایی را در جهان به عنوان نمونه سراغ داریم که چون نتوانستند انقلاب فرهنگی را به درستی شکل دهند فرهنگ وارداتی را پذیرفته و جانفشانی دو - سه نسل گذشته خود را به قیمت ارزان فروختند در حالیکه انقلاب فرهنگی هر ملتی، بیمه کننده حرکت‌های سیاسی، اجتماعی علمی و حتی اقتصادی و هنری آن ملت محسوب خواهد شد.

اما آنچه که به ملت ایران با انجام انقلاب اسلامی خود بازمی‌گردد این است که تا وقتی این ملت ندای اسلامخواهی، استقلال‌طلبی و انقلاب فرهنگی را براساس معیارهای اسلامی وجهه حرکت‌های خود قرار دهد استکبار جهانی دشمن اوست و این دشمن بخاطر ماهیت تضاد فرهنگی خود هیچ زمانی را زمان صلح نمی‌بینند.

با این وصف مراقبت از فرهنگ انقلاب اسلامی اهمیت بسیار زیادی می‌یابد و نمی‌توان به این حد بسنده کرد که چون اکنون انقلاب اسلامی به رشد و تعالی رسید حرکت‌های او نیز کافی است و نیازی به آسیب‌شناسی ندارد در حالیکه دشمنان فرهنگی انقلاب ما بخاطر همان آرمانخواهی ملت ایران در جنگی دائمی با ما بسر می‌برند و حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، امنیتی، اقتصاد و... صحنه دائمی رویارویی خواهد بود.

جالب است بدانیم که امروز حتی حرکت‌های اقتصادی ملت‌ها نیز باید با تکیه بر هویت فرهنگی آن ملت شکل بگیرد چرا که در این بخش هم فراوان سراغ داریم کشورهایی که بدون شناخت دقیق از ماهیت فرهنگی خود از تجارب اقتصادی دیگر کشورها و یا سازمانها و نهادهای مالی بین‌المللی استفاده کردند اما چون زیرساخت فرهنگی براساس معیارهای بومی برای آن حرکت‌ها وجود نداشت به کشوری ورشکسته و وابسته در بعد اقتصادی هم تبدیل شدند.

مفید خواهد بود اگر برای موضوعی داخلی نیز در این زمینه مثالی مطرح سازیم که اکنون به نوعی درگیر آن هستیم این موضوع همان مساله اقتصادی نحوه مصرف بنزین در کشور است زیرا پیش از آنکه اکنون این مساله را معضلی اقتصادی بدانیم به مشکل فرهنگی و سیاسی تبدیل شده، مشکل فرهنگی از آن جهت که علیرغم 27 سال تلاش در این عرصه و تصویب قوانین متعدد برای صرفه‌جویی در مصرف بنزین هنوز نتوانسته‌ایم رشد تصاعدی مصرف‌ بنزین را در کشور مهار کنیم و اکنون هنوز هم نمی‌دانیم برای مهار این ضعف بزرگ مصرف بنزین را سهمیه‌بندی کنیم بهتر است یا قیمت آن را افزایش دهیم؟

علاوه بر درگیری فکری فوق‌الذکر که هنوز دولت و مجلس با آنهمه برنامه‌ریزان و برنامه‌نویسان خود نتوانستند به نتیجه قطعی برسند استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا، معضل بنزین را ضعف قابل توجه دولت ایران تلقی نموده و چنین برنامه‌ریزی کرده تا با تحریم فروش بنزین به ایران بتوانند به اهداف خاص ضد فرهنگی خود در جامعه ایران نفوذ کنند!

امروز سالگرد تاسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی است و این درد دل از آن جهت مطرح شد که بدانیم ریشه بسیاری از مشکلات امروز جامعه ما از بیکاری و فقر و مشکلات معیشتی گرفته تا طلاق و اعتیاد و زنان و کودکان خیابانی، فرار مغزها و ... ریشه در مشکلات ساختاری فرهنگی دارد که باید برای آن فکری اساسی کرد.

از این جهت است که معتقدیم تداوم انقلاب اسلامی به سمت تعالی و پیشرفت دائمی ریشه در ماهیت فرهنگی دارد و اکنون نهادهایی همانند شورای عالی انقلاب فرهنگی بیش از آنکه به عملکرد گذشته خود همانند ایجاد جهاد دانشگاهی در دانشگاهها و شوراهای مخصوص زنان در ریاست جمهوری و وزارتخانه‌ها فکر کند نیازمند آسیب‌شناسی از درون است که بتواند آفت‌هایی که از درون با ماهیت انقلاب اسلامی ملت مسلمان ایران در تعارض مستقیم و غیرمستقیم قرار دارد، چیست؟

امروزه نقاط ضعف فراوانی در بدنه نظام جمهوری اسلامی نفوذ کرده و اگر شورایی همانند شورای عالی انقلاب فرهنگی نتواند با همکاری همه دستگاهها و نهادها و حتی خود مردم پیش از عمومیت یافتن به درمان آن درد و ضعف اقدام کند، نمی‌توان انتظار داشت که این حرکت با ارزش ملت ایران که براساس خونهای پاک عزیزترین جوانان آن ایجاد شده و بر شانه‌های زخمی میلیون‌ها تن از ملت ایران استوار مانده، برای همیشه استوار باقی بماند.

زیرا به صورت وسیع آشکار است که چه امکانات گسترده‌ای در بسیاری از کشورهای غربی برای اضمحلال جمهوری اسلامی ملت ایران بخاطر ماهیت فرهنگی آن هزینه می‌شود تا تفکر آرمانخواهی و جهادی ملت ایران به نابودی برسد.

امروز بیش از هر روز دیگر شورای عالی انقلاب فرهنگی نیاز دارد که با ایجاد نمایندگی‌های استانی به ریشه‌یابی و حل بسیاری از مشکلات موجود به عنوان بازوی ارزشمند دستگاههای مجریه، قضائیه و قانونگذاری بپردازد و بر همین اساس تغییر رویکرد بسیاری از مفاد اساسنامه آن ضروری به نظر می‌رسد.

آن روز که امام خمینی رهبر فقید جمهوری اسلامی در آغازین روزهای حیات نظام جمهوری اسلامی به تشکیل ستاد یا شورایی برای ایجاد انقلاب فرهنگی دستور دادند با افق دید گسترده خود چنین روزهای جمهوری اسلامی را هم دیده بودند که چه نیازهایی امروز ضرورت تداوم حرکت راستین جمهوری اسلامی خواهد بود.

امروز انقلاب اقتصادی چین و ژاپن هم نباید ملاک حرکت‌های اقتصادی و اجتماعی ما قرار گیرد زیرا جهان غرب به خوبی توانسته امپراطوری عظیم چین را با روحیه کمونیستی‌اش، با سرمایه‌گذاری اقتصادی رام کند و روسیه را به سرنوشت 100 سال پیش خود بازگرداند که برخی از روشنفکران و زمامداران روسیه در آرزوی دوران تزار و نظام کمونیستی شوروی شب را به صبح تبدیل می‌کنند!

آری، این انقلاب پیش از آنکه انقلابی اقتصادی، صنعتی، سینمایی، و... باشد انقلاب فرهنگی برپایه اسلام بوده است و با این ذهنیت اکنون یکبار دیگر باید به سراغ نقاط قوت و ضعف جمهوری اسلامی ایران رفت.

گزارش امروز ما به گزارش سرنوشت انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی تبدیل شده و در این رویکرد حجت‌الاسلام دکتر شاهدی استادیار دانشگاه آزاد اسلامی به کمک ما آمده و درباره میزان موفقیت انقلاب فرهنگی ما می‌گوید:

اگر بخواهیم عملکرد دستگاهها و شوراهای موثر در فرهنگ‌سازی کشور را بررسی کنیم ابتدا باید خود فرهنگ و آرمانهایی که در سایه فرهنگ اسلامی از آن انتظار داریم بشناسیم یعنی شناخت اهداف و آرمانهایی که در یک جامعه‌ای که در آن فرهنگ اسلامی جاری است زیرا ما معتقدیم انقلاب ما انقلاب اسلامی و فرهنگی بوده است.

وی می‌افزاید: فرهنگ مجموعه‌ای از دستاوردهای معنوی بشر است که به باورها و ارزش‌ها و نظام رفتاری و پنداری مردم بازمی‌گردد و خاستگاه فرهنگ اسلامی هم به وحی و دین باز‌می‌گردد و در این صورت است که انتظار داریم اسلام باید در همه ارکان اقتصادی، آداب و رسوم، سیاست و حتی صنعت و تکنولوژی ما هم حاکمیت داشته باشد.

استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرستان تنکابن ادامه می‌دهد: وقتی به یاد می‌آوریم که آرمانهای ملت با شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی عجین شده، امروز بهتر می‌توانیم با آسیب‌شناسی رفتارها و عملکردهای گذشته وضعیت فعلی و شرایط آینده را مورد ارزیابی قرار دهیم اما اگر آن آرمانها را هم مرور کنیم در خواهیم یافت که بسیاری از آنها هم تحقق یافته و برخی هم محقق نشده که باید برای آن هم به عوامل موثر بپردازیم.

دکتر شاهدی معتقد است: برای این بررسی باید به دو نکته اساسی توجه کنیم: اول اینکه بدانیم برای اقامه آن آرمانها امکانات لازم در اختیار ما بوده یا نه؟ در کنار آن حتما باید به فشارهای قدرت‌های خارجی هم توجه شود که چه مبارزه‌ای را با جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی و اجرا کرده‌اند زیرا بسیاری از موانع بسیار بزرگ همانند تحمیل جنگ 8 ساله و تحریم‌های سیاسی و اقتصادی دستیابی به آرمانها را با مشکل مواجه کرده است.

عضو هیأت علمی دانشگاه ادامه می‌دهد: ملت ایران اکنون در بسیاری از موارد نشانه‌های بارز استقلال سیاسی، اقتصادی و نظامی را مشاهده می‌کنند که روزگاری جزوی از آرمانهای دست نیافتنی آنها مطرح بوده است.

وی آفت‌های داخلی را هم یکی از عوامل موثر در تکمیل نشدن آرمانهای انقلاب فرهنگی می‌داند و می‌افزاید: انقلاب ما انقلابی دینی و مکتبی بوده اما یکی از آسیب‌هایی که بسیار موثر است واپس‌گرایی و ارتجاع در اعتقادات دینی است بدین معنا که ما آموزه‌های فرهنگی که برخاسته‌ از دین اسلام هست را رها کنیم و به ارزش‌های خارج از دین دل خوش کنیم که می‌تواند در قالب ارتجاع مذهبی و غیر آن ارتجاع روشنفکری و دلباختگی به افکار و باورهای باستانی و غیردینی است.

وی می‌گوید: در بعد دینی باید مطرح شود که ارتجاع همان است که متولیان دینی جامعه ما نتوانند به نیازهای روز پاسخ دهند زیرا با تغییر شرایط و پیشرفت علم و فن‌آوری سوالات جدید فقهی برای مردم پیش می‌آید که علماء دین اگر نتوانند به آن پاسخ مستدل دهند نباید انتظار داشته باشند مردم نیازهای فکری خود را در آن زمینه از کانال‌های غیر دینی دریافت نکنند.

وی می‌افزاید: حتی اگر به چنین سؤالاتی با تأخیر پاسخ داده شود اثرات منفی خود را در جامعه بر جای خواهد گذاشت. این مسایل فقط به علمأ دین مربوط نمی‌شود حتی اگر دانشگاهیان و روشنفکران ما بجای اینکه به نقد علمی بپردازند و در مقابل فرهنگ بیگانه منفعل باشند و حتی افکار فلاسفه قرن 18 و 19 میلادی اروپا را مرور کنند نباید انتظار داشته باشیم به فرهنگ جامعه ما آسیب جدی وارد نشود.

دکتر شاهدی درباره نقش شورای عالی انقلاب فرهنگی در این باره هم می‌گوید: نقش این شورا کلیدی و بسیار حساس است اما بازوهای اجرایی آن شورا صدا و سیما، وزارت آموزش و پرورش، حوزه‌های علمیه، دانشگاهها هم هستند زیرا اگر ما انتظار از وزارتخانه‌های فوق‌الذکر و حوزه علمیه را مطرح می‌کنیم منظور همان است که در سطح کلان شورای عالی انقلاب فرهنگی این اهداف را برای آنها تبیین کند و از آنها نتایج کار را در سطح کلان بخواهد.

وی می‌افزاید:‌ اینکه در اجرا، نهادهای متولی تا چه حدودی تلاش می‌کنند هم بسیار مهم است و چه بسا شورای عالی انقلاب اسلامی فرهنگی مصوبه‌ای را ابلاغ می‌کند اما این نهادها و سازمانها به وظایف خود عمل نمی‌کنند در حالیکه حوزه علمیه، صدا و سیما، ‌آموزش و پرورش و دانشگاهها نقش بسیار مهمی در تبیین آموزه‌های دینی در میان نسل جوان دارند چون جوانان احساس می‌کنند با داشتن فرهنگ ناب اسلامی می‌تواند به خود ببالد و احساس غرور کند و خلایی احساس نکند و همین نبود خود کم‌بینی برگ برنده بسیار مهمی در توسعه افکار و باورهای دینی در میان نسل‌ جوان است در چنین شرایطی جوان در جمهوری اسلامی حکومت را متعلق به خود می‌داند و برای آن به دنبال اهداف آرمانی اسلامی و جمهوری اسلامی گامی برمی‌دارد.

استادیار دانشگاه آزاد اسلامی خواسته‌های فردی را در پیشبرد اهداف اسلامی بسیار مهم می‌داند و می‌افزاید: ‌قرآن کریم هم به این مسأله بسیار سفارش می‌کند و مسئولیت فرد را در اجتماع بسیار مهم می‌داند تا حدی که قرآن کریم وقتی که مسأله ولایت را پس از پیامبر مطرح می‌کند به پیامبر می‌فرماید از این پس دیگر از دشمنان نترسید، از امت خودتان بترسید به این معنا که مسلمانان با چسبیدن به دنیا و غفلت از آخرت، ترک امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر،‌ جاه‌طلبی‌ها، قومیت‌گرایی و ... فرد از اهداف الهی دور شود تا با خواسته‌های نفسانی، سلامت اجتماعی را هم نابود سازد و امام خمینی(ره) هم در این زمینه تعبیر بسیار جالبی دارند و می‌فرمایند:‌ «وای به حال کسی که قبل از اینکه خودش را بسازد، مسئولیتی را قبول کند.» زیرا نتیجه خودسازی همان است که به وظایف خود به درستی عمل می‌کند. درعین حال متولیان فرهنگی هم باید به وظایف خود در زمینه بررسی آفت‌های و آسیب‌ها و ارائه راهکارهای نوین عمل کنند.

دکتر مخبر دزفولی دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی هم در مورد هدف تشکیل این نهاد در سال 63 می‌گوید: پس از انقلاب در عرصه فرهنگی چند مرحله طی شد، در مرحله اول،‌انقلاب پیروز شد و ساختارهای سیاسی نظام شکل گرفت و تا حدی امور، جریان طبیعی خود را آغاز کرد ولی دانشگاهها که باید کادرساز و تربیت کننده نیرو برای انقلاب و مدیریت کشور می‌بودند، بواسطه اینکه براساس مبانی اسلامی شکل نگرفته‌ بودند و اداره نمی‌شدند و به جایگاه نفوذ عناصر معاند و مخالف انقلاب تبدیل شده بودند و فضای آنها کاملاً سیاست‌زده شده بودند و درس و بحث اصولاً درس و بحث تعطیل شده بود.

وی افزاید: دانشگاههای تهران، تبریز، مشهد، شیراز، اهواز، رشت و بسیاری از جاهای دیگر به محل فعالیت‌ گروههای مختلف مسلح و نیز گروههای مختلف فکری مخالف همچون مجاهدین خلق، سوسیالیستها و گروههای چپ تبدیل شده بود. در این اوضاع و احوال و بخاطر اعتراضاتی که دانشجویان و اساتید مومن و متعهد انقلاب به این اوضاع داشتند و با نگرانی که امام راحل از جریان این امور داشت. انقلاب فرهنگی شکل گرفت.

دکتر مخبر دزفولی با بیان اینکه ستاد انقلاب فرهنگی در خرداد سال 59 تشکیل شد، اظهار می‌دارد: ستاد انقلاب فرهنگی برای سروسامان دادن به اوضاع دانشگاهها چه به لحاظ محتوای دروس و چه گزینش و تربیت استاد و دانشجو و نحوه مدیریت دانشگاهها شکل گرفت و بعد از اینکه این ستاد نزدیک به دو سال و نیم به اوضاع دانشگاهها پرداخت، برنامه‌های درسی ارائه شد و اساتید مومن و متعهد انتخاب و سرفصل دروس تعیین شد و دوباره دانشگاهها شروع به کار کردند. از اینجا بود که در حقیقت مرحله بعدی انقلاب فرهنگی یعنی ایجاد تحول در تمامی حوزه‌های فرهنگی آغاز شد و امام(ره) با ابراز رضایت از عملکرد ستاد و خدمات ارزنده‌ای که در مدت کوتاه عمرش ارائه داد، بمنظور تقویت فرهنگ اسلامی در سطح کشور ترکیب جدیدی به ستاد اضافه نمودند و شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 63 شکل گرفت.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی اضافه می‌کند: فلسفه وجودی انقلاب فرهنگی که در حقیقت تعمیق فرهنگ اسلامی و پالایش آن و همچنین ارتقای سطح علمی کشور برای استقلال در همه زمینه‌ها بود در دستور کار شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفت.

وی به فعالیتهای شورای عالی انقلاب فرهنگی هم اشاره می‌کند و می‌افزاید: به جرأت می‌توان گفت که در همه زمینه‌های فعالیت شورا؛ تحولات چشمگیری رخ داده است. به لحاظ علمی آنچه که اکنون در حوزه‌های پزشکی، نانوتکنولوژی، هسته‌ای و بسیاری از حوزه‌های دیگر به آن دست یافته‌ایم، در حقیقت نتیجه زیرساختها و بسترهایی است که شورای عالی انقلاب فرهنگی در مدت فعالیت خود فراهم کرده است. در طول این سالها و به خصوص دو سه سال اخیر، دستاوردهای بی‌شماری را در عرصه‌های مختلف علمی و پژوهشی از طرف اندیشمندان، محققان و جوانان کشور شاهد هستیم که با جدیت و تلاش مضاعف در حال پیگیری است و همه اینها علاوه بر توانایی و اراده محکم، بر اثر فراهم کردن بستر و زمینه‌های مناسب بوده است. البته با وضعیت ایده‌آل و مطلوب هنوز فاصله داریم و این نباید باعث شود ما دستاوردهای بزرگ انقلاب فرهنگی را ناچیز بشماریم.

دکتر مخبر دزفولی درباره علت آشنایی کم نسل جدید با شورای عالی انقلاب فرهنگی هم اظهار می‌دارد: ‌ما نباید یک دستگاه سیاستگذار و کلان‌نگری مثل شورای عالی که تصمیم‌گیر در حوزۀ علم و فرهنگ است را با دستگاههای اجرایی مقایسه کنیم. این شورا بیشتر با نخبگان در ارتباط است؛ ضمن اینکه همیشه شورای عالی در فضای آرام فعالیت کرده و کمتر وارد فضاهای جنجالی شده است و این به ماهیت کار فرهنگی برمی‌گردد که با جنجال و سروصدا سازگار نیست. البته منکر ضعف در حوزه اطلاع‌رسانی نیستیم برای همین یکی از برنامه‌های جدی ما، ارتباط فعالی و دوسویه است.

از زمان مسئولیت بنده، معاونت ارتباطات در دبیرخانه شورا شکل گرفته، با رسانه‌ها هم در حال برقراری ارتباط فعالی هستیم تا دستاوردهای این شورا را معرفی کنیم و ضمن اینکه از نقد سازنده و پیشنهادهای کاربردی و مناسب استقبال می‌کنیم.

وی در مورد چگونگی لازم‌الاجرا بودن مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی هم می‌گوید:‌بعد از تصویب موضوعی در شورای عالی انقلاب فرهنگی و با توجه به حضور رؤسای سه قوه و وزارتخانه‌های مختلف علمی و فرهنگی و دستگاههای مرتبط به صورت مصوبه درآمده و با امضاء رئیس‌جمهور به دستگاه‌های اجرایی موردنظر ابلاغ می‌شود. لذا با توجه به عضویت هر سه قوه، دستگاههای اجرایی و نمایندگان حقیقی که از طرف رهبری منصوب می‌شوند مصوبات این شورا لازم‌الاجرا است.

دکتر مخبر دزفولی در پاسخ به این سئوال که چرا شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره مسایل مبتلا به جامعه مثل اعتیاد، طلاق، بدحجابی، فقر، بیکاری، فحشا که صریحا ریشه فرهنگی دارد اقدامات عملی و علمی و پژوهشهای تحقیقاتی انجام نمی‌دهد، می‌گوید: ‌این مشکلات ناشی از مسائل مختلف و پیچیده است و نمی‌توان یک علت اصلی برای وجود آنها پیدا کرد و یک ارگان خاصی را مسئول حل و رفع آنها تعریف کرد. این مسائل هم بعد اقتصادی و هم فرهنگی و اجتماعی دارند و حتی متاثر از اوضاع و شرایط بین‌المللی است اما اینکه بخواهیم با این مباحث که مباحث اجتماعی است به صورت پروژه‌ای برخورد کنیم یک تصور کاملا غلط است شاید بتوان بعضی مسائل اجتماعی در مورد تعریف شاخصها و اندازه‌گیری آنها اتفاق نظری وجود ندارد و یا خیلی سخت است. مضافاً اینکه در مسائل مربوط به حوزه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، تعیین و بررسی دقیق عوامل، و ایجاد راهکار و اجرای آن و به طور کلی فراهم کردن شرایط آزمایشی و تجربه تقریبا سخت است و فضا و عوامل آن در حالت سیال و غیرثابت می‌باشند و لذا دقیقا نمی‌توان همان نتیجه‌ای را که از لابلای تحقیقات استخراج می‌شود در عمل انتظار داشت. اگر کار به این سادگی بود کشورهای مختلف این کار را انجام می‌دادند. که قدم اول همانطور که شما اشاره کردید می‌تواند انجام و سفارش پروژه‌های تحقیقاتی و بررسی ابعاد مختلف هر معضل فرهنگی و اجتماعی باشد و بعد با هماهنگی و همکاری کلیه عوامل و مجموعه‌های مرتبط به اجرای آنها پرداخت که در حال حاضر پشتوانه کارشناسی شورای عالی یعنی کمیسیون‌های مختلف آن، این کار با با همکاری دانشگاههای مختلف انجام می‌دهند. ابتدا باید یک مهندسی فرهنگی دقیق را بررسی نمود و با یک دید جامعه چنین معضلاتی را مهندسی فرهنگی کرد که این کار قطعاً همکاری و همیاری کلیه دستگاههای مسئول در حوزه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را می‌طلبد.